پیشینه مطالعات حمایت اجتماعی


بیش از هشتادو پنج سال قبل، دورکهایم(1951-1897) در بررسی عملی خود که درباره خودکشی انجام داد اظهار نمود، اندیشه اهمیت پیوندهای نزدیک اجتماعی ضعیف می شود. دورکهایم بر این باور بود که از بین رفتن پیوندهای اجتماعی نقطه مقابل سلامت روانشناختی است. در نخستین مطالعه جامعه شناختی که با داده های آماری صورت پذیرفته بود،دورکهایم دریافت که میزان شیوع خودکشی در افرادی که پیوندهای اجتماعی نزدیک ناچیزی دارند بسیار زیاد است (دورکهایم، 1951-1898).

هر چند جوانب حمایتی ارتباطات بین فردی در پیشینه ی پژوهش جامعه شناسان به چشم می خورد، اما تا سال 1970 که جان کسل [1] پزشک وهمه گیر شناس، اهمیت ارتباطات بین فردی را در افزایش سلامتی مورد تأکید قرار داد کسی به این موضوع توجه ننموده بود. کسل (1974) بر اساس مطالعاتی که بر روی محیط شهری و مشکلات آن انجام داده بود نتیجه گرفت که فرایند های روان شناختی، نقش مهمی در علت شناسی بیماری ها ایفا می کند. فرضیه­ی اصلی او این بود که از هم گسیختگی پیوندهای اجتماعی تحت شرایط استرس آمیز صورت می پذیرد و احتمال بیمارشدن را افزایش می دهد. او بر اساس یافته های خود پیشنهادی می کند که به منظور حفظ سلامتی می بایست عوامل از بین برنده حمایت اجتماعی را رفع کرد، تا منابع استرس آمیزی که فرد در محیط خود با آن مواجه است کاهش یابد(نقل از بیهر و گراث،1992).

بر اساس کارهای اولیه کسل، جرالد کاپلان(1974) به گسترش مفهوم حمایت اجتماعی به عنوان محافظی در مقابل بیماری پرداخت. او ویژگیهای حمایت اجتماعی را قائم به افرادی مؤثر می دانست یعنی کسانی که به فرد به منظور حل مشکلات صمیمانه یاری می رسانند و با تهیه پول، مهارتها، امکانات، اطلاعات و نصایح در شرایط استرس آمیز به فرد مشکل مند یاری و مساعدت می رسانند. امروز روانشناسان از اثرات متقابل حمایت اجتماعی بر روی سلامت روانی و جسمانی بحث می کنند(میشل، بیلینگز و موس [2] 1982؛ به نقل از بیهرو گراث،1992).


Kessel -1

Metchell , Billings & Moss -2




بررسی و مقایسه رابطه بین ابعادکمال گرایی، حمایت اجتماعی با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان با سطوح بالا و پایین فرسودگی تحصیلی دانشگاه علامه طباطبایی“ افشین شه بخش

اختصاصی تالار همیاری