تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




محدودیت در بیرون رفتن از خانه و نداشتن اعتماد به نفس زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sepid.rostame
آخرین ارسال:sepid.rostame
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

محدودیت در بیرون رفتن از خانه و نداشتن اعتماد به نفس

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    به راهنمایی احتیاج دارم 17 سالمه و دخترم تویه خانواده متوسط به هیچ وجه آزادی ندارم و نمیتونم تنها از خونه بیرون برم و این مایه عذابمه البته زیادم مشکلی ندارم با این موضوع ولی باعث شده جلو دوستام ضایع شم حس میکنم اعتماد به نفس ندارم و از هرکاری زود خسته میشم روابط اجتماعیم خیلی ضعیفه بیشتر موقع ها فقط اهنگ گوش میدم بزرگترین مشکلم اینه که اعتماد به نفس ندارم که هرطوری که خودم دوست داشته باشم لباس بپوشم و بگردم و این باعث شده که بیشتر نظر دیگران برام مهم باشه تا نظر خودم از طرفیم حس میکنم نمیدونم باید واسه آیندم چیکار کنم کمکککککککککککککککککککک
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_05_05 در ساعت 19:22 دلیل: ویرایش عنوان
    پاسخ با نقل و قول

  2. محدودیت در بیرون رفتن از خانه و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط A@92

  3. ارسال:2#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدی
    خب منم یه دختر18ساله هستم(یعنی نزدیک19)اماهنوزاونجورکه بایدوشایداجازه ندارم خودم تنهابرم بیرون ولی خب درسته منم تا1سال پیش خیلی پاپیچ میشدم اماامسال گفتم ارزش نداره مامانوبابام عصبی شن سراین موضوع خودمم عصبانی ترشم خب منم یه وقتایی ضایع میشم جلودوستام ولی حداقل راضیم که اوناعصبی نشدن
    میشه بگیدمحدودیتاتون چیه؟
    ازنظردرسی چطورهستید؟
    درجمع دوستانتون چطورهستید؟
    برنامه ریزی دارید؟
    اول به این سوالات جواب بدیدتابعددرباره اعتمادبه نفستن همراهی کنیم شمارو
    موفق باشید




    ناظمین عزیزلطفااین تاپیک روبه بخش مربوط به خودش منتقل کنید
    باتشکر
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. محدودیت در بیرون رفتن از خانه و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط golpesar,m1392,niloofarabi

  5. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدی
    خب منم یه دختر18ساله هستم(یعنی نزدیک19)اماهنوزاونجورکه بایدوشایداجازه ندارم خودم تنهابرم بیرون ولی خب درسته منم تا1سال پیش خیلی پاپیچ میشدم اماامسال گفتم ارزش نداره مامانوبابام عصبی شن سراین موضوع خودمم عصبانی ترشم خب منم یه وقتایی ضایع میشم جلودوستام ولی حداقل راضیم که اوناعصبی نشدن
    میشه بگیدمحدودیتاتون چیه؟
    ازنظردرسی چطورهستید؟
    درجمع دوستانتون چطورهستید؟
    برنامه ریزی دارید؟
    اول به این سوالات جواب بدیدتابعددرباره اعتمادبه نفستن همراهی کنیم شمارو
    موفق باشید




    ناظمین عزیزلطفااین تاپیک روبه بخش مربوط به خودش منتقل کنید
    باتشکر


    محدودیتام اینه که اصلا اجازه نمیدن با دوستام برم بیرون حتی کتابخانه
    دیپلم کامپیوترو دارم قبلا عاشق این رشته بودم منتظرم مهرماه بیاد که بتونم واسه دانشگاه ثبت نام کنم ولی دودل شدم الان به روانشناسی خیلی خیلی علاقه مند شدم نمیدونم کامپیوترو ادامه بدم یا از ازاول روانشناسیوادامه بدم میترسم که تو روانشناسی به بن بست بخورم تا الانم هیچ برنامه ریزیو تو زندگیم نداشتم خیلی سعی کردم ولی نتونستم یه برنامه ریزی خوب داشته باشم من هیچوقت خونه دوستام نرفتم یا هرموقع که رفتم مامانم بوده و باعث شده خیلی رسمی برخورد کنم همیشه اونا میان خونه ما این موضوع واقعا داره اذیتم میکنه یه جورایی نمیتونم با خانوادم یه رابطه صمیمی و بر قرار کنم اگه اجازه بگیرم و بگن نه سریعا عصبی میشم نمیدونم چیکارکنم که امانم باورم کنه نه اینکه بهم شک داشته باشن
    پاسخ با نقل و قول

  6. محدودیت در بیرون رفتن از خانه و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi

  7. ارسال:4#
    elnaz.t آواتار ها
    خب میگیدقبلاعاشق این رشته بودیدایاالان هم به رشتتون علاقه مندید؟
    چه چیزایی توی رشته روانشناسی شماروبه خودش جلب کرده که واسه تغییررشته دودل شدید؟
    خب برنامه ریزی اداب خاص خودشوداره مثلابستگی به این داره که شمابرای چه مدت برنامه ریزی کرده باشیدواینکه سطح برنامه ریزیتون برای اون مدت سبک بوده یاسنگین
    خودتون فکرمیکنیددلیل شک داشتنشون چیه؟
    ایااوناباشماصمیمی نیستن یاشمابااون هاحس صمیمیت ندارید؟
    ایامادرتون ویاپدرتون دوستانتونومیشناسن؟
    خب سعی کنیددراین جورمواقع یه چشم بگیدوخونسردی خودتونوحفظ کنیدتواین زمان هایکم بایدمنطقی برخوردکردهمین که شمادراون زمان عصبی میشیدخودش یه نقطه منفی محسوب میشه پس نران نباشین این موضوع برای اکثرنوجوونااتفاق میفته هیچوقت خودتونوجلوشون بادوستاتون مقایسه نکینیدمثلااینکه بگیدچراخانواده فلانی اجازه میدن اماشمااجازه نمیدیدبلکه بگیدحرف شمادرسته هرجورصلاح میدونیدباورکنیدبه مرورزمان حل میشه
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  8. محدودیت در بیرون رفتن از خانه و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi

  9. ارسال:5#
    زیاد فایل های صوتی روانشناسی گوش میدم مثه دکتر حلت
    آره الانم این رشته رو دوس دارم ولی فک میکنم اگه برم روانشناسی ممکنه مثه قبل نتونم ادامه بدم یه جورایی از وسطاش بکشم کنار پدرم اصلا تو این مساله دخالت نمیکنه شاید گیربده واسه بیرون رفتن ولی اصلا تو انتخاب دوستام دخالت نکرده یعنی بهتره بگم که خیلی بد اخلاقه منم هیچوقت بهش نزذیک نمیشم شاید توی 1سال در حده چند کلمه با هم حرف بزنیم تقریبا باید بگم که همه کاره تو خونه مامانمه که واسه همه تصمیم میگیره حتی از بهترین دوستامم ایراد میگیره حتی بعضی موقع ها بدش میاد که دوستام میان پیشم یه جورایی به همه شک داره از همه میترسه مخصوصا از حرف مردم دیگه واقعا همه چی واسم محدود شده حتی نمیذاره برم کلاس که حوصلم سر نره دیگه دیوونه شدم از بس تو خونه و اینترنتم واسه خونوادم یه جورایی اونا صمیمین ولی من نمیتونم سعی کردم ولی نشده یه جورایی گوشه گیروخجالتی میشمو بیشتر از همه دوست دارم با داداشم صمیمی شم که نشدممنون از اینکه وقت میذارین
    پاسخ با نقل و قول

  10. محدودیت در بیرون رفتن از خانه و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi

  11. ارسال:6#
    elnaz.t آواتار ها
    خواهش میکنم عزیزم
    چرابابرادرت صمیمی نمیشی؟ایشون ازشمابزرگترن یاکوچیک تر؟
    ببین خب منم اصلاباخونوادم صمیمی نبودم اماسعی کردم تااونجایی که درتوانمه نشون بدم مامانت منتظریه حرفه اصلاهم شکاک نیست تاحالاشده یه بارباهاش بشینی حرف بزنی؟دردودل کنی؟اون منتظراین هست دقیقا
    مامان من همیشه اینومیگه که النازبیاحرفتوبمن بزن
    خب حق دارن تاحدودی که رودوستات حساس باشن جامعه واقعایه جورایی نمیشه اعتمادکردنه اینکه به همه منظورم هستاولی بایدخوب بشناسیشون
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  12. محدودیت در بیرون رفتن از خانه و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi

  13. ارسال:7#
    rahe shab آواتار ها
    سلام دوست عزیز.

    تا جایی که من از فرموده های شما متوجه شدم ، ارتباط جالبی بین شما و پدر و مادرتون برقرار نیست ، من به شما حق میدم اما بیاین باهم از درون مشکل بیرون بریم و با هم از بیرون تمام موضوع رو نگاه کنیم.

    یه پدر و مادری که اصلا با فرزندش صمیمی نیستن ، باهاش زیاد صحبت نمیکنن ، اجازه ی بیرون رفتن از خونه رو بهش نمیدن و خیلی مسائل دیگه.

    شما به عنوان یک پدر یا مادر به موضوع نگاه کن.

    فرزندی دارید که تأمین امنیتش خیلی برای شما اهمیت داره ، با وضعیت جامعه و ارتباط هایی که بین افراد در جامعه اتفاق می افته شما رو شدیدا نگران میکنه و برای همین ، تمام تلاشت رو میکنی که توی هیچ شرایطی تنهاش نزاری ؛ برای همین مجبوری محدودش کنی

    حالا از دید فرزند اگر به موضوع نگاه کنید ، با توجه به شرایط جامعه و پیشروفت سطح تفکر افراد نسبت به زمانه ی قبل ، هزاران گله و ناراحتی از این سبک رفتار بیرون میاد ، اما با وجود این افکار در ذهن پدر و مادر ، آیا واقعا صد درصد اشتباه میکنند؟؟؟

    شما در رفتار هیچ مشکلی ندارید و این رفتار دیگران هست که در مقابل شما قرار داره و شما رو آزار میده ، اگر قرار باشه به همین سبک ادامه بدید در مثال با یک بیماری ، تنها درمان شما دارو های بی حس کننده و سر کننده خواهد بود که تسکین دهنده های موقتی و کوتاه مدت است.

    اما واقعا چطور با این گونه سطح رفتار باید کنار اومد؟؟؟ آیا شما باید همین طور بسوزید و بسازید؟؟؟

    نه اصلا ، یک ذهن خلاق منتظر راه حل نمیشینه ، اون رو خلقش میکنه. در حقیقت میخوام بگم ، « هنر زندگی کردن، از مشکلات فرصت ساختن هست نه با اون ها کنار اومدن »

    برای شروع سعی کن خانوادت رو به خوبی بشناسی و تمایلاتشون رو کامل بررسی کنی ، یک راه برای نفوذ در ذهن و احساسات پدرت پیدا کن ، سعی کن به بهانه های مختلف باهاش صحبت کنی تا بتونی قوه ی علاقش به شما رو تحریک کنی.

    به مادرت کمک کن و به محدودیت هایی که برای شما رقم میزنه ، دامن بزن و به رفتار هاش علاقه نشون بده ، این رفتار بعد از مدتی اعتماد پدر و مادرت رو به خودش جلب میکنه ، بعد از مدتی حساسیت مادرتون نسبت به شما کم میشه و میفهمه که شما حکمت وجود این محدودیت ها رو درک کردی و دیگه نیازی به تذکر دادن به شما نیست.

    این رفتار ها و احساسات ایجاد شده ، ناخود آگاه رشد سطح فکر شما رو به مادرتون القا میکنه و کم کم مادر به این نتیجه میرسه که شما صلاح رو تشخیص میدین و با اون هم قدم و هم فکر هستین ، در حقیقت در کنار مادرتون قرار میگیرید نه در مقابل.

    این سیاست رفتاری از مشکل شما برای شما فرصت میسازه نه محدودیت.

    توجه کن ، یک شبه نمیشه ره صد ساله رفت . برای نتیجه گرفتن از این رفتار گذر زمان نیاز هست . اما قطعا مشکل شما حل خواهد شد.
    پاسخ با نقل و قول

  14. محدودیت در بیرون رفتن از خانه و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط m1392,ma_z_70,niloofarabi

  15. ارسال:8#
    اون 3 سال ازمن بزرگتره ببین من اصلا نمیتونم با مامانم دردودل کنم یعنی اصلا نمیتونم بهش نزدیک شم مامانم اصلا روشن فکر نیست که بشینی باهاش حرف بزنی از نظر مامانم هرکاری که انجام بدی زشته از نظر مامانم نباید هیچ کاریو انجام بدی فقط باید نقش مجسمه رو بازی کنی من حتی گوشیمو برداشتم که فک کنه با دوستام رابطه ندارم من به حساسیتشون نسبت به خودم احترام میذارم ولی اگه بخوام حرفیم بزنم میگه نمیدونم خوشگلی جلفی بری میدوزدنت طوری رفتار میکنه که انگار من 5 سالمه جالبش اینجاس که حتی شوهر خالمم همین حرف مامانمو میزنه بخدا خسته شم یا بجای بقیه تصمیم میگیره اصلا اجتماعی نیست من عاشق خونوادمم واقعا دوسشون دارم با اینکه اصلا نمیتونم بهشون نزدیک شم ولی واقعا همیشه تو هرشرایطی باهام بودن ولی یه جاهایی واقعا کم میذارن من همه زندگیم داداشمه اگه یه روز نبینمش میمیرم بدجوربهش وابستم ولی رابطمون زیاد نزدیک نیست میخوام بهش نزدیک شم ولی نمیتونم بعضی موقع ها از مامانمو بابام بیشتر هوامو داره ولی واقعا ازش خجالت میکشم نمیدونم چیکار کنم...
    پاسخ با نقل و قول

  16. محدودیت در بیرون رفتن از خانه و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط m1392,rahe shab

  17. ارسال:9#
    سلام
    عزیزم این مشکلیه که اکثر دخترایی که توی خانواده های مذهبی هستن دارن و این میتونه 2 تا دلیل داشته باشه یکیش اینکه میترسن به خاطر وضع ظاهریت منظورم حجابتون و زیباییتون از سوی جنس مخالفتون مزاحمت ایجاد بشه و دیگری واقعا خیلی از خانواده ها به جامعه بی اعتمادن و درسته که باید این ترسو نگرانیشونو کنترل کنن که مانع پیشرفت شما نشه اما خب قبول کن که براشون سخته ....
    شما گفتی که سال بعد میری دانشگاه اون موقع میتونی یه استقلال نسبی بدست بیاری و تا حدی به خواسته هات برسی کمی صبر کن از روش های اصولی و منطقی وارد شو نه با بحث و جدل اگه نتیجه نگرفتی یه چند ماهم تحمل کن من خودم توی یه خانواده مذهبی بزرگ شدم و به خاطر حجابم خیلی زود خانوادم بهم اعتماد کردن ولی مادر منم روزای اول خیلی نگران بود و کنترلم میکرد اما بعد از گذشت 3 سال وقتی دید با وجود بودن توی محیطای مختلف تغییر نکردم دیگه الآن کامل بهم اعتماد داره تو هم تلاش کن و در عین حال صبر و استقامت داشته باش ضرر نمیکنی ...
    موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  18. محدودیت در بیرون رفتن از خانه و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط A@92,m1392,rahe shab

  19. ارسال:10#
    rahe shab آواتار ها
    درود

    حرفتون متین ، اما کار نشد نداره.

    یا راه حلی پیدا منیم یا راه حلی درست می کنیم ، بن بست معنایی ندارد.

    برای شروع بزار این طوری عمل کنیم ؛ شما الان به تمام واکنش هایی که سمت و سوی مادرتون نشون داده میشه ، واقف هستین. حالا تصور کنید میخواین یک کاری انجام بدین ، بشینید و راجبش فکر کنید و ببینید که مادرتون در برابر این حرکت شما چه واکنشی نشون میده ، اون رو پیش بینی کنید و بهش توجه داشته باشید.
    در قدم بعد شما برای رفتار مادر پیش قدم بشید ؛ برای درک بهتر اینطور عنوان میکنم که ، برای مثال شما واکنش مادر رو مخالفت شدید پیش بینی کردید ؛ شما خودتون در جواب رفتار رفتار فرضی به نحوی دقیقا رفتار مادر رو داشته باشید و در رفتار هاتون نشون بدید که با مادر هم عقیده اید و قبل از ایشون همون تصمیمی رو که مادر میخواد شما میگیرید.

    برای این کار تلاش کنید و نتیجه رو به ما گزارش کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  20. محدودیت در بیرون رفتن از خانه و نداشتن اعتماد به نفس  سپاس شده توسط niloofarabi

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •