تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رفتار ناشایست خانواده همسرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مریم68
آخرین ارسال:مریم68
پاسخ ها 24

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

رفتار ناشایست خانواده همسرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    مریم عزیز من مشاور نیستم ولی فکر میکنم با آرامش یا خودت دلیل رفتاراشونو بپرسی یا از نامزدت بخوای که از خونواده اش دلیل رفتاراهای بدشونو بپرسه البته با احترام و آرامش . امید وارم.هر چه زودتر مشکلت حل بشه و خوشبخت ترین باشی.
    پاسخ با نقل و قول

  2. رفتار ناشایست خانواده همسرم  سپاس شده توسط mina71,محسن عزیزی

  3. ارسال:12#
    سلام،الیکا جان خانواده همسر من عادت کردند به این رفتارا یه بار 1 ماه نرفتم پدر همسرم به همه تذکر داد که کسی حق نداره به همسرم بی احترامی کنه اما بعد از چند وقت دوباره شروع شد دیگه خودم هم خسته شدم من هم آرزو دارم مادر همسرم منو دوست داشته باشه آرزو به دلم مونده 1 بار زنگ بزنه بهم بگه چرا نمیای بیا خونه ما یا اینکه 1 بار بگن چرا داری میری بمون وقتی من میگم خداحافظ اونا هم خداحافظی میکنند حتی نمیگن چرا داری میری بمون تعارف هم نمیکنند!!
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:13#
    مریم عزیزم انشالله مشکلتو با کمک خدا و همسرت و مشاوران عزیز این.سایت حل کنی.
    الان فقط به این.فکر کن.که همسرت تو.رو دوس داده و پشتته همیشه. منم با همسرم مشکل اساسی دارم و از طریق این سایت کمک خواستم تنها دلخوشی من که آرومم.میکنه و باعث صبرم شده این بوده که همسرم به من علاقه داره.
    برات خوشبختی آرزو میکنم.و از خدا میخوام مشکل هردومون.حل بشه.
    پاسخ با نقل و قول

  5. رفتار ناشایست خانواده همسرم  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  6. ارسال:14#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ممنون از همیاری خوب دوستان در این موضوع

    شما نوشتید که در جمع های خانوادگی خانواده ی همسرتون معمولا صحبت نمی کنید.

    همچنین نوشتید که یک دختر تحصیلکرده هستید که در منزل دست به سیاه و سفید نزدید. اما من میتونم دخترهای تحصیلکرده زیادی رو برای شما مثال بزنم که کار خونه رو به خوبی انجام میدن و عار هم نمی دونن. درسته که شرایط شما متفاوت بوده، اما الان باید بپذیرید که بخشی از زندگی شما هم خانواده همسرتون هستند. تلاش های شما برای نزدیک شدن به خانواده همسرتون قابل تقدیر هست. خیلی خوبه که به مادر مریض شوهرتون در خانه تکانی کمک کردید، با اینکه در دوران زندگی تون کمتر چنین کارهایی رو انجام داده بودید. اما همیشه توجه داشته باشید که متعادل باشید. یعنی چی؟

    یعنی اینکه حد رو نگه دارید. به طور مثال، برای خانه ت---- میتونستید به خواهرشوهرتون بگید که به شما کمک بکنه تا همه کارها به گردن شما نیفته

    صحبت نکردن شما در جمع های خانوادگی همسرتون، همچنین رفت و آمد کمتر شما به منزل آنها طبیعتا در منظر خانواده همسرتون احتمال اینکه تصور کنند پسرشون رو دارید ازشون می گیرید، تقویت خواهد کرد.

    تغییر دادن رویه شما میتونه کارساز باشه. شما میتونید همین کارهایی که دوست دارید مادرشوهر و خواهرشوهرتون در قبال شما انجام بدهند رو، (حتی با شدت بیشتر) در قبال اونها انجام بدید. مثلا دوست دارید بهتون تعارف بکنند و حداقل بگن اینجا بمون، شما خودتون از این فراتر برید. موقعی که ان شا الله عروسی کردید، وقتی مادرشوهر تشریف آوردن منزلتون و مثلا خواستن برن، شما با تعارف و اصرار بهشون بگید بمونید.

    در جمع های خانوادگی خانواده همسرتون هم شروع به صحبت کردن بکنید. بدون تردید برقراری ارتباط شما با خانواده همسرتون و صمیمی تر شدن شما با اونها، میتونه زمینه ساز حل بسیاری از مشکلات باشه

    راهکار مهم دیگر اینه که سطح توقعاتتون رو متناسب با شرایط بکنید. به این امر توجه داشته باشید که شرایط شما مشابه شرایط خانواده همسرتون نبوده، و بنابراین انتظارت خودتون رو تعدیل کنید.

    راه بعدی اینه که از مادرشوهرتون به خاطر تربیت پسرش تشکر و قدردانی کنید. تعاریف همسرتون از مادرش رو پیش مادرشوهرتون بازگو کنید. اگر بتونید با سیاست زنانه خودتون، به گونه ای رفتار و صحبت کنید که مادرشوهرتون احساس کنند شما قدردان ایشون هستید و نه رقیب شون، و اینکه احساس کنند شما رو میتونن مثل دختر خودشون بدونن، اوضاع متفاوت خواهد شد.

    اما در رابطه با بی احترامی هایی که به شما و همسرتون میشه، منتظر بودم که مثالهای عینی بزنید. به طور کلی، بی احترامی رو نباید با بی احترامی پاسخ داد، نباید با قهر و بی محلی هم پاسخ داد، و همچنین نباید در خود نگه داشت تا کینه بشه

    برای اینکه برخورد مناسب با بی احترامی ها رو شرح بدیم، نیازمند مثالهای مشخص شما در این باره هستیم.

    به این نکته هم توجه داشته باشید که قهر و گلگی شما از خانواده همسرتون نزد همسر، و یا درخواست شما برای قطع ارتباط و از این موارد، راهکارهای نادرستی هستند که کمکی در جهت حل مشکل نمی کنند و مخرب رابطه شما با همسر هم میتونن باشن. بهتره که مساله رو با روشهای بهتر حل کنید.

    خلاصه راهکارها تا بدینجا:

    1. حفظ تعادل در رابطه با خانواده همسر

    2. آنچه دوست دارید در رابطه با شما انجام بدهند، در رابطه با آنها انجام بدهید.

    3. تقویت رابطه بین خودتون و خانواده همسر، به خصوص مادرشوهر

    4. تعدیل انتظارات مطابق با شرایط

    و البته توجه داشته باشید که عجله نکنید و صبور باشید. درباره بی احترامی هم مثالهای روشن بزنید تا صحبت کنیم.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_04_21 در ساعت 00:58
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  7. رفتار ناشایست خانواده همسرم  سپاس شده توسط sokut

  8. ارسال:15#
    سلام،ممنون از جوابتون،اول از همه بگم من منظورم از کار این نبود مه عار میدونم یعنی اینکه خالصانه باهاشون جلو رفتم، لژ بی احترامات این که ببخشید من روم میگم،یکی اینکه بحث میشه به همسر من میگن از خونه بیرونی میکنیم مادرش میگه مفت میخوره باید بهش نون ندیم همسر من کارمند بانک یه پسر خوب خرج هم تو خونه زیاد میکنه اما کسی می‌بینه یا میگن میزنیم تو دهنت فکرشو کنید حتی خواهرش خلاصه من داغونم الان هم 2 روزه با همسرم قهرمان امشب هم واسه روز زن اومد واسم کادو هم گرفته بود اصلا منحلش نداشتم میخواست بره کادسوپ هم پس دادم چون با خانواده رفته بود منم از لجه اونا اینکارو انجام دادم!!
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:16#
    سلام،امشب روز زن بود همسرم اومد امشب خونمون اما من باهاش قهر بودم اصلا محلش نزاشتم میخواست بره کادوش هم پس دادم حالم خیلی بده!!:yuvuc61245342657:
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:17#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    روزتون مبارک باشه

    شما و همسرتون باید قدر همدیگر رو بیشتر بدانید. خیلی واضحه که به همدیگر علاقه زیادی دارید و این نعمت رو باید سعی کنید حفظ کنید.

    در اسرع وقت با همسرتون تماس بگیرید و از دلش در بیارید و حضورا هم پیشش برید و عذرخواهی کنید.

    همسرتون به قول خودتون پسر خوبیه و کمک حال خانواده اش هم هست. این خودش یک مزیت بزرگ برای یک مرد محسوب میشه و یک اطمینان بزرگ برای همسرش. مردی که نسبت به خانواده اش احترام می گذاره و احساس مسئولیت داره، نسبت به همسر و فرزندانش هم با احتمال بیشتری مسئولیت خواهد داشت.

    با توجه به مثالهاتون، خب ممکنه این نوع برخورد نشات گرفته از مسائل قدیمی، یا انتظارت بالا از تک پسرشون، یا ازدواج او و احساس اینکه او ازشون داره جدا میشه، و یا موارد دیگری از این قبیل باشه

    در هر صورت، شما در نظر داشته باشید که همسرتون به حمایت شما نیاز داره. اگر خانواده باهاش چنین برخوردی داشته باشند، و همسرش هم او رو به این دلایل نپذیره، تحمل این شرایط براش دشوار خواهد بود. خانواده همسرتون نیاز به زمان دارند تا شرایط شما و پسرشون رو بهتر درک کنند. احتمالا با عروسی و مستقل شدن شما، بخشی از مسائل حل بشوند.

    شما و همسرتون با هم قرار بگذارید که در هر جمعی که خانواده همسرتون حضور داشتند(و یا هر جای دیگری) خودتون از همدیگر حمایت کنید. به هم دلگرمی بدید و پشت هم باشید. انتظار نداشته باشید که همسرتون از خانواده اش دل بکنه که این واقعا انتظار نابجایی هست. در مقابل سعی کنید بدون کمترین بی احترامی به خانواده همسرتون، همسرتون رو احترام کنید. از خوبی هاش تعریف کنید در جمع، البته نه به گونه ای که حسادت رو بیشتر کنه، بلکه در این مورد هم باید متعادل عمل کنید.

    به همسرتون بگید که بهش افتخار می کنید و دوستش دارید. قدردان زحماتش باشید.

    در صورتی که در منزل خانواده همسرتون بحث خانوادگی پیش اومد، شما سعی کنید وارد بحث نشید و در صورت امکان محل رو ترک کنید(مثلا به اتاق دیگری برید).

    این قابل درکه که شما دوست دارید احترام همسرتون رو حفظ کنند، اما فراموش نکنید که اولین کسی که این مهم رو باید انجام بده خود شما هستید؛ پس، با همسرتون همراهی کنید تا به شما بیشتر دلگرم بشه. اصلا هم بدگویی خانواده اش رو پیشش نکنید، و تغییرات مثبت رو ببینید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  11. رفتار ناشایست خانواده همسرم  سپاس شده توسط مریم68

  12. ارسال:18#
    سلام آقای عزیزی ممنون از راهنماییتون حرفاتون خیلی تاثیر گذار بود تصمیم گرفتم خودم تغییر کنم چون خودم دارم داغون میشم فعلا قهرم آشتی کردم تمام این موارد رو عمل میکنم من غرورم اجازه نمیده بهش زنگ بزنم همیشه همسرم پیشقدم میشه البته اون اصلا قهر نمیکنه این اولین باره از من ناراحت شده و از دیشب بهم زنگ نزده!!
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:19#
    سلام عزیزم
    بهش زنگ بزن .منم مثل شما همش میترسم غرورم بشکنه اما یکبار این کارو انجام بده چیزی نمیشه .مطمئن باش که همسرت از این کارت خوشحال میشه.مطمئن باش اگه این کارو آقایون با ما خانم ها انجام بدن یه روز که کمه یک هفته ناراحتیم پس خودت پیش قدم شو.
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:20#
    سلام،مینا جان خودش زنگ زد امشب اومد به بهانه شناسنامه میشناسمش من سنگدلم اما اون دلش طاقت نمیاره این اولین بار بود اونم بخاطر اینکه دیشب کادوشو پس دادم ناراحت شد آخه مینا جان من بخاطر خانوادش حرصمو سر این خالی میکنم!!
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •