تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




------ سوالاتی درمورد خودکشی! ------مهـــــم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:A@92
آخرین ارسال:anahid
پاسخ ها 40

صفحه‌ها (4): صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

------ سوالاتی درمورد خودکشی! ------مهـــــم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    A@92 آواتار ها
    سلام.
    از همه دوستان سپاسگذارم.

    میخام اخرین حرفمو بگم..
    این خیلی نامردیه که ما بدون اختیار میاییم این دنیا بعدش هم باید عذاب بکشیم این نا انصافیههههههههههههههههه

    نتیجه من ا این تاپیک این شد که باید تاعمر دارم فکر خودکشی رو با خودم حمل کنم .ولی بهش عمل نکنم..
    از گناهش میترسم..

    ولی من دیگه از راه خدا جدا شدم...
    خدایی که نمیخاد کمکم کنه همون بهتر که منم ازش جدا بشم.

    وقتی هزارتا مشکل رو سرمه نمیتونم ادم خوبی باشمو خدا رو عبادت کنم همون بهتر که ی دفه ترکش کنم.

    من هیچوقت پدر مادرمو حلال نخاهم کرد.
    الان ب جایی رسیدم که ب زمونو زمان بد و فحش میگم..
    حتی دلم نمیاد بهشون بگم پدر مادر چون ازشون متنفرم..
    ارزوی نابودیه خونوادمو دارم..

    نتیجه بعدیم اینه که تا ابد تو عذاب خاهم بود.من نمیخاستم که بیام دنیا خدا منو افریده ولی ظلم کرده من راضی نیستم..

    تا عمر دارم تو این دنیا عذاب میکشم.دچار عذاب الهی شدم..خخخ
    بعدش هم چون همه کارام گناهه تو اون دنیا هم تو اتش خاهم بود.خوش ب حال اونایی که رحمت الهی نصیبشون شد.

    حرفی ندارم دیگه..
    از خدا شاکیم.از خونوادم متنفرم.از دنیا و زندگی هم بیزارممممممممممممممم

    ناراحتم.ولی مجبورم.....بدون اون سخته ولی با اون هم زیاد جالب نبود..
    ممنون که وقت گذاشتید.
    من نتیجو گرفتم.مرسی از کمکهاتون.
    ب امید دیدار.
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:32#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط A@92 نمایش پست ها
    سلام.
    از همه دوستان سپاسگذارم.

    میخام اخرین حرفمو بگم..
    این خیلی نامردیه که ما بدون اختیار میاییم این دنیا بعدش هم باید عذاب بکشیم این نا انصافیههههههههههههههههه

    نتیجه من ا این تاپیک این شد که باید تاعمر دارم فکر خودکشی رو با خودم حمل کنم .ولی بهش عمل نکنم..
    از گناهش میترسم..

    ولی من دیگه از راه خدا جدا شدم...
    خدایی که نمیخاد کمکم کنه همون بهتر که منم ازش جدا بشم.

    وقتی هزارتا مشکل رو سرمه نمیتونم ادم خوبی باشمو خدا رو عبادت کنم همون بهتر که ی دفه ترکش کنم.

    من هیچوقت پدر مادرمو حلال نخاهم کرد.
    الان ب جایی رسیدم که ب زمونو زمان بد و فحش میگم..
    حتی دلم نمیاد بهشون بگم پدر مادر چون ازشون متنفرم..
    ارزوی نابودیه خونوادمو دارم..

    نتیجه بعدیم اینه که تا ابد تو عذاب خاهم بود.من نمیخاستم که بیام دنیا خدا منو افریده ولی ظلم کرده من راضی نیستم..

    تا عمر دارم تو این دنیا عذاب میکشم.دچار عذاب الهی شدم..خخخ
    بعدش هم چون همه کارام گناهه تو اون دنیا هم تو اتش خاهم بود.خوش ب حال اونایی که رحمت الهی نصیبشون شد.

    حرفی ندارم دیگه..
    از خدا شاکیم.از خونوادم متنفرم.از دنیا و زندگی هم بیزارممممممممممممممم

    ناراحتم.ولی مجبورم.....بدون اون سخته ولی با اون هم زیاد جالب نبود..
    ممنون که وقت گذاشتید.
    من نتیجو گرفتم.مرسی از کمکهاتون.
    ب امید دیدار.
    سلام

    من قبلش معذرت میخوام ازت علی آقا

    ولی بسیار نتیجه پوچ و بی اساسی رو گرفتی

    می خواستم بهت بگم که اصلا درست و منطقی فکر نکردی ولی حلا میگم که اصلا فکر نکردی

    اگر درست فکر میکردی ، همون خدایی که میگه من شمارو آفریدم و کمکتون میکنم یکی از کمک های خدا نعمت عقل هست که میتونیم با همون به وجود خدا و نعمت هاش و اگر کمی فقط کمی عمیق باشیم در فکرمون ، پی بردن به راه درست رو هم متوجه اش بشیم

    میتونم بگم که شما اصلا از این نعمت استفاده نمیکنی

    و تا زمانی که بخوای با احساسات زنده بمونی و این نعمت بزرگ رو ( عقل ) بسته بندی شده نگه داری زندگی همینجوری که الان برات هست خواهد بود

    سعی کن فکر کنی نه از روی احساسات
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  3. ------ سوالاتی درمورد خودکشی! ------مهـــــم  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,samin66

  4. ارسال:33#
    A@92 آواتار ها
    بله حق با شماست.تنهام بذارید.
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:34#
    samin66 آواتار ها
    وقتی هزارتا مشکل رو سرمه نمیتونم ادم خوبی باشمو خدا رو عبادت کنم همون بهتر که ی دفه ترکش کنم.
    این هم یکی دیگه از ترفندهای شیطان است که این فکر رو تو ذهنت آورده و خواسته از این ترفند یکبار دیگه از زندگی فاصله ات بده.
    اشتباه بعدیت از همینجا شروع میشه.
    خب جمله آخرت هم این بود: تنهام بذارید.
    چشم. وقتی کسی خودش میخواد تنهاش باشه باید تنهاش بذاریم.
    یا علی

    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  6. ------ سوالاتی درمورد خودکشی! ------مهـــــم  سپاس شده توسط m1392,کوثر حبیبی

  7. ارسال:35#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام علی اقابازهم احساساتواستفاده نکردن ازمنطق
    خداازروح پاکش به درون بدن همه انسان هادمیده وهمه موجودیت گرفتن یه دقیقه فکرکن خداپاک روح ماپاک نوزادی که به دنیامیادپاک اماشیطان ناپاک شیطانی که دربرابرپاکی تومن همه انسان هاسجده نکردچون گفت اتش برتره حالاچرامنوشمابایددربرابرش سجده کنیم؟بله اطاعت ازخطوات شیطان یعنی همون اطاعت کردن شمابایدخودت بخوای ولی نمیخوای همت کردی؟به خداتوکل کردی؟واقعاازته دلت خواستی؟
    یکم باواقعیت روبروباشیدهمیشه دنبال چرا این شد؟چرااون شد؟چرااین طوره؟چرااون طوره بودیدامایه باردنبال این باشیدکه بگیدچرامن بایداین طورباشم؟همیشه نبایددنبال چرای رفتاردیگران بودچشاتونوبازکنیدتروخدا
    سعی کنیدبه جای تنفرازبقیه خودتون رواصلاح کنیدتااروم بگیریدخودتون میونیدراهتون اشتباست اماادامش میدید12ساعت خیلی نیست برای اینکه نیم روزجلوی خودتونوبگیریدولی گشاینده خیلی ازفرصتاهست
    شماازمادری که9ماه شماروتوشکمش حمل کرد پدری که تابه این سن رسیدیدزحمتتون روکشید مادری که زجرکشیدوقت به دنیااوردنتون دردکشیدنبایدمتنفرباشید
    یکم منطقتون روبه کاربندازیدچرانبایدازاین استفاده کنید؟چراهمش بایدبدی هارودید؟همه مشکل دارن شماهم مشکل خودتوداری ولی خدابه کسی ظلم نمیکنه این ماییم که به خودمون ظلم میکنیم چشم سالم بهتون نداده که داده دست سالم نداده که داده پای سالم نداده که داده موجودیت بهت داده که داده ایناروبه همه داده ومهم ترازهمه عقلومنطق شماهم منطقی باشیدیکم همیشه احساسات خوب نیست امیدوارم واقعابادیدمثبت ترازهمیشه این پست روبخونید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  8. ------ سوالاتی درمورد خودکشی! ------مهـــــم  سپاس شده توسط A@92,m1392,کوثر حبیبی

  9. ارسال:36#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام علی آقای عزیز

    نتیجه ای که گرفتی مثل این می مونه که میگن : داور خریدن!
    ببیند کی خریدتون ! کی باعث شده این همه ناامیدی بیاد تو وچودتون؟

    شما چه تلاشی کردین برای غلبه بر مشکلتون؟
    مشکلات شما ؛ یه شبه بوجود نیومده که حالا بخواد یه شبه هم از برطرف بشه!!!
    پاسخ با نقل و قول

  10. ------ سوالاتی درمورد خودکشی! ------مهـــــم  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,m1392

  11. ارسال:37#
    rahe shab آواتار ها
    سلام علی آقا

    همه به هر نحو دوست دارن بهت کمک کنن.

    اما من میدونم که الان هر چی حرف بزنیم ، دقیقا نتیجه ی عکس میگیریم. پیشنهاد میکنم الان به هر طریقی که احساس میکنی درسته زندگی کن و بزار روحیاتت به هر شکلی که براش عذاب آور نیست ، سوق بگیره .


    احساس میکنم شما توی زندگی فشار های زیادی رو تحمل کردین. اما فعلا به همین صورت که گفتم ادامه بدین تا حدودی که آرام بشید بعد از اون اگر تمایل داشتین خصوصی با هم صحبت میکنیم ، منم مثل شما به عدالت خدا شک دارم و با نظر شما کاملا موافق ، اما جای بحث داره.

    من طی سالها مشاوره ،متوجه شدم که اکثر افکاری که ما بهشون عمل میکنیم و کردیم درست نبوده و نیست. برای رسیدن به آرامش باید اونها درست بشن.
    پاسخ با نقل و قول

  12. ------ سوالاتی درمورد خودکشی! ------مهـــــم  سپاس شده توسط A@92,m1392,niloofarabi

  13. ارسال:38#
    m1392 آواتار ها
    سلام.

    علی آقا اگر هر کس دیگه ای هم ندونه شما از همه بهتر میدونی که من تو چه شرایطی بودم،چقدر به خودکشی فکر میکردم،چقدر

    دوست داشتم فقط به خودم آسیب بزنم که اینکاروهم میکردم،چقدر تیغ رو بدنم زدم،هرروز هم بیشترو بیشتر اینکارو میکردم،حرفاتون

    به من یادتون رفته؟

    کی بود میگفت خدا بزرگه؟شما

    کی بود میگفت بیا همت کنیم وخواهر وبرادر تلاش کنیم تا حالمون خوب بشه؟ شما بودی علی اقا

    کی بود همش دلداریم میداد که خودکشی درست نیست؟ شمابودی

    کی بود که همش میگفت دعات میکنم وتو هم منو دعا کن؟مگه شمانبودی؟

    علی اقا الان دقیقا میدونم تو چه حالی هستی،نگو که نمیدونی چون بهتر از هرکس الان میدونم که درچه شرایطی هستی چون

    خودم تو اون شرایط بودم،هزار بار میگفتم که چرامن بدنیا اومدم؟

    میگفتم چرا باید من عذاب بکشم؟ حتی چون این فکرو میکردم تیغ هم میزدم (خودزنی )میکردم که خودم خودمو عذاب بدم.

    ولی علی اقا اینو بدون اینها هیچ کدوم فایده ای برام نداشت،نه تنها خوب نمیشدم حالم هم روز به روز بدتر میشد،میدونی چرا؟

    چون روز به روز از خدا دورتر می شدم میدونی خودم میخواستم که دورتر بشم عذاب بکشم،فکر میکردم اگه دردی نداشته باشم اگه

    عذاب نکشم وبه کسی نگم هیچ کس هوای منو نداره،ولی علی آقا من هرکاری کردم اون خدایی که عاشق بنده هاش هست وعاشقی

    که بدون منت انتظار معشوقش رو میکیشه رهام نکرد منو تا لبه پرتگاه برد ولی دستمو گرفت،خواست که بلند شدن رو بلد بشم،خواست

    پرواز رو یاد بگیرم،من هم میگفتم خدا منو خلق کرده که عذاب بده منو ولی میدونی خدا منو واسه روزهای سخت تر آماده کرده،میدونی اگه

    من اون مشکلات رو نداشتم،هیچ وقت نمیتونستم خدارو اونطور که باید بشناسم،با اون مشکلات من خدارو شناختم.میدونی الان خدارو شکر میکنم

    که اون مشکلات برام پیش اومد تا من زودتر به حکمت کارهای خدا پی ببرم چون اگه الان خدارو نشناخته بودم اگه مشکلی خیلی بزرگتر برام

    پیش می اومد حتما کافر میشدم وخیلی بیشتر کفر میگفتم.ولی خدا نخواست.که بنده اش رو به اون حال دربیاره.

    علی اقا بذار یه مطلبی رو هم از کتابی برات بگم: میدونی درسته خدا تو رو خلق کرده ولی قبل اینکه به دنیا بیایی خودت خواستی که

    پا تو این دنیا بزاری،خدا هم بهت اختیار داده که زندگی کنی،خدا هیچ دخالتی تو نحوه زندگی کردن تو نمیکنه مگه اینکه تو خودت ازش

    بخوایی،اگه از خدا نخوای خدا هم کاری نمیکنه چون تو خودت دلت میخواد که اونطوری زندگی کنی ولی اگه از خدا بخوای که کمکت کنه

    اینو بدون ومطمین باش که خدا حتما کمکت میکنه ولی باید از ته دلت از خدا بخوای از ته دلت.

    ببخشید خیلی طولانی شد.من حرف زدن بلد نیستم از اول تایپیک چیزی نتونستم بگم ولی دیگه خواستم خودت که در جریان حال من

    بودی بدونی که اگه بخوای میتونی.

    منم با دوستمون موافقم که تنهات بذاریم.ولی حداقل سعی کن تو تنهاییهات صحبتهای دوستان رو فراموش نکنی واز همه مهمتر فقط و

    فقط از خود خدا کمک بگیری.

    شرمندم اگه بد حرف زدم .

    علی آقا فقط بخدا میسپرمت.لحظه هات شاد وخدایی.
    پروردگارا: تنها تو را می پرستم وتنها از تو یاری می جویم.
    پاسخ با نقل و قول

  14. ------ سوالاتی درمورد خودکشی! ------مهـــــم  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,fateme7393,niloofarabi

  15. ارسال:39#
    A@92 آواتار ها
    سلام.
    باز هم اومدم.
    اما...
    اینبار شکسته تر از قبل ..ناراحتتر از قبل و منفی تر از قبل و داغونتر از همیشه!!!

    خیلی دلم میخاست ادم موفقی بشم....اما نشد ..
    بیش از 8 سال تحمل کردم.بیش از 8 سال سرزنش شدم ..همیشه امید داشتم ی حسی بهم میگفت روزای خوب میاد میاد..
    اما نمیدونم چرا این روزاهای خوب نیومد!!؟؟
    8 سالو تحقیر شدم ..
    8 سال وقتی از مدرسه برمیگشتم تمام مداد خودکار هامو میشستم تمام لباسامو عوض میکردم..تا تمیز باشمو بتونم درسمو بخونم..هر 5 شنبه هر چــــــــــی میبردم مدرسه باید شسته میشدن..کفش .مداد ..مداد رنگی خط کش و.......همه چیمو تمیز میکردم..امااین اخر کار نبود..
    ب دنبال اینا غر زدن ها و تحقیر کردن های خونوادم هم بود..اما من که تقصیری نداشتم....همش خونوادم باعث شد من اینجوری بشم..
    8 سال وقتی میرفتم کوچه یا مغازه چیزی بخرم بعد برگشتن باید پاهامو میشستم ..گاها حتی دوش میگرفتم ولی خونوادم هم فقط نگاه میکردن و سرزنش و بس!
    8 سال با همه اینا زندگی کردم..بااینهمه مشکلات شاگرد ممتاز مدرسه بودم..
    حتی خیلی از جزوه هارو ب دلایلی (ملومه دیگ)دور میریختم ومجبور بودم خودم بخونم وخودم اون جزوه رو درست کنم....زیاد دامنه دار نمیگم..
    با اینهمه مصیبت درس خودنم جون کندم تا بهترین شاگرد مدرسمون شدم..کلی هم تقدیر نامه گرفتم..وقتی چشم بهشون میوفته ناراحت میشم که الان چقد شکست خورده ام...
    این همه تلاش بس نبود؟
    کی میتونه با این وضع داغون بشه شاگرداول؟؟

    وقتی ی صفحه ای از کتابت که ازش امتحان نهایی داری ولی نمیتونی بهش دست بزنی چ حالی میشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    ولی من با اینا ساختم تلاش کردم..دوران راهنمایی با اینکه شروع بدبختیام بود ولی الان که فکر میکنم دلم براشون تنگ میشه..!!!
    بخاطر لکنتم بچه ارومی بودم توکلاس .ولی همه تحویلم میگرفتن ب همه کمک میکردم تا تو درس موفق بشن.....
    این همه مشکلات رو تحمل کردم که چی بشه ؟ب کجا برسم؟؟؟
    تحمل کردم تا اخر از پا در بیام؟؟؟؟
    تحمل کردم تا همه چیمو ببازم؟؟؟

    اون موقع ها شکست نمیخوردم چون ایمان داشتم که روز های خوب میاد حتمن میاد..خیلی امیدوار بود مخیلی زیاد..

    ولی روزهای عذاب اور اومد نه روزهای خوب!

    حتی گفتنش ونوشتن هم برام سخته...
    ولی....
    من قبول کردم که ی پسری هستم کثیف و بسیار بد!

    این حس خیلی افتضاحه!
    چند روزه همش اون پسره تو ذهنمه انگار منم مثل اونم..!
    میدونم چرا!چون من ب بنده خدا تهمت نا پاکی زدم والان درست خود ممثل اونم و دقیقا" اون حسو دارم..
    خدا خاست بدونم نباید ب کسی تهمت زد..نباید ب خلقش بگیم ادم بدیه ..فاسده ..زشته..کثیفه!..اینار درست!
    ولی خدا ی چیزو در نظر نگرفته!

    اینکه چرا من اون پسررو کثیف تلقی میکردم؟؟!!!آیاخودم خاستم؟؟؟؟
    نه .برادرم گفته بود!
    خدا منو قربانیه کارهای خونوادم کردم ومن اینو ظلمی در حقم میدونم!

    واقعن باورم نمیشه بعداینهمه سال زجر ب اینجا برسم!!!

    یکی دوسال بود که ب سربازی فکر میکردم وقتی بدبختی ای برام پیش میومد میگفتم عب نداره برم سربازی تموم میشه بعدش هم درست میشمو بر میگردم..همش چشمم ب سربازی بود انگار ی حلّالی خاهد بود بر مشکلاتم..امااینم نشد ..

    منم دوست داشتم مثل همه ارومو خوشبخت باشم..
    دوست داشتم درسموادامه بدم در کنارش تو کارگاه خودمون هم کار کنم..
    منم دوس داشتم هفته ای یبار برم حموم نه 8 9 بار!
    منم دوست داشتم تمیز باشم!
    من دوست داشتم عاشق پدر مادرم وداداشم بودم!
    منم دوست داشتم زندگی عادی داشته باشم..
    منم دوست داشتم بادوستام مهربون باشم..
    منم دوست داشتم کار کنم..
    دوست داشتم نماز بخونم..اد مخوبی باشم..
    پاک باشم..
    دوست داشتم اعصابم اروم باشه...
    دوستداشتم ادم شوخی باشم..

    اما هیچکدوم نشد!
    خیلی ناراحتم.واقعن باورش برام سخته....
    میگید افکار منفی کار شیطانه پس اگه شیطان همش در تلاشه ادمارو گمراه کنه پس این خدا کجاست که ادماروهدایت کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    میگید از ته دلم بخام..
    حل شدن مشکل من فقط و فقط با معجزه میشه..که معجزه هم نصیبم نمیشه!
    من حتی نمیخام جلو خدا سجده کنم..چرا؟

    چون باهاش قهرم.
    چون نمیخام اینجوری باهاش درارتباط باشم..

    خدا مظهر پاکیه و من درست بر عکس اون!
    باور کنید دارم منطقی فکر میکنم و به این نتجیه رسیدم که من باید از خدا جدا بشم..

    میدونم ذلیلم میکنه اما ب درک!
    هیچی برامهم نیس..
    وقتی زندگیمو ازدست دادم..دیگه ب چی امیدوار باشم..

    میدونم نمیتونید ک مشکلمو تصور کنید..برا همین میگید خودم نمیخام برا همینه که باور نمیکنید حرفامو...

    بچگیام ازبس زجر میکشیدم ب خدا میگفتم خدا جونم یک روز منو عادی کن..یک روز کمکم کن مثل بقیه باشم قسم میخورم یک عمرعبادتت کنم اما نشـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــد!

    زندگیو دوس ندارم..شهر.خیابونا..ادما..خو ه..کار..درس ..لباس ..درخت ..غذا..از همه چی متنفر شدم..من فقط میخام بمیرم اما خدا اینم نمیذاره!

    متاسفم برا خودم..یبار فرصت زندگی داشتم که از دست رفت!
    الان ب هیچی فک نمیکنم..
    لعنت ب دینام ب خودم ب زندگیم..

    حیف شد!اح..
    فکرشم نمیکردم ب اینجا برسم!

    از همه دوستان خیلی ممنونم که همچنان کنارم بودن..
    من دیگه میرم.با رفتن من ب نظرم تالار خیلی اروم و تمیز تر میشه من خیلی وقت تالارو گرفتم از مدیران وو دوستان عذر میخام.

    میخاستم با دوستای نزدیک خصوصی هم خدافظی کنم. اما دلم راضی نیس.با این وضعم بهشون پیام بدم چون دراین حد نیستم....
    منو ببخشید.
    کاش یجور دیگه میشد!اروز داشت محداقل مشکلمو بتونم جوری بگم که چندنفری بتونن تصورش کنن..

    از تک تکتون تشکر میکنم.خیلی با مرامید.

    از داداشای مهربونم بسیارتشکر میکنم.

    از ابجیام هم تشکر میکنم.واقعن همتون بهم لطف داشتید..ولی من شرمندتون شدم...ولی بدونیم من ادم بدی نبودم من نمیخاستم اینجوری بشه..

    میدونم با گذاشتن این پستم خیلیا ازم بدشون خاهداومد برا همین از همینجا از همه خدافظی میکنم.
    خدافظ همتون.
    حلالم کنیـــــــــــــد
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود
    پاسخ با نقل و قول

  16. ارسال:40#
    من که می دونم علی آقا بازم میان و ادامه میدن .
    ما بچه ها همه منتظرشون می مونیم :d
    ویرایش توسط anahid : 2014_06_07 در ساعت 13:18


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  17. ------ سوالاتی درمورد خودکشی! ------مهـــــم  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,m1392

صفحه‌ها (4): صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •