تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل با شوهرم و خانواده اش زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mahroo
آخرین ارسال:م.حدادی
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مشکل با شوهرم و خانواده اش

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام و ممنون از راهنمایی های بجای شما . لطفاً مرا هر چه سریعتر راهنمایی کنید .
    من 4 ساله ازدواج کردم . و هر هفته روزی یکبار خونه مادرم و یکبار خونه مادر شوهرم میریم مهمانی و بهشون سر میزنم . من یکهفته است سرما خوردم و و الان روبه بهبودی هستم توی این مدت از خانواده شوهرم هیچ کس زنگ نزدی و احوال پرسی ازم بکنه . ولی روی گوشی شوهرم مرتب زنگ میزنند . روزی هم که نوبتشون بوده بریم خونشون شوهرم به بهونه اینکه مریض هستیم و از ما وا می گیرند و مریض می شوند من را نبرد اما خودش 1 ساعت رفت اونجا و برگشت در ضمن شوهرم هم سرما خوردگی شدید داشت حتی بد تر از من . آخر هفته هم مهمانی دارند ولی من را کسی دعوت نکرده فقط به شوهرم گفتن .تصمیم دارم این مهمانی را نرم و بگم کسی به من نگفته و مرا دعوت نکرده . حالا به نظر شما برم یا نه ؟ خواهشاً مرا راهنمایی کنید . وقت زیادی ندارم لطفاً به من بگوئید که چه بکنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    درود بانو mahro

    یعنی واقعا مشکل زندگی شما اینه که این مهمانی را بروید یا نروید؟!!!!! خدا شانس بده

    1.لطفا نوشته زیر را کامل بخوانید بانو:

    وقتی از دیگران انتظار و توقع دا ری دو حالت پیش می آید ، 1 - برآورده میشود 2 - برآورده نمی شود

    نتیجه هر کدام از این حالات به نسبت توقعی که داری این است :

    1 - وقتی برآورده شود ، خیلی به حالت فرقی نمیکند و احساس درونیت معمولی خواهد بود ، چون انتظارش را داشته ای

    2 - اگر برآورده نشود ، سرخورده و غمگین میشوی ، چون انتظار و توقعی داشته ای که انجام نشده .

    وقتی از دیگران هیچ انتظار و توقعی نداشته باشی هم دو حالت پیش می آید :

    1 - دیگران در قبال شما وظیفه خود را به جا میاورند یا محبت های خارج از وظیفه بهت دارند .

    2 - کاری برای شما انجام نمیدهند و توجه ندارند .

    نتیجه آن :

    1 - در حالت اول ( برای بی توقعی ) چون شما هیچ انتظار و توقعی نداشته ای حتی اگر وظیفه ای در مقابلت داشته

    اند و به جا آورده اند ، برای شما لذت بخش است و گویی آنها هیچ وظیفه ای نداشته اند و محبت خاص بهت

    داشته اند .

    2 - در شکل دوم آن تاثیر تألم برانگیزی در شما بجا نخواهد گذاشت و شما حال و هوای عادی و معمول را

    خواهی داشت و سرخورده و غمگین نمیشوی چون انتظار و توقعی نداشته ای

    به نظرت کدامیک آرامش ما را در پی دارد و حتی به ما روحیه ای قوی می بخشد ؟؟

    شما در کدام وضعیتی ؟؟

    2
    .
    بهتره مقالات مخصوص رفتار جراتمندانه را مطالعه کنید.تا اونجا که من از نوشته های شما متوجه شدم در این مورد بهتره روی خودتان بیشتر کار کنید.

    وقتي فرد منفعل است،‌ يعني نسبت به بيان افكار،‌ تمايلات، خواسته هاي بزرگ و كوچك، و حتي بيان صادقانه و روراستي و صراحت بي ميل است و تمام آنها رو نزد خودش نگه مي داره!
    وقتي زني به واسطه اينكه همسرش احساس خوبي داشته باشد، از نظرات و تمايلات خودش مي گذره، براي اينكه بچه اش احساس بهتري داشته باشه،‌ از تمايلات خودش مي گذره، احساس خودش رو ناديده مي گيره، ويا شوهر،‌ براي اينكه زنش ناراحت نشه و غر و لند نكنه، يا سرزنشش نكنه،‌ كاري رو نمي كنه و حرفي رو نمي زنه... عملا موضع انفعال بوجود مي آد...
    اما فرد تاچه زماني منفعل مي مونه؟ تا ابد؟؟ نه.. اون بعد از مدتي در بدترين شرايط تبديل به موجودي پرخاشگر مي شه و شخص مقابلش رو براي انفعال روزهاي گذشته خودش،‌ سرزنش مي كنه و اون رو متهم و مقصر تمام بد بختي ها مي دونه... و بعد مجددا دور جديدي از انفعالهاش شروع مي شه
    پس مي بينم كه سبك ارتباطي منفعل، به پرخاشگري هم ختم مي شه...
    و كسي كه پرخاشگر هست كمتر به موضع انفعال مي ره...

    اما وقتي رابطه مطرح است،‌ شما دو نفر در اين رابطه مطرح هستيد! يعني شما و همسرتون.. بايد هر دو سبك گفتگوتون رو تغيير بديد
    جالبه بدونيم كه سطوح صميميت زن و شوهر بر اساس اين سبكهاي ارتباطي خواهد بود...

    -- اگر دو نفر منفعل باشند،‌ ارتباط بي نشاط ، هر دو بازنده هستند،‌ سطح صميميت روز به روز كاهش خواهد يافت

    -- اگر يكي منفعل باشه و ديگري پرخاشگر،‌ارتباط با سلطه همراهه... چرخه فوق العاده بدي هست! كه شما به اون اشاره كرديد... انفعال يكي ديگري رو به سلطه هر چه بيشتر مي كشونه! يكي از بيان خواسته هاش اجتناب مي كنه و ديگري مسلط تر مي شه و اين يك چرخه منفي است كه هرگز تموم نمي شه.. براي همين بسياري تصميم مي گيرند كه براي متوقف كردن چرخه، ارتباط رو قطع كنند... در صورتيكه اين تصميم هم درست نيست! چرا كه چرخه قطع نخواهد شد و اون افراد در محيط هاي ديگه اين چرخه رو ادامه مي دهند...
    در اين شرايط درسته كه شما به نفع همسرتون كوتاه مي آييد،‌ كه دعوا نشه! اما اين نتيجه اش مي شه تسلط بيشتر ايشون،‌ و اين نتيجه اش مي شه انفعال بيشتر شما،‌ و چرخه منفي تكرار مي شه! شما عملا با عدم بيان خواسته هاي خودتون موجب مي شويد كه چرخه آغاز بشه!!! درصورتيكه اگر شما به جاي قطع كردن ارتباط،‌ اجتناب از بحث، انفعال بيشتر، با صراحت و شجاعت،‌ خواسته خودتون رو مطرح كنيد به شيوه جرات مندانه،‌ مسلما چرخه متوقف خواهد شد... گاهي اين عمل سخته و يك شبه اتفاق نمي افته اما با صبر و كوشش حتما انجام مي شه...
    و تنها در صورتي ما ارتباط رو قطع مي كنيم كه يكي از افراد به دليل اختلالات رواني نخواهد چرخه متوقف شود!
    وقتي دو نفر سالم هستند... چرخه دير يا زود متوقف مي شه!
    گاهي همسران اين چرخه رو متوقف نمي كنند... بلكه با بدون كلام سعي مي كنند،‌ با رفتاري پرخاشگرانه اين چرخه متوقف بشه... مثلا زن به همسرش مي گه باشه هر چي تو بگي و كار خودش رو مي كنه! اين يعني عدم روراستي كه متوقف كننده چرخه نيست... يا برعكس مرد به زنش مي گه آره من اشتباه كردم،‌ اما كار خودش رو انجام مي ده!

    -- اگر هر دو پرخاشگر باشند‌، ارتباطي هميشه در تعارض خواهيم داشت با صميمتي بسيار كم

    -- اگر يكي جرات مند و ديگري منفعل باشد... ارتباط ناكام مي شود و هر دو بازنده مي شوند و صميمت باز هم كم است

    -- اگر يكي جرات مند و ديگر پرخاشگر باشد،‌ ارتباط Confrontational يا خصمانه مي شود،‌ و صميميت بازهم كم است

    تنها در شرايطي نشاط و تكامل رو خواهيم داشت و زندگي حفظ مي شود و عشق قوت مي گيرد،‌ كه هر دو جرات مند باشند... صميميت فورا رو به افزايش است.
    در اين شيوه ارتباطي سبك گفتگو هم صراحت دو طرفه رو طلب مي كند/ هر دو طرف بايد تصميم بگيرند كه رفتاري جرات مندانه داشته باشند... و اين الگو يك الگوي دو طرفه است!
    البته وقتي يك طرفه اجرا مي شه، صبر و تحمل زيادي مي خواهد كه من در كمتر كسي اون رو سراغ دارم...
    آنچه در رفتار جرات مندانه مهمه، اينه كه شما با صراحت،‌ روراستي و صداقت نظرات خودتون رو مي گوييد و الزامي در طرف مقابل نمي بينيد كه حتما بايد نظرات شما رو بپذيره چراكه ايشون هم حقوقي دارند. عملا رفتار جرات مندانه بر اساس احترام متقابل شكل مي گيره و اعتماد به نفس شخص
    شخصي كه عزت نفس و اعتماد به نفس كافي نداره،‌ نمي تونه جرات مند باشه و شخصي كه اعتماد به نفس داره و احترام طرف مقابل رو نداره،‌ پرخاشگري مي كنه...
    مهارتهاي رفتار جرات مندانه، تنها به يكي دو تا ختم نمي شه... شيوه انتقاد،‌ شيوه درخواست، بيان خواسته ها، الگوهاي گفتگو،‌ قاطعيت، حقوق فردي،‌ پذيرش انتقاد،‌ زبان بدن،‌ گفتگوي غير كلامي، مهارت همدلي و... از مولفه هاي مهارت رفتار جرات مندانه است كه تنها راه ايجاد يك رابطه مناسب، كارا،‌ پر نشاط و بسيار راضي كننده است. در اين شيوه،‌ دعوا نمي شود،‌ بحث غير سازنده نداريم،‌ و چون افراد به نظر هم احتارم مي گذارند و حقوق شخصي هم رو مي دانند، كسي سرخورده نيست و مشكلات آرام حل مي شوند،‌ صفحات ذهني دور از هم افراد،‌ به مرور به هم نزديك مي شود و اون تفاهم واقعي اتفاق مي افتد... تفاهمي كه هرگز ذاتي، نا خودآگاه و عجيب نيست و بدست آوردني است

    3.
    در مورد برخورد با خانواده شوهر بهتره شما مهارت های لازم را بدست بیاورید تا براحتی بتوانید چنین مشکلاتی را کنترل کنید.

    سعي کن هيچوقت پشت سر خانواده شوهرت جلوش حرف نزني به ضررت تمام ميشه

    اول اينکه به هيچ عنوان کار رو نبايد به بحث باهاش بکشوني

    دوم اينکه تا مي توني احترام بذاري تا بهت احترام بذارند

    سوم اينکه از پسرش تا مي توني جلوش تعريف کني و بديهاي پسرشو به هيچ وجه جلوش نگي

    تا مي توني تاييدش کني حالا شده الکي

    حتما روز تولدش يادت باشه و شده يه کادوي کوچيک براش بخري

    و وقتي بهت بدي مي کنه پيش خودت بگي مادر شوهر ديگه و من به خاطر مادرشوهرم محبت و احترام نکردم بلکه به خاطر زندگيم و همسرم اينکارو کردم

    بقول معروف دوري و دوستي

    يک چيز رو من ميگم براي هميشه آويزه گوشت کن. گلم هيچ وقت زندگي ات رو به خاطر نفر سوم تلخ نکن .
    چون اون ها از خراب شدن زندگي ات لذت مي برن پس شادشون نکن .

    وقتي از حرفا و شوخيايي که ناراحت ميشن ديگه نگو. ديگه باهاشون شوخي نکن.
    اگه خيلي اذيت ميشي خب باهاشون کمتر حرف بزن بيشتر شنونده باش.
    سعي کن از حرفايي که ممکنه برداشت بد بشه استفاده نکني.


    خلاصه:
    1 - صبوري و استفاده از بستر زمان
    2 - حفظ آرامش و گسترده کردن ديدت نسبت با ساير زمينه هاي مثبت زندگيت
    3 - بي توجهي ( نه قهر، چون قهر خودش يک توجه منفي هست) به رفتار و گفتاري از مادرشوهرت که نابهنجارانه و مداخله جويانه هست.
    4 - ارتباط غني و احساسي با شوهرت و انرژي گذاشتن روي او به جاي مادر شوهرت

    خانواده همسرت هيچ وقت رقيب تو نيستند سعي کن کنارشون باشي نه در مقابلشون .
    شما الان عضوي از خانواده اونها هستيد و همسرتون هم عضوي از خانواده شما .
    پس مادر اون بايد مثل مادر خودت برات قابل احترام باشه نه به چشم رقيب بهش نگاه کني
    هر چقد هم که رفتاراش زشت باشه باز نبايد انتقام بگيري يا از شوهرت بخواي يکي رو انتخاب کنه چون اثرات منفيه زيادي داره


    شما تنها همسر اون هستيد . پس تنها عشقش هستيد .
    مادر و خواهر و خانواده اش رو رقيب خودتون ندونيد اونا خانواده شن قبل از شما بودن . بعد از اين هم خواهند بود .
    پس اگه تلاش کنيد که همسرتون رو از اونا جدا کنيد تلاش عبثيه و نتيجه عکس ميده .
    در عوض بايد سعي کنيد به عنوان جزيي از خونواده بشيد و خودتونو جدا از اونا ندونيد . ميدونم زندگي با خونواده مادر شوهر سخت هست
    و شما استقلال کامل نداريد و جدا زندگي کردن بهتر هست .
    همسرتون هم به خاطر حضور خانواده اش نمي تونه محبت واقعي اش رو به شما نشون بده
    و فکر ميکنه اينجوري انگ زن ذليلي بهش ميزنن.


    به خاطر يه حرف مادر شوهر دلخور بشيد و اين دلخوري رو بخواهيد سر همسرتون خالي کنيد
    اين باعث دوري شما از همديگه ميشه و اين سيکل معيوب اونو بيشتر به طرف خونواده اش سوق ميده .
    پس اگه ميخواهيد مستقل بشيد نبايد بزاريد شوهرت ازت فاصله بگيره .
    .مردا هم نياز دارن حداقل از لحاظ عاطفي به يه زن تکيه کنند
    پس چه بهتر که اون زن شما باشيد



    در مورد مادر شوهرت اينطور که به نظرم اومد انگار هميشه يه چيزاي ثابتي تکرار ميشه که تو رو ناراحت مي کنه.
    اول از همه مي توني اين چيزايي که تکرار ميشنو شناسايي کني.
    حالا که شناسايي کردي ديگه مي دوني تو از چه موقعيت هاي مربوط به مادر شوهرت اعصابت خورد ميشه
    . حالا که مي دوني ديگه مي توني اين اعصاب خوردي اي که مياد رو رد کني و نگهش نداري پيش خودت.
    بعد که کمتر حرص بخوري کلا اين کاراش برات بي اهميت ميشه.
    يعني اينطوري تو روالي رو که هميشه تکرار ميشه و تو دوست نداريش از بين مي بري


    خانواده ي شوهرت رو لازم داري ! يه روزي مياد که به بودن و حمايت اون ها احتياج پيدا مي کني.

    يکي دو سال اول زندگي نوع ارتباطت با خانواده شوهرت به شدت روي زندگيت تا آخر عمر تاثير مي ذاره.

    اعصاب خودت رو با رفتارهاي خانوادش خورد نکن.
    تمام تمرکزت رو بذار روي شوهرت. اونه که تعيين کننده است.



    خيلي باهاشون صميمي نشو. کمتر حرف بزن.
    توقع نداشته باش دوستت داشته باشن ! هيچ توقعي ازشون نداشته باش !!

    مشکل شما بهتره بنظر زیربنایی درست بشه سوالی داشتید در خدمتم




    پاسخ با نقل و قول

  3. مشکل با شوهرم و خانواده اش  سپاس شده توسط م.حدادی,سماء

  4. ارسال:3#
    با سلام و ممنون از راهنمائیتون . مشکل خیلی دارم و لی مشکل اصلیم که نمیدونم چکار کنم را مطرح کردم . ارتباط من با خانواده شوهرم بسیار خوبست . و تا حالا نه من به اونا بی احترامی کردم و نه اونا مستقیم به من حرفی زدن . تمام مهمانی ها را هم که مثلاً خاله دایی و یا غیره دعوت می کردند مستقیم به من نمی گفتند . به مادر شوهرم می گفتن اون هم به من می گفت و ما هم میرفتیم چه مهمانی پاگشای عرو س و داماد چه مهمانی های معمولی ما هم میرفتیم ولی این مهمانی خونه مادر شوهرم هست و من را دعوت نکرده میخوام هم نرم و بگم چون منو دعوت نکردین منم نیومدم ولی نمیدونم چکار کنم و چطوری . توی این یه هفته هم که سرما خوردم اونا اصلاً از من سراغی نگرفتن . این چند روز گذشته هم با شوهرم بحث و دعوا داشتتیم و تقریباً نیمه قهریم .
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    لطفا مقالالات بالا را کاملا مطالعه کنید این موضوع مربوط میشه به بیان جراتمندانه.لطفا بعد خواندن مقاله زیر خودتان جمله مناسب را بنویسید.در صورت نیاز به شما راهنمایی لازم داده میشه.از روش x y z استفاده کنید.از کلمه من استفاده کنید و احساس خودتان را در این مورد بیان کنید.موقعیت را هم در نظر بگیرید که آن را هم برای شما توضیح داده ام.
    منتظر جواب شما هستم بانو

    حقوق فردی رو برای شما می نویسم:


    1. [--][--]حق بيان انديشه ها و ديدگاه ها، اگرچه با عقايد ديگران مغاير باشد
      2.[--]حق ابراز احساسات و پذيرش مسئوليت ابراز آنها
      3.[--]حق تغيير عقيده و عذرخواهى نكردن در اين باره
      4.[--]حق اشتباه كردن و داشتن مسئوليت در قبال آن
      5.[--]حق «نه» گفتن
      6.[--]حق دادن پاسخ مثبت به ديگران
      7.[--]حق گفتن «نمى دانيد»
      8.[--]حق گفتن «متوجه نمى شوند»
      9.[--]حق تقاضا كردن آنچه كه مى خواهيد
      .10[--] حق مورداحترام بودن و به ديگران احترام گذاشتن
      .11[--] حق استدلال كردن
      .12[--] حق شنيده شدن سخنانتان و جدى تلقى كردن آن از سوى ديگران


    يك دفترچه تقويم كوچك برداريد: از اين تقويمها كه براي هر روز يك نيم صفحه يا چند خط جاي يادداشت دارند. ابتدا در صفحه اول اون،‌ حقوق فردي رو بنويسيد و براي هر بندي يك كد در نظر بگيريد و در هر روز بنويسيد چه حقوقي رو پايمال كرديد با كد: مثلا بنويسيد : بند 5 رو رعايت نكردم براي همسرم!
    يا ناديده گرفتن بند 4 براي خودم
    2. استفاده تکنیک xyz در گفتگوها: از جملاتی استفاده کنید که با فرمول xyz باشند. هنگامی که در موقعیت x، عمل y را انجام دادی، احساس z کردم! دقت کنید که ترتیب مهم نیست، ادبیاتش مهم نیست... فقط ابراز کنید! من از شما خواهش می کنم ابراز کنید! مثال: وقتی با هم هستیم و باهات حرف می زنم ( موقعیت x) و تو به چشمام نگاه نمی کنی (رفتار y) احساس ناراحتی می کنم و رنجیده می شم (احساس z)
    3. استفاده از جملات "من":
    از جانب خودتون صحبت کنید! این نخستیم مهارت حرف زدن است! و در مقابل جملات "تو" قرار دارد. وقتی به کسی می گویید: تو اصلا گوش نمی کنی چی می گم! (این جمله "تو" است) جملات " تو" حالت دفاعی در دیگران ایجاد می کند و باعث می شود که آنها در مقابل حرفهای شما مقاومت کنند! جالبه؟ نه؟؟
    استفاده از فرمول بالا xyz یکی از تکنیکهای جملات "من" هست. گاهی هم بیان افکار و احساسات شما باید ابراز شود:
    مثالی از جملات "من" و شیوه صحیح بیان افکار و احساسات:
    - در مورد خودتون: از وقتی پیاده روی می کنم ، احساس بهتری دارم
    - در مورد رابطه: احساس می کنم از وقتی با هم صریح صحبت می کنیم، روابطتمون بهتر و گرم تره!
    - در مورد همسر: احساس می کنم مدت زیادیه که کار می کنی و خسته می شی!

    4. شنونده خوبي باشيد: وقتي كسي حرف مي زنه،‌ تمام تلاشتون رو كنيد كه به حرفاش گوش كنيد ! و از اول به جوابي كه مي خواهيد بدهيد فكر نكنيد

    5. در پاسخ به تمام درخواستهايي كه از شما مي شه،‌ بگيد: اجازه بديد فكر كنم و خبر بدم!

    6. ذهن خواني آفتي است كه شما با آن درگير هستيد! ذهن خواني رو فورا متوقف كنيد... چطوري؟ هر زماني كه خواستيد ذهن خواني كنيد،‌ فورا با صداي بلند بگيد:‌شايد اينطور كه من فكر مي كنم نباشه!!! صبر كن ببينيم چي مي شه/ چي مي گه!

    7. قضاوت نكنيد! شما حق نداريد قضاوت كنيد... هر زمان كه خواستيد قضاوت كنيد با صداي بلند بگيد: استپ!!!! قضاوت ممنوع!

    8. تمرين آيينه براي شما: هر روز به مدت 2 دقيقه/ دو بار در روز،‌ در مقابل آيينه بايستيد و يك تا دو بيت شعر يا متني كه دوست داريد، با صداي بلند بخونيد

    9. دو هفته پيش رو، بهترين لباسهاتون رو مطابق سليقه خودتون بپوشيد. همه جا شيك ظاهر بشيد! حتي جاهايي كه اصلا نيازي نيست و ارزشي شايد نداشته باشد... عطر بزنيد و خوب و تميز و آراسته باشيد. به شكل راه رفتن خودتون توجه ويژه اي داشته باشيد و سعي كنيد صحيح راه بريد


    --------------------------------------

    اما چند نكته كه بايد هنگام حرف زدن بطور جرات مندانه يا درخواست كردن در نظر بگيريد:
    اول: هر زماني براي صحبت كردن يا درخواست مناسب نيست!
    زمان فاكتور بسيار بسيار مهمي است! همسر شما از سر كار مي آيند منزل! خسته و گرسنه... خب اين زمان مناسب نيست! درخواستي هم داشته باشيد در اين زمان به نتيجه اي نخواهد رسيد... او هرچند هم آرام باشد! هر چند هم صبور باشد.. هر چند هم خوب بشنود! زمان مناسب نيست... پس صبور باشيد تا زمانش برسه!
    مثال ديگه: با هم به مهماني رفته ايد... اتفاقي افتاده و شما ناراحت شده ايد! حالا توسط هر كسي،‌ دوست صميمي شما،‌ همسر شما،‌ پدر شما! شما بايد با ايشون حرف بزنيد... واقعا اون زمان مناسب نيست! بايد صبر كنيد... و در زمان مناسب گفتگو كنيد! مسلما زمان مناسب اون شب نيست... بخصوص زمانيكه از مهماني بر مي گرديد! مطمئن باشيد انتقاد و صحبت در رابطه با گردهمايي و مهماني،‌ تا چند ساعت بعد از مهماني ممنوع است!

    دوم: مكان مناسبي انتخاب كنيد!
    هر مكاني مناسب براي حرف زدن نيست... اگر مكان شما طوري باشد كه نتوانيد ارتباط چشمي، حسي با شنونده خودتون برقرار كنيد،‌ اون مكان مناسب نيست! شك نكنيد... به عنوان مثال وقتي شوهر شما مشغول رانندگي است، نه زمان براي حرف زدن مناسبه و نه مكان! مطمئن باشيد اگر كمي،‌ فقط كمي تعارض داشته باشيد به دعوا ختم مي شود... در اين مواقع حرفهاي مهم ممنوعه! يا مثال ديگه در منزل پدري شما، يا در منزل دوستتون! يا در سينما... هيچ كدام براي حرف زدن مناسب نيست!

    سوم: زبان بدن شما هم حرف مي زند!
    ژستهاي شما،‌ حالات چهره شما،‌ حالات بدن شما،‌ نوع نگاه شما، حركت دستان شما،‌ همه زبان بدن شما هستند... حتي حركت پاي شما مي تواند حواس مخاطب رو پرت كند و ناخودآگاه او را عصبي كند!
    جلوي آينه روزانه چند بار بايستيد و تمرين كنيد! حرف بزنيد و حالات چهره خودتون رو ارزيابي كنيد.. مطمئن باشيد كه وقتي حرف مي زنيد و واژه ها رو ادا مي كنيد زيبا و زيباتر بنظر برسيد... حالت چشمان خودتون رو ببينيد... فرم موها و حالت سر خود رو ببينيد! مطمئن باشيد فقط با تمرين به زبان بدنتون آگاه مي شويد... نه با هيچ كار ديگه اي!

    چهارم: تماس چشمي بر قرار كنيد!
    دقيقا در چشمان مخاطبتون نگاه كنيد و حرف بزنيد... اگر نمي توانيد روزانه سه بار هر بار به مدت چند دقيقه با خودتون در آينه تماس چشمي برقرار كنيد...خودتون رو دوست داشته باشيد!
    خب پس اگر بايد براي صحبتهايي كه قراره جرات مندانه ادا بشه تماس چشمي برقرار بشه... بي شك اس ام اس نمي تونه راه مناسبي باشه... يا حتي تلفن! ما فقط از تلفن براي صحبتهاي مهم زماني استفاده مي كنيم كه واقعا مجبور باشيم!

    پنجم:‌ واژه ها را نجويد لطفا!
    واژه ها را دقيق ادا كنيد....نجوا نكنيد! حرفتون رو نخوريد! نمدونم شاد اونمباد... با نمي دونم شايد ايشون هم بياد خيلي فرق مي كنه! هپيما hapeyma با هواپيما به خدا فرق مي كنه! تمرين كنيد واژه رو شمرده و صحيح ادا كنيد... تند صحبت نكنيد! عجله اي نيست!

    ششم. مطمئن شويد آنچه را كه مي گوييد با تن صدا و زبان بدن شما هماهنگ است

    هفتم. آهنگ و تن صدايتان يكنواخت نباشد...
    يكنواخت صحبت نكنيد، صدايتان رو گاهي بالا،‌ گاهي پايين،‌ گاهي هيجان در صدايتان بايد موج بزند! تمرين كنيد...

    هشتم: از طرف خود خودتان حرف بزنيد!
    از جملات و پيامهاي "من" استفاده كنيد.
    از ضمير "من" "مال من" "مرا" مال مرا" استفاده كنيد.
    مثال: "من به زمان بيشتري نياز دارم" " لازمه بهش فكر كنم" " واقعا امروز خوشحالم"
    ببينيد اين شيوه، الزاما به اين معني نيست كه شما روي فعاليتها و تمايلات خودتون تاكيد كنيد بلكه شايد پيامهاي "من" شما هر نوع محتوايي داشته باشد
    مثال:
    "اين منظره مرا كاملا مبهوت كرده است" ( تاكيد بر موضوع)
    " امروز سر درد دارم " ( تاكيد بر خودتون)
    " دستانت را دوست دارم" (تاكيد بر ديگران)
    " مي خواهم رابطه ما رضايت بخش باشه براي هر دومون" ( تاكيد بر رابطه)
    در مثالهاي فوق شما از پيامهاي "من" استفاده كرديد تا بتونيد به صراحت و شفاف،‌ افكار،‌ احساسات و تمايلات خودتون رو بيان كنيد
    اين نوع حرف زدن، يعني از طرف خودتون،‌ نشان مي دهد:
    1. شما مسئوليت آنچه مي گوييد رو مي پذيريد
    2. حق اظهار نظر براي ديگران قائل هستيد
    3. به خودتون و ديگران احترام مي گذاريد
    در صورتيكه وقتي از جملات "تو" استفاده مي كنيد فقط در ديگران موضع دفاعي ايجاد مي كنيد، مثال: " تو اصلا گوش نمي كني" جمله من: " احساس مي كنم گوش نمي كني"

    خواسته هاي شما بايد با جملات " من " بيان شود! الزاميست!

    فقط تمرين كنيد

    نهم: يك ريز حرف نزنيد!
    حتما مكث كنيد! عجله نداشته باشيد كه كل اطلاعات مغز شما بر زبانتان جاري شود... خلاصه كنيد! تمرين كنيد كوتاه و پر محتوي حرف بزنيد...

    دهم: مكث كنيد!
    اجازه بديد مخاطب شما حرفهايتان را تكرار كند/ سوالي بپرسد/ تا بتانيد فيدبك اطاعاتتان رو بسنجيد... ببينيد اصلا او متوجه منظور شما شده است...

    يازدهم: زمان حرف زدن را مشخص كنيد.
    اگر مي خواهيد با كسي صحبت مهمي كنيد از او وقت بگيريد! اگر لازم بود دهها بار وقت بگيريد.. حتي اگر فراموش كرد! شايد افرادي برايشان مهم نباشد كه وقت گرفته ايد و فراموش كنند... بخصوص در روابط همسران
    مهم نيست... دوباره وقت بگيريد و عصباني نشويد! اين گرفتن وقت بسيار مهم است.
    وقتي با كسي مي خواهيد صحبت مهمي داشته باشيد حتما زمان صحبت كردن رو هم مشخص كنيد.
    "من ساعت 10 فردا به مدت سي دقيقه مي خوام شما رو ببينم و صحبت كنيم! مقدوره براتون؟"

    دوازدهم: هر لباسي براي حرف زدن مناسب نيست!
    به تناسب اهميت حرفي كه مي خواهيد بزنيد يا درخواستي كه داريد لباس،‌پوشش و عطر خود رو انتخاب كنيد. مثلا كسي كه مي خواهد مرخصي از رئيس خود بگيرد.. اگر با يك لباس و سر وضع آشفته وارد اتاق رئيس شود احتمال اجابت درخواستش كمتر از زمانيست كه به سر و وضع خود رسيده است و بوي عطري خوب مي دهد...

    سيزدهم: براي شروع صحبت عجله نكنيد.. اول آرامش داشته باشيد و سپس صحبتتون رو آغاز كنيد...
    گاهي لازمه مثلا در جلسه اي صحبت كنيد.. اول بنشينيد... چند وسيله كه جلوي شماست و به شما اضطراب مي ده رو مرتب كنيد... بعد صحبت كنيد!

    چهاردهم: كلمات مناسب استفاده كنيد.
    حتما و حتما از بهترين كلمات استفاده كنيد و سعي كنيد دامنه اطلاعات و دانش خود را در زياد كنيد و گنجينه لغاتتون رو افزايش بدهيد. هرگز كنايه نزنيد! هرگز كنايه نزنيد! هرگز از استعاره استفاده نكنيد! همه مثل شما فكر نمي كنند و به اندازه شما فكر نمي كنند و به اندازه شما باهوش نيستند كه متوجه منظور شما بشوند!

    تمرين كنيد... بسيار تمرين كنيد!

    با سپاس از استاد عزیزم جناب:
    sci
    پاسخ با نقل و قول

  6. مشکل با شوهرم و خانواده اش  سپاس شده توسط mahroo,م.حدادی

  7. ارسال:5#
    با عرض پوزش از مشاورای خوب

    عزیزم
    چرا انقد سخت میگیری
    مادر شوهر منم هیچ وقت به من نمیگه و من تا حالا فکر نکردم که ناراحت بشم
    چون به نظرم انقد احساس راحتی میکنن که نیاز نمیبینن به من بگن
    حتی مادر خود منم وقتی میخواد من و شوهرم و دعوت کنه ، نیاز نمیبینه که حتما به شخصه شوهرم بگه که بیاین خونه ما

    سر مسائلی که انقد مهم نیست خودت و اذیت نکن
    بعضی وقتا فرهنگ خونواده ها با هم فرق میکنه ___ من شاید دو سه روز یک بار با مادر خودم حرف بزنم ولی شوهرم تقریبا هر روز با همه خونوادش تلفنی حرف میزنه و حتی شده مثلا بدونه اینکه به من بگه با خواهرش برن خرید و مادرش و ببره یه جایی
    اما چه فرقی میکنه که من بدونم یا ندونم
    مهم اینه که انقد با من راحتن همشون که مطمئا هستن من هیچ وقت ازین چیزا ناراحت نمیشم

    توام انقد سخت نگیر
    مهمونی و برو و زندگیر و به کامه خودت و شوهرت تلخ نکن
    اگه حرفی هم داری ، خودت تو یه وقته مناسب _ یه جوری که طعمه شوخی و داشته باشه به مادر شوهرت بگو ، بهش بگو که منتظر زنگشون بودی
    ولی اینارو به شوهرت نگو
    چون علاوه بر اینکه کاری از دسته شوهرت بر نمیاد ، تازه باعث به هم خوردنه رابتطون میشه و بعدا واسه خودت سخت و عذاب آور میشه

    مهمونی خوش بگذره دوست من
    پاسخ با نقل و قول

  8. مشکل با شوهرم و خانواده اش  سپاس شده توسط golpesar,mahroo,م.حدادی

  9. ارسال:6#
    ممنون از شما . اگه توجهی نکنم من از گردونه خارج میشم و به اصطلاح به حساب نمی آِیم . و میگن برای زندگیش هر تصمیمی بگیریم این موافقت میکنه ؟ به خدا نمی دونم چکار کنم ؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:7#
    بانو ماهرو نوشته های بان سایا بسیار زیبا و کاربردیه که نشان از پختگی ایشان داره.

    مقالات بالا نوشتم را بخوانید و کم کم بکار ببرید.خود من بشخصه روزی 6ساعت حداقل سایت های همدردی و همیاری را مطالعه میکنم مشکلات کاربرها و مقالات سایت را.واقعا خودم بعضی جاها نیاز دارم از رفتار جراتمندانه استفاده کنم ولی طول میکشه تا کامل یاد بگیرم.

    در مورد خانواده شوهر نکاتی که برای شما نوستم را لطفا با دقت بخوانید و در مورد هرکدام مقداری وقت بزارید و فکر کنید جواب سوال الان شما و بسیاری دیگر از سوالهایی که بعدا برای شما امکان داره اتفاق بیوفته را میتوانید پیدا کنید بزار یه جمله جادویی بهت یاد بدم

    دقت دق ات میدهد
    پاسخ با نقل و قول

  11. مشکل با شوهرم و خانواده اش  سپاس شده توسط mahroo

  12. ارسال:8#
    ممنون از شما . حتماً
    پاسخ با نقل و قول

  13. مشکل با شوهرم و خانواده اش  سپاس شده توسط golpesar

  14. ارسال:9#
    ببین عزیزم
    این که بخوای نری
    باعث میشه که دیگه کلا تو رو از اون گردونه ای که میگی حذف کنن و اصلا و اصلا به حساب نیارن
    اما با یکم فکر کردن و درست عمل کردن میتونی شرایط و تغییر بدی
    اول که رو احساست مسلط باش ، کینه و عوض دراوردن و بذار کنار

    من کاملا احساست میکنم ، اما با این کارت فقط اوضاع رو بدتر میکنی و شوهرت و از خودت ناراحت میکنی و باعث میشی که بعدا اونم مقابل خونواده تو این کارارو انجام بده

    اما اگه بری مهمونی و سر یه فرصت مناسب به مادر شوهرت یا خواهر شوهرت بگی که ازشون دلخوری و انتظار بیشتری ازشون داری و حداقل میخواستی یه حالت و بپرسن
    اون موقع اوناام شرمنده میشن و تازه شرمنده هم نشن بازم تو میدونی که بهشون گفتی و خیالت راحت میشه

    و سومی اینکه این گردونه ای که میگی ممکنه حذف شی ، خودمون میچرخونیم دوست من
    به قوله اون دوستمون که گفت خوش به حالت که مشکلت همینه
    انقد واسه خودت دنباله درگیریه ذهنی نباش
    راحت زندگی کن و راحت باش

    اینکه شوهرت تنها رفته اونجا و تو رو نبرده اصلا مهم نیست ، خب تو هم ممکنه تنها بری خونه مامانت
    اینکه گفته مریضی و نبردتت شاید به خاطر این بوده که نمیخواسته اونا مریض شن و بندازن تقصیره تو
    اگه خود شوهرت اونارو مریض کنه اشکال نداره ، پسرشونه
    اما شاید شوهرت به فکرت بوده که نخواسته اونا این حرف و واسه تو بزنن
    بعضی وقتا بعضی کارارو میشه خوب تفسیر کرد
    تو هم سعی کن نقاط مثبت و ببینی

    حالا بسسه دیگه ، پاشو لباسات و بپوش و یه دوش بگیر و با شوهرت آشتی کن که اصلا این حرفا ارزشه یه لحظه اوقات تلخی و نداره
    پاسخ با نقل و قول

  15. مشکل با شوهرم و خانواده اش  سپاس شده توسط mahroo,م.حدادی

  16. ارسال:10#
    ممنون وسپاسگزارم از راهنمایی های خوبتون . تمام مطالب را خوندم و دارم بهش عمل میکنم ولی یه مشکل هست این وسط که فکر کنم مسکل خودمه .اینه که من اصلاً بلد نیستم چاپلوسی کنم قربون صدقه کسی برم حتی شوهرم . واقعاً دوستش دارم و عاشقشم ولی نمی تونم به زبون بیارم . با بچه ها و دوستام خیلی راحت کلمه عزیزم را بکار میبرم ولی نمی دونم چرا با شوهرم نمی تونم احساس میکنم خیلی لوس بازیه . البته اون هم تا حالا نگفته ها ولی احساس میکنم چون من نمیگم آن هم نمیگه. خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید که چطور میشه من یکم لوس بشم. آدم فوق العاده عاطفی و احساسی هستم ولی نمیتونم به زبون بیارم .ممنون میشم
    پاسخ با نقل و قول

  17. مشکل با شوهرم و خانواده اش  سپاس شده توسط golpesar

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •