تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ازدواج با فامیل یا ازدواج با شناخت(ترس از آینده)!!!!! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mari6173
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 4

ازدواج با فامیل یا ازدواج با شناخت(ترس از آینده)!!!!!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.دختری ۲۵ ساله هستم.به مدت ۶ سال تو یه رابطه برای ازدواج بودم.ایشون همکلاس دانشگاهی من بودند.از اول رابطه اختلاف فرهنگی داشتیم.خونواده ایشون نسبت به من مذهبی هستند.ایشون خودشون هم خیلی معتقد هستند.خودم چنین خصوصیتی رو دوست داشتم اما ایشون به مرورزمان سعی کردند منو از لحاظ پوشش تغییر بدهند.من خیلی سعی کردم که تغییرکنم اما الان چندماه اخیر احساس میکردم تحمل این شرایط دیگه سخت شده و از طرفی به دلیل همین علاقم بهشون کم شد.بعد از یه مدت تصمیم به جدایی گرفتم اما ایشون مانع شدند و گفتند که من رو در پوشش آزاد میذارند.الان حدود یک ماه از این قضیه میگذره.من به حرفش تا حدی اعتماد دارم اما ۱۰۰ درصد نیست چون ترس از این دارم که این تغییر ناشی از احساسات باشد.واسه همین از آینده میترسم.و مشکل دیگه اینه که خونواده ایشون خیلی مسن هستند و احتیاج به ایشون دارند.من در آینده در محلی نزدیک به خونوادشون باید زندگی کنم.خودشون میگن که جز احترام و محبت توقعی دیگه از من ندارند و واسه خونوادشون پرستار میگیرند.اما من ترس از این دارم که توقعی بیشتر داشته باشند و من از لحاظ شخصیتی جوری نیستم که بتونم هرکاری کنم.راستش این دو موضوع منو به شک انداخته.از طرفی پسرعمه من ازم خواستگاری کرده.ایشون همسن من هستند و از لحاظ فرهنگی مشابه هستیم.ایشون یه خواهر دارند که ناشنواست و مشکل ژنتیکی حتی در فامیل درجه دوم هم دارند.و اینکه من هیچ شناختی نسبت بهشون ندارم چون ایشون تهران هستند و ما شهرستان بخاطرهمین رابطه نزدیکی که باعث شناخت بشه نداشتیم.اما خونوادم اجازه اینکه نامزد باشم بهم میدن.تنها دلیل نگرانی من مشکل ژنتیکی هست.تا یه حدی هم دنبالش بودم متوجه شدم که ازدواج با ایشون ریسک داره.اما شرایطی دارند که واسه من واقعا مهم هستن مثل شباهت فرهنگی و اینکه من خودم همیشه دوست داشتم در آینده در تهران زندگی کنم.لطفا من رو در انتخاب صحیح راهنمایی کنید....ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ما پیشنهاد نمی کنیم که دو گزینه رو همزمان مورد بررسی قرار بدهید، چرا که موجب سردرگمی شما و بلاتکلیفی خواستگاران خواهد شد.

    بهتر اینه که هر کدام از این دو خواستگار رو جداگانه بررسی کنید.

    ممکنه در این بررسی متوجه بشید که هر یک از این دو شرایط نسبی شما برای ازدواج رو دارا هستند.

    این امکان هم وجود داره که هیچکدام شرایط رو نداشته باشند.

    شما باید بتوانید اولویت های اصلی خودتون رو در نظر بگیرید. به طور مثال تشابه فرهنگی و اعتقادی یکی از ملاکهای عمده برای ازدواج هست. ممکنه نمره ای که به این ملاک داده میشه، در انتخاب شما بسیار حائز اهمیت باشه. در عین حال شاید مثلا تحصیلات برای شما نمره پایین تری داشته باشه

    در شرایط شما، باید دانست که هرگونه تصمیم عجولانه ناروا هست. شش سال رابطه، احتمال داره که وابستگی های عاطفی ایجاد کرده باشه و شاید آمدن خواستگار جدید و دارا بودن برخی ملاکهای عمده شما، منجر به تصمیم گیری سریع شما بشه

    پیشنهاد من اینه که خواستگاری پسر عمه تون از شما مقداری تاخیر توش بیفته تا شما تصمیم نهایی تون رو راجع به خواستگار قبلی اتخاذ نمایید.

    خب دو مورد درباره ایشون در شما ایجاد تردید کرده که باید بررسی بشن:

    1. تلاش ایشون برای تغییر دادن پوشش شما که میتونه مبنای فرهنگی اعتقادی داشته باشه؛ یعنی اینکه بحث صرفا پوشش نیست و باید مسائل دیگر در این باره هم بررسی بنشوند.

    2. مسن بودن والدین ایشون و شرایط خاصشون و اینکه آیا شما ظرفیت پذیرش این شرایط رو خواهید داشت یا خیر

    ابتدا درباره مورد نخست صحبت می کنیم.

    اعتقادات هر فردی از جمله مواردی است که با همه جوانب زندگی ارتباط پیدا می کند. اعتقادات یک مجموعه هست، مجموعه ای از عقاید که فرد همراه با خودش داره. تناسب اعتقادی برای ازدواج از این جهت حائز اهمیت هست که دو طرف دارن با این مجموعه اعتقادی زندگی می کنند و نمیشه اونها رو از اعتقاداتشون جدا پنداشت. افراد هم از آنجا که با اعتقاداتشون بزرگ شدند و دارند زندگی می کنند و احتمالا بنا به دلایلی که برای خودشون لااقل موجه هست، اونها رو کسب کرده اند، خیلی بعیده به راحتی دست از اعتقاداتشون بردارند؛ مگر اینکه دلایلشون برای داشتن این اعتقادات به قدری سست باشه که مثلا حاضر بشن به خاطر دوست داشتن کسی یا مثلا با گرفتن باج از کسی، اونها رو کنار بگذارند. معمولا هم کسانی که عاشق میشن و میگن به خاطر عشقم حاضرم مثلا فلان کار رو بکنم یا نکنم، پس از گذشت مدتی، به همون اعتقاد قبلی برمیگردند. حالا در این بین ممکنه یه موقع اتفاق خاصی پیش بیاد یا فرد با یک منطق قویتر مواجه بشه و اعتقاد خودش رو مورد بازنگری قرار بده. پس باید این نکته مهم رو دانست که اعتقادات افراد، به خصوص اگر براشون دلایل موجه داشته باشند، به این آسانیها قابل تغییر نخواهند بود.

    باید بررسی بشه که میزان تشابه و تفاوت اعتقادی فرهنگی شما و ایشون چقدر هست. مثلا در رابطه با نماز، روزه، خمس و زکات، روابط با نامحرم، حجاب و ...

    لطفا در این باره به شکل عینی و مشخص و با زدن مثالهای روشن توضیح بدهید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  3. ازدواج با فامیل یا ازدواج با شناخت(ترس از آینده)!!!!!  سپاس شده توسط ثریا92

  4. ارسال:3#
    سلام.خیلی ممنون از توضیحتون....راستش ما از اول تو مسیله فرهنگی با هم خیلی مشکل داشتیم.مخصوصا طرز پوشش و حجاب.من بخاطر علاقه ای که داشتم خیلی سعی کردم کنار بیام اما الان احساس میکنم خودم رو فدای احساساتم کردم.الان که موضوع جدایی رو مطرح کردم ایشون گفتن که از این موضوع میگذرند چون بنظرشون من خصوصیات خوبی دارم که ارزش اینو داره که از این موضوع بگذرند.راستش باور کردنش سخته.چون تو این چند سال من وقتی ازشون میخواستم که با من کنار بیان جز نه چیزی نمیگفتن.همیشه به من میگفتن که حاضر نیستن پا روی اعتقاداتشون بذارن اما الان که ازشون میپرسم میگن که هرکسی مسءول اعتقادات خودشه.واقعا اگه تو زندگی مشترک اگه ایشون باز با من همون رفتار رو کنن تحمل زندگی واسم خیلی سخت میشه.از طرفی وقتی بحث یا حرفی بینمون پیش میاد ایشون توهین میکنن به من.من این موضوع خیلی واسم مهمه.همیشه دوست داشتم همسرم بهم احترام بذاره.هر وقت هم بهشون میگم معذرت خواهی میکنه.بنظرتون این رفتارا قابل تغییره؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    شما ایشون رو همینجوری که الان هستند باید ارزیابی کنید.

    اعتقادات و همچنین فرهنگ در تمامی جنبه های زندگی مشترک بروز و ظهور دارند. از پوشش گرفته تا روابط اجتماعی، تا تربیت فرزندان و بسیاری موارد دیگر

    اگر اختلاف شدید هست، باید تامّل بسیار بیشتری داشته باشید، چون این مساله خیلی حائز اهمیت هست.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  6. ازدواج با فامیل یا ازدواج با شناخت(ترس از آینده)!!!!!  سپاس شده توسط حسینی

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •