تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




من نمی خوامش زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:havva
آخرین ارسال:havva
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

من نمی خوامش

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    havva آواتار ها
    سلام
    نمی دونم جای درستی تاپیک ایجاد کردم یا نه اما خوب اگه جاش اشتباه ببخشید
    من تازگی یه خواستگار دارم که اصلا اون ایدال های که من از یک مرد می خوام رو نداره ببینید نمیگم تمامن چیزی باشه که من میخوام چون هیچ کس کامل نیست اما مشکل این که کل خانواده میگن جواب من باید مثبت باشه خسته شدم از بس سر کوفت شنیدم من موندم دختر اینام یا من از تو جوب پیدا کردن که سنگ این خواستگار به سینه میزنن باورتون میشه طوری رفتار میکنن انگار این ادم تنها پسر مرد کره زمینه و اگه من جواب رد بدم بدبخت میشم طوری که انگار اگه خواستگار دیگه ای بیاد حتما گداست یا یک دزدی قاتلی این موضوع جدا من ازار میده شده یه خنجر که وارد روح روانم میشه باورتون نمیشه تو این مدت همش به مرگ فکر میکنم روحیم کلا افتضاحه احساس افسردگی میکنم خب بهتر حالا بگم جریان چطور شد دوست همکار شوهر خاله من قصد ازدواج داشت که شوهر خالم من معرفی کرد منم رفتم این اقا رو دیدم و گفتم نه نه خودم اماده ازدواج دیدم نه این ادم رو یکی با خودم وشرایطم از اون روز سرزنش ها و سر کوفت ها شروع شد که تو چطور قضاوت کردی تو که باهاش حرف نزدی اینا طقریبن سه هفته طول کشید با اینکه مادرم با نارضایتی جواب رد داد اما ول کن نبودند برادرم مادرم و.... میگفتن باید حرف بزنم کم کم این احساس در من به وجود اومد که نکنه جدا اشتباه کردم نکنه در خوشبختی به روی خودم بستم اما خب به نظرم دیر شده بود که مامانم چند روز پیش اومد گفت اماد شو دارن میان خواستگاری (یعنی من رسمیت کلم) اما خب سعی کردم با دید مثبت نگاه کنم و حرف بزنم حالا مراسم ول کنید ما رفتیم حرف بزنیم اونم چهحرف زدنی ایشون نشسته فرمودند که دختر های زیادی در فامیل و بقیه جاها بهشون معرفی شده... اینا بدش به حجاب پوشش نماز روز اهمیت میدن خانومشون در ایننده حق کار کردن نداره خانواده کاملا مرد سالاریه زن حق تصمیم گیری ندار..... یعنی به طور خلاصه زنی که ایشون می خواستن مفتخر به انجام وظیفه در اتاق خواب و اشپز خانه هستن( ببخشید ولی من نمی خوام کلفت بشم) و من این نمی خوام اما خانواده میگه نه اشتباه میکنی چون طرف نماز می خونه روز میگیر اوضاع مالیشم خوب باهاش ازدواج کن اما واقعا زندگی یعنی همین من نمیگم نماز خوند روز گرفتن بده خانواده خود منم مذهبین و من تو این جمع بزرگ شدم اما همه چی این نیست من می خوام مردی کنارم ببینم که روحش بیشتر از جسمش بامن پیوند بخوره حداقل کمی من میخوام پابه پای مدم کار کنم و از قله های موفقعیت بالا برم من نمی خوام فقط یک زن خونه بشم که فقط میشور میسابه می پزه نه اصلا ابعدا تصورشم وحشت ناکه من میخوام مردم بدونه که در هر زمینه رو من حساب کنه و من همیشه پیششم.... شوهر خالم میگه تو که نمی خواستیش چرا گفتی بیان ؟ اصلا کل خانواده میگن این رو؟ با اینکه من نگفتم میخوام بدونم هرکی با گل شیرینی میاد خواستگاری یعنی جواب دختره مثبت باید باشه ؟ واقعا چون مذهبیه همه چی حل و زندگی گلستان میشه؟ سرم تیر میکشه جدا همه چی رو برام زهر کردن همه شدن سوهان روح من مادرم درست حسابی باهام حرف نمیزنه برادرم سرکوفت میزنه پدرم میگه تصمیم خودشه اگه می خواد بدبخت بشه بشه اما از طرفی زنگ میزنه به مادرم میگه نظر من عوض کنه به نظرتون با وجود اینکه روحن میمیرم برم با این مرد ازدواج کنم چون تنها چیز که اون می خواد یک جسم و من این بهش بدم بقیش جدا باد هواست نه؟ به نظرتون اون موقع دیگران خوشحال میشن؟راحتم میزارن؟ من الان22 سالم یعنی جدا دیگه چنین خواستگاری که هم پول مذهب داره نخواهم داشت؟یعنی کلا اهمیت نداره که حالم از این ادم بهم می خوره(قیافش نمیگم چون معمولیه) در صورت کلی حتی با فکرشم دارم کهیر میزنم کلا ببخشید اگه همه جریانات قاطی کردم ولی خب هیچ کس نارم باهاش حرف بزنم باید کمی سبک می شودم دوست دارم اگه تونستیت کمکم کنید اصلی ترین سوالم ایینه جدا اگه این ادم بره هیج مرد خوبی برای ازدواج با من وجود نخواهد داشت ؟من یک پیر دختر میشم یا قرار ازدواج ناموفقی داشته باشم
    هیچ چیز زیباتر از شخصی نیست که قلبش شکسته... ولی هنوز به عشق باور دارد!!!
    خودت باش به اعتبار هیچ شانه ای اشک نریز...به اعتبار هر اشکی شانه نباش!!!
    ادمی به خودی خود نمی افتداگر بیفتداز همان سمتی می افتد که تکیه کرده است....
    پاسخ با نقل و قول

  2. من نمی خوامش  سپاس شده توسط golpesar,nafasebahar,نرگس,ویونا شاکری

  3. ارسال:2#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام حوای عزیز
    فردی به خواستگاریت اومده که تو به هیچ طریق ممکن نمیتونی احساسی نسبت بهش داشته باشی و جواب قطعیت نه است، درسته؟!
    دوست خوب من در ابتدا اینو بگم که تصمیم گیرنده ی نهایی خود تویی!
    ببین گلم اول از همه باز بررسیهای لازم رو در مورد این خواستگارت انجام بده نکات مثبتی که خانوادت در موردش میگن بررسی کن و معایبی رو هم که خودت در اون آقا میبینی هم بررسی کن و بعد تصمیم نهاییتو بگیر اگر باز جوابت منفی بود دلایلت رو برای پاسخ منفی به خانوادت واضح و روشن اعلام کن
    عزیزم هیچکس نمیدونه تقدیر براش چی رقم زده من و شما نمیدونیم در آینده ممکنه چه اتفاقی بیوفته اما چیزی که هست اینه که تو نمیتونی بخاطر اینکه ممکنه در آینده فردی با موقعیت بهتر به خواستگاریت نیاد به آقایی که واقعا نمیخواهیش پاسخ مثبت بدی!
    اما به نظر من با یک جلسه حرف زدن تصمیم برای آینده کمی ریسک پذیر و دور از منطق باشه بهتر بود شما جلساتی رو زیر نظر خانواده با این آقا صحبت میکردید شاید در گرفتن تصمیم قطعی بهتر کمکتون میکرد و حتی ممکن بود با شناخت بیشتر از این آقا به دادن جواب مثبت هم فکر کنی!
    شاد باشی
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  4. من نمی خوامش  سپاس شده توسط alonegirl,elnaz.t,golpesar,havva,nafasebahar,piroo,نرگس

  5. ارسال:3#
    havva آواتار ها
    اره جوابم نه و درست میگی با یک جلسه نمیشه چیزی گفت
    اما اگه من الان کوتاه بیام که نمیشه خانواده من میگن چون اینا اومدن خواستگاری پس ازدواج کنید اصلا نمیتونم تصور بکنم که ما چند جلسه حرفم بزنیم چون حتما هفته بعد عروسی میگیرن 2 روز بعد بچه میخوان
    خانواده من میگه چون نماز روزه میگیره پس خانواده دوست و خوشبخت میشی
    پسرک (مردک) میگه من میخوام زن خونه باشی این ها...
    اما من میگم من دختر هستم که تو اجتماع رفت امد دارم و دختر قدیم نیستم و نمیتونم باشم من نمیخوام تنزل کنم من میخوام کامل بشم پیشرفت کنم مردیم که میخوام باید من تو این راه حمایت و پشتیبانی کنه باید مشوق من باشه نه این که بخواد من به زیر بکشه چون اگه من بخوام پیشرفت کنم مردی که میخوام باهاش زندگی کنه جلومو بگیره این میشه حسادت و من نمیتونم فردا تو جامع حرفی بزنم نمیدونم میفهمید چی میگم یا نه
    ببینید اگه من حتی رازیش کنم که من تو بیرون از خونه کار کنمم باز مشکل اینه که اون میتونه تحمل کنه من همکار مرد داشته باشم یا نه
    برای من از خدا صبر بخوایید و توانای مقابله با این ادم ها (خانواده) چون حالا که به حمایت شون نیازمندم پیش من نیستن
    واقعا خننده داره یکی عاشق پسرست خانواده مخالفه این جا من مخالفم خانواده موافق
    هیچ چیز زیباتر از شخصی نیست که قلبش شکسته... ولی هنوز به عشق باور دارد!!!
    خودت باش به اعتبار هیچ شانه ای اشک نریز...به اعتبار هر اشکی شانه نباش!!!
    ادمی به خودی خود نمی افتداگر بیفتداز همان سمتی می افتد که تکیه کرده است....
    پاسخ با نقل و قول

  6. من نمی خوامش  سپاس شده توسط alonegirl,golpesar,nafasebahar,piroo,نرگس

  7. ارسال:4#
    piroo آواتار ها
    سلام حوا خانم
    من توضیحات شما را خوندم و با خانم شاکری هم موافقم که شما باید بیشتر فکر کنید و با یه جلسه نمیشه
    به نظر بنده شما بیایید آن چیزی که از شوهر آینده خود و ازدواج خود ملاک دارید و می خواهید را لیست کنید و یه فهرستی بگیرید بعد بیایید این ملاک ها را با این خواستگارتان چک کنید و ببینید چند درصد با ملاک های شما نزدیک است اگر درصد بالایی نزدیک است جواب مثبت دهید وگرنه نه ولی این هم بگم همیشه با خانواده مشورت کنید حالا که خانواده شما روی این خواستگار اصرار دارند شما ببینید چرا اصرار دارند آیا دلایلشان منطقی است یا فقط همین نماز خوان بودن و مذهبی بودن ملاکشون هست.
    چون به نظر بنده نمی شود از ظاهر یک فرد تصمیم گیری کرد چون هستن که افرادی به ظاهر نمازخوان و مذهبی هستن ولی فقط در ظاهر هست و از صدتا بی دین و نماز خوان بیشتر گناه می کنه و برعکس افرادی هستن که ظاهر غلط ولی اهل گناه هستن تو هر قشری خوب و بد وجود دارد و باید خیلی دقت کرد و صرف نمازخوان و مذهبی بودن نمی توان جواب مثبت داد.
    بحث در مورد عدم کار شما در بیرون هم باید خودتان این شرط را برای او بگذارید چون زن می تونه ضمن عقد شرط بگذارد آیا شما حرف این آقا مبنی بر این که شما حق کار بیرون نداری به خانواده گفتید و خانواده در جواب چه گفتند؟ خانواده شما چگونه خانواده ای هستند؟
    در مورد سوال آخر ((جدا اگه این ادم بره هیج مرد خوبی برای ازدواج با من وجود نخواهد داشت ؟من یک پیر دختر میشم یا قرار ازدواج ناموفقی داشته باشم)) همه چیز دست خداوند هست و انسان از یک ثانیه بعدش خبر نداره و خداوند برای هر انسانی بهترین ها را در نظر گرفته پس هر کاری که شما انجام می دهید به خدا توکل کنید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  8. من نمی خوامش  سپاس شده توسط alonegirl,golpesar,havva,nafasebahar,نرگس

  9. ارسال:5#
    havva آواتار ها
    سلام گل من

    آیا شما حرف این آقا مبنی بر این که شما حق کار بیرون نداری به خانواده گفتید و خانواده در جواب چه گفتند؟
    خانواده اصلا گوش نداد میدونی مادرم یک عمر برای دو سه تومن پول که بابا بهش میده چقد سرکوفت میزنه منت سرش میزاره من نمی خوام جا پای مادرم بزارم نمیخوام بخاطر دو تمن پول سرکوفت بشنوم من نمی تونم بشم نسخه دوم مادرم شما میدونید چقد سخته که پدرت حی بیاد بر بگه چطور زن کارمند نگرفتم نه اصلا و ابعدا دستم رو جلوی مردی دراز نمی کنم
    خانواده شما چگونه خانواده ای هستند؟ خانواده من مذهبین البته نه از اون افراطی هاش اما خب من چنان فرد مذهبی نیستم زیادم بی دین نیستم چون تو یه خانواده مذهبی بزرگ شدم اما خب همه چی شونم قبول ندارم اصلا نمیدونم میدونید گاهی با خودم میگم چرا مسلمان شدم به خاطر این که ایران کشور اسلامی هست چون خانوادم مسلمان هستن و با خودم میگم من اگه تو هند متولد میشدم چی یا تو امریکا ایا باز مسلمان بودم و جواب نه ست من هنوز به دنبال واقعیت هستم میخوام ببینم دقیقا چی می خوام
    هیچ چیز زیباتر از شخصی نیست که قلبش شکسته... ولی هنوز به عشق باور دارد!!!
    خودت باش به اعتبار هیچ شانه ای اشک نریز...به اعتبار هر اشکی شانه نباش!!!
    ادمی به خودی خود نمی افتداگر بیفتداز همان سمتی می افتد که تکیه کرده است....
    پاسخ با نقل و قول

  10. من نمی خوامش  سپاس شده توسط golpesar,nafasebahar,piroo,نرگس

  11. ارسال:6#
    سلام
    به دل نشستن ظاهر طرف مقابل یکی از مهمترین عواملیه که باید برای ازدواج مدنظر گرفته بشه ...
    مخصوصا اینکه ظاهر آقایون بعد از ازدواج دست خوش تغییر نمیشه ولی ظاهر خانمها با آرایش کردنو اصلاح کمی تغییر میکنه ...ظاهر یه مردحکم آشپزخونه ی شمارو داره که مدام باهاش در ارتباطید و نمیشه اونو نادیده گرفت...
    به هر حال اگر مشکل شما اینه به نظر بنده بی اعتنا باشید به حرفای اطرافیانتون و حساسیت نشون ندید
    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  12. من نمی خوامش  سپاس شده توسط golpesar,havva,nafasebahar,نرگس

  13. ارسال:7#
    rahe shab آواتار ها
    درود

    شرمنده در بحث تون دخالت میکنم

    مخالفت خانواده ی شما ، فقط در حد صحبت هست ؟ یا واقعا دارن به شما تحمیل میکنن؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  14. من نمی خوامش  سپاس شده توسط golpesar,havva,نرگس

  15. ارسال:8#
    havva آواتار ها
    مخالفت خانواده ی شما ، فقط در حد صحبت هست ؟ یا واقعا دارن به شما تحمیل میکنن؟؟؟نه فک نکنم بعد دعوای امشب بتونن اون ها هم از دست من ذل شدن اما فکنم عصبین از دست من کل خانواده
    و من خیلی غصه دارم برای ناراحت کردنشون
    هیچ چیز زیباتر از شخصی نیست که قلبش شکسته... ولی هنوز به عشق باور دارد!!!
    خودت باش به اعتبار هیچ شانه ای اشک نریز...به اعتبار هر اشکی شانه نباش!!!
    ادمی به خودی خود نمی افتداگر بیفتداز همان سمتی می افتد که تکیه کرده است....
    پاسخ با نقل و قول

  16. من نمی خوامش  سپاس شده توسط golpesar,نرگس

  17. ارسال:9#
    درود بانو

    من بیشتر در تالار گفتمان دیگه ای هستمب رای همین کم میام اینجا البته از کم سعادتی بندست.

    یکی از روانشناسان در تلویزیون یه حرف بسیار زیبایی زدن که فکر کنم مخصوص شماست:

    زیبایی بعد یکی یا دو سال عادی میشه ولی زشتی(یا اینکه به دلت نشینه) هیچوقت عادی نمیشه!!!
    من دیدم افرادی را که همسر خوبی دارن زندگی مشترک مشکلی هم ندارن ولی بعد 3سال از همدیگه جدا شدن بخاطر همین موضوع به دل نشستن قیافه طرف مقابل.

    موضوع دوم:شما یه کاغذ بردار اینجا هم بنویس در مورد خصوصیات مثبت و مفی خودت و ایشون
    2.معیارهای مد نظر شما بریا انتخاب همسر چیست؟ لطفا برای هرکدام حداقل یک یا دوخط توضیح بدید.
    یه جدول درست کنید در سمت راست معیارهای انتخاب همسر و در ستون چپ از عدد 1 تا عدد 5 به ایشون نمره بدید

    3.لطفا این مقاله را بخوانید حتما
    در جلسات خواستگاري صريح و بدون احساس گناه «نه» بگوييد

    شوربختانه یه رفتار غلط که بعضی از دختران دم بخت دارن اینه که برای دادن جواب نه به خواستگاری که مورد قبولشان است مردد هستند و عذاب وجدان دارن.اینو یادتون باشه قرار نیست هر فردی که آمد خواستگاری شما به ایشون جواب مثبت بدید.یا گل و شیرینی میخرن شما عذاب وجدا بگیرید نه لطفا در این مسئله فوق العاده مهم احساسی نگاه نکنید اصلا و ابدا

    4.حسی که دارید نسبت به رفتار پدرتان با مادر در منزل را کاملا درک میکنم واقعا هم حق دارید شوربختانه مردهای قدیم چنین رفتار غلط و اشتباهی را انجام میدادند و الان هم انجام میدن و این را نشانه قدرت خودشان فرض میکنند این رفتار به هیچ عنوان درست نیست.ولی خواهشا شما بانو این رفتار غلط پدرتان را به همه مردا تعمیم ندید قرار نیست همه ما مردا این رفتار اشتباه را انجام بدهیم.

    5.کار کردنب یورن منزل خیلی خوبه از تحصیلاتت استفاده میکنی و درآمد داری برای خودت استقلال فکری دار یتوی اجتماع دیده میشی و کلی حسن دیگه.همسر بنده فوق لیسانس فیزیک داره و حق التدریسی هستش در دبیرستان های دولتی و آموزشگاه و غیرانتفاعی.یه دختر کوچیک 10 ماهه داریم خودش کارش را جوری برنامه ریزی میکنه که هم به کارای منزل برسه هم به بچه و هم به شوهرش یعنی شغلش باعث لطمه وارد آمدن به زندگی مشترکش نمیشه.کار کردن خیلی حسن داره ولی فوق العاده اذیت میش یو روحت و جسمت خسته میشه بانو.اینو از روی تجربه بانوانی که شاغل بودن دارم عنوان میکنم.

    پ.ن:بیا یه کاری کنیم هرچی توی ذهنته بریز دور به هیچ عنوان به مسائل حاشیه ای توجه نکن فقط سوالات را جواب بده خواهشا منصفانه بنویس بعد ببینیم چی میشه

    حداقلش اینه چه جواب مثبت بدی و چه منفی یه تجربه گرانبها میشه برای شما برای دفعات بعدی که خواستگار میاد برای شما
    پاسخ با نقل و قول

  18. من نمی خوامش  سپاس شده توسط havva,sajad98,نرگس

  19. ارسال:10#
    نرگس آواتار ها
    سلام خوبید ببین گلم من این رو می گم چون چند سالی از ازدواجم می گذره و کم کم یه چیزایی رو میبینم که شاید شما ها که هنوز درگیر ازدواج نشدید کمتر باهاش مواجهید اولین سوالی که خیلی برای من جالب بود این که این آقا با این خصوصیاتی که شما از آینده ایده آل خودتون براش ترسیم کردید باز هم به ازدواج با شما مصرند؟ یعنی شما بهشون گفتید که می خواهید یک زن اجتماعی باشید تا یک زن خانه دار باز هم ایشون در مورد خواستگاریشون تردیدی ندارند؟ من بعید می دونم ایشون هم اگه روی حرف شما حرفی نزدند با صراحت شما مینی بر اینکه می خواهید در اجتماع باشین و از مرد های مرد سالار خوشتون نمیاد اینطور مردی باشند چون مرد ها یی با چنین خصوصیاتی بسیار روی حرف خودشون پای بند هستند و اگر ببینند طرفشون اینجوری نیست خودشون مخالفت می کنند خواهر گلم شما جای دعوا با زبون خوش هم میتونید حرفاتونو با پدر و مادرتون بزنید تا مادر نشی نمیدونی همه زندگی یه مادر بچشه مطمئنا خانوادتون علی الخصوص پدرتون که بیشتر از شما آقایون رو می شناسند برای خوشبختی شما تلاش می کنند من اصلا با دعوا مخالفم وقتی زبان خوش هست فریاد چرا اگه مسائلی رو مطرح می کنید با ذکر دلیل و با غلبه بر احساس تون بیان کنید به نظر من بیشتر مورد قبول خانواده میشه ببین وقتی دونفر دارند داد میزنند صدا و حرف همو نمیشنوند شما دلایل خوبی برای رد داری پس بزار حرفات شنیده بشه نه اینکه فکر بشه داری لج می کنی یا دوست داری با شخص خاصی ازدواج کنی بزار ایراد های خواستگارت دیده بشه نه اینکه پشت لج بازی ها مخفی بشه مثل اینکه خیلی حرف زدم ببخشید
    دلت که تنگ یک نفر باشد ،لحظه ای فراموشی هم نداری تو دلت تنگ است ، دلت برای همان یک نفر تنگ است که تا نیاید تا نباشد هیچ چیز درست نمیشود ، هیچ چیز … افسوس که بعضی آمدن ها دیگر فقط در خواب است !
    پاسخ با نقل و قول

  20. من نمی خوامش  سپاس شده توسط golpesar,havva

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •