تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکلات من در رفتار ها زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:MMB
آخرین ارسال:MMB
پاسخ ها 23

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

مشکلات من در رفتار ها

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    خواهش میکنم دوست خوبم..
    ما میتونیم تغییر کنیم و خودمون رو اونجور که دوست داریم بسازیم! اما برای اینکه این تغییر رو در خودمون به وجود بیاریم، باید بدونیم و آگاه باشیم که حتی کوچکترین تغییرات هم یک شبه حاصل نمیشن و نیاز به گذر زمان دارن؛ بنابراین یادتون باشه که اگه بخواید به چنین فردی تغییر کنید، یک روزه این اتفاق نخواهد افتاد و با تمرین کردن و شکست خوردن های متمادی این موفقیت رو کسب خواهید کرد....
    فقط باید حواستون باشه که به محض مواجه شدن با هر شکستی، نا امید نشید بلکه دیدگاهتون رو به شکست تغییر بدید و ازش به عنوان تجربه و یک پل به سمت موفقیتتون استفاده کنید.
    و اما در رابطه با سوالی که مطرح کردید بهتره اینطور بهتون جواب بدم که اینگونه افراد هیچ تفاوت خاصی ندارن، تنها مساله ای که بهشون کمک کرده تا بتونن به راحتی در هر جمعی ابراز نظر کنن و با دیگران به سادگی ارتباط برقرار کنن اینه که اولا از اعتماد به نفسشون استفاد میکنن تا بتونن حرفشون رو به دیگران بزنن و دوما اینکه اصلا نگران این نیستند که دیگران چطور به اونها نگاه می کنند بلکه نگاه خودشون براشون مهمه و بس!
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  2. مشکلات من در رفتار ها  سپاس شده توسط alonegirl,MMB,فاطمی

  3. ارسال:12#
    MMB آواتار ها
    باز هم ممنون از تعامل خوب شما و دنبال کردن سوال های من.
    در مورد اینکه انسان میتونه خودش رو تغییر بده کاملا با شما موافق هستم وچون خودمم در سن نوجوونی هستم بیشتر به این تغییر اعتقاد دارم و می خوام از همین الان یک انسان خوب از خودم بسازم.
    در مورد امید هم حرف شما درسته.ادم باید همیشه امیدوار باشه تا بنونه موفق بشه که البته این امیدواری همیشگی نیاز به کمی سخت کوشی و استقامت داره.چون ممکنه خیلی اتفاق بیافته که اصلا فکر خودکشی رو تو ذهن آدم بیاره ( البته خدا رو شکر بنده اصلا اعتقادی به کنار کشیدن ندارم و دوست دارم حتی در سخت ترین شرایط هم ادامه بدم.)

    خوب بریم سر سوال خودم.دوست عزیز شما میگید اعتماد به نفس خوبی دارن.این درسته چون من تمامی ویژگی های افراد با اعتماد به نفس رو چک کردم و با اینگونه افراد مطابقت دادم و فهمیدم از نظر اعتماد به نفس در سطح بالایی قرار دارند و سرچشمه ی این اعتماد به نفسشون خانوادشون بودن که مثلا برای کوچکترین کار خوبشون کلی تشویقشون کردن و از همون اول با اعتماد به نفس قوی و به اصطلاح ضد ضربه اومدن جلو و فکر نکنم اعتماد به نفسشون تضعیف بشه.اما بحث من و خیلی از افراد دیگه فرق می کنه.ما تو یک خانواده ی معمولی بزرگ شدیم و کسی در مورد اعتماد به نفس و شخصیت چیزی نمی دونست که بخواد آموزش بده ( البته من از خانواده ام به شدت راضی ام و هر روز به خاطر داشتنشون خدا رو شکر می کنم.)

    برای افزایش اعتماد به نفس هم این راه های شما و خیلی از راه های دیگری که تو اینترنت هستند خوبن اما به نظر من اون جور که باید و شاید اعتماد به نفس حقیقی نمی دن. مثل اینه که باد بخواد یک درخت تنومند رو از ریشه در بیاره یا یک درخت خیلی نازک رو.
    به نظر شما مراجعه به روانشناس و تحت درمان قرار گرفتن می تونه در افزایش اعتماد به نفس موثر باشه؟

    سوال بعدی بنده در مورد بحث پذیرش دیگران هست.شما گفتید برای اون ها فقط نگاه خودشون مهمه و بس.خوب این مورد رو میتونی کمی شرح بدید.
    چون من متوجه نشدم.
    مثلا به نظر شما کدوم حالت زیر می تونه درست باشه؟
    1- فرد میاد و هیچ اعتنایی به دیگران نمی کنه و فقط براش نظر خودش مهمه و به دیگران اهمیتی نمیده
    2- فرد میاد و هرچی دیگران میگن رو گوش می کنه و موافقت می کنه که نکنه شاید ازش بدشون بیاد
    3 اگر در جمع از ایشون حرف بزنن اصلا اهمیت نمیده و با خودش میگه من که ادم خوبیم بذار هرچی می خوان بگن
    4- اگر در جمع از ایشون حرف بزنن اهمیت میده و میره جلو و از خودش دفاع می کنه و می خواد وجهه ی خودش را نگه داره.
    لطفا خودتون هم کمی توضیح بیشتر بدید.

    و یک سوال کوچچیک دیگه.در مورد نا امید نشدن.چه جوری روحیه ی خودمون رو حفط کنیم؟ مثلا وقتی تو جمع زایه میشیم یا مثلا به یکی سالم می کنیم جواب نمیده یا یه حرفی می زنیم اصلا توجه نمی کنه؟چه عکس العملی باید در این موقعیت نشان بدیم؟باید ناراحت شیم یا ...؟

    واقعا ازتون ممنونم به خاطر کمک هایی که تا الان به من کردید.
    لطفا باز هم دست منو بگیرید و در این مسیر راهنماییم کنید.
    با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

  4. مشکلات من در رفتار ها  سپاس شده توسط nafas966

  5. ارسال:13#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    مساله ای که عنوان کردی، از مسائلی هست که دامنگیر بسیاری از افراد هست، خصوصا توی سنین نوجوانی و جوانی

    واقعیت نخست رو همیشه به یاد داشته باش: آنچه که به دنبالش هستی، یعنی توانایی برقراری ارتباط با دیگران به نحو شایسته و مطلوب، نه با یک معجون به دست میاد، نه با خواندن صرف، و نه یک شبه؛ بلکه شیوه های ارتباط بین فردی، مهارتی است که به مرور زمان و با تمرین عملی آموخته ها به دست میاد. زمانی که مهارت رو کسب کردی، اونوقت متوجه میشی که اعتماد به نفست هم شدیدا افزایش پیدا میکنه.

    واقعیت دوم که مانع حرکت هست: نیاز به تایید شدن از سوی دیگران رو باید در خودت از بین ببری. میدونم که کار دشواری به نظر میاد، اما باید بتونی از پسش بر بیای تا در زمان تمرین ها کم نیاری و با هر شکست یا ناکامی جا نزنی. دقت کن که منظور من این نیست که از تایید خوشت نیاد(خب معمولا انسانها از تایید شدن خوششون میاد و اگر کسی به اون درجه برسه که بتونه تایید هم روش اثرگذار نباشه خب مرتبه بالاتری هست)، بلکه منظور من اینه که نیاز به مورد تایید واقع شدن دیگران نداشته باشی. برای این منظور هم باید عملا تمرین کنی

    واقعیت سوم: اگر قصد مقایسه داری، اصولی عمل کن. نمیگم مقایسه نکن، اما میگم اصولی مقایسه بکن. اولین اصل اینکه خودت رو با خودت مقایسه کن. الانت رو با دیروزت مقایسه کن. امروزت رو با فردات و ... . و اگر خواستی با دیگران مقایسه کنی، حسادت نکن. میتونی در جهت بهبود خودت تلاش کنی، اما هیچگاه نخواه که با ضعیف شدن دیگران، پرقدرت جلوه کنی

    واقعیت چهارم: درونگرایی و برونگرایی دو قطب نیستند؛ بلکه در پیوستاری قرار دارند. یعنی اینکه همه افراد هم خصلت درونگرایانه دارند و هم خصلت برونگرایانه و هر دوشون هم لازم هستند. اما باید تعادل رو حفظ کرد. هرجا لازم شد برونگرا باشی، بتونی این مهارت رو نشون بدی و همینطور برای درونگرایی

    این اصول رو پیش از بیان هرگونه تمرین بیان کردم تا بدونی برخی موانع کار چی هستند، و اینکه بدونی برای تغییر(که موقع خوبی رو براش انتخاب کردی)، عجله نکنی و عملا تمرین کنی

    حالا لطفا به زبان خودت این واقعیات رو بازگو کن
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  6. مشکلات من در رفتار ها  سپاس شده توسط alonegirl,anahid,MMB,فاطمی

  7. ارسال:14#
    MMB آواتار ها
    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما
    ممنون از این که روی منو زمین ننداختین و به کمکم اومدید.

    در مورد واقعیت اول.هیچوقت یک ادم به شبه نمیتونه عوض بشه اما باید یک شبی رو شروع تغیراتش قرار بده و شروع کنه به تغییر تا شاید در طی شب های بعدی تغییراتش بیشتر و بیشتر بشه و بالاخره یک شب به اون هدفش برسه.اما برای تغییر هدف مهمه.و داشتن مهارت.مثلا بدونی از کجا شروع کنی.مثلا وقتی می خوای امتحان فیزیک بدی خوب حتما میری کتاب های فیزیک رو می خونی.برای این تغییر هم یک سری تمرین ها لازمه که ادم یاد بگیره و کم کم پیشرفت کنه.

    در مورد واقعیت دوم. اما این نیاز رو خیلی حس می کنم و یه جورایی مثل اینکه از بین رفتنی نیست.اما باید کم کم پایین آوردش.باید خیلی سعی کرد و با افزایش اعتماد به نفس این نیاز رو از بین برد.البته یک راه دیگر هم هست.البته به نظر خودم.این راه این هست که شما اعتماد یک نفر رو بدست بیاری و اعتماد بقیه برات مهم نباشه.مثلا بگی پدر و مادرم منو تایید کنن بسه دیگه تایید دیگران مهم نیست.یا مثلا در جمع دوستان یک دوست خود و فابریک و همیشگی برای خودت داشته باشی و بدونی بهت خیانت نمی کنه و همون رو منبع تایید شدن خودت قرار بدی.و تایید دیگران رو در کنار تایید این دوست خوبت بی ارزش بدونی.(البته باید یک دوست خود هم داشته باشی که واقعا لیاقت این اتکای به خودش رو داشته باشه و به ما کمک کنه.

    در مورد واقعیت سوم.این قضیه ی مقایسه خیلی وقت ها ادم رو خورد می کنه.البته این موضوع از دیدگاه های مختلف قابل بررسی هست.مثلا من خودم را با از خودم پایین تر مقایسه کنم و به خودم اعتماد به نفس بدم که من بهترم یا با از خودم بهتر مقایسه کنم و به خودم بگم این یعنی هدف و باید به اون برسم.البته درک این دیدگاه و استفاده از اون مشکله .چون خیلی وقتا اینجوری فکر نمی کنیم.پس کلا بهتره مقایسه رو بذاریم کنار.

    در مورد واقعیت چهارم.هر کسی می تونه از این دو ویژگی خودش استفاده کنه ولی وقتی می بینه کسی به چیز هایی که میگه اهمیت نمیده دیگه کم کم میترسه اون ها رو مطرح کنه و درون گرا میشه.درسته نباید به ((تایید دیگران)) متکی باشیم اما حداقل کسی به حرف ما توجه کنه حالا چه تایید کنه چه نکنه.

    آقای عزیزی واقعا ممنونم از شما.
    این هم از زبان خودم.
    ممنون که دارید قدم به قدم پیش میرید و منو کمک می کنید.
    منتظر نظرت دیگر شما هستم...
    لطفا باز هم منو کمک کنید.
    با تشکر فراوان از شما.
    پاسخ با نقل و قول

  8. مشکلات من در رفتار ها  سپاس شده توسط alonegirl,anahid,فاطمی,محسن عزیزی

  9. ارسال:15#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    دیدت درباره واقعیت اول بسیار خوب و تحسین برانگیزه

    در مورد واقعیت دوم هم نسبتا به هدف نزدیک شدی، اما کامل نه. برای اینکه مطمئن مطمئن بشی که اتّکا به یک قدرت یا نیرویی که همیشه میشه بهش تکیه کرد، خیالی نباشه و بشه بهش اعتماد کرد، بهتره خدا رو انتخاب کنی. خدایی که همیشه همراه و مراقب ماست، به ما هیچ کلکی نمیزنه، همیشه برای ما دلسوزه، نسبت به ما رئوف و مهربانه، حامی بزرگ ماست، و همیشه هست. پس، نیاز به تایید رو متوجه خدا کنیم. کاری کنیم که خدا تاییدمون کنه و ما رو دوست بداره. حالا در کنارش دوستان صمیمی و خانواده هم بودند چه بهتر، اما ملاک اصلی و نهایی رضایت خدا باشه

    واقعیت سوم رو هم که به خوبی خودت به این نتیجه رسیدی که مقایسه رو بگذاری کنار در این موارد، بهتر هست.

    درباره واقعیت چهارم هم نکاتی که اشاره کردی رو میشه به واقعیت دوم ربط داد. اینکه دیگران تایید کنند یا نه چندان مهم نیست، بلکه ملاکمون این باشه که خدا تاییدمون کنه. حالا در این بین اگر کسی اصلا توجهی هم نکرد، ممکنه مشکل از جانب ما باشه که باید سعی کنیم برطرفش کنیم، و ممکنه از جانب او باشه که خب به خودش مربوطه

    موافقی؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  10. مشکلات من در رفتار ها  سپاس شده توسط alonegirl,MMB,فاطمی

  11. ارسال:16#
    MMB آواتار ها
    وای من واقعا ممنونم.

    خوب.
    راستشو بخواین من کاملا با سخنان شما موافقم.در مورد واقعایت دوم هم که راستشو بخواید تابه حال به این مورد فکر نکرده بودم.بله درسته!هدف اصلی ما هم خشنودی خداست.خدای بزرگی که همیشه داره ما رو کمک می کنه و هر دم و بازدم ما از اوست.پس در مقابل خشنودی او یک انسان دیگه اصلا هیچ اهمیتی نداره.

    باز هم ممنون که سریع پاسخ دادید.
    خوب من تا این جا هیچ مشکلی ندارم و کاملا با شما موافقم.
    در ادامه باید چیکار کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  12. مشکلات من در رفتار ها  سپاس شده توسط alonegirl,محسن عزیزی

  13. ارسال:17#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    خب حالا کم کم میتونیم بریم به سراغ برخی مهارت های لازم در جهت برقراری ارتباط با دیگران

    پیش از هر چیز بیان می کنم که در دوره های سنی خاص، افراد روی مواردی خاص حساس میشن. در این دوره سنی هم معمولا نوجوان ها و جوانها خیلی حساسیت دارند که ببینند دیگران درباره اونها چطور نظری دارند یا چجوری ارزیابی شون می کنند یا اصطلاحا به حسابشون میارن یا نه. و این حساسیت در دوره های بعدی کمتر میشه

    خب

    پیش از هر اقدامی، لازم هست که به خودت اطمینان داشته باشی و خودت رو بتونی بپذیری. یعنی اگر در برقراری ارتباط، اضطرابی رو تجربه می کنی، ابتدا این رو بپذیر و سپس آماده شو برای برطرف کردن مشکل

    تجارب قبلی ممکنه ذهنیت های خاصی رو ایجاد کرده باشند؛ مثلا ممکنه تا در یک جمعی قرار می گیری، احساسات ناخوشایندی چون شرمندگی، خودکم بینی، ناراحتی و ... به سراغت بیان. خب، تا حدودی این موارد طبیعی هست، اما با عمل به راهکارها میتونی بر این موارد به تدریج غلبه پیدا کنی

    نکته شماره 1: برای اینکه دیده بشی یا به حرفت توجه بشه، باید سعی کنی در جمع ها حضور داشته باشی.

    زمانی که در جمع بیشتر ظاهر میشی، هم دیگران تو رو بیشتر می پذیرند، و هم حضورت به خودت کمک میکنه در عادی شدن بودن در جمع دیگران، و هم با دیدن دیگران میتونی بسیاری از مهارت ها رو ازشون یاد بگیری. معمولا حضور در جمع ها کمک میکنه تا بیشتر به حساب بیای

    نکته شماره 2: طرف مقابلت رو بشناس.

    زمانی که میخوای با اطرافیانت وارد صحبت بشی، باید بدونی از کجا شروع کنی، چی بگی، چطور بگی، چی نگی، چقدر بگی و ... . این موارد در سایه ی شناخت از طرف مقابل به دست میاد. به طور مثال پسر عموت به فوتبال علاقه شدیدی داره و تو اینو میدونی. به راحتی میتونی درباره فوتبال بحث باز کنی و میتونی ببینی که چقدر با شوق باهات در این باره صحبت میکنه؛ رمزش اینه که به علاقه طرف مقابلت توجه نشون دادی

    نکته شماره 3: معلوماتت رو بالا ببر.

    افراد جدید ممکنه درباره موضوعات مختلفی صحبت کنند؛ هرچقدر معلومات بالاتری داشته باشی، هم به خودت بیشتر مسلط میشی و هم حرفهای جذابی برای شنیدن خواهی داشت.

    نکته شماره 4: خوشرویی رو همواره مد نظر قرار بده.

    امام علی(ع) میفرمایند که:«دلهای مردم گریزان است؛ به کسی روی آورند که خوشرویی کند».

    نکته شماره 5: آنچه دوست داری درباره ات بگن، درباره دیگران بگو.

    امام محمدباقر(ع) می فرمایند: «بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید».

    مثلا دوست داری تحسینت کنند، خودت تحسینشون کن. البته یادت نره زیاده روی نکنی. به فرموده امام علی(ع):«ستایش بیش از حد استحقاق و شایستگی، تملق و چاپلوسی است و کم گذاشتن و کوتاهی از حد استحقاق، ناتوانی یا حسادت است».

    نکته شماره 6: مراقبت اطلاعات غیرکلامی که منتقل می کنی باش.

    امام علی(ع) می فرمایند:«كسى چيزى را در دل پنهان نكرد، جز آن كه در لغزش هاى زبان و رنگ رخسارش، آشكار خواهد گشت». پس، صداقت داشته باش و مراقب حالات غیرکلامی، وضعیت بدن، تن صدا، تماس چشمی و اثراتشون باش

    نکته شماره 7: مهارت گوش دادن رو فرا بگیر.بسیار مهمه که بتونی مهارت گوش دادن رو در خود تقویت کنی. گوش دادن واقعا یک مهارت بسیار بزرگ برای تقویت ارتباط هست. در سایت مقالاتی در این باره داریم.

    نکته شماره 8: سوالات بازپاسخ مطرح کن.

    سوالاتی که پاسخشون بله یا خیر هست، یا جواب مختصری تولید می کنند، سولات بدی نیستند، اما زیاد شدنشون اصلا جالب نیست. برای تداوم صحبت و ارتباط باید بتونی سوالاتی تولید کنی که پاسخهای بازتری رو فراخوانی می کنند.

    نکات ارتباطی بسیار زیادتر از آن چیزی هستند که بیان شد. خب، من فعلا به این موارد اکتفا می کنم.

    پیش از تمرین این مهارتها در عمل، اونها رو با خودت و در خلوت خودت تمرین کن. مثلا یه آینه دست بگیر و جلوی آینه تمرین کن و خودت به خودت پاسخ بده. سعی کن زمان صحبتت جلوی آینه با خودت رو افزایش بدی و واکنشهای صورتت رو مد نظر قرار بده

    مرحله بعدی، تمرین این مهارتها با یک فرد آشنا هست که جلوش راحت تر هستی و احساس آرامش بیشتری داری. تدریجا این مهارتها رو در جمع های دیگر مورد استفاده قرار بده.

    یادت نره که اینها همه مهارت هستند و زمان میبره تا خوب یادشون بگیری. بنابراین، شروع کن و اگر در مسیرت گاهی با شکست هم مواجه شدی، هدفت رو مد نظر قرار بده و دلسرد نشو

    مهارتهای دیگر رو هم سعی میکنم بیان کنم در ارسالهای بعدی...
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_06_02 در ساعت 19:35
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  14. مشکلات من در رفتار ها  سپاس شده توسط MMB,فاطمی

  15. ارسال:18#
    فاطمی آواتار ها
    سلام به نظرم مورد 6 و 7 از همه کلیدی تر بود متشکرم
    ولی من مورد 8 را در ارتباطاتم در اولویت قرار می دهم.
    سر به زیر و ساکت و بی دست و پا می رفت دل
    یک نظر روی ترا دید و حواسش پرت شد


    قیصر ایران زمین، روحش شاد
    پاسخ با نقل و قول

  16. مشکلات من در رفتار ها  سپاس شده توسط MMB,محسن عزیزی

  17. ارسال:19#
    MMB آواتار ها
    سلام !!!

    از شما واقعا سپاس گذارم آقای عزیزی!

    ممنون که وقت گذاشتید.

    مواردی که نوشتید بسیار کار آمد هستند و برای شروع کار بسیار مناسب هستند.
    سعی می کنم از امروز شروع کنم و به تمرین این مهارت ها بپردازم.
    البته منتظر مهارت های بعدی هم هستم تا به تمریناتم وسعت ببخشم.
    نکات واقعا آموزنده بود.

    ممنون از شما.


    اما آقای عزیزی!در ادامه ی مشکلاتم در رفتار ها به یک مشکل دیگه هم برخوردم که بد نیست مطرح کنم!
    در ایجاد ارتباط با دیگران چه کنیم که احتراممون زیر پا نره؟و همه احتراممون رو نگه دارن.
    یه مورد دیگه:
    دیدید بعضیا یک کار کوچیک برا کسی انجام میدن ولی اون فرد چقدر ازشون تشکر می کنه و چقدر ممنون اون فرد هست.اما نمی دونم مشکل از کجاست که من هر کاری برای دیگران می کنم( البته بعضی اوقات) اصلا انگار نه انگار از یه تشکر خشک و خالی.البته نیت ادم باید برای خدا باشه ولی وقتی میبینی اینقدر قدرنشناسن واقعا ادم یه احساس بدی بهش دست میده که دیگه به کسی کمک نکنه.
    یه مورد دیگه:
    برای ارتباط با افراد نا آشنا چه کنیم؟مثلا در اولین ارتباط چه کار خاصی باید انجام بدیم تا به دوستی ختم بشه.مثلا با بعضی افراد تو مدرسه خیلی دوستم دارم دوست بشم اما نمی تونم!

    ممنون میشم در ضمن ادامه ی نکات ارتباطی به این سوالات بنده ی حقیر هم پاسخ بدید.
    ممنون
    ویرایش توسط MMB : 2014_06_02 در ساعت 23:20 دلیل: اضافه کردن یک درخواست

    روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
    از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
    پاسخ با نقل و قول

  18. مشکلات من در رفتار ها  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  19. ارسال:20#
    MMB آواتار ها
    اما آقای عزیزی!در ادامه ی مشکلاتم در رفتار ها به یک مشکل دیگه هم برخوردم که بد نیست مطرح کنم!


    1- در ایجاد ارتباط با دیگران چه کنیم که احتراممون زیر پا نره؟و همه احتراممون رو نگه دارن.


    یه مورد دیگه:
    2- دیدید بعضیا یک کار کوچیک برا کسی انجام میدن ولی اون فرد چقدر ازشون تشکر می کنه و چقدر ممنون اون فرد هست.اما نمی دونم مشکل از کجاست که من هر کاری برای دیگران می کنم( البته بعضی اوقات) اصلا انگار نه انگار از یه تشکر خشک و خالی.البته نیت ادم باید برای خدا باشه ولی وقتی میبینی اینقدر قدرنشناسن واقعا ادم یه احساس بدی بهش دست میده که دیگه به کسی کمک نکنه.


    یه مورد دیگه:
    3- برای ارتباط با افراد نا آشنا چه کنیم؟مثلا در اولین ارتباط چه کار خاصی باید انجام بدیم تا به دوستی ختم بشه.مثلا با بعضی افراد تو مدرسه خیلی دوستم دارم دوست بشم اما نمی تونم!


    یه مورد دیگه:
    4- در مورد نکنه ی شماره ی 7 که مربوط به گوش دادن هست می خواستم یه چیزی بگم.احساس می کنم در روابطم با افراد دیگه زیادی دارم گوش می کنم.تا اونجایی که من یادمه تا به حال نشده من متکلم وحده باشم و صحبت کنم و همیشه داشتم گوش می دادم.اونا حرف می زدن و من هم به حرف های اونا گوش می دادم و با همون سوالات پاسخ دار ادامه می دادم.تا به ال نشده من خودم برای کسی حرف بزنم و به حرفم گوش بده.چند بار هم که به قول خودم انقلاب کردم و حرفم رو زدم اصلا توجهی بهش نشد که بعدش واقعا داشتم دیوونه میشدم.نمیدونم مشکل از کجا بوده! یا از من و حرف زدنم یا از اونا! که البته همونا به حرف های دیگران گوش میدن.


    یه مورد دیگه:
    5- در مورد نکنه ی 2 که فرمودید باید بدونید چی بگی و چی نگی.خوب من سر همین هم موندم که واقعا چه جوری سر صحبت رو باز کنم و چه جوری ادامش بدم.همین که چی بگی و چی نگی خیلی مهمه.حالا کی از موارد علایق طرف مقابل هست.نمیدونم این حرف درستی هست یا نه ؟ یا شاید دارم زیاده روی می کنم.اما من به عقاید همه توجه کنم اما کی به عقاید من توجه کنه.وقتی که در گفتگوی من با طرف مقابل فقط عقاید اوشون مطرح میشه و بنده فقط مث سنگ صبورم که حرف همه رو بشنوم.چه جوری عقاید خودمو بروز بدم و به قولی همون بیرون گرا باشم؟

    باز هم ببخشید که این همه شد.چون واقعا مسائلی اند که برام خیلی مهمن و بخش زیادی از فکر منو مشغول خودشون کردن و خیلی منو رنج میدن و بعضی وقتا یه حسی که بوی افسردگی میده بهم میگه بکش کنار و با هیجکس ارتباط برقرار نکن.که البته کار درستی نیست و انسان رو از جامعه طرد و منزوی می کنه ومن نمی خوام اینطور بشه.منم از از دار دنیا دلم به همین سایت و مسئولین دل سوزش خوشه....

    ممنون میشم در ضمن ادامه ی نکات ارتباطی به این سوالات بنده ی حقیر هم پاسخ بدید.
    ممنون

    روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
    از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •