تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




به مناسبت روز مرد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:rahaii
آخرین ارسال:anahid
پاسخ ها 4

به مناسبت روز مرد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    rahaii آواتار ها
    ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺩ ، ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥﺟﺎﻟﺐ ﺭﺍ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻔﯿﺪ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﻮﺩ
    ﺯﻥ ﻫﺮﮔﺰ ﺣﺮﻑ ﺩﻟﻨﺸﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ ﻭ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﻫﺎﯼ ﻣزﻤﻦ ﺭﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ .
    ﺷﺒﯽ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻫﺎ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﺯﻥ ﺷﺪﺕ ﮔﺮﻓﺖ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﯽ ﺣﺎﻟﯽ ﻭ ﺗﻬﻮﻉ ﺷﺪ ﺷﻮﻫﺮ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺳﯿﮑﻠﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻮﺗﻮﺭﺵ ﺑﺮﺍﻯ ﺣﻤﻞ ﻭ ﻧﻘﻞ ﮐﺎﻻ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻰﮐﺮﺩ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺳﯿﮑﻠﺖ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﺑﺒﺮﺩ .
    ﺯﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪ ﺑﺎ ﺍﺣﺘﯿﺎﻁ ﻭ ﺳﺨﺘﯽ ﺳﻮﺍﺭﻣﻮﺗﻮﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﭘﺎﭼﮕﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﮐﺠﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﻐﻞ ﮐﻦ.
    ﺯﻥ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟! ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺣﺮﻑ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺷﺪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺳﺮﺥ ﺷﺪ ﺑﺎ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﮐﻤﺮ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺍﺷﮏ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺭﺍ ﺧﯿﺲ ﻧﻤﻮﺩ .
    ﺑﻪ ﻧﯿﻤﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺍﺯ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻧﺪ، ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﺮﺍ؟ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ .
    ﺯﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﺩﯾﮕﺮ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻬﺘﺮ ﺷﺪﻡ. ﺳﺮﻡ ﺩﺭﺩ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ. ﺷﻮﻫﺮ ، ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻭﻟﻰ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﺪ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﻤﻠﻪ ﻯ ﺳﺎﺩﻩ ﻯ

    "ﻣﺮﺍ ﺑﻐﻞ ﮐﻦ "
    ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺁﻥ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﺍ ﯾﮏ ﺟﻤﻠﻪ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﺗﻠﻘﯽ ﮐﻨﺪ .
    ﻭ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﺶ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻭ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪﯼ ﮐﻨﺪ .ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺴﯿﺮ ﮐﻮﺗﺎﻩ، ﺳﺮﺩﺭﺩﺵ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ .
    -- ﻋﺸﻖ ﭼﻨﺎﻥ ﻋﻈﯿﻢ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺼﻮﺭ ﻧﻤﯽ ﮔﻨﺠﺪ. ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺩﻭﺭ ﻧﯿﺴﺖ .ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﻗﻠﺐ ﺗﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﺩﻟﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﻨﯿﺪ
    ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺗﻼﺵ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﻌﺎﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﻭ ﺳﺘﻮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺻﺮﻓﺎ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺮﺍﺭ ﻣﻌﺎﺵ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻧﯿﺴﺖ . ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﻏﺬﺍﯼ ﺭﻭﺡ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﻭ ﻓﺮﺯﺍﻧﺪﺵ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﮐﻨﺪ . ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺍﺧﯿﺮﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻣﻨﺸﺎ ﺭﻭﺍﻥ ﺗﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ
    عشق را از ماهی بیاموز که چه بی پاسخ ، آب را پر از بوسه های عاشقانه می کند
    پاسخ با نقل و قول

  2. به مناسبت روز مرد  سپاس شده توسط anahid,piroo

  3. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    واقعا درسته عشق گفتنش سخته ولی با گفتنش هزار هزار درد درمان می شود
    ای پدر بوی شقایق می دهی
    عاشقی را یاد عاشق می دهی

    با تو سبزم،گل بهارم،ای پدر
    هر چه دارم از تو دارم ای پدر
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  4. به مناسبت روز مرد  سپاس شده توسط anahid

  5. ارسال:3#
    piroo آواتار ها
    مرد جوانی ، از دانشکده فارغ التحصیل شد . ماهها بود که ماشین اسپرت زیبایی ، پشت شیشه های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی ، آن ماشین را برایش بخرد . او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد .





    بالاخره روز فارغ التحصیلی فرا رسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فرا خواند



    و به او گفت : من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بیش از هر کس دیگری در دنیا دوست دارم . سپس یک جعبه به دست او داد . پسر ، کنجکاو ولی ناامید ، جعبه را گشود و در آن یک انجیل زیبا ، که روی آن نام او طلاکوب شده بود ، یافت . با عصبانیت فریادی بر سر پدر کشید و گفت : با تمام مال و دارایی که داری ، یک انجیل به من می دهی ؟ کتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترک کرد .



    سالها گذشت و مرد جوان در کار و تجارت موفق شد . خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده . یک روز به این فکر افتاد که پدرش ، حتماً خیلی پیر شده و باید سری به او بزند . از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود . اما قبل از اینکه اقدامی بکند ، تلگرامی به دستش رسید که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی از این بود که پدر ، تمام اموال خود را به او بخشیده است . بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسیدگی نماید . هنگامی که به خانه پدر رسید ، در قلبش احساس غم و پشیمانی کرد . اوراق و کاغذ های مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا ، همان انجیل قدیمی را باز یافت . در حالیکه اشک می ریخت انجیل را باز کرد و صفحات آن را ورق زد و کلید یک ماشین را پشت جلد آن پیدا کرد . در کنار آن ، یک برچسب با نام همان نمایشگاه که ماشین مورد نظر او را داشت ، وجود داشت . روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود : تمام مبلغ پرداخت شده است .



    چند بار در زندگی دعای خیر فرشتگان و جواب مناجات هایمان را از دست داده ایم فقط برای اینکه به آن صورتی که انتظار داریم رخ نداده اند ؟



    خداوند همه پدرانی که در این دنیا نیستند را بیامرزد .
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:4#
    پدرم چشمه جوشان امیدی است که
    فرداهایم با تپش های پر از مهر حضورش زیباست
    پدرم شعر بلندی است که ابیاتش را
    خالق شعر و هنر با سر انگشت خرد خود جاری ساخت
    پدرم شعر خداست
    قلب من از سایه ی پدرم شاعر شد
    فصل ماتم زده را پرپر کرد
    باور عشق شد و قلب مرا باور کرد
    پدرم آسمانیست که بارانش را
    بی دریغ بر سر سبزه و خس می ریزد
    من خودم می بینم
    لابلای صفحات غزل کودکیم
    حرف ربطیست که من را با نور
    خانه را با لبخند
    زندگی را با عشق
    می نشاند با هم
    پدرم باران است
    پدرم لبخند است
    پدرم چون دریاست
    پدرم شعر خداست


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •