تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




٭ درد و دل با زبان شعر ٭ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:شبرنگ
آخرین ارسال:شبرنگ
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

٭ درد و دل با زبان شعر ٭

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    شبرنگ آواتار ها





    سلام ای ناله ی بارون، سلام ای چشمای گریون، سلام روزای تلخ من ... و سلام به نگاه گرم و مهربونتون ....



    درد و دل هاتون رو تا بحال به زبان شعر بیان کردین؟ اگر نه.. از همین حالا میتونین اون قسمت از شعرهایی که بیشتر به حال و هوای این روزاتون شبیه ر
    و جدا کنین و درد و دلی شاعرانه داشته باشین ...

    منتظر درد و دل شاعرانتون هستم ، اما سعی کنین شعر هایی رو انتخاب کنین که مناسب باشه. سپاس


    .
    پاسخ با نقل و قول

  2. ٭ درد و دل با زبان شعر ٭  سپاس شده توسط anahid,nafasebahar,Rosa

  3. ارسال:2#
    شبرنگ آواتار ها
    روزای خوبی پشت این روزای من نیست / حس میکنم احساسمو از دست دادم

    آغوش تو میراث من از زندگی بود / حس میکنم میراثمو از دست دادم

    تنهایی من اتفاق تازه ای نیست ...

    پاسخ با نقل و قول

  4. ٭ درد و دل با زبان شعر ٭  سپاس شده توسط nafasebahar

  5. ارسال:3#
    شبرنگ آواتار ها
    من که پشتم به خودت گرمه و باز هرچه این راهو میام نمیرسم

    نکنه دستمو ول کردی که برم که به هرچی که میخوام نمیرسم


    شایدم من اشتباهی اومدم که در بسته رو وا نمیکنی

    من به این سادگی دل نمیکنم از تو که منو رها نمیکنی

    پاسخ با نقل و قول

  6. ٭ درد و دل با زبان شعر ٭  سپاس شده توسط nafasebahar

  7. ارسال:4#
    شبرنگ آواتار ها
    چه آرامش دلچسبی تماشای تو بهم میده، تو ایده آل ترین خوابی که بیداری من دیده

    نه نمیذارم که فردا یه لحظه از تو خاای شه، تو بدم بشی معنای بدی واسم عوض میشه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ٭ درد و دل با زبان شعر ٭  سپاس شده توسط nafasebahar

  9. ارسال:5#
    tamana... آواتار ها
    ای راحت جان من کجایی؟
    در بردن جان من چرایی؟
    جرم دل عذر خواه من چیست؟
    جز دوستیت گناه من چیست؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ٭ درد و دل با زبان شعر ٭  سپاس شده توسط anahid,nafasebahar

  11. ارسال:6#
    شبرنگ آواتار ها
    تو دریایی و من همش فکر آب....


    همه چی بجز تو سراب ، سراب


    سر راه دریا نشونی بذار، واسه این دل تنگ خونه خراب


    پر از خواهش و التماسه چشام


    میخوام هر چی میخوامو از تو بخوام


    دلم مث هر سال حاضر شده میخوام با همین دل سراغت بیام....
    پاسخ با نقل و قول

  12. ٭ درد و دل با زبان شعر ٭  سپاس شده توسط anahid,nafasebahar

  13. ارسال:7#
    آسمان دل من باز ابریست
    چه کنم آه دلم بی جا نیست
    گله مند است ازین کار خدا
    قدرت درک خدا در من نیست
    ناله و آه و فقان از این دل
    قدر صبری ست که آن در من نیست
    این همه رنج و مشقت های سخت
    حکمت کار خدایم در چیست ؟؟؟


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  14. ٭ درد و دل با زبان شعر ٭  سپاس شده توسط nafasebahar

  15. ارسال:8#
    hojjat آواتار ها
    اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم
    حالا که سهم من نشدی کم بیاورم
    دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم
    تا روی زخمهـــای تـــو مرهم بیـاورم
    میخواستم که چشم تو را شاعری کنم
    امّا نشد کــــه شعــــر مجسم بیــــاورم
    دستم نمی رسد به خودت کاش لااقل
    می شد تــــو را دوباره به شعرم بیاورم
    یادت که هست پای قراری که هیچ وقت.....
    میخواستم برای تــــو مریـــــم بیاورم؟
    حتی قرار بود که من ابر باشم و
    باران عاشقانـــه ی نم نم بیاورم
    کلّــی قرار با تــــو ولی بی قرار من
    اصلا بعید نیست که کم هم بیاورم ......
    اما همیشه ترسم از این است٬ مردنم
    باعث شود بـــه زندگیت غـــــم بیــاورم
    حوّای من تو باشی اگر٬ قول میدهم
    عمراً دوباره رو به جهنّـــــم بیاورم
    خود را عوض کنم و برایت به هر طریق
    از زیــــر سنگ هم شده٬ آدم بیــــاورم
    بگذار تا خلاصه کنم٬ دوست دارمت
    یا باز هـــم بهــــانه ی محکم بیاورم؟

    یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
    طلب عشق ز هر بی سر وپایی نکنیم. . . .
    پاسخ با نقل و قول

  16. ٭ درد و دل با زبان شعر ٭  سپاس شده توسط anahid

  17. ارسال:9#
    hojjat آواتار ها
    گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
    سالها هست که از دیده‌ی من رفتی لیک
    دلم از مهر تو آکنده هنوز
    دفتر عمر مرا
    دست ایام ورقها زده است
    زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست
    در خیالم اما
    همچنان روز نخست تویی آن قامت بالنده هنوز
    در قمار غم عشق
    دل من بردی و با دست تهی
    منم آن عاشق بازنده هنوز
    آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
    گر که گورم بشکافند عیان می‌بینند
    زیر خاکستر جسمم باقیست
    آتشی سرکش و سوزنده هنوز

    یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
    طلب عشق ز هر بی سر وپایی نکنیم. . . .
    پاسخ با نقل و قول

  18. ٭ درد و دل با زبان شعر ٭  سپاس شده توسط anahid

  19. ارسال:10#
    hojjat آواتار ها
    من از یک شکست عاشقانه می آیم. بگذار همه برای این اعتراف تلخ
    سرزنشم کنند.سرزنش هایشان را خواهم پذیرفت به بهانه تولد حقایق
    غم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند .شکست ن
    ه برای پنهان کردن است و نه بهانه پنهان شدن.
    آری من شکست خویش را از بلندای بلندترین قله ها و با صدایی هر چه
    محزون تر به محزونی آواز نی لبک چوپان پهن دشت بی انتهای تنهایی
    فریاد خواهم زد.
    میگویند از طلوع صبح بنویس و نیز از آفتاب. ومن چگونه از خورشید
    بنویسم زمانی که باران غم هجران تو پی در پی بر پنجره چشمانم
    میزند .
    پس از آن روز جدایی و فراق به دل بیقرارو بیچاره ی خود گفتم که باید
    نفش شکستی تلخ و تیره را در خاطرات سپید خود با رنجی تیره تر
    آذین کند.
    آه ای مریم من ، ای مریم شبهای تارم ، ای تمامت هم خوبی و ای
    وجودت همه یاس ، بی تو همچون فاخته ای در زمستانی سرد،
    بنشسته بر شاخه درختی فرد چشم به راه آشنایی از دیار
    غریبستانم.
    یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
    طلب عشق ز هر بی سر وپایی نکنیم. . . .
    پاسخ با نقل و قول

  20. ٭ درد و دل با زبان شعر ٭  سپاس شده توسط anahid

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •