تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




من نمی خوامش زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:havva
آخرین ارسال:havva
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

من نمی خوامش

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    havva آواتار ها
    سلام
    وممنون از همه شما دوستان

    golpesar



    شما یه کاغذ بردار اینجا هم بنویس در مورد خصوصیات مثبت و مفی خودت و ایشون
    2.معیارهای مد نظر شما بریا انتخاب همسر چیست؟ لطفا برای هرکدام حداقل یک یا دوخط توضیح بدید.
    یه جدول درست کنید در سمت راست معیارهای انتخاب همسر و در ستون چپ از عدد 1 تا عدد 5 به ایشون نمره بدید
    راستش من سعی کردم این کار بکنم ولی کار اسون و چند ساعتی نمیتونه باشه اما سعی میکنم حتما این کار بکنم تا بفهمم جدا چی می خوام بفیه مطالب و لینکی که گذاشته بودید رفتم و (خوندمش) و جواب نه دادم در زیر سایش که خودم ذوق مرگ شدم

    نرگس جان راستش بدش زیر حرف هاش میزد میگفت من از هیجان یک چیزی می گفتم : ولی من از این دست افراد بیشتر بدم میاد چون سر حرفشونم وای نمی ایستن اصلا چرا موقع که موضوع به این مهمی مطرح بیای حرفی بزنی بعد بگی نه من این جوری نگفتم منظورم این نبود من که اصلا درک نمی کنم این افراد رو
    اما چیزی که من خیلی عذاب داد و حتی میتونم بکم در من شک تردید به وجود اورد خانواده خودم بود طوری که ساعت ها مثل دیونه ها میگشتم میگفتم یک زن مطلق بودن(درصورتی که ازدواج من این ادم ناموفق باشه)
    یا دختر ترشیده بودن(در صورتی که جواب رد بدم هیچ کس پیدا نشه من بگیره) و می خواستم ببینم کودم بدتر از دیگریه ومن باید کودم گزینه رو برای باقی عمرم در نظر بگیرم
    اما خوشحالم دوستانی مثل شما دارم که من راهنمایی میکنن
    هیچ چیز زیباتر از شخصی نیست که قلبش شکسته... ولی هنوز به عشق باور دارد!!!
    خودت باش به اعتبار هیچ شانه ای اشک نریز...به اعتبار هر اشکی شانه نباش!!!
    ادمی به خودی خود نمی افتداگر بیفتداز همان سمتی می افتد که تکیه کرده است....
    پاسخ با نقل و قول

  2. من نمی خوامش  سپاس شده توسط golpesar,piroo,نرگس

  3. ارسال:12#
    درود دگربار بانو havaa

    این شمایید که میخواهید ازدواج کنید.این شمایید که قراره کنار ایشون باشید در لحظات خوشی و ناخوشی و این شمایی که قراره همسر ایشون و مادر بچه هایشان باشید پس لطفا دقت کنید و درست انتخاب نمایید.

    چنتا مقاله برای شما میزارم خواهشا با دقت مطالعه کنید.قبلش لطفا جواب سوالاتم را هم بدهید.
    بخودت مسلط باش بانو اصلا عجله نکن چه کاری هست که باعث میشه به آرامش برسی خوب همان را انجام بده خرید کردن یا باشگاه رفتن یا با دوستات بیرون رفتن نقاشی کشیدن یا هرکار دیگه ای که کمکت میکنه که آرام بشی و بهتر تصمیم بگیری.

    قبل از هر کاری و هر تصمیمی شما باید اول آرامش خودتان را حفظ کنید.ریلکس باش بانو قرار نیست اتفاق خاصی بیوفته.ماهم اینجاییم تا به شما کمک کنیم تا انشاالله تصمیم مناسبی اتخاذ کنید.

    سی باور غلط در ازدواج

    ▪ ازدواج باعث درمان مشکلات روانی می شود.

    ▪ اساس ازدواج فقط و فقط عشق است (عشق کافی است).

    ▪ عشق مال داستانهاست و در زندگی واقعی وجود ندارد.

    ▪ ازدواج راهی برای سعادتمند شدن است.

    ▪ ازدواج راهی برای تضمین زندگی فرزندان است (از دیدگاه والدین دختران و پسران جوان).

    ▪ ازدواج راهی برای پیشگیری از انحراف فرزندان است.

    ▪ ازدواج راهی برای فرار از مشکلات است.

    ▪ ازدواج راهی برای جلب رضایت والدین است.

    ▪ دوستی قبل از ازدواج، تضمین کننده یک ازدواج موفق است.

    ▪ حالا ازدواج می کنم و بعد «او» را تغییر می دهم.

    ▪ باید با کسی ازدواج کرد که از همه نظر کامل باشد.

    ▪ زن باید وارد یک زندگی کامل شود.

    ▪ مهم این است که جوان ازدواج کند، بقیه مسایل حل می شود.

    ▪ یک ازدواج هرچند ناموفق بهتر از تجرد است.

    ▪ کسی که به خانواده خود خیلی اهمیت می دهد پس حتماً در زندگی مشترک نیز موفق خواهد بود.

    ▪ ازدواج می کنم و بعد طلاق می دهم (می گیرم).

    ▪ اگر با فلانی ازدواج کنم خوشبختم، ولاغیر.

    ▪ ازدواج یعنی خوشبختی و رفاه.

    ▪ ازدواج یعنی اسارت.

    ▪ مهریه تعیین کننده موفقیت در ازدواج است.

    ▪ شاید اگر با دیگری ازدواج می کردم موفق تر بودم.

    ▪ زن و شوهر باید کاملاً شبیه هم باشند.

    ▪ زن و شوهر باید همه مسایل خود به یکدیگر بگویند.

    ▪ زن و شوهر باید کاملاً وقتشان را با هم بگذرانند.

    ▪ زن باید تابع و مطیع محض مرد باشد.

    ▪ شوهر باید همسرش را به همه خواسته هایش برساند؛ شوهر باید همه مشکلات او را حل کند.

    ▪ به هیچکس نمی توان اعتماد کرد. («مردها غیر قابل اعتمادند» یا «زن ها فریبکارند»)

    ▪ چون خودم تصمیم گرفتم باید تا آخرش بروم؛ هر قولی که می دهی باید تا آخرش بایستی.

    ▪ زن و شوهر باید در همه مسائل اتفاق نظر داشته باشند. زن و شوهر باید تابع هم باشند. زن و شوهر باید همه فعالیت هایشان مشترک باشد.

    ▪ مرد باید جلوی زنش در بیاید. به زن نباید رو داد. نباید محبتت را نشان دهی. نباید طرف مقابلت بفهمد که دوستش داری چون آن وقت سوءاستفاده می کند.

    ▪ افرادی که طلاق می گیرند حتماً افراد مشکل داری هستند. کسی که طلاق می گیرد حتماً آدم بدی بوده است.

    ▪ والدین نباید در تصمیم ما دخالت کنند اما باید زندگی ما را تأمین کنند.

    ▪ هر نوع زندگی بهتر از طلاق است.

    ▪ طلاق یعنی بدبختی.

    ▪ رابطه جنسی پدیده ای گناه آلود یا زشت است.




    -----------------------
    دکتر صبحی
    فوق دکترای روان شناسی

    aftab.ir



    مقاله زیر را هم مطالعه کنید چه سوالاتی را در جلسات خواستگاری بپرسیم

    چه نوع سوالاتی باید در جلسه خواستگاری از یکدیگر بپرسیم؟

    من به جای ماهی دوست دارم در مورد ماهیگیری صحبت کنم. یعنی نحوه ساختن سئوال را می گویم.



    سئوالات را خودتان طرح کنید.

    نکاتی وجود دارد که در طرح سئوالات جلسات خواستگاری و شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان ، کمک می کند که فرد شناخت عقلانی ( نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند
    این سئوالات باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است:


    1 - فکر نکنیم که سئوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده و با جوابهای مشخص باشد،
    نباید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک باشیم و سعی کنیم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرچیزی که مبهم هست، طرح کنیم.


    2 - سئوالات کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند.

    مثلا این سئوالات:
    نظر شما در مورد حجاب چیست؟
    - شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟
    - شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟
    - میعارهای شما برای ازدواج چیست؟
    - شما نظرتان در مورد مرد و زن چیست؟
    چون سئوالات این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را، با تحریف روبرو می سازد


    3- به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید.
    موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند. یک مثال خوب:
    لطفا شما اینجا را کلیک کنید و موضوع حجاب را مطالعه کنید، این یک موضوع کلی هست، نه تعریف درست و مشخصی از آن شده ، و نه مثالی و ....، صرفا افراد ذهنیات کلی خود را در آنجا مطرح می کنند، شما در این موضوع متوجه می شوید که گردآفرید و مثلا alireza نظرات متفاوت دارند، اما متوجه سایر تفاوت نظرات در بقیه افراد نمی شوید، چون مفهوم کلی هست.
    شما به جای اینکه این سئوال کلی را بپرسید که: نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید سئوالات جزئی زیر را بپرسید؟
    آیا آقایان هم باید حجاب داشته باشند؟ اگر بلی چند تا مثال بزنید؟
    آیا شما خانواده ای را دیده اید که به خاطر رعایت نکردن حجاب از طرف مرد گسسته شده است؟
    آیا به نظر شما برای حجاب خانم حتما چادر ضروریست؟
    آیا مانتو و مقنعه را حجاب می دانید؟
    آیا روسری و لباس پوشیده مثل بلوز و شلوار حجاب هست؟
    آیا خانم می تواند بین افراد نزدیک مثل پسر عمو، دوست ، پسر خاله، یا اقوام بدون روسری باشه؟
    آیا تفاوتی بین پوششی که خانم با شوهرش داره و پوششی که با پسر خاله اش داره وجود داره، تفاوتش چیه؟
    آیا با فرض حجاب مورد نظر شما، کار خانم در محیط هایی که کاملا مردانه هست ، مثل یک کارخانه یا معدن یا ...، اشکالی داره؟
    آیا حجاب فقط در پوشش هست، در نوع صبحت، نوع نگاه، نوع حرکت و ... هم حجاب وجود صدق می کند؟
    آیا یک آقا یا یک خانم پس از ازدواج می تواند یک ارتباط عاطفی با جنس مخالف داشته باشه ؟ سطح این ارتباط را مثال بزنید؟ حدودش چقدر است؟ وچه
    کسی باید تعیین کند؟

    آیا برای یک خانم دست دادن به یک اقوام نزدیک مثل پسر عمه را می پذیرید؟
    آیا خنده ، شوخی، و سر به سر گذاشتن یک آقایی را که ازدواج کرده با خانمهای دوست و فامیل را قبول دارید، یا همین مورد را در مورد خانمها می پذیرید؟
    و صدها سئوال از این دست که تمرکزشان بر جزئیات هست؟ یعنی مثالهایی که در زندگی های مختلف کم و بیش ممکن است پیش بیاید.
    ( این به شما بستگی دارد که سئوالها را جزئی و با مثال و متناسب با حال و احوال خود طرح کنید)


    4 - حال که در بند یک متوجه شدیم سئوال کلی نباشه و قابل انعطاف باشه و از پاسخ سئوالات قبلی در بیاید و در بند دوم هم جزئی سازی و شفاف سازی را گفتیم نوبت به این می رسد که این سئوالات جزئی و دقیق و عملیات را حول چه محورهایی تهیه کنیم. بعضی از مهمترین محورها اینها هستند:


    الف) سئوالات در خصوص مسئولیت پذیری و انجام وظایف فرد

    مثلا شغلش، تحصیلاتش، وظایف دوستی و خانوادگی که به گردن داشته و .....
    یعنی ما نمی پرسیم آیا شما مسئولیت پذیرید یا نه ، ما سئوالات دقیقی را نسبت به زندگی قبلی فرد طرح می کنیم که در صددیم که آیا فرد مسئولیت پذیر بوده است یا نه ؟
    مثلا:
    شما در چه تاریخی سرباز شدید، کی به سربازی رفتید؟ آیا غیبت هم داشتید؟
    آیا در انجام کارها در خانواده با پدر و مادرتان مشاجراتی داشتید، آیا آنها کارهایی را به زور از شما می خواستند؟ رفتار همکارنتان با شما چگونه است؟ ( معمولا افرادی که با خانواده و همکار و ...، دیگران مشاجره دارند و ناسازگارند کسانی هستند که نسبت به انجام وظایف و مسئولیت های خود کوتاهی می کنند)

    ب ) سئوالتی در مورد ثبات فکری و احساسی فرد

    مثلا:
    با سئوالتی متوجه شوید که آیا او شغل عوض کرده است؟ رشته تحصیلی خود را جابجا کرده؟ آیا با دوستان هر چند وقت یکبار قطع رابطه می کند؟ آیا به تناسب سنش چه چیزی اندوخته ؟ مثلا یک آقای 27 ساله چه میزان تحصیلات داره ، چه میزان سرمایه داره ، چه میزان تخصص داره و ....؟ چون این فرد حداقل 7 سال از بهترین زمان جوانی را در اختیار داشته در ازای آن چه اندوخته است؟ ( این سئوال با سئوالات سنتی والدینی که فقط به داشته های فرد توجه دارند متفاوت هست، مثلا ممکن است این فرد 7 سال کار کرده و سرمایه خود را خرج درمان پدر بیمارش کرده و اکنون هیچ ندارد ، ولی این فرد با ثبات هست. چون داشته هایش برای ما مهم نیست ، بلکه گذران عمرش و ثباتش در کار و زندگیش برای ما مهم هست)
    - کسی که معلوم نیست جوانی خود را چه کرده ، نه تحصیلاتش مشخصه، نه سرمایه اش و نه هنر و تخصصش ، این نقطه منفی در ثبات اوست.
    - همچنین سئوال از رابطه های عاطفی او به طور مشخص مهم هست. آیا او دوست پسر یا دختری داشته؟ چند تا؟ تا چه اندازه در این رابطه ها پیش رفته است؟ و....،

    ج ) انعطاف پذیری

    این بند هم بسیار مهم هست، ما باید با طرح سئوالاتی متوجه بشویم این فرد تا چه میزان خاصیت لاستیکی و کششی دارد و حاضر به انعطاف و تغییر در نظراتش هست.
    به این سئوال توجه کنید:
    اگر ما آماده شده ایم به یک مسافرت راس ساعت18 برویم، ناگهان تلفن زنگ می زند و یکی از اقوام که از شهرستان آمده اند، خواهان آدرس دقیق منزل ما هستند که به میهمانی ما بیایند، در این هنگام شما چه کار می کنید؟
    نحوه پاسخگویی به این سئوال مهم هست نه خود جواب.
    اگر فرد بگوید به آنها می گوییم برنامه مسافرت داریم و نمی توانیم در خدمت شما باشیم.( این نشانه عدم انعطاف هست)
    اگر فرد بگوید به آنها می گوییم قدمتان روی چشم بفرمائید( این هم نشانه عدم انعطاف هست)
    در حالیکه فرد منعطف به راههای دیگری به غیر از بلی یا خیر نیز توجه دارد. مثلا می گوید:
    باید ببینم سفر ما چقدر اهمیت داره؟ آن فامیل کیست؟ ضرورت میهمانی او چیست؟ تاثیر رفتن به این سفر روی ما چقدر هست؟ و ....، یعنی بررسی همه جوانب و جوابی شبیه این:
    به او می گوییم قصد سفر داریم، اما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم ، لذا تا ساعت 18 که وقت حرکت ماست می توانیم در خدمتتون باشیم. یا اینکه ما می توانیم هفته آینده این سفر را برویم لذا خوشحال می شویم در خدمتتون باشیم.
    ( فراموش نکنید اینها مثال هستند، شما می توانید مسائل دیگری را طرح کنید ، حتی گذشته فرد هم نشان می دهد که او در برابر مشکلاتی که در حوزه شغلی ، تحصیلی و خانوادگی داشته هست تا چه اندازه انعطاف پذیر و سازگار بوده است)
    نکته مهم اینست که از نشانه های عدم انعطاف پذیری، عدم رابطه صحیح فرد با خانواده ، دوستان، همکاران و ...هست. یعنی کسی که نتوانسته است نسبت به خواسته های خود در قبال والدینش انعطاف نشان دهد، حتما در برابر همسر هم دارای انعطاف نخواهد بود.

    د) تقسیم وظایف و نقش زن و مرد

    شما می توانید با مثالهایی کارهایی را که در خانواده هست را مطرح کنید و از طرفتون بخواهید بگوید چه کسی این کارها را باید انجام دهد. خرید، تصمیم گیری، کارهای منزل ، نگهداری بچه ، ادامه تحصیل، تفریحات و ....
    هـ) مسائل اقتصادی خانواده
    این بند هم باید با سئوالات ریز و جزئی همراه باشد. مثلا میزان خرجی که برای جشن عروسی در نظر دارید و نوع تالار آن را مشخص کنید؟ محل مس---- چگونه است ، کجاست؟ مشترک هست ؟ شخصی هست؟ اجاره ای هست؟ موقعیت جغرافیایی آن ؟
    درآمدهای زن و مرد چگونه در خانواده هزینه می شود؟ تصمیم گیرنده کیست؟

    و) میزان استقلال یا وابستگی فرد

    مثالهایی فرضی بزنید که مثلا شما دوست دارید در شهر دیگری زندگی کنید، نظر او را جویا شوید؟
    سئوالهای فرضی مطرح کنید که مادر و پدر شما یا مادر و پدر وی توصیه ای به شما دارند، شما باید چگونه با آنها برخورد کنید.
    یا سئوالهایی از این قبیل: فکر می کنید هر چند روز یکبار باید به خانواده هایمان یا اقوام خود سر بزنیم؟
    یا سئوالهایی از این دست که آیا پس از ازدواج مسافرت یا تفریح یکی از همسران بدون طرف دیگر به همراه دوست را می پذیرید؟ چند بار در سال یا ماه؟

    ز) صفات شخصی و روانی:

    افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، وسواس، سوء ظن، زودرنجی، کج خلقی، تنهایی، ترس ها، سابقه های بستری و درمان و .... جزء مهمترین مسائلی هست که باید بررسی شود،( شاید بررسی این بند یکی از ضرورتهایی هست که دختر و پسر باید به روانشناس مراجعه کنند). اما اگر خودشان قصد بررسی داشتند باید نشانه های این اختلالات را بشناسند، و با سئوال و دقت در نشانه ها و علائم این اختلالات پی به مشکل ببرند.
    همچنین صفاتی مثل خسیس بودن( حسابگر)، ولخرج بودن( دست و دلباز)، بی خیال (اجتماعی بودن )، منزوی و بی علاقه به تفریح، (اهل تفکر و مطالعه بودن)، پیگیر بودن( سمج)، سهل انگار نبودن( سخت گیر نبودن)و ....، جزء مسائلی هست که می تواند با مثالهای عملیاتی پرسیده شود. فراموش نکنید در سئوالات باید معادل مثبت صفات را که در پرانتز قرار دادم بپرسید، چون ممکن است فرد موضع بگیرد. مثلا شما به فرد بگوئید شما بیشتر حسابگر هستید یا دست و دلباز ؟ تا فرد هر کدام را انتخاب کرد احساس بدی نداشته باشد.

    ح) مسائل اعتقادی و اخلاقی:
    این سئوالات را بر اساس آنچه خود هستید، باید طراحی کنید، اگر به مواردی اعتقاد ندارید، باید با طرح سئوالهای متناسب و ریز بررسی کنید که فرد مقابل در این زمینه در تعارض با شما نباشد مثل مسئله حجاب که توضیح دادم.
    این سئوال را دقت کنید:
    آیا وقتی ما به دلمون خدا را قبول داریم و رفتار خوبی داریم ، حتما باید دقیقا نمازمان را هم سروقت بخوانیم، حالا اگر نخواندیم مشکلی پیش می آید؟
    آیا آرایش خانم بیرون از منزل مشکلی ایجاد می کند؟
    آیا شما با این موافقید که خانمها برای بیرون رفتن از منزل باید از شوهرانشان اجازه بگیرند؟
    چه وقت می شود دروغ گفت؟ دروغ مصلحتی چیه؟ چند تا مثال از دروغهای مصلحتی؟

    ط) دوستان

    اگر بتوانید از طریق سئوال یا تحقیق بر دوستان فرد احاطه پیدا کنید و مورد شناسایی قرار دهید ، مسائل زیادی در مورد همسر آینده خود متوجه خواهید شد.
    سئوالاتی از این قبیل چند تا دوست صمیمی دارید؟ ( تعداد زیاد آن نشانه برونگرا بودن و تعداد کم آن نشاندهنده حساسیت ، زودرنج بودن و درونگرا بودن هست)
    با کدام دوستت صمیمی هستید و او چه خصوصیت جالبی داره؟( پیش بینی اینکه اگر بخواهی در آینده خیلی خوب در کنار آن طاقت بیاوری باید چنین باشی)
    با کدام دوستت ارتباط کمتری داری ، یا خوشت نمی آید، چه صفاتی داره؟ ( مهم از این نظر که اگر چنین هستی، در زندگی با این فرد مشکل دار خواهی شد)

    ی) خانواده فرد

    سئوالات دقیق از خصیصه های مختلف خانواده و تعلقات آنها ، تحصیلات، فرهنگ، شغل ، و فرزندان دیگر خانواده که ازدواج کرده اند و نحوه ارتباط عروسها و دامادههای آنها با خانواده و ...، هم به شناسایی شما نسبت به این خانواده بیشتر کمک می کند.
    ک) بیماریهای جسمی، معلولیت ها و .... در فرد و خانواده اشان
    این مورد باید مستقیم سئوال شود. خیلی ها در جلسات شناسایی دروغ نمی گویند، اما خود را ملزم نمی بینند که همه چیز را بگویند. مثلا اگر بپرسی شمابیماری مزمن یا حادی داشته ای؟ جواب صحیح می دهند، اما اگر نپرسی ضرورتی برای توضیح این موارد در خود نمی بینند.
    ( البته اگر سلامتی جسمی همسر آینده اتان در تصمیم گیری شما تاثیر دارد)

    ل) برنامه تفریحات، سرگرمی و برنامه ها برای ارتباطات درون خانواده

    شما باید متوجه بشوید همسر آینده شما، خانواده را فدای کار می کند، یا کار را فدای تفریحات و خوشگذارنی می کند یا ....
    سئوال در مورد تفریحات قبلی او نیز به شما نموداری از روش او را ارائه می دهد.

    م ) و سئوالات زیادی در مورد هر یک از معیارهای ازدواج که به صورت عینی و دقیق و انعطاف پذیر و شفاف طرح شود را می توان مطرح کرد
    .
    هماطور که قبلا گفته بودم، باید مفاهیم تئوری و زیر بنایی معیارهای ازدواج را خوب بشناسید تا خوب بتوانید بر اساس آن نسبت به فرد مقابل خود شناسایی حاصل کنید، باز توصیه می کنم که مقالات بخش ازدواج سایت همدردی را به دقت مطالعه فرمائید، مخصوصا مقاله « اگر چنین هستید، صبر کنید ازدواج نکنید» این بار این مقاله را از دیدگاه دیگری بخوانید.
    از این دیدگاه بخوانید که بر اساس بندهای آن سئوالات عینی در بیاورید و متوجه شوید ، آیا همسر شما زمان ازدواجش فرا رسیده است، یا فردی هست از نظر احساس و فکری کودک و از نظر سنی بالغ)


    در خاتمه توصیه دیگری هم دارم.
    از آنجا که خیلی مسائل شناسایی در ازدواج مهم هستند، اگر بتوانید به همراه هم به مشاور خانواده مراجعه کنید، و نظر او را نیز بگیرید، کمک زیادی در تصمیم گیری به شما می شود.

    منبع: سایت همدردی
    پاسخ با نقل و قول

  4. من نمی خوامش  سپاس شده توسط havva,piroo,نرگس,حسینی

  5. ارسال:13#
    piroo آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط havva نمایش پست ها
    سلام گل من

    آیا شما حرف این آقا مبنی بر این که شما حق کار بیرون نداری به خانواده گفتید و خانواده در جواب چه گفتند؟
    خانواده اصلا گوش نداد میدونی مادرم یک عمر برای دو سه تومن پول که بابا بهش میده چقد سرکوفت میزنه منت سرش میزاره من نمی خوام جا پای مادرم بزارم نمیخوام بخاطر دو تمن پول سرکوفت بشنوم من نمی تونم بشم نسخه دوم مادرم شما میدونید چقد سخته که پدرت حی بیاد بر بگه چطور زن کارمند نگرفتم نه اصلا و ابعدا دستم رو جلوی مردی دراز نمی کنم
    خانواده شما چگونه خانواده ای هستند؟ خانواده من مذهبین البته نه از اون افراطی هاش اما خب من چنان فرد مذهبی نیستم زیادم بی دین نیستم چون تو یه خانواده مذهبی بزرگ شدم اما خب همه چی شونم قبول ندارم اصلا نمیدونم میدونید گاهی با خودم میگم چرا مسلمان شدم به خاطر این که ایران کشور اسلامی هست چون خانوادم مسلمان هستن و با خودم میگم من اگه تو هند متولد میشدم چی یا تو امریکا ایا باز مسلمان بودم و جواب نه ست من هنوز به دنبال واقعیت هستم میخوام ببینم دقیقا چی می خوام
    بازم سلام حوا خانم
    به نظرم شما کاملا درست می فرماییدو حرفی نیست که خارج از عرف باشد آیا شما همین ها را به خانواده تون هم گفتید؟ آیا گفتید که من حداقل دوست دارم از لحاظ مالی خودم مستقل باشم که هیچ گاه منت کسی روی من نباشد به نظر من شما بیایید که کسی که تو خانواده کاملا باهش راحتی بنشینید و تمام مشکلات را با او راحت بگید و دلایل مخالفت اعلام کنید بگید که من نمی تونم این گونه باشم بگید که در حال حاضر با این وضع اقتصادی نیاز هست که هم مرد و هم زن هم دوش هم کار کنندو...
    در مورد قضیه دوم که مطرح کردید شما باید خداروشکر کنید که در این کشور بدنیا امدید که لااقل دین اسلام وجود دارد و مسلمان هستید و بهترین دین و دارید باید هر انسانی متعادل باشد نه افراط و نه تفریط خود اسلام هم دقت زیادی رو اعتدال دارد.
    پس سعی کنید به آرامی و ذکر دلایل خود خانواده خودتون توجیح کنید که چرا این قبول نمی کنید.
    خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  6. من نمی خوامش  سپاس شده توسط golpesar,havva,نرگس

  7. ارسال:14#
    havva آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط piroo نمایش پست ها
    بازم سلام حوا خانم
    به نظرم شما کاملا درست می فرماییدو حرفی نیست که خارج از عرف باشد آیا شما همین ها را به خانواده تون هم گفتید؟ آیا گفتید که من حداقل دوست دارم از لحاظ مالی خودم مستقل باشم که هیچ گاه منت کسی روی من نباشد به نظر من شما بیایید که کسی که تو خانواده کاملا باهش راحتی بنشینید و تمام مشکلات را با او راحت بگید و دلایل مخالفت اعلام کنید بگید که من نمی تونم این گونه باشم بگید که در حال حاضر با این وضع اقتصادی نیاز هست که هم مرد و هم زن هم دوش هم کار کنندو...
    در مورد قضیه دوم که مطرح کردید شما باید خداروشکر کنید که در این کشور بدنیا امدید که لااقل دین اسلام وجود دارد و مسلمان هستید و بهترین دین و دارید باید هر انسانی متعادل باشد نه افراط و نه تفریط خود اسلام هم دقت زیادی رو اعتدال دارد.
    پس سعی کنید به آرامی و ذکر دلایل خود خانواده خودتون توجیح کنید که چرا این قبول نمی کنید.
    خوشبخت باشید.
    له گفتم اما خب مادرم گفت چه اشکال داره عروسی می کنید بعد راضیش میکنیم که بری وکار کنی ولی خب من نمیتونم این حرف قبول کنم با منطق من جور نیست چون اگه یک طرف از ذوجین به نظرم زیر قول قرارهای قبل ازدواج بزنه از کجا معلوم طرف مقابلش این کار نکنه

    2 بمن خدا رو شاکر هستم فقط نمی خوام وقتی کسی بهم گفت چرا مسلمانی بگم چون تو یک کشور اسلامی به دنیا اومدم یا پدر مادرم مسلمانن من می خوام بدون این بندها باشم نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم یا نه
    هیچ چیز زیباتر از شخصی نیست که قلبش شکسته... ولی هنوز به عشق باور دارد!!!
    خودت باش به اعتبار هیچ شانه ای اشک نریز...به اعتبار هر اشکی شانه نباش!!!
    ادمی به خودی خود نمی افتداگر بیفتداز همان سمتی می افتد که تکیه کرده است....
    پاسخ با نقل و قول

  8. من نمی خوامش  سپاس شده توسط golpesar,نرگس

  9. ارسال:15#
    havva آواتار ها
    سلام گل پسر
    وای تو باورهای غلط بعضی هاش رو میدونستم اما خب الان موندم این همه باور غلط هست باور صحیح چیه چطوری باید تشخیص داد اصلا چرا باید ازدواج کرد پس

    وای سوالات اینا رو که دیگه نگو فکنم حاضر باشه ده بار کنکور بده یک بار تو چنین مخمصه ای نیفته ولی جدا از شوخی این سوالات نمیشه همش تو یک جلسه مطرح کرد چون گاهی جواب ها به همون سادگی نیستن
    هیچ چیز زیباتر از شخصی نیست که قلبش شکسته... ولی هنوز به عشق باور دارد!!!
    خودت باش به اعتبار هیچ شانه ای اشک نریز...به اعتبار هر اشکی شانه نباش!!!
    ادمی به خودی خود نمی افتداگر بیفتداز همان سمتی می افتد که تکیه کرده است....
    پاسخ با نقل و قول

  10. من نمی خوامش  سپاس شده توسط golpesar,نرگس

  11. ارسال:16#
    درود

    بانو قرار نیست شما فقط یک جلسه با هم همصحبت بشید!!حداقل 3جلسه خواستگاری تشریف میارن منزل شما بعدش میرید دونفری بیرون حرف میزنید فکر کنم زمان کافری دارید برای بیان سوالات بالا.

    بهتر اول از سوالات کلی شروع کنیم بعد برسیم به بقیه سوالات یه دفتر بردارید و دسته بندی کنید سوالهایی کهب رای شما مهمتره و در اولویت هست را اول بپرسید
    پاسخ با نقل و قول

  12. من نمی خوامش  سپاس شده توسط havva,نرگس

  13. ارسال:17#
    havva آواتار ها
    ممنونم از همه دوستان به خاطر راهنمایی های خوبشون


    چشم گل پسر دستورات اخرتم اجرا میکنیم الان دیگه این خواستگار شرش رو کم کرد با کمک شما
    اما مادرم میگه من اصلا احساس ندام
    هیچ چیز زیباتر از شخصی نیست که قلبش شکسته... ولی هنوز به عشق باور دارد!!!
    خودت باش به اعتبار هیچ شانه ای اشک نریز...به اعتبار هر اشکی شانه نباش!!!
    ادمی به خودی خود نمی افتداگر بیفتداز همان سمتی می افتد که تکیه کرده است....
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •