هماهنگى انتظارات با واقعيت ها

اگر نگرش انسان به زندگى، واقع گرايانه باشد، انتظارات او از زندگى نيز واقع گرايانه خواهد بود و در پى آن ، احساس او از زندگى نيز واقع بينانه خواهد شد . شايد بتوان گفت كه «هماهنگى انتظارات با واقعيت ها» كلانْ شرط شاد زيستن و رضايت از زندگى است . ناهماهنگى ميان انتظارات و واقعيت ها، موجب دوگانگى شده ، تضادهاى بنيادينى به وجود مى آورد كه زيان آن ، جبران ناپذير است . هرگز از يك كودك نمى توان انتظار بزرگ سالى داشت و از يك بزرگ سال نمى توان انتظار كودكى داشت . از يك زن نمى توان انتظار مرد بودن داشت و از يك مرد نمى توان انتظار زن بودن داشت . از دانش آموز دبستانى نمى توان انتظار پاسخگويى به سؤالات كنكور را داشت و يك دانش آموز پيش دانشگاهى، انتظار ندارد كه امتحان دبستان از او بگيرند و ... . شرط موفقيت اين است كه انتظار ما از هر گروه ، مطابق شرايط و مقتضيات همان گروه باشد. در بحث رضايت از زندگى نيز همين گونه است . رضايت از زندگى هنگامى شكل مى گيرد كه انتظار ما از زندگى ، واقع گرايانه باشد . بدون انتظار واقع گرايانه نمى توان زندگى موفقى داشت . «ناكامى» ، پيامد ناهماهنگى ميان انتظارات و واقعيت هاست كه به افسردگى و نارضايتى تبديل مى شود . پس بايد انتظارى واقع گرايانه داشت و البته انتظار واقع گرايانه ، متوقّف است بر شناخت صحيح از زندگى و دنيايى كه در آن زندگى مى كنيم. به بيان ديگر ، ما اكنون در اين دنيا زندگى مى كنيم و در هر مسئله اى بايد اين واقعيت را مورد توجّه قرار دهيم كه دنيا قوانين خاص خود را دارد . اين قوانين ، توسط ما وضع نشده و به دلخواه ما نيز تغيير نخواهد كرد . پس بايد قوانين آن را به خوبى بشناسيم ، تا به موفقيت دست يابيم . به عنوان مثال ، قوانين فضا با قوانين زمين ، متفاوت است . فضانوردان بدون توجّه به قوانين فضا نمى توانند سفر موفّقى داشته باشند . ما نيز در اين دنيا زندگى مى كنيم و بديهى است كه موفقيت در اين زندگى و پشت سر گذاشتن سختى هاى آن ، بستگى به شناخت واقعى از دنيا دارد . اگر دنيا را با همه سختى هايى كه ممكن است داشته باشد ، آن گونه كه هست بشناسيم ، مى توانيم به راحتى در آن زندگى كنيم . زندگى راحت ، در گرو شناخت دنياست . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در باره اين اصل مى فرمايد:

لَو تَعلَمونَ مِنَ الدُّنيا ما أعلَمُ لاَستَراحَت أنفُسُكُم مِنها . [شعب الايمان ، ج7 ، ص286 ، ح10330 ؛ المستدرك على الصحيحين ، ج3 ، ص728 ، ح6640 ؛ كنز العمّال ، ج3 ، ص194 ، ح6130 ]

اگر از دنيا آنچه را من مى دانم ، شما هم مى دانستيد ، جان هاى شما از آن ، احساس راحتى مى كرد .

با توضيحاتى كه داده شد ، اكنون بهتر مى توان به عمق كلام امام على عليه السلام دست افت . امام على عليه السلام درباره نقش تعيين كننده و محورى «شناخت دنيا» مى فرمايد:

مَن عَرَفَ الدُّنيا ، لَم يَحزَن لِلبَلوى . [شرح نهج البلاغة ، ابن أبى الحديد، ج20، ص271، ح137]

هركس دنيا را بشناسد، از بلاهاى آن اندوهگين نمى شود .

همچنين آن حضرت در كلام ديگرى مى فرمايد: مَن عَرَفَ الدُّنيا لَم يَحزَن عَلى ما أصابَهُ . [غرر الحكم ، ح2258 ؛ عيون الحكم والمواعظ ، ص435]

كسى كه دنيا را بشناسد، به خاطر مصيبت هاى آن غمگين نمى شود .

مصيبت ها و بلاها از زمينه هاى بسيار مهم در نارضايتى اند . اندوه و افسردگى و نارضايتى ، از پيامدهاى بلاهاى زندگى به شمار مى روند و امام على عليه السلام بر اين اصل تأكيد دارد كه اگر كسى دنيا را آن گونه كه هست بشناسد ، از سختى هاى آن ، اندوهگين و ناراضى نمى شود . حضرت نمى فرمايد كه دنيا بايد جاى خوشى ها باشد و نمى فرمايد كه تصوّر كنيد دنيا پر از خوشى و راحتى است ، بلكه مى فرمايد اگر دنياشناسى تان واقعى باشد ، با وجود سختى ها و با اقرار به وجود آنها ، باز هم احساس ناراحتى و نارضايتى به شما دست نخواهد داد . آموزه هاى زندگى ساز دين ، انسان را به گونه اى تربيت مى كند كه در اوج سختى ها و در عمق گرفتارى ها نيز نااميد و افسرده نخواهد شد.

رضايت از زندگي عباس پسندیده