تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




سردرگمی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Ariana
آخرین ارسال:anahid
پاسخ ها 4

سردرگمی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.من هیچوقت توزندگیم کمبودی نداشتم که بخوام بخاطرش ناراحت یا افسرده باشم.همیشه ادم بیخیال وخوشی بودم .تنهامشکلم خاطرات بدیه که از کسی دارم.نزدیک دوساله که ندیدمش ودیگه هم برام اهمیتی نداشت خیلی هم خوشحال بودم که اینقدرقوی شدم تافراموشش کنم ولی الان بعداز این همه وقت دوباره باهاش حرف زدم و از خودم بدم اومد!چون با اینکه تواین دوسال خودموگول نمیزدم فهمیدم اون بطورعجیبی هنوز برام اهمیت داره اینقدر زیاد که وقتی صداشومیشنوم تمام بدنم میلرزه.ن عاشقشم ن ازش متنفرم اصلانمیدونم چ حسی بهش دارم.خاطرات بدمن شیش ماهیه که کاملا بخاطرش مریض بودم اما الان تمام ترس من از اینه که دوباره اون شیش ماه تکراربشه چون اون چه منواذیت کنه و چه نکنه اینقدر روش حساسم و منویادگذشته میندازه که هروقت باهاش حرف میزنم حالم بدمیشه.الان هم تمام علایم افسردگی رودارم وهیچ چیز خوشحالم نمیکنه و مثل اینکه دوری از اون ادم هم هیچ تاثیری روم نداره فقط میترسم که این قضیه رودرسم تاثیر بذاره چون درسم خیلی خوبه وهمه ازم انتظار دارن.خواهشا راهنماییم کنید.چجوری میتونم این همه حساسیت رو کناربذارم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. سردرگمی  سپاس شده توسط anahid,nafasebahar

  3. ارسال:2#
    سلام آریانای عزیز
    به همیاری خوش اومدی
    شما با ایشون حضوری صحبت کردی یا تماس تلفنی داشتی ؟ اگه تماستون تلفنی بود به نظر من بهتره تمامی راه های برقراری تماس با ایشون رو ابتدا قطع کنید مثلا خطتتون رو عوض کنید .
    اگر که ممکنه کمی بیشتر در مورد مشکلت توضیح بده تا مشاورین بهتر و راحتتر راهنماییت کنن .


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  4. سردرگمی  سپاس شده توسط A@92,Ariana,nafasebahar

  5. ارسال:3#
    تلفنی بود.من تمام سعیموکردم که دیگه باهاش هیچ ارتباطی نداشته باشم ولی اینبارفکرکردم چون دیکه واسم مهم نیست اذیت نمیشم.اون عشق اوله منه یعنی تنها کسیه که بهش علاقه پیداکردم.اونم میدونست اما نسبت ب من بی تفاوت بودوحتی چندبار به دوست صمیمیه من ابرازعلاقه کرد درحالی که واقعادوستش نداشت الان بعداز دوسال برگشته و اخلاقش خیلی عوض شده مهربون شده من واقعانمیفهمم چرا سراغ منوگرفته
    پاسخ با نقل و قول

  6. سردرگمی  سپاس شده توسط A@92,anahid,nafasebahar

  7. ارسال:4#
    عزیزم پیام خصوصیت رو بخون .


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  8. سردرگمی  سپاس شده توسط A@92

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •