تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شکاک بودن خودم و عدم درک همسرم! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:maryam...
آخرین ارسال:maryam...
پاسخ ها 18

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

شکاک بودن خودم و عدم درک همسرم!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    maryam... آواتار ها
    راه شب عزیز سلام.ممنون از توجهت.

    بله من خودم هم میدونم که خیلی بیمورد شک می کنم.
    جوابی که برای سوال شما دارم:1. کم گذاشتن خانم در زندگی. 2.عدم اعتمادم به دختران امروزی چون واقعا به اندازه یه شیطان قدرت دارند" البته بگم بعضیهاشون که ناراحت نشن" 3.که از نظر من در مرحله آخر قرار داره بی قید بودن مرد هست.


    قبلا سوالات رو از همسرم پرسیدم و چون احساس کردم که بهانه گیری بیش نبوده عکس العمل خوبی نسبت بهش نشون ندادم . ولی اگه بتونم و جوابمو بده بازم می پرسم.
    سوالاتی که قبلا پرسیدم وقتی بود که به خاطر یکی از همین رابطه ها یه مدت طولانی مشکل داشتیم و واقعا چیزایی بود .نه دراون حد که من فکر می کردم اما بود و احساس می کردم که نارضایتیش به خاطر ارتباط با همچین آدمایی داره تقویت می شه.پیش مشاور رفتم توقعاتش رو گفتم خندش گرفت اما بعضی هاش هم واقعا درست بود .به خاطر تمرکزم رو مشکل نتونسته بودم خودم رو جمع و جور کنم.

    چیزی که قبلا هم گفتم اینه که خیلی دوست دارم مرد تو محیط خانواده باشه و مدام به همه چیز توجه داشته باشه و این فقط مختص به بیرون رفتن و ... نباشه."اما ایشون نظرشون اینه که این جوری نمیشه به هر حال مرد ها هم کارهایی دارند"
    پاسخ با نقل و قول

  2. شکاک بودن خودم و عدم درک همسرم!  سپاس شده توسط rahe shab

  3. ارسال:12#
    rahe shab آواتار ها
    دوست عزیز بی بند و باری مردها و تسلیم شدن در برابر حیله ها و اشوه های زنانه ، زمانی اتفاق می افته که مردها در محیط خانه و خانواده شرایط مطلوبی نداشته باشند.

    لذا زمانی که شما شرایط رو در خانواده برای همسرتون مطلوب کنید ، در حقیقت همسرتون رو در برابر زنها و جامعه ی فاسد واکسینه کردین.
    پس تلاش کنید مشکل رو از سمت خودتون به سمت همسرتون حل کنید و این باعث میشه ، اول تفکر شما نسبت به موضوع تغییر کنه و بعد از اون همسرتون توجه بیشتری به شما داشته باشه و شرایط از سمت همسر شما هم مطلوب بشه.

    کمی سیاست های زنانه هم چاشنی کار بکنید ، جواب بهتری خواهید گرفت.
    پاسخ با نقل و قول

  4. شکاک بودن خودم و عدم درک همسرم!  سپاس شده توسط maryam...

  5. ارسال:13#
    maryam... آواتار ها
    صحبتتون رو به طور کامل قبول ندارم در مورد دخترا...

    ولی بله اگه بتونم فکرم رو جمع کنم می تونم خونه رو هم مدیریت کنم اما وقتی شک و نگرانی میاد سراغم خودم رو هم فراموش می کنم... برا این چی کار کنم؟! یعنی می فرمایید همین جوری شک نداشته باشم و حواسم به زندگی باشه... یکم سخته یعنی الان گیج شدم!

    بازم ممنون از همراهی شما!
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:14#
    سلام
    با اجازه دوستای عزیز
    مریم جون ، من کاملا درکت میکنم که چی میگی
    چون تقریبا منم حساسیت های تو رو داشتم و این حساسیت ها هم از موقعی شروع شد که همسرم یه آتو داد دستم
    طوری که من از اون ماجرا به بعد ، همش به این فکر میکردم که گوشیش و چک کنم یا هر وقت که زنگ میزدم باید و باید جواب میداد ، یا بعضی وقتا وقتی تو فیس میرفت بعدش حتما خودم چک میکردم که
    ببینم به کی سر زده و ازین جور کارا
    حساسیتم انقد زیاد شده بود که کافی بود مثلا بیرون بخواد یه نظر یکی و نگاه کنه
    اونموقع من گریه و گریه که چرا من و دوس نداری و یکی دیگه و نگاه میکنی
    همسر منم مثل همسر شما بهم توضیح میداد که چیزی نیست و من حساس شدم
    و من تو این شرایط ازش انتظار داشتم که بیشتر واسم وقت بذاره که نمیذاشت و من هر روز بدتر میشدم
    تا اینکه از یه هفته پیش
    یه جا رفتیم مهمونی و صاحب مهمونی با شوهرم نشست پای نت و هی این و اون و نشون میداد به همسرم و طفلی هم مونده بود وسط من و اون آقا
    بعد از مهمونی با اینکه همسرم کار خاصی نکرده بود ولی من طبق معمول گریه و سر دادم که کی و میدیدین و چرا میدیدین و اصلا دیگه نریم اونجا
    کلی اون شب با همسرم حرف زدم و بهم گفت که من انقد حساس شدم که دارم اذیتش میکنم و کلا کاری میکنم که همیشه هم اون ناراحت باشه هم من
    بهم گفت که زندگیش و دوست داره و از من خواست که یا خودم خودم و کمک کنم که خوب شم یا برم مشاوره
    مریم جون
    از فرداش تصمیم گرفتم اگه مردم هم گوشیش و چک نکنم و فک کنم اصلا هیچ اتفاقی نیافتاده و ازیشون هم خواستم که وقت بیشتری و بهم اختصاص بده
    با اینکه الان همسرم مثل قبله و هیچ وقته بیشتری و به من اختصاص نمیده اما با تغییری که من کردم الان چند روزه همه چی نرمال شده
    و ضمنا من دیروز به همسرم اس دادم و بابت رفتارم ازش عذر خواستم و بهش گفتم که میدونم که زندگیمون و دوست داره و منم دوست دارم و بهش گفتم که بهش افتخار میکنم و کاملا اعتماد دارم
    فقط یکم باید برای بهتر شدنم ایشون هم کمکم کنه

    الانم حالم میشه گفت خوبه یعنی بهتره و میخوام که بهتر شه
    توام اگه فکر میکنی چیزی نیست با شوهرت حرف بزن و خودت به خودت کمک کن تا به آرامش روحی برسی
    ضمنا من ورزشم و بیشتر کردم و خلی روم تاثیر داره سعی کن حتما بری استخر ، آب کلی تو روح و روانت تاثیر میذاره
    موق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  7. شکاک بودن خودم و عدم درک همسرم!  سپاس شده توسط maryam...

  8. ارسال:15#
    maryam... آواتار ها
    سلام سایا عزیز!

    نقاط مشترک زیادی داشتم با شما. حرفاتون واقعا مثل آب رو آتیش بود.
    راستش من قبلا هم تصمیم گرفته بودم که دیگه چک نکنم اما نتونستم اصلا یه چیزایی به شکل واضح بهم چشمک میزد اما الان که اینو گفتی آره واقعا باید سعی کنم که دیگه چک نکنم. خیلی بد کردم در حق همسرم با این افکارم آرامش رو از هر دومون گرفتم قبلا ازش عذرخواهی کردم اما چه فایده رعایت نکردم که.
    اما امشب حتما یه عذر خواهی اساسی ازش میکنم روز مرد هم نزدیکه احتمالا جواب میده.
    و قول میدم که دیگه بیخودی چکش نکنم تازه همین الان که دارم اینا رو می نویسم کلی دارم با خودم کلنجار میرم
    وای دیگه از دست خودم خسته شدم باید دست به کار بشم.الان که میبینم یه مورد مشابه بوده یه جورایی بهتر همسرم رو درک میکنم.

    سایا جون یه دنیا ازت ممنون حرفات آرومم کرد! نتیجه رو حتما بهت می گم .
    خدایا کمکم کن

    از بقیه دوستان هم یه دنیا ممنون با سوالاتی که پرسیدین به یه چیزایی دیگه هم فکر کردم و متوجه اشتباهاتم شدم.ممنون.اجرتون با خدا .سربلند باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:16#
    مریم جون
    وقتی یکم فکر کنیم میبینیم که همه این کارامون به خاطر اینه که دلمون نمیخواد احساس کنیم که داریم همسرمون و از دست میدیم
    و همین حس باعث میشه زندگی رو به کامه خودمون و شوهرامون تلخ کنیم
    اما
    من و تو هم باید مثل بقیه خانوما راحت زندگی کنیم و فکرمون و آزاد بذاریم
    امیدوارم که زندگیتون هر روز شاد تر از دیروزتون باشه
    پاسخ با نقل و قول

  10. شکاک بودن خودم و عدم درک همسرم!  سپاس شده توسط maryam...

  11. ارسال:17#
    maryam... آواتار ها
    سلام سایا جان.

    همون روز با همسرم صحبت کردم ازش خواستم منو ببخشه و اون یه بار دیگه بزرگواری کرد. دارم سعی میکنم خودم رو کنترل کنم وقتی دوباره اون افکار میاد سراغم خندم می گیره.قول دادم باید سر قولم باشم.
    برای همه به خصوص شما آرزوی خوشبختی میکنم .شما رو فراموش نمیکنم مدیونتون هستم. بازم براتون آرزوی خوشبختی دارم.سربلند باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  12. شکاک بودن خودم و عدم درک همسرم!  سپاس شده توسط mehrdad539

  13. ارسال:18#
    maryam... آواتار ها
    از همه دوستان همیاری هم سپاسگزارم. به مشاورای زیادی رجوع کرده بودم اما فکر نمی کردم اینجا بتونم نتیجه رو بگیرم.بازم راهکاری داشتید با کمال میل می پذیرم.

    هر جا هستید در پناه خدا موفق و پاینده باشید.

    بازم ممنونم از توجه همتون.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •