تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شوهرم با گیر دادنش بیچارم کرده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:nikka
آخرین ارسال:سایا
پاسخ ها 15

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

شوهرم با گیر دادنش بیچارم کرده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    nikka آواتار ها
    سلام . من 25 سالمه و 4 ساله ازدواج کردم تا یک سال پیش همه چیز خوب پیش میرفت. اما من حدود یک ساله که اومدیم شهرستان. اینجا شوهرم جو گیر عقاید مردم شده و همیشه بیرون با من دعوا میکنه. من که تا قبل اومدنمون به اینجا هر طور دلم میخاست لباس میپوشیدم و در عین حال خودم سنگین بودن رو ترجیح میدادم الان دلم میخاد کلا بی خیال همه غید و بندا بشم!!!! الان شرایط یه جوری شده که حتی حاضر نیست تو خیابون پیاده روی کنیم. هر شب بلا استثنا بیرون حتی تو تفریح و پارک دعوا میکنیم. من به حرفش گوش میدم اما دیگه زیاده روی میکنه و از این رو به اون رو شده. حتی شده تو ماشین بلند داد میزنه و من میترسم منو بزنه. در صورتی که اصلا حجابم بد نیست. خسته شدمممممممممممممممممممممم. از اینکه باید همیشه مطابق میل اون لباس بپوشم و رفتار کنم خسته شدم. دارم دیوونه میشم . تو محیط خونه همیشه دعوا و کتک کاری بیرونم اینطوری. اصلا نمیدونم چرا من دارم با این مرد زندگی میکنم؟!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  2. شوهرم با گیر دادنش بیچارم کرده  سپاس شده توسط A@92

  3. ارسال:2#
    سلام نیکای عزیزم...
    به تالار همیاری خیلی خوش اومدید... امیدوارم که بتونیم به کمک هم و سایر مشاوران، راهکارهای خوبی براتون ارائه بدیم...
    خب عزیزم، برای اینکه بهتر بتونم درکتون کنم لازمه که یه سری سوالای ازتون بپرسم تا بهتر متوجه شرایطتون بشم!
    عزیزم، شما و همسرتون مدرک تحصیلیتون چیه؟
    علت اینکه به شهرستان رفتید چه بوده؟
    آیا هردوی شما از اینکه به شهرستان رفتید راضی بودید؟
    تا قبل از اینکه به شهرستان برید، همسرتون هیچ حرفی در ارتباط با حجاب به شما نمیزدن؟
    و اینکه آیا تا به حال به ایشون گفتید که دوست دارید خودتون در ارتباط با لباس هایی که می پوشید تصمیم گیری کنید؟
    خودشون چه توجیحی برای این رفتارهاشون دارن؟
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  4. شوهرم با گیر دادنش بیچارم کرده  سپاس شده توسط A@92,کوثر حبیبی

  5. ارسال:3#
    nikka آواتار ها
    نفس عزیزم از توجهتون ممنون
    مدرک تحصیلی دوتامون لیسانس.
    بدلیل شغل همسرم و اینکه خانواده هامون تو این شهرستان هستن اومدیم شهرستان.
    در رابطه با رضایتمون از نقل مکان هم بله ما کاملا راضی هستیم . اینجا خیلی زندگی بهتر از غربته. اما حیف که شوهرم با رفتاراش و حساسیتهای بیجاش داره خرابش میکنه.
    شوهر من اینجا رو من حساس شده قبلا اینطور نبود. حتی من تعجب میکردم که به من کاری نداره! اینجا حتی به پوششم تو خونه جلو مهمونا گیر میده. در صورتی که قبلا خیلی راحت بودم!
    ضمنا جلو مردم و دوستاش به من تذکر میده و خوردم میکنه. این قضیه خیلی اذیتم میکنه. و باعث میشه من بیشتر لج کنم.
    من بارها در این مورد باهاش منطقی صحبت کردم . گفتم من حرفتو قبول میکنم هرچی تو بگی. اما تو هم باید تو خواسته هات یه ثباتی داشته باشی! امافایده نداره
    شوهرم میگه اینجا شهر کوچیکه نمیخام همکارام تو رو تو خیابون ببینن . وحشتناک عصبی میشه. تو خیابون وسط مردم سرم داد میزنه و وسط خیابون حتی ساعت 10 شب تنهام میذاره!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  6. شوهرم با گیر دادنش بیچارم کرده  سپاس شده توسط nafas966

  7. ارسال:4#
    خواهش میکنم عزیزم...
    خب پس با توجه به حرفهاتون متوجه شدم که شما در این شهر غریبه نیستید و با خانواده هاتون در اون شهر زنگی می کنید...
    من احتمال میدم که همسرتون به این علت که همه ایشون رو در شهرتون میشناسند حساسیتشون روی شما بیشتر شده و دوست دارند که همه شما رو به بهترین شکل ممکن بشناسن...
    و در حقیقت این رفتار ایشون از علاقه ی شدیدشون به شما نشات میگیره اما متاسفانه ایشون این مساله رو با لحن بدی به شما انتقال میدن که باعث ناراحتی شما و خودشون و در نهایت عصبانیت های شدیدشون میشه.
    به نظر من یک بار که ایشون در شرایط روحی خوبی قرار دارن و سرگرم کار و یا کار خاصی نیستن کنارشون بنشینید و سعی کنید یک بار دیگه در این باره با ایشون صحبت کنید.
    اما
    این بار روش صحبت کردنتون رو تغییر بدید تا نتیجه ی متفاوتی رو کسب کنید.
    به عنوان مثال با خودتون قرار بذارید که تحت هیچ شرایطی عصبانی نشید و با آرامش تا آخر صحبت های همسرتون، کنارشون حضور داشته باشید؛ حرف هاتون رو با آرامش به ایشون بزنید و قبل از هر انتقادی به رفتارشون، از رفتارهای خوبی که دارن براشون صحبت کنید و بهشون بگید که از اینکه همسرتون چنین اخلاق هایی دارن بسیار خوشحالید و به خاطر رفتارهای خوبشون ازشون تشکر کنید...
    سعی کنید انتقادهاتون رو با لحن ملایم و با شوخی به ایشون بگید تا جو گفت و گوتون از حالت خشک و رسمی خارج بشه.
    بهشون بگید که میدونید که این رفتارهای ایشون به دلیل علاقشون به شماست و شما این مساله رو به خوبی درک میکنید اما بهتره که در رابطه با پوششتون، باهم به یک نوع توافق برسید تا بعد از این نه ایشون عصبانی و رنجیده خاطر بشن و نه شما...
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:5#
    nikka آواتار ها
    مرسی واسه راهنماییتون عزیزم
    اما من دقیقا همه این ترفندارو رفتم. بهش گفتم میدونم چون دوسم داری بهم میگی پوششم چطور باشه. اما شاید باورتون نشه در جوابم بهم گفت نه واسه دوست داشتن نیست بخاطر همکارات و همکارامه که نکنه تو رو اینجوری ببینن!!!!با خودم فکر میکنم شاید از نظر اون من شبیه یک فاحشه ام ! ضمنا اینجا شهر خودمون نیست. پدر و مادر خود منم اینجا غریبن.
    واقعا بنظر شما با اینطور مردی میشه منطقی صحبت کرد؟!!! بخدا خسته شدم. خسته ام. من عشق میخام نه نفرت
    پاسخ با نقل و قول

  9. شوهرم با گیر دادنش بیچارم کرده  سپاس شده توسط nafas966

  10. ارسال:6#
    بعضی وقتا مردا تو شرایط روحیه بدی قرار میگیرن که گفتنش واسه ما خانوما سخت میشه
    واسه همین انقد درگیریه ذهنیشون زیاده که یهو میان به چیزای مسخره و بی مورد به ما گیر میدن

    البته این یه احتماله - اما به هر حال اکثریت آقایون اینجوری هستن
    یه نامه واسه همسرت بنویس
    بهش از دوست داشتنش بگو و همه حرفای دلت و هم بهش بگو ، البته جوری که حالت غر زدن نداشته باشه و ناراحت نشه ، سعی کن بیشتر ازش تعریف کنی
    یه مدت به خاطر شوهرت حجابت و کامله کامل بگیر
    لج نکن اصلا ، سعی کن با خودت کنار بیای
    حجابت خوبه ، یکم به خاطر زندگیت بیشترش کن
    و بهش بگو که به خاطر اون هست که این کارو میکنی
    محیط خونه و آروم نگه دار و سر فرصت بعد از اینکه کاملا اونجوری شدی که همسرت میگه بشین باهاش حرف بزن و ازش بپرس که چی شده که انقد ذهنش مشغول شده
    با آرامش و گفتمان مطمئا باش هر دوتون به نتیجه میرسین
    موفق باشی دوست من
    پاسخ با نقل و قول

  11. شوهرم با گیر دادنش بیچارم کرده  سپاس شده توسط nafas966

  12. ارسال:7#
    nikka آواتار ها
    سایا جان ممنون بابت راهنمایی و طرز بیان قشنگت
    کار ما از حرف و نامه گذشته . اون هیچ وقت خوبیای منو نمیبینه . حتی اگه چادری بشم بازم نمیبینه. منو نمیخاد . من میدونم دوستم نداره. مشکل من راه حل نداره. :'(
    مرد من الفبای محبت رو بلد نیست. این گیر دادناش بهونست... همه مردا از من خوششون میاد جز شوهرم . چیکار کنم که دوسم داشته باشه و بهم توجه کنه؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:8#
    تا حالا تغییری تو روند حجابت دادی ؟
    تا حالا لج کردن و کنار گذاشتی ؟
    تا حالا شده بهش بگی به خاطر تو این کار و میکنم چون واسم مهمی
    تا حالا چی کارا کردی واسه شوهرت
    پاسخ با نقل و قول

  14. شوهرم با گیر دادنش بیچارم کرده  سپاس شده توسط nikka

  15. ارسال:9#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط nikka نمایش پست ها
    همه مردا از من خوششون میاد جز شوهرم . چیکار کنم که دوسم داشته باشه و بهم توجه کنه؟؟؟؟؟؟؟
    سلام

    مشکل شما دقیقا همینجاست!

    فکر می کنید چرا همه مردها باید از شما خوششون بیاد؟

    ما در زندگی مشترک، متعهد و مسئول هستیم. اگر قرار باشه رفتار مرد و زن به گونه ای باشه که حسرتی رو به دل کسی بندازه و یا جلب توجه دیگران بکنه(چه مرد و چه زن)، دیگه اون زندگی مشترک نیست. زن و شوهر باید با هم و برای هم و به یاد هم و همراه هم باشند.

    ما شیوه برخورد همسرتون رو تایید نمی کنیم، اما از همین جمله شما میشه استنباط کرد که درد همسرتون چیه

    درد همسر شما اینه که احساس میکنه یا شما قصدتون جلب توجه مردان دیگر هست، و یا مردان دیگر بنا به هر دلیلی توجهشون به همسرش جلب میشه و اینها هر دو ناخوشایندند.

    بنابراین سعی می کنه با گیر دادنش به شما، حتی اگر نتونه جلوی اصل ماجرا رو بگیره، لااقل هیجان منفی خودش رو تخلیه کنه و اقتدارش رو ثابت کنه

    راه چاره:

    شما خودتون پیش قدم بشید و به همسرتون بگید که « من خیلی دوستت دارم همسر عزیزم. بهت افتخار می کنم و خیلی خوشحالم که همسرم روی ناموسش غیرت داره. مدتیه که احساس می کنم از دستم ناراحتی یا اینکه به خاطر برخی رفتارهام گاهی باهام تند میشی. راستش من دلم میخواد مشکل حل بشه و میخوام از زبون خودت بشنوم که مشکل چیه. اگر نوع بیان یا پوشش یا رفتار من به گونه ای هست که تو رو پیش دوستانت خجالت زده میکنه ممنون میشم بهم بگی. من نیاز به توجه و محبت همسرم دارم و دلم نمیخواد باعث آزار و اذیتش بشم. ولی راستش رو بخوای زمانی که جلوی جمع سرم داد زده میشه، احساس تحقیر و شکستن میکنم. دلم میخواد مسائل بین خودمون حل بشه و به هم بگیم مشکلات رو. من فکر می کردم این ها به خاطر دوست داشتن هست، چون من خودم خیلی دوستت دارم و گاهی رفتارهام ناشی از علاقه هست هرچند هم نادرست باشه؛ اما حتی اگر به این خاطر هم نباشه، من دلم نمیخواد باعث آزردگی خاطر شوهرم بشم. اصلا پیش از بیرون رفتن میتونیم درباره اش صحبت کنیم. نظرت چیه؟»

    با این بیان، شما با تایید احساسات منفی همسرتون، و بیان نیازهای خودتون، به ایشون کمک می کنید که او هم مشکل اصلی رو دریابه و برای حلش اقدام عملی انجام بده. در جمله بندی و شیوه بیان خیلی مراقبت داشته باشید. نحوه بیان بسیار تاثیرگذاره. مثلا اگر به جای اینکه بگید«زمانی که جلوی جمع سرم داد زده میشه، احساس تحقیر و شکستن میکنم»، جملاتی دیگر مثل« چرا جلوی دیگران سرم داد میزنی؟ نمیفهمی که منو تحقیر می کنی؟!» رو به کار ببرید، منجر به ایجاد حالت تدافعی در همسر و واکنش متقابل میشه. بنابراین در این امر خیلی مراقبت داشته باشید. زمانی که همسرتون سرحال هست و حوصله اش رو داره باهاش در این باره صحبت کنید و قبل از اون هم زمینه سازی لازم رو داشته باشید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  16. شوهرم با گیر دادنش بیچارم کرده  سپاس شده توسط nikka,حسینی,سایا

  17. ارسال:10#
    دقیقا
    آقای عزیزی ، منم میخواستم این و به دوستمون بگم ، منتها هر کاری کردم نتونستم جمله بندیش و درست کنم تا احیانا سوء تفاهمی نشه

    خواهر عزیزم
    شوهر منم به من گاها گوش زد میکنه که من دیگه شوهر دارم و ازدواج کردم و متعهد هستم و دوست نداره که نگاه مردی به من بیافته و حتی شده گاها این جمله و هم کمی تلخ تر و تند تر بیان کنه
    و دقاقا من همین حرفایی و که آقای عزیزی به شما گفتن و به شوهرم گفتم
    حتی بهش پیشنهاد دادم که یه روز باهم بریم واسه خرید و با سلیغه ایشون من مانتو بخرم و هر چی که دوست دارن و خرید کنیم
    با اینکه هنوز وقت نکردیم بریم واسه خرید
    اما هر وقت من تنها میخوام برم بیرون ازش نظر میخوام و میگم این خوبه بپوشم ؟
    آخرشم کمی مزه اش و زیاد میکنم و بهش میگم که واسم مهمه و نظرش برام اولویت داره

    واقعا هم هینطوره __ اولا که چرا باید نگاه و رفتار دیگران واسه من مهم باشه که بخوام ببینم اونا به من اهمیت میدن یا نه !
    اولویت و اولویته اول واسه من همون اهمیت دادن شوهرم به منه

    واقعا شده به خودت بگی تا الان چه کاری انجام دادی واسه بهتر شدنه این وضعیت ؟
    پاسخ با نقل و قول

  18. شوهرم با گیر دادنش بیچارم کرده  سپاس شده توسط nikka,محسن عزیزی

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •