تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




فرسودگی تحصیلی چیست؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 1

فرسودگی تحصیلی چیست؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها
    فرسودگی تحصیلی چیست؟


    Academic Burnout

    Student Burnout

    School Burnout


    مبانی نظری فرسودگی


    به طور مرسوم فرسودگی به عنوان یک سندرم سه بعدی مورد توجه قرار می گیرد (خستگی هیجانی[1]، زوال شخصیت[2] وتمامیت فردی کاهش یافته[3]) که با سیاهه فرسودگی ماسلاخ (MBI - HSS) مورد اندازه گیری قرار می گیرد(ماسلاخ و جکسون[4]،1981).

    خستگی هیجانی که اشاره به احساس خالی شدن وتهی شدن ازمنابع هیجانی فرد دارد به عنوان مولفه ی استرس فردی احساسی سندرم مورد ملاحظه قرار می گیرد.

    زوال شخصیت اشاره به پاسخهای منفی بدبینانه یا بیش از حد با بی رغبتی به سایر افراد درمحل کار دارد که مولفه ی بین فردی فرسودگی را نشان می دهد. بالاخره تمامیت فردی کاهش یافته اشاره به احساس کاستی در شایستگی ومیزان باروری و حس کارآیی پایین فرد دارد که مولفه ی خود ارزیابی فرسودگی را شامل می شود(ماسلاخ ،1998).

    تاکنون بیش از 1000 مطالعه و تحقیق برای سنجش فرسودگی MBI را به کار برده اند به گونه ای کهMBI می تواند به عنوان " معیار طلایی[5]" برای اندازه گیری سازه مورد توجه قرار گیرد (شائوفلی وانزمن[6]، 1998).

    خاستگاه نظریه فرسودگی

    اولین استفاده "فرسودگی" در رمان"یک مورد فرسوده[7]"(گرین[8] ، 1961 ) رخ داد . طبق نظر یکی از کارشناسان نیویورک تایمز، این رمان یک معمار خسته وجدا شده را مد نظر قرار داده که انگیزش خود برای کار کردن را از دست داده است . به این خاطر که نشانگانی چون ناتوانی در خندیدن یا رنج بردن ، سلامت های جسمانی از معصومیت را به وجود نیاورده بود ، مفهوم لفظی فرسودگی در رمان به عنوان یک خطر شغلی (در حیطه کاری) درک نمی شد (ماسلاخ و لیتر[9] 1997 )

    اصطلاح فرسودگی نخست در یک نمایشنامه ی آکادمیک توسط فریودنبرگر([10] (1974 اینگونه معرفی شد : "شکست خوردن ، فرسوده شدن یا خسته شدن به وسیله ی صرف انرژی ، قدرت یا منابع زیاد".

    مفهوم فرسودگی با توسعه ی سیاهه ی فرسودگی ماسلاخ[11] عمومی تر شد (ماسلاخ و جکسون ، 1981 ) .تحقیق بر روی فرسودگی عمدتا" متمرکز بر افراد در گروههای حرفه ای متنوعی نظیر کارمندان خدمات انسانی ، معلمان ، پرستاران وروانشناسان بود . اگرچه چندین پژوهش فرسودگی در بین معاونان محلی دانشکده صورت گرفت ، تحقیقات کمی در رابطه با فرسودگی در بین دانشجویان دانشکده به طورکلی صورت گرفته است.

    در اوایل فرسودگی توجه علمی کمی را به دست آورده بود . به گونه ای که "روانشناسی گذرا[12] " (ماسلاخ وهمکاران، 2001)، "هوس زودگذر[13]" (فاربر[14]، 2000) ، و " زبان قلنبه سلنبه[15] " (شواب[16] ، 1983) انگاشته می شد.

    طبق نظر پژوهشگران اولیه ی نظریه ی فرسودگی (فاربر، 1984 ؛ ماسلاخ، 1976 ؛ ماسلاخ وجکسون، 1981 ). فرسودگی به خاطر کارهای پیشگام فریودنبرگر (1974) ، روانپزشکی که سلامت کارکنانی را که حین تمایل نشان دادن به داده های اعتیاد آور دلسرد می شدند را مورد آزمایش قرار داد ، به تدریج به عنوان پدیده ای که ارزش تحقیق را دارد پدیدار شد (فاربر ، 1991 )

    کوردز و داگرتی[17] (1993 ) در حین شناسایی کار اولیه ی فریودنبرگر ، مطالعات او را با عنوان کیفی متمایز کردند که مطالعه ی تجربی فرسودگی از دهه ی 1980 با کار محققانی چون ایوانیچی[18] ، شواب ، ماسلاخ و جکسون شروع شد.

    تفاوت دیگر کار فریودنبرگر در مورد فرسودگی با کار سایرین باور فریودنبرگر بود (1980) بود که کارکنان زمانی که با خستگی هیجانی مواجه می شوند سخت تر کار می کنند. در مقابل ماسلاخ و پینز[19] (1977 ) وماسلاخ وجکسون (1981 ) مخالف این عقیده را یافتند که با نام بدترشدن بهره وری کاری شناخته میشود. باور بدتر شدن کیفیت کار درطی چند دهه تا زمان حاضر تداوم یافت (اورز[20] و همکاران ، 2002 ؛ شواب ، 1983 ؛ ماسلاخ وهمکاران ، 1996 ؛ تاریس و همکاران ، 2004 ) .

    در حالیکه تحقیقات اولیه ی فرسودگی بر مشاغل مراقبتی نظیر پرستاری متمرکز بود (فاربر ،a2000؛ ماسلاخ وجکسون ، 1981 ؛ ماسلاخ و همکاران ، 2001) ، معلمان به سرعت به عنوان گروه مراقبتی که به سادگی با پدیده فرسودگی تشخیصند درآمدند . (فاربر ، 1991) .

    با تداوم بررسیها در رابطه با فرسودگی، محققان (فاربر ، 1984 ؛ گلد[21] ، 1984 ؛ گلد وباچلر[22] ، 1988؛ ماسلاخ و پنیز ، 1977) مسائل ومشکلات متنوع مرتبط با فرسودگی معلمان را شناسایی کردند .گلد (1985 ) آنها را بر شمرد : " رفتار مخرب ، فقدان علاقه ی دانش آموزان به کارها و تکالیفشان ، برنامه های جدید ، آزمون پاسخگویی ، و کاغذ بازی وتشریفات اداری مفرط . این فهرست بی پایان بود " . یافته های گلد در سال 1985 نشان داد که آزمون پاسخگویی ابتدا به عنوان یک مساله ی مرتبط با فرسودگی معلمان تشخیص داده شد، سندرم روانشناختی که نشانگانش اکنون مورد بازنگری قرار گرفته شواهد تجربی جمع آوری شده نشان می دهند که فرسودگی فرایندی که به تدریج در طی زمان ایجاد میشود. (لیتر، 1993 ؛ ماسلاخ ولیتر ، 1997 ؛ شائوفلی وانزمن ، 1988 )
    نخستین مرحله با عدم تعادل بین منابع و تقاضاها توصیف می شود . (استرس ) .

    در حرفه های خدمات انسانی ، استرس قابل توجهی معلول روابط سخت هیجانی با دریافت کنندگان (یعنی همکاران ، بیماران ، مراجعان ، یا زندانی ) است که سرانجام ممکن است به تخلیه ی هیجانی فرد منجر شود . سپس ، مجموعه ای از نگرش ها و رفتارهای منفی ایجاد می شوند ، نظیر تمایل به رفتار مجزا و جدا با دریافت کنندگان و فشی مکانیکی وسرد یا دیدی بدبینانه به خشنودی ارضای نیازهای فردی اساسا این نگرشها و رفتارهای منفی که تشکیل دهنده ی مولفه ی فردیک زدایی فرسودگی هستند ، به عنوان سازوکارهای سازگاری دفاعی مورد توجه قرار می گیرند .

    به خاطر کاهش دادن خستگی هیجانی ، داوطلب فرسودگی یک فاصله ی روانشناختی را در تلاش برای حمایت خود در برابر محیط اجتماعی فشارزا ایجاد می کند . اما ، این یک راهبرد ناکافی سازگاری است که استرس را بیش از آنکه کاهش دهد افزایش می دهد زیرا این راهبرد رابطه با دریافت کننده (طرف مقابل ) را تقلیل داده و مشکلات بین فردی را افزایش می دهد؛ درنتیجه ، فرد (متخصص) در دستیابی به اهدافش کمک اثربخش است به گونه ای که موفقیت شخصی کاهش یافته واحساس بی لیاقتی وتردید نسبت به خود ممکن است ایجاد شود . چنین مفهومی از موفقیت تقلیل یافته به عنوان سومین مولفه ی سندرم فرسودگی به حساب می آید . به روشی تقریبا مشابه ، فرسودگی به عنوان فرآیند سرخوردگی افزایش توصیف شده است : " فقدان پیش رونده ی ایده آلیسم انرژی وهدفی که به وسیله ی افراد در نتیجه ی شرایط کاریشان درکمک به مشاغلشان تجربه می شود" ( ادلویچ وبرودسکی[23] ، 1980 ) .

    انتظارات آرمان گرایانه ی اولیه و آرزوهای اصیل به عنوان منابع ایجاد کننده ی ناکامی بعدی و بنابراین به عنوان علل اصلی فرسودگی به حساب می آیند . ادلویچ وبرودسکی در مدل سرخوردگی پیشرونده ی خود ، چهار مرحله را تشخیص وتمیز می دهند : 1- شورواشتیاق[24] 2 – رکود[25] 3 – ناکامی[26] و 4 – بی علاقگی[27] . طبق نظر پژوهشگران حیطه ی فرسودگی ( فاربر، 1991 ؛ ماسلاخ ، 1976 ؛ ماسلاخ وجکسون ، 1981 ؛ ماسلاخ وپنیز ، 1977 ) ، فرسودگی مانع عملکرد شغلی می شود .
    فرسودگی نمایانگر " شاخص نابسامانی بین آنچه افراد هستند وآنچه که آنها باید انجام بدهند است ، ....عارضه ای که به تدریج و پیوسته درطی زمان رشد می کند ، وافراد را در مارپیچی نزولی قرار می دهد که بهبود آن دشوار است. " (ماسلاخ ولیتر ، 1997 ) .

    علائم فرسودگی

    مروری برادبیات فرسودگی بسیاری از علائم همراه با فرسودگی را آشکار می سازد : (الف) احساس بی اهمیتی ، بیهودگی یا خستگی وکوفتگی (فاربر ، a2000 ؛ پنیز وماسلاخ ، 2002 ) ؛ (ب) احساس درماندگی ، تحلیل رفتن جسمانی وتخلیه هیجانی شدن (گلد ، 1984 ) ؛ (پ) کنارکشیدن و مسئولیت کمتر؛ و (ت) بی حسی عاطفی، حس تقلیل یافته ی موفقیت شخصی، وخود ارزیابی منفی(کوردز وداگرتی، 1993 ؛ فریدمن[28]، 2000 ). یک مطالعه اولیه درباره ی فرسودگی معلمان گزارش داد که معلمان فرسوده خودشان را" پوچ ، سرد وبی تفاوت ، هدررفته ، ناامید واستفاده شده "توصیف کردند (گلد، 1985). پژوهش گلد فرسودگی را به عنوان "حاصل نهایی استرس[29]" توصیف کرد. ماسلاخ ولیتر (1997) مشکلات جسمانی همراه با فرسودگی راهم توصیف کردند ، به طورمثال ، "سردرد ، بیماری معده وروده ، وفشارخون بالا ".

    گرچه کارهای بنیادی سلیه روی نظریه ی استرس ، استرس را به عنوان اثر عمده بر چنین مسائل جسمانی تشخیص داد ، تشابه بین علائم استرس وفرسودگی لزوما این علائم را برابر نمی داند : پیشینه ها اغلب " استرس " و " فرسودگی " را با هم مشتبه می کنند یا برابر می دانند . گرچه این دو مفهوم مشابه هستند ، اما یکی نیستند . استرس ممکن است هم اثرات مثبت داشته باشد وهم اثرات منفی؛ در واقع مقدار معینی استرس برای برانگیختن عمل لازم است .

    فریدمن (1995 ) بیان کرد که فرسودگی با استرس متفاوت است به گونه ای که فرسودگی نتیجه ی یک "استرس بی واسطه " است. دیگر پژوهشگران حیطه ی فرسودگی (ماسلاخ وهمکاران ، 1996 ) فرسودگی و استرس را بیشتر با توصیف چگونگی آشکار شدن آنها در محیط کار تمایز داده اند . در حالیکه استرس حرفه ای (شغلی ) در مقابل معنی عمومی رفاه و آرامش است ، فرسودگی حرفه ای این چنین نیست . همچنین برخی بیان کردند که استرس تجربه ای از هیجانات ، ناکامی یا پرخاشگری ناخوشایند است در حالیکه فرسودگی نتیجه ی " استرس ادامه دار است که عمدتا با خستگی جسمانی ، هیجانی وحالتی (نگرشی ) توصیف می شود ."

    سوای توجه به تفاوتهای بین فرسودگی واسترس ، چرنیس[30] (1980 ) شباهتهای بین دو سندرم را تشخیص داد وبیان کرد که نه فرسودگی ونه استرس ، در صورت رخ دادن ، لزوما کلی ودائمی نیستند . فاربر (1991 ) با مشاهده ی این پدیده که استرس می تواند مثبت یا منفی باشد ، درحالیکه فرسودگی عمدتا ومنحصرا منفی است ، بینش بیشتری دردرک تفاوتهای بین استرس و فرسودگی به ما داد.

    آشکارترین تمایز بین استرس و فرسودگی شامل جنبه های چند بعدی پدیده ی فرسودگی است (ماسلاخ و جکسون ، 1981 ؛ ماسلاخ و همکاران ، 2001 ) که با موارد زیر آشکارمی شود : 1 – خستگی هیجانی 2– فردیت زدایی و 3- موفقیت شخصی تقلیل یافته که به آن ناکارایی یا ناکارآمدی نیز می گویند(ماسلاخ ولیتر ، 1997).

    مولفه های فرسودگی

    در حالی که مقایسه ها بین بعد فرسودگی خستگی هیجانی واسترس مورد توجه قرار گرفته بود ،کوردز و داگرتی (1993) بیان کردند که دو بعد دیگر فرسودگی ، فردیت زدایی و موفقیت شخصی تقلیل یافته ، فرسودگی را از استرس تمیز می دهند.

    خستگی هیجانی .خستگی هیجانی نشانه ای از درماندگی در کارهای به لحاظ عاطفی توان فرساست (ماسلاخ و همکاران ، 1996) . خصیصه های مرتبط با خستگی هیجانی عبارتند از : احساس خستگی وبی میلی (ماسلاخ ولیتر ) ونیز بی قراری وعصبی بودن (فاربر ، 1991) . کارکنانی که دچار خستگی هیجانی شده اند احساس تخلیه ی هیجانی و ناکامی می کنند (ماسلاخ و جکسون ، 1981 ؛ ماسلاخ وهمکاران ، 1996 ) وبنابراین به لحاظ روانشناختی قادر به رسیدگی به مراجعانشان نیستند . معلمانی که از خستگی هیجانی رنج می برند قادر نیستند که آنطور که قبلا به دانش آموزان می پرداختند به آنها بپردازند . (ماسلاخ و همکاران ، 1996) .

    فردیت زدایی. فردیت زدایی همچنین اشاره دارد به دید بدبینانه (ماسلاخ وهمکاران ) ، وبیان کننده ی مسئله ای جدی در بین مشاغل خدمات انسانی است تا جایی که با بی تفاوتی نسبت به کار و مراجعان مشخص می شود . کارکنانی که از فردیت زدایی رنج می برند احساس منفی وبی عاطفه نسبت به مراجعانشان دارند و در نتیجه از طریق فاصله گرفتن با آنها به صورت غیرشخصی با آنها برخورد می کنند(ماسلاخ وهمکاران ، 2001) .

    خصیصه های مرتبط با فریب زدایی عبارتند از : بدبینی ، سردی ، عدم صمیمیت . (ماسلاخ ولیتر ، 1997 ) . ترک آرزوها و لباس بی تفاوتی بدبینانه به تن کردن ، به عنوان یک سازوکار خودحمایتی عمل می کند . (ماسلاخ ولیتر ، 1997 ) . معلمانی که از فردیت زدایی و بدبینی رنج می برند از طریق کناره گیری از دانش آموزان دوری می کنند.

    ناکارآیی / موفقیت شخصی تقلیل یافته نشانه ای از فرسودگی است که دررابطه با کارکنانی است که خود ارزیابی منفی دارند (ماسلاخ وهمکاران ، 1996 ) . به خصوص راجع به کارکردن آنها با مراجعانشان (برای معلمان ، دانش آموزان ) . خصیصه های افرادی که از موفقیت شخصی تقلیل یافته رنج می برند شامل ناکامی و نارضایتی کلی از خود ، تواناییهای حرفه ای واثر بخشی شان است (ماسلاخ و جکسون ، 1981 ؛ ماسلاخ و همکاران ، 2001 ) .

    سایر خصیصه ها شامل عدم اطمینان وحس کفایت از دست رفته می باشند (ماسلاخ ولیتر ، 1997 ) . معلمانی که از موفقیت شخصی تقلیل یافته رنج می برند ." دیگر احساس نمی کنند که در رشد دانش آموزان سهیم هستند . در نتیجه آنها برای تجربه کردن نا امیدی کامل آسیب پذیر می شوند . . . هم به صورت توان فرسا وهم مداوم وپایدار (ماسلاخ وهمکاران ، 1996) .

    یک بازنگری از علائم فرسودگی منبع اطلاعاتی می شود که آیا سه خرده مقیاس فرسودگی به صورت موازی و همزمان ایجاد می شوند ویا به صورت پی در پی . ( کوردز وداگرتی ، 1993 ؛ ماسلاخ و همکاران ، 2001 )

    شواب وایوانیکی (1982) اعتقاد داشتند فرسودگی لزوما" فرآیندی نیست که درآن یک مؤلفه منجر به مؤلفه ی دیگری شود . از طرف دیگر، لی و آشفورد معتقد بودند که فرسودگی ، در واقع تا حدودی یک فرایند متوالی وپی در پی است . شیروم[31] (1989) فرسودگی را ترکیبی از خستگی جسمانی ، خستگی هیجانی وخستگی شناختی می دانست.

    همینطور کاسکه و کاسکه[32] (1989) یک مفهوم سازی متفاوت از فرسودگی را ارائه دادند که به موجب آن خستگی هیجانی " پایه وجوهر " محسوب می شد و فردیت زدایی و موفقیت های شخصی متغیر های مرتبطی بودند اما بخشی ازسازه ی فرسودگی محسوب نمی شدند . درمقابل ، سایرین (ما سلاخ وهمکاران ) ، 2001 ؛ کوردز وداگرتی ، 1993 ) معتقد بودند که روی هم رفته استفاده از سختی به عنوان تنها معیار ، بینش کمی از فرسودگی ، به عنوان یک پدیده ی چند بعدی است .


    " بعد سوم " : کارآمدی یا نا کارآمدی

    تحقیقات 25 سال گذشته در مورد فرسودگی بسیاری از پرسش ها راپاسخ داده ودرک ما از سلامت کارکنان (ودانش آموزان ودانش جویان ) را افزایش داده است (شائوفلی و بونک[33] ، 2002 ) . اما سؤال اصلی درباره ی ساختار فرسودگی هنوز نیاز به جواب دارد ؛ یعنی نقش بعد سوم که کارآمدی نام گرفته است . سه نوع اعتقاد در برابر سازه ی فرسودگی مطرح شده است که در مورد نقش استثنایی کارآمدی حرفه ای است . نخست ، از نقطعه نظر تجربی ، بیشتر پژوهش ها نشان می دهند که کارآمدی همبستگی نسبتا کمی با خستگی وبدبینی دارد ( فراتحلیل لی وآشفورت را ببینید ) .

    این مساله منجر به این شد که گرین ، واکی وتیلور[34](1991 ) نتیجه گیری کنند که خستگی وبدبینی تشکیل دهنده ی " هسته ی فرسودگی " هستند . به علاوه ، شائوفلی ، مارت آنز[35] ، مارکوس پینتو[36] ، سالانوا و بیکر[37] (2002) نشان داده اند که کارآمدی حرفه ای بیشتر به مفهوم متضاد با فرسودگی ، یعنی مفهوم مثبت مشغولیت کاری تعلق دارد به همراه توان " (انرژی) ،فداکاری و جذب " . به علاوه به نظر می رسد که کارآمدی حرفه ای به صورت موازی وهمزمان با خستگی وبدبینی ایجاد می شود (لیتر ، 1992 ؛ تاریس، لی بلانک، شائوفلی و اسچریورس[38]، 2005 )

    بالاخره ، کارآمدی حرفه ای معمولاٌ مرتبط با منابع شغلی است ، درحالی که سایر ابعاد فرسودگی همچنین مرتبط با تقاضا های شغل هم هستند . (لی و آشفورث ، 1996 ؛ شائوفلی وانزمن ، 1998) .

    دوم اینکه ، از دیدگاه مفهومی ، کارآمدی حرفه ای به جای این که یک بعد خاص فرسودگی باشد ، مشابه با یک سازه ی شخصیتی مورد توجه قرار گرفته است ( کوردز وداگرتی ، 1993 ؛ شیروم ،2003) .همچنین برخی مدل های سبب شناختی ادعا می کنند که فرسودگی به علت احساسات ناکارآمدی ایجاد می شود و بنابراین می تواند به عنوان بحران کارآمدی مورد توجه قرار گیرد . به عنوان مثال ، چرینس (1993و1980) می پندارد که فقدان اطمینان از شایستگی های فردی ، بک عامل حیاتی در ایجاد وگسترش فرسودگی است همچنین لیتر (1992) فرسودگی را اساسا به عنوان یک "بحران کارآمدی" مورد توجه قرار می دهد .

    به نظر می رسد که پژوهش های اخیر ، این نقش سبب شناختی را که فقدان کارآمدی حرفه ای در ایجاد فرسودگی بازی می کند ، تأیید می کنند (سالانووا ، لورنز، کیفره، مارت آنز و شائوفلی[39]،2003؛ سالانوا، پیرا و شائوفلی[40]،2002؛ ون دیرندانک، شائوفلی و بونک[41]،2001 ) . سوم، تجربه بالینی با بیماران فرسوده پیشنهاد می کند که خستگی و بدبینی باهم به نظر می رسند، درحالیکه فقدان کارآمدی حرفه ای بیشتر با فراوانی کمتر مشاهده می شود(برنیکمیجر و ون یپرن[42]، 2003؛ رولوفز، وربراک، کیجسرز، دی بروین و اشمیت[43]، 2005) .

    بنابراین به نظر میرسد در بیماران(مراجعان) رواندرمانبخش، فرسودگی خود را با دو بعد هسته ای آشکار می کند؛ اما نه با فقدان کارآمدی. روی هم رفته شواهد تجربی، نظری و بالینی برای نقشی که کارآمدی به عنوان "بعد سوم" بازی می کند، وجود دارد. اما، نقش ویژه فقدان کارآمدی حرفه ای، حداقل تاحدودی ممکن است بازتاب دهنده یک چیز مصنوعی باشد. به عبارت دیگر، این "بعد سوم" فرسودگی از طریق عبارات مثبت اندازه گیری می شود، درحالیکه دو یعد دیگر(خستگی و بدبینی) با عبارات منفی اندازه گیری می شوند. سپس این عبارات مثبت در مورد کارآمدی، برای دستیابی به شاخصی از ناکارآمدی یا کارآمدی تقلیل یافته، وارونه می شوند. به عبارت دیگر، فرض براین است که نمره بالا در کارآمدی، به صورت وارونه هم ارز با نمره پایین در ناکارآمدی است. این فرآیند وارونه سازی نمرات عبارات مربوط به کارآمدی سوال برانگیز است؛ زیرا این عمل درواقع فرض را براین می گذارد که کارآمدی و ناکارآمدی دقیقا متضاد هم هستند، اما به احتمال زیاد چنین نیست. درعوض ما معتقدیم که کارآمدی و ناکارآمدی به احتمال بیشتر یک رابطه منفی قوی(اما نه کامل) باهم دارند. به طور مثال، دانش آموزی(دانشجویی) را فرض کنید که نمره بالایی در عبارت کارآمدی "به عقیده خودم، دانشجوی خوبی هستم" به دست آورده است. وارونه کردن نمره دانش آموز (دانشجو) در این عبارت، نمره او را پایین می آورد؛ به این معنی که او دانش آموز(دانشجوی) خوبی نیست. اما دانش آموز(دانشجوی) خوب نبودن لزوما نشان دهنده دانش آموز ضعیف بودن نیست. این نتیجه گیری را زمانی می توان انجام داد که دانش آموز(دانشجو) با عبارت ناکارآمدی "به عقیده خودم، دانشجوی ضعیفی هستم" موافقت کند. اخیرا باومن، ته بریک و هوگستراتن[44](2002) عبارات مثبت کارآمدی را به عبارات منفی ناکارآمدی در نمونه ای از دانش آموزان تغییر داده اند. این گروه در مقایسه با گروهی که مقیاس کارآمدی قبلی را پرکرده بودند، همبستگی مثبت بالاتری با خستگی و فردیت زدایی نشان دادند. بنابراین، وارونه کردن عبارات کارآمدی به صورت منفی، منجر به همبستگی بیشتر با سایر ابعاد فرسودگی می شود. پس، نه تنها جهت همبستگی، بلکه مقدار همبستگی هم تغییر می کند. متاسفانه باومن و همکاران(2002) دو گروه مجزا را(که عبارات کارآمدی و ناکارآمدی را پرکرده بودند) به ترتیب مورد استفاده قرار دادند؛ به گونه ای که روایی همزمان آنهارا نمی توان مورد بررسی قرار داد. در روشی مشابه، سالانوا، برسو و شائوفلی(2005) نشان دادند که زمانی که نقش کارآمدی و ناکارآمدی در پیش بینی خودکارآمدی تحصیلی در بین دانشجویان دانشگاهی بلژیکی و اسپانیایی بررسی می شود، نقش متفاوتی بازی می کنند. این نتایج نشان دادند که عملکرد قبلی رابطه مثبتی با کارآمدی داشته و به طور منفی با ناکارآمدی مرتبط است. به نظر می رسد باورهای کارآمدی دربرگیرنده یک مارپیچ بالارونده مثبت بوده و باورهای ناکارآمدی شامل مارپیچ پایین رونده منفی.

    فرسودگی و باورهای کارآمدی

    نقش فقدان کارآمدی در سندرم فرسودگی، چه از دیدگاه مفهومی و چه تجربی، نقشی نسبتا ویژه و عجیب است. نگاهی به ساخت روانسنجی MBI می اندازیم، ماسلاخ(1993) می نویسد: "تعریف کاری ما از فرسودگی شامل دو مولفه است: خستگی هیجانی و فردیت زدایی... . یافته های ما مولفه های خستگی هیجانی و فردیت زدایی را تایید می کنند و البته مولفه سوم جداگانه ای به نام موفقیت شخصی تقلیل یافته را نیز مورد تایید قرار می دهند". این عامل غیرمنتظره منحصرا شامل عبارات مثبت می شد. یافته های تجربی، نقش استثنایی فقدان کارآمدی را در مقایسه با دو بعد دیگر فرسودگی تایید می کنند.

    نخست اینکه،فقدان کارآمدی در مقایسه با همبستگی درونی بین دوبعد دیگر فرسودگی همبستگی نسبتا کمی با خستگی و بدبینی(فردیت زدایی) دارد. لی و آشفورث(1996)، برپایه پنجاه پژوهش، متوسط همبستگی بین خستگی و فردیت زدایی را 52% مشاهده کردند؛ درحالیکه همبستگی آنها با کارآمدی حرفه ای به ترتیب 33%- و 36%- بود. این یافته بادوام باعث شد گرین،واکی و تیلور(1991) به این نتیجه گیری برسند که خستگی و بدبینی تشکیل دهنده"هسته فرسودگی" هستند.

    دوم اینکه، پژوهش ها در میان کارکنانی که روان درمانی حرفه ای را دریافت می کنند، نشان می دهد که آنهایی که- براساس مصاحبه بالینی استاندارد- فرسوده تشخیص داده می شوند، به طور معنادار نمرات بالاتری در ابعاد خستگی و بدبینی به دست می آورند، اما برای فقدان کارآمدی اینطور نیست؛ در مقایسه با افراد با تشخیص های دیگر(رولافز، وربراک، کیجسرز، دی بروین و اشمیت،2005؛ شائوفلی، بیکر، شاپ، کلاولر و هوگدوین، 2001). بنابراین به نظر می رسد که فرسودگی خود را دو بعد هسته ای اش در بیماران رواندرمانبخش آشکار می سازد، اما با فقدان کارآمدی آشکار نمی شود.

    سوم اینکه، فقدان کارآمدی الگوی متفاوتی از همبستگی ها را با خصیصه های شغلی در مقایسه با خستگی و بدبینی نشان می دهد.

    فراتحلیل لی و آشفورث(1996) آشکار می کند که خستگی رابطه مثبتی با فشارزاهای شغلی نظیر گرانباری نقش کاری، فشارشغلی و مسائل و مشکلات مربوط به نقش دارد، در حالیکه بدبینی علاوه برآن به صورت منفی با منابع شغلی نظیر حمایت اجتماعی از همکاران و سرپرستان، پیوستگی گروه، استفاده از مهارت و منابع خانوادگی رابطه دارد (همچنین ببینید شائوفلی و انزمن، 1998).

    درمقابل، فقدان کارآمدی معمولا مرتبط با فشارزاهای شغلی نیست؛ بلکه با منابع شغلی و ضعیف به خصوص بیشتر با راهبردهای سازگاری ضعیف مرتبط است.

    فرسودگی تحصیلی

    متغیرفرسودگی به موقعیتها و بافتهای آموزشی گسترش پیدا کرده که از آن با عنوان فرسودگی تحصیلی[45] نام برده می شود.(سالملا-آرو[46] و همکاران،2008؛ به نقل از نعامی،1388)

    فرسودگی تحصیلی در میان دانشجویان دانشکده(کالج)، اشاره به احساس خستگی به خاطر تقاضاها و الزامات تحصیل(خستگی)، داشتن یک حس بدبینانه و بدون علاقه به تکالیف درسی فرد(بی علاقگی)، و احساس عدم شایستگی به عنوان یک دانشجو(کارامدی پایین) دارد(شائوفلی و همکاران،2002a؛به نقل از ژانگ[47] و همکاران،2007).

    می توان گفت که موقعیتهای آموزشی به عنوان محل کار فراگیران محسوب می شود، اگرچه فراگیران در موقعیتهای آموزشی به عنوان کارمند، کار نمیکنند یا شغل خاصی در آنجا ندارند، اما از دیدگاه روانشناختی، فعالیتهای آموزشی و درسی آنها را می توان به عنوان یک "کار" در نظر گرفت(سالملا-آرو،2008؛به نقل از نعامی،1388)

    آنها در کلاس حضور پیدا می کنند و مجموعه تکالیفی را برای موفقیت در امتحانات و کسب نمره قبولی انجام می دهند.این موضوع اخیرا مطالعات متعددی را در دانشگاهها به خود اختصاص داده است.

    نتیجه گیری

    به طور خلاصه، فرسودگی یک موضوع جدی تحصیلی و اکادمیک است که حوزه پژوهش در حیطه استرس مرتبط با دانش آموزان و دانشجویان و تحصیلی، یا فرسودگی را افزایش می دهد. استرس دانش آموزان یا دانشجویان ممکن است با زمینه اقتصادی-اجتماعی، شرایط خانوادگی، سبک های تدریس معلمان، جو مدرسه یا دانشکده، درگیری و کمک والدین و بسیاری خصیصه های شخصیتی دیگر آنها همبستگی داشته باشد. یک برنامه مداخله جویانه ممکن است ایجاد شود تا از افزایش استرس تحصیلی جلوگیری کند تا آنها را از خستگی هیجانی، فردیت زدایی و ناکارآمدی نجات بخشد.

    تعداد زیادی پژوهش در حیطه های فرسودگی شغلی به خصوص فرسودگی معلمان، پرستاران، دکترها، مدیران و غیره وجود دارد. اما پژوهش های بسیار کمی در حیطه فرسودگی دانش آموزان و دانشجویان شناسایی شده اند. بیشتر پژوهش ها در مورد فرسودگی تحصیلی بر دانشجویان دانشکده ها متمرکز هستند. این پژوهش ها باید به حیطه دانش آموزان دبیرستانی هم کشانده شود.
    دانش آموزانی که در سنین نوجوانی هستند استرس جدی را در جوامع صنعتی تجربه می کنند. پژوهش های آتی در حیطه استرس دانش آموزان می تواند در جهت مسائل و مشکلات فرسودگی در بین نوجوانان صورت گیرد.






    [1]Emotional exhaustion

    [2]Depersonalization

    [3]Reduced personal accomplishment

    [4]Maslach & Jackson

    [5]gold standard

    [6]Schaufeli & Enzmann

    [7]A Burnt-Out Case

    [8]Greene

    [9]Leiter

    [10]Freudenberger

    [11]Maslach Burnout Inventory

    [12]pop psychology

    [13]fad

    [14]Farber

    [15]psychobabble

    [16]Schwab

    [17]Cordes and Dougherty

    [18]Iwanicki

    [19]Pines

    [20]Evers

    [21]Gold

    [22]Bachelor

    [23]Edelwich & Brodsky,

    [24]enthusiasm

    [25]stagnation

    [26]frustration

    [27]apathy

    [28]Friedman

    [29]the end product of stress

    [30]Cherniss

    [31]Shirom

    [32]Koeske and Koeske

    [33]Buunk

    [34]Walkey, and Taylor

    [35]MartAnez

    [36]MarquAs-Pinto

    [37]Bakker

    [38]Taris, Le Blanc, Schaufeli, & Schreurs

    [39]Salanova, Llorens, Cifre, MartÃnez, & Schaufeli

    [40]Salanova, Peiró, & Schaufeli

    [41]Van Dierendonck, Schaufeli, & Buunk

    [42]Brenninkmeijer & Van Yperen

    [43]Roelofs, Verbraak, Keijsers, De Bruin, & Schmidt

    [44]Bouman, Te Brake, and Hoogstraten

    [45].academic burnout

    [46].Salmela-Aro

    [47].Zhang







    منبع: عزیزی ابرقوئی، محسن(1389). رابطه بین خودکارامدی و کیفیت تجارب یادگیری با فرسودگی تحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی(ره) تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد

    اختصاصی تالار همیاری


    مطالب مرتبط:

    پرسشنامه فرسودگی تحصیلی
    ساختار عاملی پرسشنامه فرسودگی تحصیلی ماسلاخ در دانشجویان دختر
    پرسشنامه فرسودگی مدرسه ای سالملا آرو و همکاران
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_05_23 در ساعت 00:28
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. فرسودگی تحصیلی چیست؟  سپاس شده توسط elnaz.t,havva,niloofarabi,salary_e,کوثر حبیبی

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •