سوره بقره

آیه 34


(و اذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس أبى واستكبر و كان من الكافرین)

آیات مرتبط: 172 اعراف

موضوعات: اهداف تربیتى اسلام - خودشناسى و حركت انسان به سوى كمال

منبع: تعلیم و تربیت اسلامى مبانى، منابع و اصول - صفحه 200 و 201

در مدل تربیتى اسلام رضاى خدا و یا اخلاص و تقرب به ذات او تنها یك شعار نیست، تنها یك مفهوم مجرد و انتزاعى نیست، و تنها در بعد فقهى و عرفانى آن نیز مطرح نیست بلكه مظاهر و ابعادى دارد كه ذیلا بدان اشاره مى‏ كنیم:

خودشناسى و حركت انسان به سوى كمال:

اولین بعد رضاى خدا، خودشناسى و حركت كردن به سوى كمال است. انسان، همانطور كه كم و بیش در صفات قبل نیز یادآور شدیم، موجودى است الهى و معنوى كه قرآن كریم در اهمیت مقام والاى او مى‏ گوید:

(و اذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس أبى واستكبر و كان من الكافرین)

«ما فرشتگان را فرمان دادیم كه در پیشگاه آدم سجده كنند و همه‏ ى فرشتگان بدون استثنا سجده كردند به جز ابلیس كه از این فرمان سرپیچى كرد و با استكبار خود در زمره‏ ى كافران درآمد.»
" بقره / آیه 34 ".

او، یعنى انسان، بر طبق حدیث شریف نبوى خلق الله ادم على صورته، مطابق با صورت خداوند آفریده شده و به فرموده‏ ى امام على بن ابىیطالب علیه‏السلام تنها یك «جرم صغیر» نیست بلكه مخلوقى است كه جهان بزرگ را در او فرو پیچیده ‏اند. و خلاصه آنكه انسان موجودى است كه هستى او با حقیقت مطلق در یك نوع ارتباط و همبستگى دائمى و همیشگى بوده و هست بدان سان كه به مضمون آیه‏ ى شریفه ‏ى: (و اذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس أبى واستكبر و كان من الكافرین) " اعراف / آیه 172 " توانسته است به دعوت خالق و پروردگار خود براى عقد یك پیمان پاسخ مثبت دهد و بر انجام چنین عهد و پیمانى تعهد كند.

حال كه انسان پرتوى از كمال مطلق است و نشأت او از خدا مى‏ باشد در این صورت وى وظیفه دارد كه خود را به صفات خداوند متصف كند و به قول لاهیجى در كتاب معروف شرح گلشن راز «نسخه و آئینه‏ ى تمام‏ نماى كلیه ‏ى اسماء و صفات الهى» گردد و یا، در اصطلاح قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران موجودى «خداى گونه» شود. در حدیث قدسى آمده است كه خداوند به پیامبر (صلى الله علیه و آله) فرمود: عبدى اطعنى حتى اجعلك مثلى (او مَثَلى). این مثل شدن یا مَثَل شدن همان تجلى ابعاد خداگونگى انسان مى‏ باشد و بدان معنى است كه مثلا اگر علم و حكمت از صفات خداوند است انسان نیز باید حكیم و عالم شود. اگر خداوند رب و مدیر است انسان نیز باید بدین صفات متصف گردد. اگر خداوند خالق و بدیع و فاطر است انسان نیز باید مبتكر و مبدع و مولد گردد. یا اگر خداوند آفریننده‏ ى نظمى ثابت و غیر قابل تحول و تحویل است و جهان طبیعت را بر پایه‏ ى حساب و میزان و عدل و قانون و اندازه‏ هاى مشخص و مقدر استوار نموده در این صورت انسان نیز باید از چنین نظم و نسقى پیروى كند و هرگز گرد ظلم و بى‏ عدالتى و دیگر انحراف‏هاى اخلاقى و اجتماعى نگردد و قس على هذا...

قرآن، روانشناسی و علوم تربیتی-محسن عباس نژاد