تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخوام خودکشی کنم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:pari
آخرین ارسال:Maryam313
پاسخ ها 9

میخوام خودکشی کنم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دارم دیوونه میشم اخه من چرا این قد بدبختم انگار خدا منو افریده که عذاب بده مشکلاتم خیلی زیاده خواهش می کنم با حوصله بخونید من از اول خیلی ادم مظلومی بودم تو خونه ما بابم خیلی سخت گیر بود حوصله سر و صدا نداشت حتی کسی نمیتونست بلند حرف بزنه این قدر وضعیت خونه بد بود که من یه ادم با اعتماد به نفس خیلی خیلی پایین شدم من خیلی بچه درس خونی بودم البته بیشتر از ترس بابام بود تو مدرسه دوستای صمیمی خیلی کمی داشتم دانشگاهم که اومدم 5ساله دارم درس میخونم اما هنوز یه دوست صمیمیم ندارم!!با وجودی که من تو برخوردام سعی میکنم خوش برخورد باشم لبخند بزنم تا فک نکنن من خودمو میگیرم اما بازم تا به من میرسن انگار من از مریخ اومدم فقط چون من اهل مسخره بازیو غیبت این و اون و تعریف کردن زندگی شخصیم نیستم خیلی تنهام خیلیییییییی
    من از اول مدرسه دولتی بودم بابام فقط خرج کلاس کنکورم کرد همونم 100بار کوبوند تو سرم و گفت که باید پزشک شی یه سالم منو پشت کنکور نگه داشت اخرش پزشکی ازادو دامپزشکی سراسری قبول شدم با وجود فشاری که روم اورده بود پزشکی ازاد قبول شم اما منو نفرستاد و منم هیچی نگفتم دامپزشکی رفتم که اصلا علاقه نداشتم و تا الان هر روزش عذاب و استرس و ترس بود اونم بدون دوست و دوری شوهرم!!!
    تو همون دوران پشت کنکوری و تنهایی با پسری از طریق اینترنت اشنا شدم بهم زنگ میزد همدمم شده بود قضیه ازدواج که شد بابام قاطی کرد منو کتک زد چون با معیاراش کلا در تضاد بود و پسره از هر لحاظ خیلی از ما پایین تر بود اما اون اومد خواستگاریم و ازدواج کردیم بابام هم گفت خرج عروسیو نمیدم جهیزیه هم نمیدم تو عروسی که کمک نکرد جهیزیه هم کلا 3میلیون داد اون موقع جهیزیه معمولی میشد 15 میلیون امامن هیچ شکایتی نکردم ازدواج کردم و به شهر شوهرم رفتم شهر اونا رشته منو نداشت رفتم یه شهر دیگه کلا دیگه از همه دور شده بودم خیلی خیلی سخت بود دوباره با کلی دعوا برگشتم شهر خودمون
    نمیشد انصراف بدم چون تو خونواده ما تحصیلات خیلی مهمه یه بارم به مامانم بعد 3 سال دوری شوهرم گفتم واقعا خستم میخوام برگردم قشقرق به پا شدبه شوهرمم توهین کرد گفت قدر موقعیتتو ندونستی با اون پسره ازدواج کردی حالا درستم ول کن اما دقیقا کدوم موقعیت؟دوستای مجردم الان همه موبایل حداقل یه میلیون لب تاب تبلت ماشین همشونم غیر انتفاعی میرفتن کلی پول خرجشون میشه اما من هیچ کدومو نداشتم پول تعمیر کامپیوترمم بابام نداد از شوهرم قبل ازدواج گرفتم پول که بماند حتی از لحاظ عاطفیم ارضام نمیکردن شوهرم خوبه اما خوب ازم دوره
    این قدم پول نداره بهم بده جلوی بقیه کم نیارم به خونوادشم کمک میکنه خونوادش خیلی فقیرم هیچ کدومم تحصیلات ندارن همینم یکی دیگه از علتاشه که من واسه ادامه تحصیل سست شدم از اینده درسمم مطمئن نیستم میترسم دو سال دیگم صبر کنم اما زمان انترنیا کم بیارم و بدون مدرک بیام بیرون چون واقعا رشتمو دوس ندارم به قول مامانم من میتونستم بهتر از اینا ازدواج کنم اما اون موقع اینقد شرایطم بد بود که میخواستم فرار کنم نمیدونستم به مشکلاتم اضافه هم میشه هر قدرم به شوهرم میگم بیا پیشم اینجا زندگی کنیم میگه دوسال دیگه مونده تحمل کن اینجا شغلم خوبه اونجا بیام بیکار میشم کلا کارم شده گریه هر روز خوشبختی بقیرو میبینم و بدبختی خودم فقط گریه میکنم تازه اینا مشکلات مهمم بود گفتم وگرنه مشکلاتم قد یه کتابه ترخدا کمکم کنید ایا حق من نیست خودکشی کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. میخوام خودکشی کنم  سپاس شده توسط A@92,anahid,گلبرگ خانوم

  3. ارسال:2#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    رفتار پدر شما در دوران کودکی و نوجوونی تون، به گفته شما رفتار ناپسند و نامناسبی بوده. طبعا اثار چنین رفتاری در فرزندان باقی می مونه. اما دوست گرامی من، شما یه رشته خوب قبول شدین و و دانشگاه رفتین. ادم درسخون و مودب و با اخلاقی هستین. دلیلی وجود نداره که الان و درین لحظه بخواهین تاوان برخی رفتارهای اشتباه پدرتون رو پس بدین. امروز و در حال حاضر شما یه شخص بزرگسال هستین. باید بپذیریم که هیچ پدر و مادری ایده ال نیستن. هیچکس صاحب یه پدر بی عیب و نقص نیست. ما خودمون مسوول اعمال و رفتارمون هستیم. شما میتونین برای دوست یابی تلاش کنین. با دخترهای همکلاسی تون، همکاران تون سر صحبت رو باز کنین. ارزش هاتون رو با اونا شیر کنین و از فضایل و ارزش های سایرین هم بهره مند بشین.
    در مورد روابط شما با همسرتون، دلیلی نداره روی نحوه رفتار مادرتون با شوهرتون حساسیت به خرج بدین. همسر شما همسر شماست و به شما تعلق داره. مادرتون به هر دلیل چندان از دامادش خوشش نمیاد اما شما تا جای ممکن به این مساله توجه نکنین و به جاش سعی کنین روابط خودتون رو با همسرتون مستحکم تر کنین. به هیچ وجه اجازه ندین انعکاس رفتارهای سایرین در رفتار شما نمایان بشه. سعی کنین از قالب و نقش قربانی بیرون بیاین. پدر و مادر شما هرکسی که هستن باشن، شما زندگی خودتون رو بسازین و بارور کنین. کسی با وجهه و عنوان شما انتظار میره خیلی محکم تر و جدی تر از این صحبتا باشه.
    خودکشی اصولا راه حل نیست بلکه پاک کردن صورت مساله هست. واقعیتش خوشبختی مطلق وجود خارجی نداره و همه با مشکلات درگیر هستن. شما سعی کنین نقاط قوت زندگی تون رو پررنگ کنین.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را
    پاسخ با نقل و قول

  4. میخوام خودکشی کنم  سپاس شده توسط m1392,Maryam313,sasan-abbasian,مهرسا62,ویونا شاکری,گلبرگ خانوم

  5. ارسال:3#
    گلبرگ خانوم آواتار ها
    سلام خانومه خوب
    به اين كه ديگران چي دارند اهميت نده خودتو مقايسه نكن با آدما از كجا ميدوني كه اونا كه موبايل و ....دارند زندگي خوبي دارند تو كه تو زندگيشون نيستي پس خداروشكر كن همسرت خوبه همين كه همسرت كار ميكنه و زحمت ميكشه اين مهمه تو درستو بخون رشته اتم خوبه حتي بدترين رشته هم اگه توش تلاش كني ميتوني موفق باشي ميگي علاقه نداري بهش حتما فك ميكني چون شايد آينده ايي نداشته باشه شك نكن كه با تلاشت حتا آينده پيدا ميكن
    راجع به پدرتم بايد بگم كم نيستن پدرايي كه اخلاقشون خوب نيست اما ديگه پدرته نميشه بهش بي حرمتي كرد كه تو وظيفه خودت بدون كه بهش احترام بذاري قطعا جواب خوبيتم ميبيني...
    منم پدرم اخلاقش بده .......همين باعث شده كه كسي طرف خونه ما نياد واسه خاستگاري همه ميگن دخترش خوبه اما باباش بداخلاقه اما خودم سعي كردم بهش گوش بدم هركاري كه ناراحتش كنه انجام نميدم پولداره اما من خ وقته خودم تلاش كردم و دستم تو جيبه خودمه توهم ايشالا بعد از درس 1 كار پيدا ميكني كار اگه بگردي قطعا پيدا ميشه زندگي هميشه سختي داره با صبر ميگذره تو تلاش كن توقع مالي هم از شوهرت نداشته باش زندگي ساده داشته باش مگه چيه؟؟؟در نهايت خدارو داشته باش خدا بهت آرامش ميده و خيلي چيزاي ديگه هم ميده
    پاسخ با نقل و قول

  6. میخوام خودکشی کنم  سپاس شده توسط m1392,Maryam313,niloofarabi,sasan-abbasian,مهرسا62,ویونا شاکری,سماء

  7. ارسال:4#
    دوستان مرسی از جواباتون مریم خانوم دوستام کلا میخوان فقط سوالای شخصی بپرسن اصلا فک نمیکنن شاید من دوست نداشته باشم جواب بعضی سوالارو بدم واسه همینم اصلا دوست صمیمی ندارم چون خیلی وقتا مجبور میشم دروغ بگم یا بپیچونم اونا هم احساس می کنن من خودمو میگیرم در صورتی که واقعا این طور نیست من تو زدگی شخصی کسی دخالت نمیکنم از بقیه هم همین توقعو دارم سحر خانم من کلا میترسم نتونم درسمو تموم کنم ترسم از ایندش نیست چون واقعا درسم هم تئوریش هم کار عملیش سخته از طرفی هم مردم دید مثبتی به رشتم ندارن و همینم ادمو دلسرد میکنه اینقد استرس رشتم و سختگیری استادا زیاده ادم میترسه نمره نیاره و کلا درسشو تموم نکنه به خصوص من که بی علاقه هم وارد شدم
    پاسخ با نقل و قول

  8. میخوام خودکشی کنم  سپاس شده توسط m1392,گلبرگ خانوم

  9. ارسال:5#
    maryam.azadeh آواتار ها
    پری عزیز
    مسایل شخصی رو چگونه تعریف میکنین؟ معمولا دو تا دوست راجع به چند و چون زندگی همدیگه صحبت میکنن. این بخشی از محاوره دوستان رو تشکیل میده. البته خب بعضی مسایل واقعا شخصی محسوب میشن و شعور ایجاب میکنه که پرسیده نشه مانند نوع رابطه جنسی زن و شوهر یا درامد ماهانه شوهر و.... خب افراد با فرهنگ هیچوقت درین موارد از همدیگه سوال نمیپرسن.
    اما خب اینجا یه سوالی مطرح میشه اونم اینکه ایا شخص شما از برخی زوایای زندگی خودتون حس شرم دارین؟ یا اینکه فکر میکنین یکسری مشکلات خاصی بودن که فقط در زندگی شما نمود پیدا کردن و بیان اون مشکلات برای دیگران ممکنه ذهنیت شون رو نسبت به شما تغییر بده؟ اگه اینطور فکر میکنین خاطرتون اسوده باشه که زندگی همه ادم ها امیزه ای از مشکلات مختلف هست. مجددا تکرار میکنم خانواده ایده ال در جهان هستی وجود نداره و همه مردم کم و کاستی هایی در خودشون و خانواده هاشون وجود داره. باور به این واقعیت، در شما تولید اعتماد به نفس میکنه و میتونین با صراحت راجع به زندگی تون برا دوستان تون حرف بزنین.
    رشته شما بسیار رشته خوبی هست. دید مردم هم نسبت به اون منفی نیست. اگه با کسی برخورد کردین که نسبت به رشته تحصیلی تون( دامپزشکی) دیدگاه منفی داشت، احتمالا ایشون دچار حسادت نسبت به شما شده بود. این قبیل واکنش ها رو اصلا جدی نگیرین. درس خوندن در دانشگاه بهرحال کار خیلی ساده و اسانی نیست و ارزش تحصیلات اکادمیک، با همین سخت بودنش مشخص میشه. چشم برهم بذارین و باز کنین این دوران تموم شده و شما عنوان خانم دکتر رو دارین. با انگیزه و اعتماد به نفس، تحصیلات تون رو ادامه بدین و به حرف های نامربوط غریبه ها هیچ توجهی نکنین.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را
    پاسخ با نقل و قول

  10. میخوام خودکشی کنم  سپاس شده توسط m1392,Maryam313,rahe shab,مهرسا62,گلبرگ خانوم

  11. ارسال:6#
    مریم جان درست میگی من از بیان یه سری چیزا خجالت میکشم و ادم حساسیم مثلا این که شوهرم هنوز لیسانسه یا جمعیت خانواده شوهرم خیلی زیاده و همه هم تحصیل نکرده و اینکه من و شوهرم چطور اشنا شدیم خوب قاعدتا من از بیان راست این مطالب خجالت میکشم و میترسم دیدشون نسبت به من منفی تر شه چون اونا خودشون خیلی همسر با کمالاتی می خوان و تقریبا اونایی که ازدواج کردن همه ار ازدواج من بهتر بوده خوب اگه از خانواده خودم سوال کنن من اینقد خجالت نمیکشم اما اونا دقیقا میرن تو ریز مشخصات شوهرم دیگه نمیتونم بگم موقعیت من خیلی با شماها فرق داشت موقع تصمیم ازدواج اونطوری کل زندگیمو باید بریزم رو دایره
    پاسخ با نقل و قول

  12. میخوام خودکشی کنم  سپاس شده توسط m1392,گلبرگ خانوم

  13. ارسال:7#
    rahe shab آواتار ها
    سلام دوست عزیز

    وقت شما بخیر

    یه بار پست اول خودت رو با دقت بخون ، همش در حال گلایه کردن یا مقایسه کردن هستی

    یک جمله ی معروف هست که میگه : «هیچ گاه ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگی شخصیت مقایسه نکن.»

    هدف از ازدواج کردن ، برای هر فرد تنها و تنها رسیدن به ارامش هست ، وسلام

    این که شما تحت چه شرایطی و چه شخصی رو برای تشکیل خانواده انتخاب کردین اصلا اهمیتی نداره ، چرا که شما با این فرد به آرامش رسیدین و مقصود شما هم از انتخاب همین بوده.

    علم روانشناسی بیان میکند که :انسانها به همان چیزی تبدیل میشوند که به آن فکر میکنند.

    این نکته عنوان میکنه که شما با توجه به نگرشی که برای زندگی کردن انتخاب میکنید ، سرنوشت و آینده ی خودتون رو رقم میزنید و به نوعی یک انرژی مثبت یا منفی رو در زندگی و در اطراف خودتون برای هدایت ، روان میکنید.حالا اگر این تفکرات ، انرژی مثبت و نمایانگر «من میخواهم یا میتوانم» باشد ، موفقیت رو به سمت شما میکشونه و اگر امواج منفی باشه ، شما رو از آرامش و خوشبختی دور میکنه.

    یکی از اشتباهات شما این هست که اکثر افکارتون رو به من نمیتوانم ، نمیشود ، دیگران از بالاترند ، دوست و همدمی ندارم و ... معطوف میکنید ، لذا تکرار این افکار برای شما ، یأس و نا امیدی به همراه میاره و شدیدا شما رو تحت تأثیر قرار میده.

    شاید زندگی شما با همسرتون ، قدری از دید مادی پایین باشه ، اما در عوض یک همسری دارید که طاقت دوریش رو ندارید و این یعنی وجود محبت.

    همسری دارید که به پدر و مادرش محبت میکنه و شرایطشون براش مهمه ، این یعنی همبستگی و فهم درک خانواده و زحمت های اونها.

    شما توی این شرایطی که همه ی خانم ها به فکر مادیات هستن ، به فکر زندگیتون هستید ، اهل غیبت و دروغ نیستید و این یعنی قدرت ایمان.

    و چندین و چند نکته ی دیگه که خودتون بهتر از هر کسی میتونید برای خودتون بشمارید.

    ایمان ، محبت ، آرامش ، صمیمیت ، این ها همه خصوصیاتی هستن که خیلی از افراد در جامعه به دنبال بدست آوردن یکی از اونهان که گاهی با چندین سال زحمت یا اصلا بدست نمیارن و یا به یک یا دو موردش میرسن ؛ شما با وجود این سرمایه ها تمایل به خودکشی دارید؟؟؟ جواب خدا رو چی میدید؟؟؟

    میتونید این جمله رو تفسیر کنید : مهرم حلال ، جونم آزاد ؟؟؟

    این جمله دقیقا این معنی رو میده که پول و مادیات هرگز ضامن خوشبختی نبوده و نیستشاید سطح پایین مادیات زندگی رو یک چالش هایی مواجه کنه ، اما جایگزین عواطف و آرامش نخواهد بود.
    گاهی اوقات خانم ها با پرس و جو در زندگی شما به دنبال این هستند که میزان خوشبختی شما رو بسنجند. و تفکر اشتباه اونها ، ذهنیت رو دنبال درآمد و مسائل ظاهری میبره ، شما هم با بیان علاقه ای که به همسرتون دارید و آرامشی که از وجودش میگیرید ، ذهن اونها رو به سمت خوشبختی تون سوق بدید.


    توجه کنید ، گلایه کردن از زندگی ، خانواده ی شما رو در برابر نظرشون مبنی بر انتخاب اشتباه شما ، استوار تر میکنه و این دقیقا اشتباه بعدی شماست.

    از دید من شما تلاش کنید که محبت بین خودتون و همسرتون رو به خانوادتون انتقال بدید و بهشون بفهمونید که در انتخابتون اشتباه نکردید. این باعث میشه خانوادتون ، اولا از دیدن خوشبختی شما ، خوشحال بشن و ثانیا شما رو در رفع مشکلات کوچکی که براتون پیش میاد همراهی کنن تا آرامش شما به هم نخوره.

    اگر شما احساس نا رضایتی رو از زندگی به خانودتون انتقال بدید ، اونها هم این حق رو به خودشون میدن که به همسرتون توهین کنند ، پس به شدت از این اشتباه دوری کنید.

    خوب فکر کن ، مثبت تصمیم بگیر و با انرژی عمل کن تا موفقیت ها هم شما رو طلب کنه ؛


    همین.
    پاسخ با نقل و قول

  14. میخوام خودکشی کنم  سپاس شده توسط m1392,maryam.azadeh,Maryam313,niloofarabi,sasan-abbasian,مهرسا62,ویونا شاکری,گلبرگ خانوم,سماء

  15. ارسال:8#
    نرگس آواتار ها
    سلام پری جان الان ببین چقدر حسرت کارایی که می تونستی بکنی و نکردی رو می خوری ،خوب پس ادامه تحصیل بده و درست رو ترک نکن که دوسال دیگه حسرت بخوری هنوز اول راه ازدواجی بچه هات که انشالله دنیا بیان دوست دارن یه مادر تحصیل کرده داشته باشن میدونم درساتم خیلی سخته و خودش یکی از دلایل فرار از خوندن درس ولی من اگه الان تو سن شما بودم به هر دری می زدم و با همه برای ادامه تحصیلم میجنگیدم باید ههمیشه به آینده قشنگی که در انتظاره فکر کرد توکل کن به خدا یا علی بگو و شونه خالی نکن حالا که همسرت انقدر بزرگواره که اجازه داده توی یه شهر دیگه درس بخونی پس به احترام همسرت هم که شده ادامه بده گلم زندگی قسمتای قشنگ هم زیاد داره اونا رو ببین یه گوشت رو بکن در یه گوشتم دروازه به حرفای ناامید کننده دیگران اصلا گوش نده ببین قبل ازدواج چشما رو باز می کنن بعدش میبندن و از خصوصیتای خوب هم یه دسته گل همیشه سبز درست می کنن حالا که تو راه ازدواج قدم گذاشتی یکم تحمل کن خدا با صابران است توصیه هم می کنم سوره عصر رو زیاد بخون و غسل صبر بده موفق باشی بدون ما خدای مهربونی داریم که از رگ گردن به مانزدیک تره
    دلت که تنگ یک نفر باشد ،لحظه ای فراموشی هم نداری تو دلت تنگ است ، دلت برای همان یک نفر تنگ است که تا نیاید تا نباشد هیچ چیز درست نمیشود ، هیچ چیز … افسوس که بعضی آمدن ها دیگر فقط در خواب است !
    پاسخ با نقل و قول

  16. میخوام خودکشی کنم  سپاس شده توسط m1392,parvane,sasan-abbasian,مهرسا62

  17. ارسال:9#
    سلام پری عزیز.

    من مشاور نیستم اما دوست دارم نظر خودم رو بگم.
    در مورد رشته شما باید بگم که ما سلایق مختلفی داریم قرار نیست همه از یه چیز خوششون بیاد یا دید مثبت داشتن یا نداشتنشون تو زندگی شما تاثیر بذاره مهم خود شما هستید که بعد از این رشته یه خانم دکتر محسوب میشید...علاقه رو هم خودتون با یه طرز فکر مثبت می تونید پیدا کنید مثلا عکس العمل فرزند و شوهر و خانواده شوهرتون به تحصیل شما!

    چرا به جای چیزای مثبتی که داری چیزای منفی رو میشماری؟! میدونی چند نفر به خاطر اینکه شوهرشون اجازه نمیده تو یه شهر دیگه تحصیل کنند و یا اصلا دانشگاه برن یا نرن از زندگیشون و علایقشون عقب موندند.ما تو فامیل یه نفر رو داریم که به خاطر این موضوع طلاق گرفت و حالا اجازه شوهر شما و تشویق کردنشون برای تحمل این دو سال نشون از فهم و سطح بالای فکری ایشون داره. مگه لیسانس بودن چه اشکال داره خیلی ها هستند تحصیلات آن چنانی دارند اما شعور همسر شما رو شاید نداشته باشند مثلا تو همین مورد کمک به خانواده.
    تو ذهنتون تصور کنید که یه خانم دکتر شدید فرزنداتون چقدر از وجود شما و تحصیلتون و صد البته اخلاق شما لذت می برند وباعث فخر خانواده شوهرتون میشید. یه دید دیگه نسبت به شما پیدا می کنند. تصور این موضوع برای من که خیلی لذت داره ... خوبه الانم من بگم خوش به حالت ببین اگه همه بخوان خودشون رو با همه مقایسه کنند که نمیشه... اصلا من خیلی دوست دارم مثل شما تو زندگی دیگران دخالت نکنم اما گاهی واقعا این کار رو می کنم میدونی چرا؟! می خوام ببینم اونا خوشبخت تر هستن یا من؟ پس همه ما یه سری ضعف ها داریم که می خوایم ببینیم تو زندگی دیگران هم هست یا نه تا خودمون رو باهاش آروم کنیم. پس زندگی هیچ کس صددرصد ایده آل نیست
    هر کس اون کسی هست که خودش تصور می کنه . تا وقتی که همه رو از خودت بالاتر و بهتر بدونی اوضاع همینه.شاید اونایی که شوهرشون یا خانواده شوهرشون از موقعیت بهتری برخوردار هستند یا به قول شما پول بشتر و تجملات یشتر دارند در حسرت یه ذره محبت همسر شما و یا درک ایشون در قبال شما باشند شما از زندگی واقعیشون چی میدونی! ؟
    یادمه منم اوایل ازدواجم یه سری مشکلات درون خانواده خودم و همسرم داشتم که بزرگترای فامیل بهم می گفتند به هیچ کدوم اهمیت نده و همسرت رو بچسب شما هم برات مهم نباشه کی چه نظری در مورد شما داره...به نظر من از این به بعد با اعتماد به نفس کامل و رضایت کامل در مورد هر چی که هستی صحبت کن و یه سری از حرفا رو هم میتونی جواب ندی چون حق شماست.شما اول باید خودت بپذیری که بهترینی تا دیگران هم همین نظر روداشته باشند هر چند اگه نداشته باشند هم مهم نیست! خانمی مثل شما که اینقدر ایمان داره خدا رو هم اساسی داره ...دلت میاد با این کار و یا حتی فکر به خودکشی دل خدا رو ناراحت کنی؟! اصلا همسری با این فهم و کمال هدیه خداست برای شما شک نکنید...همسری که الان با اینکه ازش دور هستید اینقدر هواتون رو داره تحصیلاتتون که تموم شد ببینید چقدر باهاتون همراه می شه و چه زندگی عالی خواهید داشت... روزی رو خدا میرسونه ... پول مهم نیست شما خیلی چیزای بهتری دارید...

    اصلا یه چیزی بگم وقتی داشتم متن شما رو می خونم پیش خودم گفتم دیگه چی کم داری که می خوای خودکشی کنی؟! شما اگه بخوای باعث قبطه دیگران خواهی شد و اگر اشتباه عمل کنید خودت حسرت می خوری!

    برات آرزوی خوشبختی دارم... ان شاءالله خدا بهترین ها رو پیش پات بذاره!
    پشت هر کوه بلند...سبزه زاریست پراز یاد خدا ✿ و درآن باغ کسی میخواند....که خدا هست دگر غصه چرا؟! ✿
    پاسخ با نقل و قول

  18. میخوام خودکشی کنم  سپاس شده توسط m1392,مهرسا62

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •