تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:hamid368
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام حمید جان

    بسیار کار خوبی کردی که مطالعه کردی تا ابهاماتت رو برطرف کنی

    بله همونطور که متوجه شدی، یائسگی دوره ای هست که به دلیل تغییراتی در بدن زنان( و به ویژه تغییرات هورمونی)، دوران قاعدگی و باروری تدریجا به پایان میرسه. از عوارض این تغییرات هورمونی، مقاربت دردناک هست و در نتیجه کاهش میل جنسی(که توضیح دادم در همه اینطور نیست، و میشه با روشهایی تا حدودی از این مسائل جلوگیری به عمل آورد). امکان ارضا شدن حتما وجود داره(و بلکه در مواردی حتی بهتر از قبل)، اما به دلایلی که گفته شد، بعضا زمان این ارضا شدن طولانی تر میشه و نیازمند اجرای برخی راهکارها میشه؛ با این حال باید دانست که طرز تفکر غالب در جامعه هم بر روابط جنسی زوجین در سنین بالا اثرگذار هست. هم زنان و هم مردان در سنین بالا می توانند به طور کامل به ارضای جنسی دست یابند. اگر اختلاف سنی زیاد نباشه(زن زیاد از مرد بزرگتر نباشه)، این امر بیشتر قابل کنترل هست. خود زن و مرد هم نقش بسیار مهمی در این زمینه دارند، و البته باید خودشون رو برای شرایط خاص آماده کنند.

    در مورد شادابی چهره و ... هم ذهنت رو لازم نیست درگیر کنی. روند نسبتا مشابهی در زنان برای تغییرات چهره ای وجود داره و در این باره بهتره روی فکرت مدیریت داشته باشی

    خب، حالا می رسیم به مبحث جلب رضایت والدین. خوشحالم که این مساله برات حائز اهمیت هست و این جمله ات رو واقعا تحسین می کنم:

    دوس دارم منطقی و با رضایت کامل خانوادم ازدواج کنم که هم الان مشکلی برنخوریم و هم در اینده.زندگی یعنی ارامش نه رفتن به سمت درد سر و دعوا و لج بازی و ...
    با تمام عشق و علاقه و وابستگی که به این خانوم دارم ولی میخوام بازم همه جوانبو بسنجم و مهمتر از همه خانوادمو راضی نگه دارم که عروسشون رو بپذیرن و با احترام بالا باهاش رفتار کنن
    برای اینکه زمینه ذهنی رو برای والدینت آماده کنی، یک سری اصول رو باید مراعات کنی:

    1. اصل احترام: از همون اول بنای خودت رو بر احترام به والدین قرار بده. زمانی که والدین احترام فرزندانشون رو می بینند، احساس رضایت می کنند و متقابلا سعی می کنند به فرزندان و نظراتشون احترام بگذارند. عملا بهشون نشون بده که والدینت برات محترم بوده و نظرشون برات حائز اهمیت هست.

    2. اصل مشورت: از در مشورت وارد بشو. ابتدا با یکی از والدین که راحت تر هستی باب صحبت رو باز کن. میتونی از روش غیرمستقیم که در بند بعد آوردم استفاده کنی. پس از بیان غیرمستقیم و زمینه سازی اولیه، حقیقت رو آشکار کن. بهشون بگو راستش من چند وقتیه که در دانشگاه یکی از همکلاسی هام رو مد نظر گرفته ام. شناخت نسبی هم ازش به دست آورده ام. حالا از شما می خوام که کمکم کنین در زمینه شناخت بهترش و اینکه میخوام بدونم نظر شما چیه. مایل هستید جلساتی رو به صورت خانوادگی برای آشنا شدن برگزار کنیم؟ بعد بهشون بگو فقط یه مساله ای هست که بعدا درباره اش صحبت می کنیم(یعنی همون سن). اگر اجازه بدید فعلا به شناختی نسبی دست پیدا کنیم، بعد من اون مساله رو بهتون میگم و ازتون نظر میخوام.

    3. بیان غیرمستقیم در ابتدا و آوردن مثالهای مناسب: میتونی به صورت غیرمستقیم بحث ازدواج رو پیش بکشی. این مرحله قبل از مرحله شماره دو هست. میتونی نظرشون رو درباره عرس های فامیل جویا بشی. بهشون بگو در اطراف خودمون، شما کدوم عروس ها رو بیشتر می پسندید؟ بعد کم کم بحث رو بکشون سمت عروس دایی ات. بگو نظرتون درباره عروس دایی چی هست؟ کم کم میتونی از پدر و مادرت سوال کنی که شما دلتون میخواد چه جور عروسی داشته باشید؟ خصوصیاتش چی باشه؟

    4. تمام شده ندانستن قضایا و درگیر کردن والدین: مساله ات رو طوری بیان کن که والدین احساس نکنند تصمیم نهایی ات رو گرفتی و صرفا مهر تاییدشون رو می خواهی. در واقع شاید والدین واقعا نظراتی داشته باشند که منطقی باشه و نظرت رو تغییر هم بده. پس باهاشون از این در وارد شود. قضیه رو تمام شده بیان نکن. درگیر کردن هم یعنی همون مواردی که قبلا بیان شد. جلسات آشنایی، سوال درباره نظرشون در مورد عروس، مشورت کردن و ...

    5. آمادگی برای شنیدن مخالفت_ آوردن دلایل منطقی برای انتخاب و پاسخ غیراحساسی به دلایل مخالفت والدین: پس از انجام اقدامات بالا، با موافقتشون میرید جلساتی رو ترتیب میدید برای آشنایی. احتمالا تو همون جلسه اول متوجه اختلاف سنی بشن. اما اگر نشدن، خودت در پایان جلسه اول یا دوم که آشنایی نسبی پیدا کردند بهشون بگو که یادتونه گفته بودم یه مساله ای هست که بعدا درباره اش صحبت می کنیم؟ حالا میخوام اونو بگم. اون مساله سن من و ایشون هست. طبیعتا جا میخورند و ممکنه مخالفت اولیه ای رو نشون بدن. اما یادت باشه به هیچ وجه احساسی برخورد نکنی و این واکنش رو بپذیری. بهشون حق بدی که نگران باشند، اما در فرصت مناسب(نه همون موقع که هیجانی شدند)، ازشون بخواهی که دلایل مخالفتشون رو صراحتا بیان کنند. اگر منطقی بود، بپذیری ولی اگر براشون پاسخ مناسب و منطقی داشتی، با بیان مناسب و حفظ احترام کامل، جواب بدی. میتونی در این مرحله مثال های موفق رو یادآوری کنی. در این جاست که میتونی بگی من حاضرم نزد مشاور خانواده بریم و نظر روانشناس و مشاور رو هم بگیریم. شما هم همراهم بیاین. اگر مشاور هم تصدیق کرد، اونوقت تصمیم گیری می کنیم.

    اگر چنین روندی رو در پیش بگیری، والدینت به منطقی بودنت پی میبرند و می پذیرند که تصمیم گیری ات احساسی نبوده و احتمالا جلب رضایت و موافقتشون بیشتر میشه

    سعی کن خصوصیاتی رو در دختر خانم پیدا کنی که برای مادر یا پدرت اولویت هست و اینها رو برجسته کنی(منظورم خصوصیات واقعی هست نه اینکه ظاهرسازی کنی).

    میتونی روند کار رو شروع کنی
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_06_01 در ساعت 08:41
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط elnaz.t,forsat,hamid368,m1392,mehrdad539,niloofarabi,saba21

  3. ارسال:12#
    سلام صبح بخیر آقا محسن واقعا نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم بابت این وقتی که میذارین.
    فقط یه سوالی اگه ما یکی دو جلسه برای آشنایی رفتیم و بعد از اون گفتم و یه دفعه برخورد بدی کردن که تو از مامخفی کردی ما رو تا این مرحله اوردی حالا به ما میگی!!!!!! و اصلا نذارن من بشینم و منطقی دلایلم رو بعد از اروم شدنشون بگم در این شرایط اگه برخورد خیلی تند بود چکار کنم. باز هم احتمال اروم شدنشون هست؟ (مثلا یه ماه هم حتی صبر کنم اروم شن؟)یا اینکه تا بیام حرف بزنم میگن تو از ما مخفی کردی تا اشنایی بردیمون احترام نذاشتی و اصلا نذارن حرف بزنم؟
    و موضوع مهمتر اینکه وقتی خانوادمو ببرم جلو دخترخانوم به خاطر روحیه ای که دارن حس وابستگی بیشتری میکنه و تقریبا حس میکنه که همه چی داره تموم میشه و اوکی هست (مگه بهش بگم هنوز موضوع سن رو نگفتم )بعد یه دفعه جواب خانواده منفی باقی بمونه ضربه نمیخوره؟
    و سوال نهایی اینکه به نظر میرسه اصلا نباید احساسی و سریع پیش رفت اول باید زمان مناسب رو برای شروه پیدا کرد و بعد ادامه داد. این مراحل که گفتین همش طی یکی دو روز که اتافاق نمیافاته درسته؟ حدودا چه زمانی برای شروع مثلا تا مرحله سه حتی لازمه؟!! حالا از مرحله 4 به بعد که بحث اشنایی هست وقت میبره.ولی اون سه چهار مرحله اول رو طی چه مدتی باید پیش ببرم؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط m1392,saba21,محسن عزیزی

  5. ارسال:13#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط hamid368 نمایش پست ها
    سلام صبح بخیر آقا محسن واقعا نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم بابت این وقتی که میذارین.
    فقط یه سوالی اگه ما یکی دو جلسه برای آشنایی رفتیم و بعد از اون گفتم و یه دفعه برخورد بدی کردن که تو از مامخفی کردی ما رو تا این مرحله اوردی حالا به ما میگی!!!!!! و اصلا نذارن من بشینم و منطقی دلایلم رو بعد از اروم شدنشون بگم در این شرایط اگه برخورد خیلی تند بود چکار کنم. باز هم احتمال اروم شدنشون هست؟ (مثلا یه ماه هم حتی صبر کنم اروم شن؟)یا اینکه تا بیام حرف بزنم میگن تو از ما مخفی کردی تا اشنایی بردیمون احترام نذاشتی و اصلا نذارن حرف بزنم؟
    و موضوع مهمتر اینکه وقتی خانوادمو ببرم جلو دخترخانوم به خاطر روحیه ای که دارن حس وابستگی بیشتری میکنه و تقریبا حس میکنه که همه چی داره تموم میشه و اوکی هست (مگه بهش بگم هنوز موضوع سن رو نگفتم )بعد یه دفعه جواب خانواده منفی باقی بمونه ضربه نمیخوره؟
    سلام حمید جان

    خواهش میکنم

    خب این موارد پیش بینی شده بود دیگه.

    در ارسال پیش نوشتم که بهشون بگی یه مساله ای هست که بعدا بهتون میگم. ضمن اینکه جلسات آشنایی به معنای پذیرش از طرف هیچ یک از دو طرف نیست و اسمش روی خودش هست.

    اگر گفتن مخفی کردی، بهشون بگو خب راستش من نگران بودم پا پیش نذارید و برای همین ترجیح دادم ابتدا ببینید ایشون و خانواده شون رو و بعد بهتون بگم(همانطور که قبلا وعده اشو داده وبدم). این جلسات هم برای شناخت هست. اگر ناراحتتون کردم عذر میخوام.

    در مورد وابستگی باید بگم که هر دو از همین حالا باید مدیریت کنید خودتون رو و هیچ چیز رو تمام شده نپندارید تا زمان عقد رسمی. این رو حتما به یاد داشته باشید.

    زمینه ذهنی رو در دخترخانم ایجاد کن که خانواده روی خوشی به سن بالاتر دختر نشان نمی دهند معمولا. و بهشون بگو که من سعی میکنم راضیشون کنم بیان برای آشنایی ولی موضوع سن رو نمیگم. ممکنه با شنیدن این موضوع واکنش خاصی نشون بدن. اینطوری زمینه ذهنی فراهم کن

    بهشون بگو ما واقعا هم قصد داریم آشنایی مون حالت رسمی پیدا بکنه و شناخت بهتری کسب کنیم و قطعا نظرات خانواده ها هم مطرح هست و باید روش فکر کنیم.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  6. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط forsat,hamid368,m1392,saba21,فاطمی

  7. ارسال:14#
    واقعا ممنونم ازتون اقا محسن و امیدوارم که بتونم به نتیجه مثبتی برسیم.انشالا در فرایند کار بازم میام از کمکاتون استفاده میکنم.
    سوال نهایی اینکه به نظر میرسه اصلا نباید احساسی و سریع پیش رفت اول باید زمان مناسب رو برای شروع پیدا کرد و بعد ادامه داد. این مراحل که گفتین همش طی یکی دو روز که اتفاق نمیافته درسته؟ حدودا چه زمانی برای مثلا تا مرحله سه حتی لازمه؟!! حالا از مرحله 4 به بعد که بحث اشنایی هست وقت میبره.ولی اون سه چهار مرحله اول رو طی چه مدتی باید پیش ببرم؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط m1392,saba21,محسن عزیزی

  9. ارسال:15#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط hamid368 نمایش پست ها
    واقعا ممنونم ازتون اقا محسن و امیدوارم که بتونم به نتیجه مثبتی برسیم.انشالا در فرایند کار بازم میام از کمکاتون استفاده میکنم.
    سوال نهایی اینکه به نظر میرسه اصلا نباید احساسی و سریع پیش رفت اول باید زمان مناسب رو برای شروع پیدا کرد و بعد ادامه داد. این مراحل که گفتین همش طی یکی دو روز که اتفاق نمیافته درسته؟ حدودا چه زمانی برای مثلا تا مرحله سه حتی لازمه؟!! حالا از مرحله 4 به بعد که بحث اشنایی هست وقت میبره.ولی اون سه چهار مرحله اول رو طی چه مدتی باید پیش ببرم؟
    خواهش میکنم

    قطعا همینطوره. باید اصولی پیش بری و بتونی شرایط رو مدیریت کنی

    روندش بستگی به شیوع تعاملت با پدر و مادر داره. به نظر من میتونی ظرف مدت تقریبی یک هفته زمینه سازی لازم رو انجام بدی
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  10. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط hamid368,m1392,saba21,فاطمی

  11. ارسال:16#
    سلام مجدد
    من با دختر خالم که تقریبا همسنیم و دو سال بزرگتره حرف زدم و ماجرا رو درمیان گذاشتم باهاش با توجه به اینکه اونم مثل من خانوادمونو میشناسه و اخلاقای مادرمو میدونه احتمال داد که اگه خودم بخوام حرف بزنم جبهه گیری میکنن و اصلا نمیذارن بحث رو ادامه بدیم.ولی از اونجاایی که خانواده تحت تاثیر حرف دیگران قرار میگیرن گفت که خودت اصلا عجله نکن و نگو بذار من با مادرت حرف بزنم و بگم پسرت از اول که از این خانوم خوشش اومده منو تو جریان گذاشته و به شناخت کافی رسیده(مادرم دخترخالمو دختر امروزی و عاقلی میدونه احتمال میدیم حداقل بشینه به حرفاش گوش بده حالا معلوم نیست نه بیاره یا خیر) و بیاین سن رو بیخیال شین. منتها وقتی با دخترخانوم مورد نظر صحبت کردم گفت فکر نمیکنم مادرت بیاد و تحت تاثیر حرف دختری که همسن بچه شه قرار بگیره و نگی بهتره!!!! نمیدونم کارم درست نیست یعنی و خودم بگم بهتره؟اخه فکر میکنم وقتی یه دختر باهاش حرف بزنه اونم کسی که خودش خواستگارای کم سن داشته شاید بتونه بگه تو دنیای امروز اینقدر درگیر عرف نباشین. مثلا به مامانم بگه که خود دیدی برادرت با پسرش سر لج رفت و در نهایت هم کوتاه اومد پس شما دیگه پسرتونو اینجوری نکنین.چون دختره شاید بشینن بهتر گوش بدن بهش و حداقل اینکه تا اخرش بشینن گوش بدن نه اینکه سریع جبهه بگیرن. نمیدونم کار درستی هست دختری با این سن حرف بزنه با مادرم؟البته با مامانم صمیمی هم هست
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:17#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام حمید عزیز

    آنچه بیان کردید، یک مقدار نگران کننده است. یعنی این احتمال رو تقویت می کنه که شما با درگیر شدن در احساسات، تصمیم نهایی خود رو گرفته اید.

    قرار بر این بود که با روشهایی که بیان شد، عملا پدر و مادر رو درگیر کنید و ازشون مشورت بخواهید، و بگذارید خودشون این دخترخانم رو ببینند و شناختی از ایشون کسب کنند. اگر انتخاب منطقی کرده باشی، لابد میتونی از انتخابت دفاع هم بکنی

    اصطکاک و مخالفت های اولیه والدین، یا صحبت هایی که به مذاقت ممکنه خوش نیاد، در این بین امری طبیعی هست. نباید انتظار داشته باشی پدر و مادری که با ازدواج پسر با دختری بزرگتر مخالف هستند، به یکباره موافقت کامل شون رو ابراز کنند. بگذار اونها هم بررسی کنند، و دلایل و منطق و عقلانیتت رو ببینند. اینها میتونه روی نظرشون اثرگذاره باشه

    اما اگر بنا بر این باشه که از همین حالا با قصد جلب موافقتشون به هر قیمتی پیش بری، خی طبیعی هست که احتمال مقاومت اونها هم بیشتر خواهد بود. آمدن دختر خاله ات در شرایطی که هنوز والدینت در جریان نیستند، ممکنه اونها رو شوکه کنه و به این نتیجه برسونه که پسرشون درگیر احساسات شده و حالا واسطه فرستاده برای جلب موافقت اونها؛ در حالی که قرار بر اینه که نظر اونها رو هم بشنوی. همانگونه که نظرات مشاور و روانشناس رو میشنوی. نباید اینطور باشه که به دنبال نظرات موافق خودت بگردی و صرفا اونها رو دنبال کنی. اسم این مشورت نیست؛ اونوقت صرفا میشه دریافت تایید. هر نظری که منطقی باشه رو خوب گوش کن، تحلیل کن، و سپس نتیجه گیری کن.

    اگر منطقا به این نتیجه رسیدی که انتخابت درست هست(هم بهش علاقه داری و هم معیارها و شرایطت رو داره)، و اونوقت مخالفت غیرمنطقی دیدی، میتونی واسطه بفرستی برای حل مشکل. لابد برای انتخابی که کردی، دلایل خوبی داری. اینطور نیست؟

    پس، بگذار پدر و مادرت هم با ایشون آشنا بشن، دلایل پسرشون برای انتخابش رو گوش بدهند، و بهش در انتخاب درست کمک کنند؛ نه اینکه به هر دری بزنی که نظر خودت رو صرفا بیان کنی و سعی کنی دیگران رو مجاب به پذیرشش کنی
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  13. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط elnaz.t,forsat,hamid368,m1392,niloofarabi,saba21,sokut

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •