تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل من با همسرم . نیاز به کمک شما دارم. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:elika_irani
آخرین ارسال:elika_irani
پاسخ ها 74

صفحه‌ها (8): صفحه 5 از 8 نخستنخست ... 34567 ... آخرینآخرین

مشکل من با همسرم . نیاز به کمک شما دارم.

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:41#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام الیکا خانم

    به تالار همیاری خوش آمدید

    از راهنمایی های خوب دوستان عزیزمون سپاسگزاری می کنم و به شما هم بابت صبر و عشق و از خودگذشتگی و تلاشتون برای حل مسائل تبریک میگم.

    گرچه تا حدودی مساله مشخص شده، اما هنوز ابهاماتی در این باره باقی هست.

    همسرتون خواهر یا برادر دیگری هم دارند؟ فرزند چندم هستند؟

    آیا این رفتارها در دیگر فامیلهای نزدیک به همسرتون هم مشاهده شده یا میشه؟

    سبک رفتاری همسرتون با مادرش چگونه هست؟

    در محل کار چگونه برخورد میکنه؟

    دوستانش او رو چگونه فردی ارزیابی می کنند و کدوم ویژگی های شخصیتی اش رو برجسته می دانند؟

    آیا میتونید علائمی رو که قریب الوقوع بودن کتک زدنش رو نشون بدن تشریح کنید؟(اینها غیر از موارد زمینه سازی چون تماشای فیلمهای خشن هستند). مثلا اینکه تغییری در چهره اش ببینید، یا حس کنید داره ناراحت میشه. در این مواقع واکنشتون چیه؟ چقدر طول میکشه تا به مرحله عصبانیت شدید برسه؟ تا به حال، شدیدترین حالتی که داشتند چگونه بوده؟ آیا امکان پرتاب اشیای خطرناک در این مواقع از سوی ایشون هست؟

    به جز تماشای فیلمهای خشن، چه مواقعی کنترلشون رو از دست میدن؟

    آیا اگر مثلا امروز صبح پرخاش کنه، عصر یادش هست که این کار رو انجام داده؟

    پدر و مادر همسرتون از هم جدا شدند یا اینکه تا پایان با هم زندگی کردند؟

    اینها سوالاتی درباره همسرتون هستند که خود شما مستقیما میتونید بهشون پاسخ بدید؛ اما برخی اطلاعات هم مربوط به گذشته همسرتون میشن؛ بنابراین بهتره از طریق مادر همسرتون، بدون اینکه همسرتون متوجه بشن، درباره پدر همسرتون اطلاعاتی کسب کنید. مطمئن باشید مادرشوهرتون وقتی کبودی های بدن شما رو می بینند، متوجه میشن چه اتفاقی افتاده، هر چند که شما انکار کنید. خدا رو شکر نوشتید که ایشون خانم مهربان و خوبی هستند. برای اینکه بهتر بشه مساله رو ریشه یابی و ان شا الله حل کرد، رابطه نزدیک شما با مادرشوهرتون و کسب اطلاعات دقیق بسیار حائز اهمیت هست.

    به گونه ای که صلاح می دونید، با ایشون سر صحبت رو باز کنید و از همون ابتدا تاکید کنید که این حرفها بین خودتون بمونه. به ایشون اطمینان بدید که برای حل مشکل قصد دارید باهاشون صحبت کنید و کسب اطلاعات نمایید و نه برای ترک پسرشون. اطمینان ایشون رو جلب کنید و درباره رابطه شون با همسرشون سوال کنید. اینکه چرا و چه میزان و چگونه همسرشون عصبانی می شدند و اینکه آیا این عصبانیت و این شیوه رفتار در خانواده همسرشون سابقه داشته یا نه؟ درباره شیوه رفتاری پدرشوهرتون با شوهر شما و همچنین شیوه رفتاری مادرشوهرتون کسب اطلاع کنید. درباره اینکه همسرتون از چه زمانی بدرفتاری های پدرش با مادرش رو دیده و عکس العملش در دوران کودکی و بزرگسالی چگونه بوده؟ رابطه اش با پدرش چگونه بوده و همینطور با مادرش؟ اگر برادر یا خواهری داره، با اونها چطور؟

    تا پیش از کسب اینگونه اطلاعات از مادرشوهرتون، اطلاعاتی رو که خودتون میدونید و کمک کننده هستند رو لطفا بیان کنید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. مشکل من با همسرم . نیاز به کمک شما دارم.  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,m1392,maryam.azadeh,ویونا شاکری

  3. ارسال:42#
    سلام آقای دکتر خیلی ممنون از پاسختون.
    همسرم تک فرزنده.
    با خونواده ی پدریش ارتباط زیادی نداره بجز عمش . میگه از بقیه عموهاش خوشش نمیاد. قبلا از مادر همسرم شنیدم که عموهاش از پدرش طرفداری میکردن و هیچ واکنشی برای نصیحت برادرشون که کارای زشتی انجام میداد نشون نمیدادن.ولی عمشو دوس داره و باهاش در ارتباطه میگن ایشون همیشه با برادرش مقابله میکرده به خاطر رفتاراش.
    با مادرش مهربونه و خیلی دوسش داره. زیاد بهشون سر میزنیم.و در کل رابطه ی ارتباطی خوبی دارن.
    سر کارش زیاد نرفتم ولی میدونم سر کار خشک و جدیه و کارمنداش ازش حساب میبرن.
    با یکی دوتا از دوستاش فقط خیلی صمیمیه. فک میکنم این که محل کارد جدیه و بیرون شوخ و صمیمیه (واقعا هم در حالت عادی مهربون و شوخه ولی موقع خشونت هاش ترسناک میشه که دوستاش ازین مسءله اطلاعی ندارن!)
    نه حرکت خاصی نمیکنه که بفهمم یک آن عصبی میشه .بعضی وقتا چیزایی اونو یاد گذشته میندازه که فکرشم نمیکنم.
    اگه کم عصبی بشه میتونم کنترلش کنم و نذارم بره به گذشته. در بقیه موارد هم.سعی میکنم آرومش کنم ولا چون موفق نمیشم.ترجیح میدم.از دستش فرار کنم تا خودش آروم شه. حالت خیلی عصبیشم معمولا ده پونزده دقیقه بیشتر طول نمیکشه. شدید ترین حالتش سال اول ازدواجمون اتفاق افتاد که دیوونه شده بود تقریبا. بعد اینکه منو ول کرد رفت بیرون شیشه ی ماشینو شکسته بود.معمولا چیزی پرت نمیکنه.مگر وسیله ای ببینه که یاد پدرش میفته اونو پرت میکنه.تا حالا چیزی بجز این ندیدم.
    اشیا یا حرفایی که اونو یاد پدرش بندازه باعث میشه بره به گذشته. درمواقع دیگه که به دلایل دیگه ای عصبی بشه خشونت زیادی نشون نمیده و نمیزنه.
    بلافاصله وقتی برگروه خونه عذر خواهی میکنه ولی اگه بعدا جای کبودی ببینه یا اگه متوجه بشه احساس درد میکنم نمیدونم عمدی یا واقعا فراموش میکنه میپرسه اینجات چی شده؟! بعد که جواب میدم خودت باعث شدی یادت نیست؟ دوباره شروع میکنه به معذرت خواهی.
    نه جدا نشدن . تا 18 سالگی همسرم ، بخاطر ترس ازدست دادن پسرشون جدا نشدن ( ممکن بود پدر همسرم، حضانت پسرشو بگیره ( بعد از اون سن هم مادر همسرم طلاق نگرفت فکر میکرد که این همه ساله طلاق نگرفته الان تو این سن بخواد طلاق بگیره مردم چی میگن و در خانوادشون هم طلاق چیز خیلی بدی تلقی میشده.پدر همسرم ،همسرمو تا 19-20 سالگی میزده بعد اون هم بیمار میشه و زمین گیر و دیگه نمیتونه دست رو همسر و مادر همسرم بلند کنه.
    حتما اینارو میپرسم از مادر همسرم. خانوم منطقی هست مطمءنم به همسرم چیزی نمیگه.
    و فراموش کردم اینم بگم که همسرم وقتی میبینه پدر من به من محبت میکنه وقتی به خونه برگردیم بعضا دوباره به یاد گذشته اش میفته و ...
    ممنون از شما.
    ویرایش توسط elika_irani : 2014_04_21 در ساعت 09:29 دلیل: غلط املایی
    پاسخ با نقل و قول

  4. مشکل من با همسرم . نیاز به کمک شما دارم.  سپاس شده توسط m1392

  5. ارسال:43#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام

    دوست عزیز رفتارای شما نشات گرفته از شخصیت شماست .

    اما پیشنهاد من این هست که شما و همسرتان حتما به مشاور خانواده مراجعه کنید.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  6. مشکل من با همسرم . نیاز به کمک شما دارم.  سپاس شده توسط A@92,m1392

  7. ارسال:44#
    آقای برزگر ممنون از شما ولی اصلازیر بار نمیره. دنبال راهیم که قانعش کنم بریم.مشاوره.
    پاسخ با نقل و قول

  8. مشکل من با همسرم . نیاز به کمک شما دارم.  سپاس شده توسط A@92,m1392,سحر1122

  9. ارسال:45#
    آقای دکتر من با مادر همسرم صحبت کردم.گفتن میدونستن که همسرم منو میزنه ولی دلیلشو نمیدونستن و نمیپرسیدن وقتی من انکار میکردم به خاطر اینکه فک میکردن با پرسیدنشون ممکنه من فک کنم دارن دخالت میکنن . قول دادن به همسرم چیزی نگن تا بلکه با کمک هم همسرمو راضی به رفتن به مشاوره کنیم.
    گفتن از وقتی همسرم خیلی بچه بود حدودا 3-4 ساله همسرشون ایشونو میزده.به دلایل مختلف . گفتن کارای غیر متعارف انجام میدادن و وقتی مادرشوهرم اعتراض میکردن ایشونو میزدن.
    وقتی همسرم کمی بزرگتر شد وقتی مادرشوهرمو میزدن به پدرش اعتراض میکرد که باعث میشد خودشم از پدرش کتک بخوره.بعد ازون که به سن نوجوانی رسید با پدرش مقابله میکرد و نمیذاشت پادرش و یا خودشو بزنه که بعضی وقتا موفق نمیشد ولی معمولا میتونست خودشو مادرشو نجات بده. تا اینکه پدر همسرم زمین گیر و بیمار میشه و دیگه نمیتونه ایندورو اذیت کنه .
    مادرشوهرم گفتن ایشون مرد خشنی بودن و معمولا تو کلامشون مهرو محبت نبود و فک میکردن همینکه نیاز مالی خونواده رو برطرف میکنن میکنه کافیه و گفتن همسر من از کودکی چون شاهد این رنجش ها بوده و محبتی از پدرش ندیده بود از پدرش متفر بوده و هست.
    تو خونواده شون برادر های پدر همسرم(عموهای همسرم) هم همون رفتار های نامتعارفو داشتن ولی همسراشون باهاشون مخالفت نمیکرد و مشکلی بوجود نمیومد .
    درمورد رابطشون گفتن با علاقه ازدواج کرده بودن و این رفتارها چن سال بعد ازدواج درایشون ظاهر شد که باعث از دست دادن علاقشون نسبت به همسرشون شدن و فقط به خاطر پسرشون و آبروی خونوادگیشون تقاضای طلاق نکردن.
    ممنون از شما
    پاسخ با نقل و قول

  10. مشکل من با همسرم . نیاز به کمک شما دارم.  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,m1392,mina71,محسن عزیزی,ویونا شاکری

  11. ارسال:46#
    سلام عزیزم
    واقعا خانومی مثل شما رو باید تحسین کرد با این همه صبری که داری . امیدوارم که مشکلت زودتر حل بشه . حتما با کمک مادر همسرتون میتونید همه چی رو درست کنید .
    پاسخ با نقل و قول

  12. مشکل من با همسرم . نیاز به کمک شما دارم.  سپاس شده توسط A@92,m1392

  13. ارسال:47#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام

    دوست عزیز شوهر شما در کودکی بدون دلیل کتک میخورده و این موضوع در ایشان نهادینه شده و ایشان همان رفتار را در بزرگسالی خود دارد و این موضوع با فنون خاصی قابل حل شدن هست .

    این نکته لازم هست که گفته شود که شوهر شما به دلیل همین کتک کاری که انجام میدهد از رفتن پیش مشاور خودداری میکند.

    دوست عزیز بنظر من مشکل شما نیاز به چندین جلسه مشاوره ای حضوری دارد .
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:48#
    سلام،الیکا جان امیدوارم همسرت همونی بشه که میخوای صبرت خیلی خوبه اما به نظر من هم باید بری پیش مشاور به هر حال با رفتارایی که ازت دیده بود اگه میخواست تغییر میکرد اما واقعا آفرین من خودم اگه همسرم این رفتارو انجام میداد باهاش نمیموندم تو واقعا زن خوبی هستی!!
    پاسخ با نقل و قول

  15. مشکل من با همسرم . نیاز به کمک شما دارم.  سپاس شده توسط A@92

  16. ارسال:49#
    سلام مریم عزیز.
    ممنون . مریم عزیزم رفتارای همسر من دست خودش نیست در غیر این صورت جدا میشدم ازت.به خاطرگذشته ی تلخشه که خودش هیچ دخالتی تو گذشته ی تلخش نداشته منم به عنوان همیرش وظیفمه کمکش کنم نه اینکه تنهاش بذارم.
    دوساله دارم تلاش میکنم راضیش کنم بریم پیش روانکاو ولی قبول نمیکنه. معتقده غریبه نباید مشکلات آدمو بدونه. هیچ جور نمیتونم راضیش کنم.
    اومدم تو این سایت تا با کمک شما ها و آقای دکتر بتونم با شیوه هایی که پیشنهاد میدین راضیش کنم.
    پاسخ با نقل و قول

  17. مشکل من با همسرم . نیاز به کمک شما دارم.  سپاس شده توسط A@92,m1392

  18. ارسال:50#
    عزیزم موفق میشی مطمئنم!!
    پاسخ با نقل و قول

  19. مشکل من با همسرم . نیاز به کمک شما دارم.  سپاس شده توسط A@92

صفحه‌ها (8): صفحه 5 از 8 نخستنخست ... 34567 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •