مبانی نظری حمایت اجتماعی


جستجوی حس تعلق و حمایت اجتماعی متغیری است که از دیرباز مورد توجه روانشناسان و جامعه شناسان بوده است. فروم (1366) به اثرات قطع تعلقات اجتماعی، احساس تنهایی و کناره گیری اجتماعی بسیار تأکید می ورزد و بسیاری از نابسامانیهای روانی – اجتماعی را معلول آن می داند. فروم معتقد است چون در جوامع آزادی مثبت تحقق نمی پذیرد و خود واقعی آدمیان تحقق نمی یابد، احساس تنهایی منجر به اتخاذ تدابیر می شود که با تحقق فردیت در چارچوب عشق و کار مولد مغایرت دارد. احساس تنهایی هم کمتر قابل تحمل است و آدمی به دنبال منبع یا منابعی از حمایت اشخاص و اشیاء می گردد تا بتواند با ایجاد ارتباط و همراه شدن با آنها شبکه ای را ایجاد کند تا احساس کند در این دایره­ی هستی«کسی» هست که او را در پوشش خود بگیرد. ارتباط با مردم اغلب مانعی برای تنهایی، به ویژه تنهایی اجتماعی است. در تعامل اجتماعی و گستردن روابط با دیگران، سایر مردم به عنوان راهی هستند تا بتوانیم توانایی ها و نگرشهای خودمان را مورد ملاحظه قرار دهیم. به عبارت دیگر تعامل اجتماعی یک وسیله­ی اندازه گیری ذهنی فراهم می آورد . نیز ارتباط با دیگران و حمایت اجتماعی به کاهش اضطراب کمک می کند(دیوکس و رایتمن[1] ، 1988).

در سالهای 1960 تا 1970 به علت غالب بودن دیدگاه محیط نگر [2] در روانشناسی، که درآن محیط علت اصلی ناراحتی های روانی و فیزیکی محسوب می شد، یکی از متغیرهای اجتماعی که مورد نظر محققان قرار گرفت، حمایت اجتماعی بود، در این زمان امید می رفت که حمایت به عنوان یک نوش داروی اجتماعی توضیح دهد که چرا عده ای از مردم در استرس ها غافلگیر شده در حالیکه عده ای دیگر که به همان اندازه دچار استرس می شدند در مقابل آن مقاومت داشتند(عبدی فرد،1374).

امروزه ما در دنیایی زندگی می کنیم که ناگزیر از ارتباط و برخورد با دیگران هستیم . آنچه مسلم است که هیچ کس قادر نیست بدون کمک و مساعدت و ارتباط با دیگران، نیازهای معمولی خود را برطرف کند. شک نیست که انسان موجودی اجتماعی است، در حقیقت دشوار است که افراد را از گروه های وابسته به آنها جدا بدانیم. بسیاری از رفتارهای آدمیان مانند انتخاب نوع لباس و غذا، سخن گفتن، واکنش های هیجانی [3]همه بازتابی ازرفتارهای گروهی و نشانگر تعلق فرد به گروه یا اجتماع خاصی هستند. حمایت اجتماعی شکل بنیادین و اساسی مراوده انسانی است که بین افراد در درون شبکه ای از روابط و وقایع زندگی مادی، روزمره و اضطراری مبادله می شود(افشاری،1386).

هنگامی که علل فرسودگی در دانشجویان را مورد بررسی قرار می دهیم، فضای اجتماعی داخل و خارج دانشگاه تأثیر گذار است. گوپلرود (1980) تأکید می کند که حمایت اجتماعی، در ارزیابی دانشجویان از استرس زا بودن رویدادهای تجربه شده در طی دوران تحصیل و شمار مشکلات هیجانی و جسمانی تجربه شده، به عنوان متغیر میانجی مهم پدیدار می شود.

دومینکو و تالکین(1976) دریافتند که فرایند اجتماعی شدن و آموزش، حداقل در دو سطح اتفاق می افتد: سطح رسمی که کلاسها ، امتحانات و ... را شامل می شود و دیگرین سطح غیر رسمی که سایر اشکال تعاملات اجتماعی را در برمی گیرد. سپس مشخص گردید که بخش عمده ای از فعالیت دانشجویان پیرامون ارتباطات اجتماعی غیر رسمی متمرکز است. میزان حمایت اجتماعی و فشار روانی تجربه شده به وسیله افراد درخارج از محیط دانشگاهی نیز تأثیر گذار است. زندگی خانوادگی افراد از تأثیرگذاری بیشتری بر کاهش یا افزایش فشار روانی برخوردار است. حمایت اجتماعی اصطلاحی فراگیر است که انواع مختلفی ازحمایت را در بر می گیرد و دارای تعریف دقیقی نیست(کینگ، ویلوگبی، اسپچ، برون [4] ، 2006).

بسیاری از مشکلات در بررسی حمایت اجتماعی ناشی از ابهام مفهوم حمایت اجتماعی است(لیوی، 1982، تویتس [5] ،1982؛ نقل از یونگ [6] ، 1984). محققین اصطلاحات مشابهی را چون تشویق، تمجید و پذیرش، جمع آوری اطلاعات و منابع مادی را که جزء عناصر فرایند حمایت محسوب می گردند را به طور مجزا به عنوان تعریف حمایت اجتماعی در تحقیقات خود مورد توجه قرار داده اند، لذا توجه به تعریف جامع حمایت اجتماعی حائز اهمیت است.


Deaux.k & Wright man -1

Environmentalist -2

Emotional reaction -3

King , Willoughy , Specht & Brown -4

Leavu & Thoits - 5

Jung -6




بررسی و مقایسه رابطه بین ابعادکمال گرایی، حمایت اجتماعی با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان با سطوح بالا و پایین فرسودگی تحصیلی دانشگاه علامه طباطبایی“ افشین شه بخش

اختصاصی تالار همیاری