اختلال وسواس در روان پزشکی جزء بیماری‌های اول این رشته است و در مطب‌های پزشکان عمومی حدود ۱۰درصد بیماران ممکن است به این اختلال مبتلا باشند.‏ خیلی از افراد فکر می کنند اختلال وسواس اجباری در خانم ها بیشتر است.

برخلاف تصورر عموم احتمال ابتلای مرد و زن به اختلال وسواس اجباری یکسان است، اما در گروه سنی نوجوانی، میزان ابتلای پسران از دختران بیشتر است که منشاء ژنتیک دارد.از سوی دیگر میزان ابتلای افراد مجرد به این اختلال، بیشتر از متاهل هاست.به طور کلی میزان شیوع اختلال وسواس اجباری۲تا ۳ درصد است. وسواس یک ایده، فکر، تصور، احساس یا حرکت مکرر یا مضر که با نوعی احساس اجبار و ناچاری ذهنی و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بیمار متوجه بیگانه بودن حادثه نسبت‏به شخصیت ‏خود بوده از غیر عادی و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.روانشناسان وسواس را نوعی بیماری از سری نوروزهای شدید می‏دانند که تعادل روانی و رفتاری را از بیمار سلب و او را در سازگاری با محیط دچار اشکال می‏سازد و این عدم تعادل و اختلال دارای صورتی آشکار است.

روانکاوان نیز وسواس را نوعی غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفی می‏کنند و آن را حالتی می‏دانند که در آن، فکر، میل، یا عقیده‏ای خاص، که اغلب وهم‏آمیز و اشتباه است آدمی را در بند خود می‏گیرد، آنچنان که حتی اختیار و اراده را از او سلب کرده و بیمار را وامی‏دارد که حتی رفتاری را برخلاف میل و خواسته‏اش انجام دهد و بیمار هرچند به بیهودگی کار یا افکار خودآگاه است اما نمی‏تواند از قید آن رهایی یابد.

بیماری وسواس در سنین کودکی و نوجوانی نیز ممکن است دیده شود، ولی بعد از حدود ۲۰ سالگی شایع‌تر است. فرد وسواسی در هیچ مکانی احساس رضایت خاطر پیدا نمی‌کند و رنگ آسایش را به خود نمی‌بیند، طوری که در درازمدت افسردگی نیز به این بیماری افزوده می‌شود و اخـتلال افسردگی، مشکلات را مضاعف خواهد کرد. ‏افرادی که به اختلال وسواس مبتلا هستند، حتی اگر در حد یک فکر ساده هم باشد، دارای یک طرز تفکر زمینه‌ای هستند که باعث اختلال آنها در روابط با دیگران خواهد شد. این افراد بسیار ریزبین بوده و معیارهای مخصوص به خود را دارند. اصولاً خط قرمزهای این افراد بیشتر از دیگران است و گذشت آنها کمتر.‏ افراد نزدیک به آنها قدرت مانور زیادی ندارند، زیرا کوچک‌ترین رفتار معمول آنان، ممکن است حرکت روی پهنای «باند قرمز» افراد وسواسی باشد که این باعث عصبانیت آنان خواهد شد.‏
علل اختلال وسواس به طور کامل شناخته نشده است. برخی محققین اعتقاد دارند که وسواس نتیجه تغییراتی در مواد شیمیایی طبیعی در بدن است و برخی دیگر اعتقاد دارند وسواس از عادات رفتاری که با گذشت زمان فرد می آموزد ، ناشی می شود. همچنین محققین معتقدند که سطح ناکافی سروتونین که یکی از گیرنده های مغزی است می تواند به اختلال وسواس کمک کند. برخی مطالعات که تصاویر مغزی افراد دارای اختلال وسواس را با افرادی که این اختلال را ندارند مقایسه می کند، اختلافاتی را در الگوهای عملکرد مغزی نشان می‌دهد. به علاوه ، افراد دارای اختلال وسواس که داروهایی مصرف می کنند که عملکرد سروتونین را تقویت کند اغلب علائم کمتری دارند.


وسواس در چه کسانی بروز می کند؟

در مورد ریشه و سبب این بیماری مطالب بسیاری ذکر شده که اهم آنها عبارتند از وراثت، عوامل خانوادگی رقابت‏ها، منع‏ها، عوامل اجتماعی ، وضع هوشی، عوامل اتفاقی، و… که به شرح برخی از آنها در ذیل اشاره می‏کنیم.

- شیوه تربیت:
در پیدایش گسترش وسواس برای شیوه تربیت والدین نقش فوق العاده‏ای را باید قایل شد. بررسیها نشان می‏دهد مادران حساس و کمال جو بصورتی ناخودآگاه زمینه را برای وسواسی شدن فرزندان فراهم می‏کنند و مخصوصا والدینی که رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقیق می‏خواهند و انعطاف پذیری کمتری دارند در این رابطه مقصرند. تربیت‏خشک و مقرراتی در پیدایش و گسترش این بیماری زیاد مؤثر است. نحوه از شیر گرفتن کودک بصورت ناگهانی، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و کنترل کودک در رفتار مربوط به نظم و تربیت و دقت او هم در این امر مؤثر است.


- دوران کودکی:
اعتقاد گروهی از محققان این است که پنجاه درصد وسواس‏های افراد در سنین جوانی و پس از آن از دوران کودکی پایه‏گذاری شده و تاریخچه زندگی آنها حاکی از دوران کودکی ویژه‏ای است که در آن کشمکش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختی‏های فوق العاده وجود داشته و کودک در برابر خواسته‏های بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.


- تحقیر کودک:
عده‏ای از بیماران وسواسی کسانی هستند که دائما این عبارت به گوششان خورده است که: آدم بی عرضه‏ای هستی، لیاقت نداری، در خور آدم نیستی، بدرد زندگی نمی‏خوری… و از بابت عدم لیاقت‏خود توسط والدین، مربیان، خواهران، و برادران ارشد رکوفت‏شنیده و تنبیه شده‏اند. این گونه برخوردها بعدا زمینه را برای ناراحتی عصبی و یا وسواس آنها فراهم کرده است.


- خانواده:

بررسیها نشان داده ‏اند:
- اغلب وسواسی‏ها والدین لجوج داشته‏اند که در وظیفه خواهی از فرزندان سماجت‏بسیار نشان می‏داده‏اند.
- ایرادگیر و عیبجو بوده‏اند اگر مختصر لغزشی از فرزندان خود می‏دیدند، آن را به رخ فرزندان می‏کشیدند.
- خسیس و ممسک بوده‏اند به طوری که کودک برای دستیابی به هدفی ناگزیر به شیوه‏ای اصرارآمیز بوده است و بالاخره افرادی کم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بوده‏اند و کودک سعی می‏کرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور کند تا سرزنش نشود.


- ناامنی‏ها:
پاره‏ای از تحقیقات نشان داده‏اند برخی از آنها که دوران حیات کودکی آشفته‏ای داشته و با ترس و نا امنی همساز بوده‏اند بعدها به چنین بیماری دچار شده‏اند. آنها در مرحله کودکی وحشت از آن داشته‏اند که نکند کار و رفتارشان مورد تایید والدین و مربیان قرار نگیرد. اینان در دوران کودکی برای راضی کردن مربیان خود می‏کوشیدند و سعی داشته‏اند که دقتی افراطی درباره کارهای خود روا دارند و در همه مسائل، با باریک‏بینی و موشکافی وارد شوند.
- منع‏ها:


گاهی وسواس فردی بزرگسال نشات گرفته از منع‏های شدید دوران کودکی و حتی نوجوانی و جوانی است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیریهای بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممکن است کار را برطبق میل خواستاران پدید آورد اما معلوم نیست عاقبت‏خوش و زیبائی داشته باشد.

انواع وسواس

اصـولاً وسـواس به دو نوع فکری و عملی تقسیم می‌شود. وسواس های فکری ، عقاید، افکار، تصاویر یا برانگیزشهای ناخواسته، مداوم و تکرار شونده ای هستند که فرد به طور غیر ارادی تجربه می کند و بی معنی به نظر می رسند. این وسواسها نوعاً وقتی فرد سعی می کند به چیزهای دیگر فکر کند یا کارهای دیگری انجام دهد مزاحم شخص می شوند.

وسواسهای فکری نوعاً حول مسائل زیر می باشند:

- ترس از سرایت بیماری یا آلودگی و یا داشتن بیماری جسمی

- شک های تکرار شونده

- مرتب یا به طور قرینه قرار دادن چیزها

- افکار پرخاشگرایانه و برانگیختگی های خشونت آمیز یا ترسناک

- آلودگی و نجاست و تصاویر جنسی

علائم وسواس های فکری

ممکنست شامل موارد زیر باشد:

- ترس از سرایت بیماری از طریق دست دادن یا لمس کردن اشیائی که دیگران لمس کرده اند.

- شک در مورد اینکه در را قفل کرده است یا اجاق گاز را خاموش کرده اند.

- افکار تکرار شونده در مورد اینکه آیا در یک تصادف به شخصی صدمه زده است ؟

- احساس پریشانی وقتی اشیاء مرتب نیستند یا به طور مناسب در یک خط قرار نگرفته اند یا در شکل درست به نظر نمی رسند.

- تصاویر آزار دادن فرزندان

- برانگیختگی برای فریاد زدن به طور وقیحانه در مکان های نامناسب

- خودداری از شرایطی که باعث آغاز وسواس می شود مانند دست دادن

- آمدن تصاویر جنسی در ذهن فرد

- آماس پوست به دلیل شستشوی مداوم دست

- زخم پوست به دلیل خارش پوست

- کم شدن موی سر یا محل های کچلی به دلیل کشیدن

رفتارهای تکراری به منظور جلوگیری یا کاهش اضطراب و پریشانی ناشی از وسواسهای فرد انجام می شود. علائم وسواس در خصوص تکرارهای جبری شایع معمولاً شامل ” شستن و تمیز کردن ، شمارش، چک کردن ، نیاز به اطمینان خاطر ، تکرار کارها به دفعات ، قرار دادن اشیاء به طوریکه مرتب به نظر برسند و …” می‌شود. به این صورت که فرد به دنبال یک فکر، دچار اضطراب شده و این اضطراب گاهی آنقدر شدید می‌شود که فرد را مجبور به انجام یک رفتار می‌کند.

علائم وسواس در تکرارهای جبری

ممکنست شامل موارد زیر باشد:

- شستن دستها تا جائی که مجروح شوند.

- چک کردن درها به دفعات تا اینکه از قفل بودن آنها اطمینان حاصل شود.

- چک کردن اجاق گاز به دفعات تا اینکه از خاموش بودن آن اطمینان حاصل شود.

- شمارش در الگوهای خاص

پروسه یک وسواس عبارت است از: فکر مزاحم، اضطراب، انجام عمل وسواسی.

اختلالات وسواسی – اجباری از دیرباز یکی از پیچیده ترین و مقاوم ترین اختلالات نوروتیک (عصبی) شناخته شده و بدون مراجعه به پزشک و متخصص به آسانی درمان پذیر نیست.

وسواس و برخی اقدامات اولیه جهت بهبود نسبی

الف- روش حساسیت زدایی:

با این روش از اضطراب ها و تشویش های خود کم کنید تا نیاز به واکنش جانشینی که به نظر آرام بخش می آید، نداشته باشید.
ب- روش نیت متضاد:


شخص وسواسی باید سعی کند در ذهن، خود را با موقعیت های گوناگونی که از آنها می ترسد روبه رو سازد، یعنی به صورت ارادی بالاترین اشتباه یا شکست را در ذهن مجسم نماید و به خود تلقین کند در بدترین شرایط هم اتفاق مهمی نخواهد افتاد.
ج- روش اشباع سازی:


آدم وسواسی باید افکار وسواس گونه خود را پشت سر هم برزبان آورد یا آن را روی یک صفحه کاغذ بنویسد تا غیرمنطقی بودنش به او ثابت شود.
د- روش مواجهه:


آدم وسواسی باید به اشیایی که به نظرش آلوده می آید دائما دست بزند. این روش معمولا در درمان وسواس ناشی از ترس های ناشناخته هم موثر است.
ه- تقویت اعتماد به نفس و توجه شدید به ارزش ها:


هر قدر اعتماد به نفس بیشتر شود، اضطراب های ناشی از وسواس های فکری کاهش می یابد.
و) تغییر آب و هوا، محیط زندگی، محل کار: زندگی در جمع و حشر و نشر با آدم ها در فرونشاندن اضطراب های ناشی از وسواس فکری موثر است.


شیوه های رهایی از وسواس فکری در تصمیم گیری

۱- هنگام تصمیم گیری به خود تردید راه ندهید. اجازه ندهید افکار منفی بر شما مسلط شود وگرنه نمی توانید هیچ کاری انجام بدهید. باید همیشه دیدی مثبت نسبت به توانایی های خود داشته باشید.
۲- اگر از عواقب احتمالی تصمیم خود هراس داشته باشید، قادر به تصمیم گیری نخواهید بود، فکر شکست را از خود دور کنید تا بتوانید بر وسواس خویش غلبه کنید.
۳- تا زمانی که کاملا به اشتباه بودن تصمیمتان پی نبرده اید، آن را تغییر ندهید. تا رسیدن به نتیجه نهایی حوصله به خرج دهید هیچ کاری را نیمه کاره رها نکنید. از این شاخ به آن شاخ پریدن هیچ حاصلی در بر ندارد.
۴- اجازه ندهید دیگران در تصمیم گیری شما دخالت کنند، مگر اینکه قصد مشورت داشته باشید، در هر حال بکوشید تصمیم نهایی را خود بگیرید.
۵- هیچ گاه عجولانه تصمیم نگیرید. ممکن است شکست بخورید و شکست زمینه وسواس را بیشتر می کند، به طوری که دیگر قادر به تصمیم گیری نخواهید بود.


توصیه به خانواده ها در مورد بیمار وسواسی

۱- استرس و موارد بحران وضعیت بیمار را بدتر کرده و احتمال عود را افزایش می دهد. لذا علی رغم ایجاد مشکلات و آشفتگی در خانواده به واسطه این بیماری در منزل سعی نمایند فضای آرامی برقرار باشد.۲- بیمار نیاز به درک خود از طرف دیگران دارد لذا پایین آوردن انتظارات به طور موقت، مهربان و شکیبا بودن کمک کننده خواهد بود.
۳- بدانید بیمار برای رفع اضطراب خود دست به اعمال وسواس گونه می زند و هیچ کس به اندازه خود او از رفتارهایش متنفر نمی باشد. لذا از قضاوت و یا مسخره نمودن اعمال او حذر نمایند.
۴- شما درگیر رفتارهای وسواس گونه بیمار نشوید اما حد و حدود این اعمال باید به روشنی مشخص شده و فرد وسواسی طبق همان محدودیت ها و قواعد عمل نماید.
۵- به بیمار جهت ترک اعمال خود فشار وارد نیاورید.
۶- حرکات رفتاری که برای بیمار بسیار سخت است و قادر به انجام آن نمی باشد به صورت آهسته و در دراز مدت تغییر دهید و همیشه تغییرات را به بیمار گوشزد نمایید.
۷- خشونت، تهدید به خودکشی و یا دیگرکشی را جدی بگیرید.
۸- باید مواظب اعتماد به نفس بیمار باشید و به جای او تصمیم نگیرید ولی در تصمیم گیری او را کمک نمایید.
۹- فعالیت های روزانه مثل دویدن، شنا و ورزش های گوناگون که باعث صرف انرژی می شود را زیاد نمایید.
۱۰- تلاش موفقیت آمیز فرد برای موفقیت در برابر وسواس را مورد تشویق قرار دهید.
۱۱-دائم رفتارها و علائم بیماری را زیر نظر داشته باشید درصورت ظهور علائم جدید و علائم عود مسئله را با متخصص در میان بگذارید.


دکتر حریری، پزشک و هیپنوتراپیست ( هیپنوتیزم درمان گر ) هیپنوتیزم بالینی ایران