تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نمیتونم فراموشش کنم. دارم همه زندگیمو میبازم لطفا کمکم کنید؟؟؟؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:فریما
آخرین ارسال:golpesar
پاسخ ها 20

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

نمیتونم فراموشش کنم. دارم همه زندگیمو میبازم لطفا کمکم کنید؟؟؟؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام خسته نباشید. من یک دختر ۲۴ ساله هستم دانشجوی کارشناسی ارشد. وقتی ۲۰ سالم بود و دانشجوی ترم ۴ بودم با یه پسر که ۳ سال از خودم کوچکتر بود . آشنا شدم در واقع اون برادر دوست من بود. تا ۶ ماه به من اصرار میکرد که باهاش حرف بزنم. بعد از کلی اصرار از اون و واسطه شدن یکی دیگه از دوستامون به پیشنهادش فک کردم و رابطمون شروع شد. ما تو یه شهر زندگی نمیکردیم. من دانشجو بودم اون کنکور داشت. با هم رابطه تلفنی داشتیم اکثر اوقات از طریق پیام حرف میزدیم. اون منو خیلی دوس داشت و من بعد از ۱ سال تا قبل ازز کنکور اون به خاطر علاقه و محبت زیادش و اینکه واقعا از هیچ نظر هیچی کم نداشت عاشقش شدم. هم وضع مالیه خوبی داشت هم بی نهایت خوش تیپ بود خیلی مهربون و آروم بود. اون واسه آرامش من هر کاری میکرد و من هم در مقابل کم نمیذاشتم. اون سال کنکور قبول نشد و پشت کنکور موند تو اون دو سالی که پشت کنکور بود سه بار همدیگه رو دیدیم هر بار به مدت دو هفته. مادر و خواهرش و مادر من از جریان خبر داشتن قرار بود همه چیز بعد از کنکور دوم قطعی بشه. اما اون رتبه خوبی نیاورد و دانشجوی ترم بهمن شد. قبل از رفتن به دانشگاهش دو بار دیگه امد شهر ما به همراه دوستش با همه سختی ها و هزینه هایی که داشت و هر بار دو هفته پیش من موند و بهترین روزای زندگیمون رو سپری کردیم. همه چیز عالی بود. تا اینکه بعد از یک ماه رفتن به دانشگاهش دوستش با دوست من تماس گرفت و گفت که به یک دختر دیگه پیام میده که هم کلاسیه اون هست و من هم ازش خواستم که بره پیش مشاور در مورد رابطمون حرف بزنه. که اون مشاور بهش گفته بود رابطه سه ساله رو بذار کنار و اون دختر با خودش کنار میاد. اون واسه درست کردن رابطه از من دو هفته فرصت خواست. من این فرصتو بهش دادم اما همه چیز خراب شد و اون تصمیم گرفت که دیگه رابطه نداشته باشیم و تنها دلیلش هم این بود که من لیاقت بهتر از اونو دارم. تا دو ماه اول همه دنیا رو سرم خراب شده بود هیچی جز تاریکی نبود چون ما هیچ مشکلی نداشتیم هیچی و همه چیز الکی و بیخودی خراب شد. بعد از اون دو ماه کم تر گریه میکردم اما الان که یک سال از اون جریان میگذره هنوزم نمیتونم فراموشش کنم. هر چیزی مربوط به اون باشه بهترین لحظه رو واسه من رقم میزنه. خیلی دوسش داشتم و دارم چون هیچ بدی به من نکرده بود. ۴ ماه پیش یه پسر دیگه بهم پیشنهاد ازدواج داد اون میگه منو خیلی دوس داره و بدون من یه لحظه هم نمیتونه زندگی کنه اون توی محیط کارم بود یعنی تقریبا هر روز میدیدمش. رفتاراش واقعا عاشقانه بود و محبت امیز سربازی رفته و کارمندم هست اما من ذره ای نمیتونم دوسش داشته باشه هر کاری هم که میکنه نمیتونم محبتی بهش حس کنم چون هنوز عاشقانه اون پسرو دوس دارم و نمیتونم از ذهنم بیرونش کنم. چون دلیلی واسه نبودنش پیدا نمیکنم. اون پسر چند بار به دوستم پیغام داده بود که از کارش پشیمونه اما به خودم چیزی نگفت و از یک سال پیش تقریبا با هم اصلا در ارتباط نیستیم. لطفا در صورت امکان منو راهنمایی کنید
    چطوری یک رابطه ۴ ساله رو که به این سادگی تموم شد از یاد ببرم؟؟؟؟ چه جوری میتونم انتخاب درست داشته باشم؟؟؟؟؟ لطفا کمکم کنید.:yuvuc61245342657::yuvuc61245342657::yuvu c61245342657:
    پاسخ با نقل و قول

  2. نمیتونم فراموشش کنم. دارم همه زندگیمو میبازم لطفا کمکم کنید؟؟؟؟  سپاس شده توسط rahe shab

  3. ارسال:2#
    سلام.مطمئنید ایشون شمارو دوست داشتن؟؟؟؟چون تموم کردن یه رابطه 4ساله ااونم به این راحتی از هرکسی برنمیاد مخصوصا اینکه شما بارها همو دیدسد حتی میگین هر بار به مدت 2هفته .خیلی برام جای سواله که شما که نه عقد بودین نه هیچی چجوری همو تو این دوهفته ملاقا ت میکردین؟؟اصلا ایشون کجا میخابیدن ؟؟اینارو میپرسم ببینم این آقا از نظر قید و بند درچه حدی بودن؟؟چون معمولا نمیشه رابطه 4سالرو به این راحتی خرابش کرد.مطلب ببعدی به خاطر اختلاف سنی شما هستش به احتمال زیاد تنها موضوعی که باعث شده ایشون از شما کناره بگیره اینه بقیشو بعدا میگم
    پاسخ با نقل و قول

  4. نمیتونم فراموشش کنم. دارم همه زندگیمو میبازم لطفا کمکم کنید؟؟؟؟  سپاس شده توسط golpesar

  5. ارسال:3#
    در ادامه باید عرض کنم که من مشاور نیستم ولی کسایی تو همین سایت میتونید پیدا کنید که وضعیتشون خیلی بد تر از شما بوده وتونستن با استفاده از مشاوره های درست بهترین تصمیمو بگیرن.پس شما نمیتونم راکلا از ذهنتون بیرون بندازید چون نمیخاین که بتونین.بنشینید خیلی منطقی به آینده ای که دارید فک کنید گذشته هر جور بوده گذشته ومطلب دیگه اینکه شما الان یک خاستگار هم دارید وشاید هم کفو شما برا ازدواجتون باشند ولی تو این شرایط نمیتونید درست تصمیم بگیرید.ولی معمولا رابطه هایی که از ابتادا با هدف خاصی شروع نمیشه پایان خوبی نداره اگه شما از همون اول با قصد ازدواج رفتین جلو والان میبینید که اون آقا دیگه مایل به ادامه نیست احتمالا دلایلی برا خودش داره که شاید تموم شدن این رابطه به نفع هردوتون بوده .اگرم میگید که دوستش گفته که پشیمون شده از کارش باید ازین موضوع اطمینان پیدا کنیدحتی اگر امکانش هست یک بار با طرف صحبت کنید ببینید نظر قطعیشون چیه که شما هم از بلاتکلیفی دربیاین چون در این حالت شما هرگز نمیتونید به گزینه های ازدواج بعدی فک کنید تا وقتی که ایشون رو کاملا فراموش نکردید .شرمنده اگه حرفام زیاد شد بازم میگم من مشاور نیستم اینام تجربه های خودمه چون دوست من عاشق دختری شده بود 2سال بزرگتر از خودش ولی بنا به دلایل مختلف به سر انجام نرسید یکی از دلایل هم اختلاف سنی بود.فقط هرچی شما روبه یاد اون میندازه دور بندازید تا بتونید درست فک کننید ازدواج وانتخاب همسر بحث یه عمر زندگیه پس ارزششو داره ما 2سال هم روش کامل وقت بزاریم دور از هرگونه احساساتی وهیجانات
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:4#
    سلام. ممنون از جوابتون٬ گفتم که داداش دوستم بود و ارتباط خانوادگی داشتیم. مثلا اونا تابستون میومدن شهر ما یا ما می رفتیم شهر اونا.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:5#
    اما اینکه میگید باید ببینمش واقعا نمیتونم٬ چون هم غرورم اجازه نمیده ازش درخواست کنم بیاد ببینمش و هم دیدنش واسم سخته علی رغم اینکه خیلی دوسش دارم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:6#
    من نگفتم ببینید اونو فقط گفتم غیر ممستقیم ببنید نظر قطعیشون چی هست چون اگه کسی بخاد بمونه یه دلیل برا موندنش پیدا میکنه ومیمونه واگه کسی نخاد بمونه هزار تا دلیل میتونه بیاره.مطلب بعدی اینکه شروع این رابطه ها از همون اول کاراشتباهیه چون طرفین به هم تعهدی ندارن ممکنه هرروزی بزارن برن وشما دستتون به هیچ جا بند نیست.در ضمن قبلا هم نوشتم که با توجه به اختلاف سنی شما به احتمال زیاد طرفتون ا ز این مسیله ناراضی بوده وبا توجه به خصوصیات خوبی که داشتین این مطلبو خیلی برجسته دیده .مطلب بعدی اینکه این اقا در بدو ورودشون به دانشگاه با یه نفر ارتباط برقرار میکنند در حالی که شما هم بودین وارتباط 3سالرو یادش میره.اینا همه نشون میده شما زیادی بهش بها دادین اگه واقع بینانه به قضیه نگاه کنید می بینید این کار از هر کسی بر نمیاد .شایدم واقعا راست گفته وشما لیاقتتون خیلی بیشتر از اون هست که تا یه نفر جدید دیده تو دانشکاه باهاش رابطه برقرارکرده.نظر شخصی من اینه که سعی کنید فراموشش کنید چون اگه میخاست ودوست داشتن واقعی بود بعد 1سال حتما برمی گشت .با توجه به شرایطی که شما دارید وممکنه هرروز خاستگارای بهتری برا شما بیان وبا توجه به درگیر بودن ذهنتون نسبت به اون اقا خاستگاراتونو از دست بدین .بازم تصمیم اصلی رو ود شماا میگیرید امیدوارم با توکل بر خدا مشکلتون حل بشه ان شا الله.
    پاسخ با نقل و قول

  9. نمیتونم فراموشش کنم. دارم همه زندگیمو میبازم لطفا کمکم کنید؟؟؟؟  سپاس شده توسط Maryam313

  10. ارسال:7#
    سلام٬ بازم از جوابتون ممنون. خودشم آخرین بار گفت چون میدونه من ازش خیلی بالاترم بهتره با هم نباشیم. به دوستشم گفته که هنوز منو خیلی دوس داره اما از ترس اینکه پاش دوباره بلغزه و نتونه خودشو در مقابل محرکای بیرونی (دختر های دانشگاه) کنترل کنه بهتره که با من نباشه. منم میدونم بهترین کار فراموشیه حتی کادوهایی که تو این مدت داده بود همه رو سپردم به یه نفر که جلو چشمم نباشه. اما چون تو مدت رابطمون اصلا بد نبود و هیچ بی احترامی ازش ندیدم هر بار یادم میاد از ته دل دلتنگش میشم. چطوری میتونم فراموش کنم؟ شما بگید! تو یکی از پستاتون خوندم که خودتون هم شکست عاطفی داشتین و هنوز نتونستین فراموشش کنید در صورتی که رابطه شما زیاد هم طولانی نبوده. درست نمیگم؟
    پاسخ با نقل و قول

  11. نمیتونم فراموشش کنم. دارم همه زندگیمو میبازم لطفا کمکم کنید؟؟؟؟  سپاس شده توسط مهدی خان

  12. ارسال:8#
    sajad98 آواتار ها
    سلام.
    من نظر خودمو میگم و روانشناسم نیستم.
    مگه میشه یه پسری یه نفرو دوست داشته باشه و اونوقت به خاطر محرکای بیرونی که خودتون گفتید مثل دخترای دانشگاه نتونه خودشو کنترل کنه؟واقعا میشه اینجوری؟
    یه نفر توی زندگی من هست.من خودم اصفهانم و اونم تهران.باور کنید به خاطر اینکه دوسش دارم اصلا به اندازه یه نگاهم بهش خیانت نمیکنم با اینکه ایینهمه از هم دوریم.اصلا با دخترای دانشگاهمون حرفم نمیزنم چه برسه به اینکه بخوام با یکیشون رابطه داشته باشم.
    اینی که شما میگید به نظر من نشده.چون اگه یه پسری یه نفرو دوست داشته باشه حتی حاظر نمیشه با دخترای دیگم حرف بزنه چه برسه به اینکه بخواد باهاشون رابطه داشته باشه.
    البته اینا نظر منه.
    انسانهای بزرگ قیـافه ای بزرگ ندارند
    انسانهای بزرگ روحـی بزرگ دارند

    بـزرگ باشیــــم ....
    پاسخ با نقل و قول

  13. نمیتونم فراموشش کنم. دارم همه زندگیمو میبازم لطفا کمکم کنید؟؟؟؟  سپاس شده توسط Maryam313,مهدی خان

  14. ارسال:9#
    داستان زندگی من با شما خیلی فرق داره میتونید برید تو همین تالار سرچ کنید وداستان منو بخونید نام کاربری قبلیم مهدی پوری بود منم به یکی از همکلاسیام علاقه داشتم 1.5سال ازم بزرگتر بود رفتم خاستگاریش به خاطر اختلاف سنی جوابش نه بود.مسلما هنوزم دوسش دارم ولی خودمم قبول کردم که باید به خواستش احترام بزارم وبا هاش کنار بیاام چون من این راهو رفتم بهتون میگم بهترین کار فراموشیه .اگه یه سال تو نستید بدون اون زندگی کنید پس اززین به بعدم میتونید حتی بهتر چون اولاش خیلی سخته ولی گذر زمان همه چیو درست میکنه سهترین کار اینه شما حواستون به کارتون باشه واگه کلاس ورزشی دارین اونارو برین درسته بازم میاد تو ذهنتون ولی وقتی به خودتون بقبولونید که بدرد هم نمیخوردید کم کم فراموشش میشه وخودتون هم به این باور رسیدین که بددرد هم نمیخورین پس کارتون راحت تره .هرچی ازش دارین کنار بزارید ومطمئن باشین خدا کمکتون میکنه واونی که شایسته شما ست نصیبتون میشه.اما در مورد خودم شاید اگه کسی دیگه ای جای من بود تا الان دیوونه شده بود میگم بریدپستای مهدی پوری که نام کاربری قبلیمه بخونید اونوقت متوجه میشید من چی کشیدم برا شما که چیزی نیست. امیدوارم راهی که انتخاب کردین یعنی فراموشی کامل شما رو به هدفهای خوبتون برسونه.بازم اگه کمکی از دست کسی بربیاد اینجا برا شما انجام میدن التماس دعا
    پاسخ با نقل و قول

  15. نمیتونم فراموشش کنم. دارم همه زندگیمو میبازم لطفا کمکم کنید؟؟؟؟  سپاس شده توسط حسینی

  16. ارسال:10#
    نقل قول نوشته اصلی توسط sajad98 نمایش پست ها
    سلام.
    من نظر خودمو میگم و روانشناسم نیستم.
    مگه میشه یه پسری یه نفرو دوست داشته باشه و اونوقت به خاطر محرکای بیرونی که خودتون گفتید مثل دخترای دانشگاه نتونه خودشو کنترل کنه؟واقعا میشه اینجوری؟
    یه نفر توی زندگی من هست.من خودم اصفهانم و اونم تهران.باور کنید به خاطر اینکه دوسش دارم اصلا به اندازه یه نگاهم بهش خیانت نمیکنم با اینکه ایینهمه از هم دوریم.اصلا با دخترای دانشگاهمون حرفم نمیزنم چه برسه به اینکه بخوام با یکیشون رابطه داشته باشم.
    اینی که شما میگید به نظر من نشده.چون اگه یه پسری یه نفرو دوست داشته باشه حتی حاظر نمیشه با دخترای دیگم حرف بزنه چه برسه به اینکه بخواد باهاشون رابطه داشته باشه.
    البته اینا نظر منه.

    ممنون از جوابتون. اما چیزی که گفتم عین واقیعته. اون کسی که به هیچ کس نگاهم نمیکرد من بودم و همیشه بهش احساس تعهد داشتم و حتی با کسی حرف غیر کاری و درسی هم نزدم اما دلیل تموم شدن رابطه از نظر اون وارد شدن یکی دیگه به زندگیش بود.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. حقیقت امامت؟؟؟؟
    توسط hojjat در انجمن سوالات مذهبی
    پاسخ: 23
    آخرين نوشته: 2014_04_05, 02:14
  2. عیدی برای شوهرم چی بگیرم؟؟؟؟
    توسط سمیره در انجمن سایر مسائل
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 2014_03_08, 23:02
  3. چکار کنم تکلیفم مشخص بشه؟؟؟؟
    توسط سحرم در انجمن انتخاب همسر
    پاسخ: 64
    آخرين نوشته: 2014_02_24, 18:12
  4. چگونه بهترین همسر دنیا باشیم ؟؟؟؟
    توسط بانو در انجمن مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_04_16, 15:14

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •