تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:hamid368
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستان خواهش میکنم تو این بحث شرکت کنین من حدود یه ساله با دختری آشنا شدم که از لحاظ اخلاقی خانواده تحصیلی حرف نداره و واقعا خانومه.در ضمن این اشنایی اول صرفا به شکل همکلاسی بود و اروم اروم و بعد از شناخت همدیگه بعد از سه چهار ماه حس کردیم که به هم علاقه مند شدیم و در نهایت به ازدواج با هم فکر کردیم.فقط یه بحثی که وجود داره اینه که من 25 ساله و ایشون سه سال بزرگتر از من هستن.هر دو دانشجوی کارشناسی ارشد هستیم. از لحاظ ظاهری به ایشون نمیاد که سنشون اینقدر باشه و روز اول که همکلاس شده بودیم و همه خودشونو معرفی میکردن وقتی فهمیدم سه سال بزرگترن جا خوردم جون صورتشون خیلی بیبی فیس هست. خلاصه که ایشون به خاظر نوع پوششون که خیلی موقر بودن نوع برخوردا و رفتارشون و اینکه فهمیدم خانواده واقعا خوبی دارن و گزینه های مثبت دیگه ای چشم منو گرفتن. در ضمن اشاره کنم که ایشون سطح زندگی متوسط دارن و با ما برابرن پس انگیزه مالی در کار نیست که بگین به خاطر موقعیت شغلی و مالی و تضمین اینده و ... رفتم سراغ ایشون!!!! من از هر جهتی ایشون رو برای ازدواج بهترین گزینه میدونم چرا که همه معیارای منو یه جا دارن.فقط میمونه موضوع سن که برای خودم اهمیتی نداره(البته من چون میخوام زنم کارشناسی ارشد رو حداقل داشته باشه پس با ک دیگه هم بخوام ازدواج کنم حداقل همسنمه پس قصد ازدواج با دختر کمسنتر رو ندارم هم به دلیل داشتن مدرک و هم اینکه دختر زیر 22 سال رفتارهای بچگانه داره هنوز) (از اونجایی هم که بدترین شرایط زن همسن میگیرم پس فکر نمیکنم دراینده برای مثال 45سالگی زن 45 ساله با زن 48 ساله خیلی فرق داشته باشن. اره اگه تصمیمم بر ازدواج با دختری بود که حداقل 5سال کوچکتر بود این موضوع تاثیر گذار بود تو جوانتر نشاون دادن زن.از طرفیم با ازدواج با اختلاف سنی زیاد مخالفم و نمیرم دختری به فرض با 7سال اختلاف بگیرم چراکه در نهایت بعد از مرگ من باید در نظر بگیریم چند سال تنها میمونه) ولی از اونجا که تک پسر هستم و به هرحال عرف براینه که معمولا پسر بزرگتر باشه میترسم از اینکه با خانواده حرف بزنم و مخالفت کنن. اولا نظر شما در مورد این ازدواج چی هست؟ دوما اگه مثبت هست نظرتون چجوری میتونم خانواده رو راضی کنم طوری که همون اول نه نیارن و اوکی بدن و سریع روی لج بازی نرن که تو احساسی برخورد میکنی و نمیخواد و باید یکی کم سن تر بگیری و ..؟ً دختر خانوم به خانوادشون گفتن و خانواده مشکلی با اختلاف سنی نداشتن و گفتن اگه خودت مشکلی نداری عیب نداره .حالا نوبت من شده که بگم و واقعا استرس دارم.اولا که اولین بار هست میخوام در مورد خواستگاری حرف بزنم ثانیا به خاطر حساسیت خانواده روی من میترسم جبهه گیری کنن و نه بیارن و ضربه بخورم.ممنون میشم راهنمایی کنین.حتی اگه میخواین جواب مثبت رو در خطاب به خانوادم بنویسین شاید وقتی ببینن عاقلانه دارم مشاوره هم میگیرم تاثیر مثبت داشته باشه.
    پاسخ با نقل و قول

  2. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط anahid,rahaii,saba21

  3. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    با توجه به نخستین سوال شما یعنی:

    اولا نظر شما در مورد این ازدواج چی هست؟
    ما ابتدا روی این سوال متمرکز میشیم.

    از همین سوال به نوعی مشخص میشه که خود شما هم نگرانی(هرچند مختصری) از این اختلاف سنی دارید. یعنی پیش از اینکه بخواهیم بررسی کنیم که چطور خانواده رو راضی کنید به این وصلت، ابتدا لازمه مساله برای خودتون حل و فصل بشه

    نکته دیگر اینکه نوشته اید چون قصد دارید دست کم با دختری ازدواج کنید که دارای مدرک کارشناسی ارشد باشه، نتیجه گرفته اید که بنابراین در بهترین شرایط سنی، گزینه شما همسن شما خواهد بود و بنابراین تفاوت چندانی نمی کنه که حالا مثلا سه سال هم بزرگتر باشه. خب، این نتیجه گیری تنها در صورتی میتونه درست باشه که شما قصد داشته باشید همین الان ازدواج کنید. به طور مثال، اگر شما یک سال دیگه بخواهید ازدواج کنید، و مثلا در مقطع دکترا باشید، اونوقت گزینه هایی رو میتونید پیدا کنید که با یک سال اختلاف سنی کمتر از شما، دارای مقطع ارشد هستند(کاری به استثناها که مثلا جهشی خواندند یا سریعتر اومدن دانشگاه هم نداریم).

    آنچه از صحبت های شما به نظر میرسه، اینه که شما پس از اینکه علاقه ایجاد شده، و متوجه سن ایشون شدید، تردید کردید. نه لزوما، ولی احتمالا، اگر از ابتدا سن ایشون رو می دانستید، ممکن بود تجدید نظر کنید.

    اما، به طور کلی باید گفت که مساله اختلاف سنی امر مطلقی نیست و میشه نمونه هایی رو آورد که خانم از آقا بزرگتر هستند و زندگی بسیار موفقی هم دارند. ولی چند نکته رو موظف هستم به شما گوشزد کنم تا بتوانید تصمیم مناسب رو خودتون بگیرید.

    در رابطه با اختلاف سنی، دست کم باید به موارد زیر توجه داشته باشید(کاری به موارد استثنا نداریم):

    اول اینکه بازه زمانی باروری در خانمها محدود هست، و زمان باروری بهینه هم به همین ترتیب؛ اما آقایون متفاوتند. این نکته در زمینه مسائلی چون نیاز جنسی و فرزندآوری دخیل هست.

    دوم اینکه دید طرفین درباره این موضوع بسیار مهم هست. اگر مرد یا زن نسبت به این مساله مقداری حساسیت داشته باشند، احتمال اینکه حرف دیگران روی آنها اثرگذار باشد، و مشکل آفرین شود وجود دارد.

    سوم جلب موافقت والدین هست. نفوذ والدین بر زوجین در صورت مخالفت زیاد آنها با این مساله، باید مورد توجه قرار گیرد.

    چهارم نقش همسری هست. باید دقت کرد که مرد طالب مدیریت بر امور زندگی هست و عدم پذیرش این مساله از طرف همسری که از وی بزرگتر هست، میتونه زمینه ساز مشکل باشه. همچنین زن باید توجه داشته باشه که برای همسرش که از وی کوچکتر هست، مادری نکنه

    پنجم مبحث استقلال اقتصادی هست. از آنجا که ممکنه مرد در سنین پایینتر هنوز استقلال مالی نداشته باشه، هر دو طرف باید پیش از هرچیز این مورد رو برای خود حل و فصل کنند(یعنی یا کسب استقلال مالی یا کنارآمدن با مساله تا زمان مستقل شدن).

    ششم اینکه معمولا خانمها پختگی زودتر خانم ها در مسائل زندگی و عمیق تر شدن آنها در مسئولیت پذیری، ممکن است این توقع را در آنها ایجاد کند که مرد هم باید چنین پختگی را همزمان با آنها داشته باشد.

    البته بلوغ اجتماعی، عقلی و عاطفی هم در این رابطه حائز اهمیت هست. اگر سن شما و ایشون به طور مثال 18 و 21 بود، قضیه بسیار متفاوت می بود.

    باز هم تاکید میکنم که اختلاف سنی امر مطلقی نیست و به شرایط دیگر هم بستگی دارد؛ منتها وظیفه دارم تا مسائل احتمالی که در زندگی پیش می آید را گوشزد کنم.

    به نظر من ابتدا مساله رو برای خودتون حل کنید، سپس درباره خانواده صحبت بشه. عجله هم نکنید و درباره موارد بیان شده خوب فکر کنید. یکی از بزرگترین انتخاب های زندگی انسانها، انتخاب همسر هست.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_05_31 در ساعت 12:25
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  4. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط elnaz.t,fateme7393,hamid368,m1392,mehrdad539,niloofarabi,rahaii,ویونا شاکری,حسینی

  5. ارسال:3#
    با سلام
    در تکمیل حرف های دوست عزیزم باید بگم که از نگاه دینی هم بخوایم به قضیه نگاه کنیم منعی در رابطه با اینکه زن بزرگتر از مرد هست نداریم و اگر تاکید میشه که بهتره مرد دو سه سالی بزرگتر باشه به این خاطر هست که خانم ها معمولا زودتر به بلوغ عقلی و جنسی می رسند و کلا از سنین کودکی راه رفتن و سایر کارها رو دخترها زودتر از پسرها انجام می دهند.
    ولی یکسری نکاتی هست که باید عرض کنم:
    اگر خانواده شما مخالفت کردند که با توجه به تک پسر بودنه شما احتمالش زیاد هست شما باید با دلایل منطقی قانعشون کنید و در واقع باید خصوصیات مثبت اون خانم اونقدری باشه که خانواده این خصوصیت به ظاهر منفی رو نبینند. با توجه به اینکه خیلی از خانواده ها به اصطلاح خودمون نگران حرف مردم هستند ممکنه این نگرانی رو داشتنه باشند که فردا روز اگر ازشون پرسیدند عروستون چند سالشه اطرفیان کنایه بزنن بهشون که البته اون باز برمیگرده به عرفی که در فامیل های شما هست.
    اما نکته مهم: در صورتی که خوده اون خانم با این قضیه مشکلی نداشته باشند باز هم شما باید یه چیزی رو از همین الان براشون روشن کنید:
    اینکه تصمیم گیرنده چه کسی خواهد بود؟درسته که باید دو طرف با هم مشورت کنند باید قبول کرد در یک خانواده ایرانی مرد هست که حرف اول و آخر رو میزنه.به عنوان مثال شما میخواید جایی برید اما شما صلاح نمی دونی امروز بری و میخوای فردا بری و دلایل خودت رو داری آیا ایشون با توجه به اینکه از نظر سنی از شما بالاتر هستند حرف شما رو گوش خواهند کرد؟البته این یه مثال ساده بود ولی در سایر تصمیمات فکر میکنید به حرف شما گوش می کنند یا ممکنه شما رو بچه تر از خودشون بدونن؟
    اینو از همین الان باید مشخص کنید هرچند بعضی از مردها هم هستند که با این قضیه که همسرشون تصمیم گیرنده باشه مشکلی ندارند و زندگی خوبی هم دارند.
    پاسخ با نقل و قول

  6. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,hamid368,m1392,niloofarabi,محسن عزیزی,حسینی

  7. ارسال:4#
    با تشکر از دوستان پاسخگو.باید بگم که من از ابتدا سن این خانوم رو میدونستم وقتی روز اول همکلاس شدیم و همکلاسی ها خودشون رو معرفی می کردن وقتی فهمیدم سه سال بزرگتر هستن جا خوردم چون اصلا به صورتشون نمیخورد!!! پس از ابتدا که هیچ عشقی هم وجود نداشت این موضوع رو میدونستم و البته این رو هم بگم که علاقه ای که شکل گرفت بعد از مدت حدود 4 ماه بود و باز هم وقتی هر دو طرف به هم علاقه پیدا کردیم باز هم سه ماه طول کشید تا به ازدواج فکر کنیم یعنی همدیگه رو کامل شناختیم.پس به هیچ وجه احساسی برخورد نشد.
    در مورد احتمال اینکه زن احساس بزرگی کنه و مرد مدیریت رو از دست بده صد در صد و با اطمینان میگم این اتفاق نمیفته.این خانوم بسیار باشخصیت هستن و همین الان هم ایشون به قول خودشون واقعا از من حساب میبرن و این به خاطر نوع برخورد من بوده که اصلا ایشون یادشون رفته بزرگتر هستن و هیچ وقت هم اینو به من نگفتن که بزرگترم و ... و حتی جایی میخوان برن از من اجازه میگیرن.پس با شناختی که دارم و اینکه حرف زدم باهاشون همون اول که مرد دوست داره مدیر باشه و دستور نگیره پس باید به این موضوع احترام بذاری و ایشون خیلی عاقلانه این موضوع رو خودشون هم قبول داشتن.
    میگین که من خودم برام این موضوع حل نشده میگم که حل شده و از اول هم میدونستم ایشون بزرگتر از من هستن و باز هم پیشنهاد ازدواجج داده شد.منتها شاید سوال رو بد مطرح کردم.منظورم اینه که چون از یائسگی و .. اطلاع ندارم وقتی به سن 47 برسم ایشون 50ساله هستن و شنیدم یائسه میشن(به هر حال مسئله جنسی موضوع مهمی در زندگی هست) ایا در این سن کامل نیاز جنسی رو از دست میدن و دیگه مرد هم به تبعیت از زن نباید دنبال رفع نیاز جنسی باشه؟ دیگه کامل رابطه جنسی از اون سن به بعد حذف میشه؟ یا انجام میشه ولی دیگه زن هیچ لذتی نمیبره ؟!!!! میتونین این موضوع رو برام توضیح بدین.اگه نیاز زن از بین میره پس اینجوری مرد باید بره و زن 10 سال کوچکتر بگیره که وقتی مرد 60ساله بود زن تازه نیازش از بین بره!!!!!!!!!!!!!!!! بازم دو سال کوچکتر بودن زن چیزیو حل نمیکنه فوفش مرد به جای اینکه تا 52سالگی رابطه داشته باشه تا 50 سالگی داره!!!! یکی هم اینکه با توجه به اینکه ایشون همین الانم صورتشون از سن کمتر هست در اینده هم اینجوره؟ اینقدر نظر مشاورا رو در این موارد خوندم منم برام سوال شد اگه نه فکر نمیکردم. و اینم بگم در این موارد هم حرف زدم باهاشون و گفتم که باید زیبایی خودتو حفظ کنی حتی تو سن بالاتر و زندگی نشه بچه داری و بی توجهی به خودتو همسرت.خواهشا فکر نکنین این موضوع از عشق برام مهمتره نه اصلا ولی یکی از موضوع هایی که روی عشق و نزدیک شدن بیشتر و کیفیت زندگی تاثیر داره.به هرحال نیازیه که باید رفع شه.
    موضوعی که باعث شد سوال اولو بپرسم بیشتر نگرانیم در مورد برخورد خانوادم بود.
    باید اینم بگم در مورد هر مسئله ای با هم حرف زدیم حتی موضوع بچه دار شدن که گفته دو تا بچه لازمه من هم موضوع سن و اینکه زن بهتره تا 35 بچه دار شه رو پیش کشیدم و گفتم من نمیتونم پدر 27یا 28 ساله باشم پس باید صبر کنی که حداقل 30 ساله شم تا از لحاظ مالی هم توان داشته باشم.گفتم فکر اینو بکن در این صورت من 30 ساله و تو 33ساله هستی که اولین بچه رو به دنیا میاری و نهایت تا بچه اول 2ساله میشه مجبوری بچه دومت رو به دنیا بیاری. پس ما در مورد خیلی چیزها با هم صحبت کردیم و نتایج مثبتی رو هم به دست اوردیم.
    و البته در مورد موضوع اقتصادی هم حرف زدیم و ایشون یک سال پایینتر ازمن هستن یعنی ترم دوی ارشد و من ترم اخر و البته خداروشکر از لحاظ ماشین و خونه تامین هستم ولی از لحاظ مالی باید خودم خرج ازدواج و زندگی رو کم کم به دست بیارم.رشته ی ما رشته ی بادرامدی هست و نیازی به استخدام نیست و به طور ازاد هم میتونیم وارد بازار شیم.ایشون قبول دارن که من بعد از فارق التحصیلی هم یه زمانی لازم دارم تا ایشون درسشون تموم میشه یه مقدار درامد کسب کنم پس در این زمینه هم صحبت کردیم.البته ایشون هم دختری کم توقع هستن و حتی قبل از بحث ازدواج میدونستم که خودشون کار کردن پول جهیزیه رو جور کردن که به پدرشون فشار نیاد پس ایشون معلومه با شوهرشم راه میاد. و خودشم بارهای عنوان کرده که قرار نیست اول زندگی همه چی عالی باشه و زن و شوهر باید با هم بسازن در این صورته که قدر زندگی رو میدونن و همدیگه رو سهیم میدونیم تو ساخت زندگی و من من من نداریم در این ورت بلکه ما با هم ساختیم.
    حالا با توجه به توضیحای من لطف میکنین اگه دوباره مسائل جا افتاده رو توضیح بدین برام.ممنون

    بهتر میدونم در مورد بحث خانواده دو مثال هم براتون ذکر کنم که شرایط خانواده رو بشناسین و بهتر راهنمایی کنید.
    یکی اینکه پسرداییه من حدود 5 سال پیش دختری رو که همکارش بود میخواست و دختر دو سال بزرگتر بود پسردایی من هم تک پسر. خانواده پسر شدیدا با وصلت مخالفت کردن طوری که کار به لج بازی کشید و قبول نمیکردن به هر حال بعد از 1 سال اصرار داییم راضی شد و دختر رو براش گرفت البته نه با رضایت قلبی!!!! ولی بعدها که فهمیدن دختر خوبیه الان دختر شدیدا مورد احترامشونه و قبولش دارن. مادر من هم اون موقع راضی نبود ولی یه مدت پیش به داییم گفت دختر خوبی دراومد الان پشیمون نیستی اون موقع گیر دادی؟!! ولی خوب بازم احتمال میدم برای من چون تک پسرم و به خاطر شرایط و اخلاق خوبو ... روووم خیلی حساسن و میخوان بهترین دختر ممکن رو بگیرن. یه اشنای دور هم دختری رو گرفت دو سال بزرگتر. مامانم بعدها که فهمید با تعجب مظرح کرد دو سال دختر بزرگتره!!!!!!!!!!!!!!!!! ولی همین یه مدت پیش ووقتی با هم دیدشون گفت بهم میان
    دوم اینکه یه بار بابام برام دختری رو انتخاب کرده بود از خانواده ی عالی و طرف پزشک بود ولی وقتی داییام بهش گفتن که بزرگتر از پسرته بیخیال شد و دیگه پیگیری نکرد و دیگه به من هم معرفیش نکرد. واقعا نمیدونم چجور بیان کنم مووع رو
    پاسخ با نقل و قول

  8. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,mehrdad539,محسن عزیزی

  9. ارسال:5#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز:

    ببينيد اختلاف سنی بین زوجین عموما نباید زیاد باشد بخصوص اینکه دختر نباید به آن حد از پسر بزرگتر باشد مثلا اگر دختری دو سال بزرگتر است این شاید اشکالی نداشته باشد اما 3 يا 5 سال قدری زیاد است در نتیجه در صورت ادامه رابطه باید به نکات زیرتوجه نماید:


    یک>چون سن شما كمتر است احتمال دارد شما امتیاز خاصی را بر خود قائل شويد یعنی فرض کنيد چون زنی بزرگتر از خود را گرفته ايد به نوعی ایثار در عشق کرده،،درنتیجه شاید توقع و انتظار شما بعد از ازدواج از ايشان بالا رود بنابراین باید دقت کنید و ببینید که آیا تحت شرایط منطقی ايشان را انتخاب کرده یا احساسی پیش می رويد


    دو>خانواده دو طرف در این جریان نقش زیادی برعهده دارند بخصوص خانواده شما ،،اگر خانواده ها از ابتدا به جد با این ازدواج مخالفت کردند و ايشان را به عنوان عروس خود نپذیرفتند یا برخورد خوبی با ايشان نداشتند توصیه می کنم در این صورت با احتیاط بیشتری عمل نمايید و قدری تامل کنید و ببینید آیا بعد از ازدواج طاقت حرف و حدیث های اطرافیان و انتقادهای انان را دارید؟!!

    این در صورتی است که اگر شما زوج موفقی باشید دیگران خواهند گفت واقعا خوشبخت هستند ولی اگر زوج موفقی نباشید اولین برچسبی که به شما خواهند زد می گویند این مشکلشان بدلیل "اختلاف سنی" است حال آنکه شاید اصلا ربطی به اختلاف سنی نداشته باشد


    سه>خود شما در این ازدواج نقش اساسی برعهده داريد آیا شما به آن حد به بلوغ فکری و ثبات تصمیم گیری رسیده ايد که بعد ازدواج با حرف و سخن دیگران مبنی بر بزرگ بودن ايشان "نظرتون " عوض نشود؟!...یا نه>؟


    چهار> وقتی سن زنی در ازدواج بزرگتر از مرد باشد در نتیجه زن باید در روابط جنسی تنوع و تحرک بیشتری از خود نشان دهد تا مبادا همسر بپندارد عدم شوق زنش به علت بزرگ بودن سن اوست

    لذا باید توجه داشته باشید آیا از نظر ویژگی های شخصیتی تناسب دارید به صورتی که ایشان و شما هر دو درون گرا هستید یا برون گرا؟ اگر ایشان دارای هیجان زیاد بوده و بیشتر از شما فعال باشند احتمالا در آینده درون گرا بودن شما را نشانه بی توجهی می داند.


    اما در نظر داشته باشيد اگر می خواهی همسری بزرگتر از خود انتخاب نمایی باید به نکات زیر توجه نمایی:

    یکم: بایددر نظر داشته باشی که همسرآینده تان در کل معیارهای مدنظر شما نمره حد مطلوب را داشته باشد


    مثلا> در خویشتن داری...در مسئولیت پذیری...در ایمان و غیره

    دوم:علاوه بر توجه به سن اصلی ایشان باید به بلوغ عقلی...اجتماعی او هم توجه داشته باشی یعنی چه؟

    یعنی آیا همسرآینده ات علارغم اینکه سه سال از شما بزرگتر است اما روحیه خوبی دارد؟! شاداب است؟! آیا تمایلات و علاقه مندی های مشترک بین شما زیاد است؟!

    سوم:ظاهر و عقاید او: آیا ظاهرش نسبت به سن شناسنامه ای او کمتر نشان می دهد... آیا طرز فکر و عقایدش نسبت به شما برابری دارد؟


    چهارم: هنگامی که دختر بزرگتر از پسر است نقش خانواده ها دوبرابر می شود یعنی اگر یکی از خانواده ی دو طرف مخالف این ازدواج باشند به احتمال قوی در آینده هر مشکل کوچکی را به بزرگ بودن دختر یا کوچک بودن پسر نسبت می دهند


    پنچم: تردید نداشته باش: اگر در طی این مسیر تردید و دلشوره داشته باشی و به همین منوال تا ازدواج ادامه دهی بدان به خطا رفته ای... هرگز تا قبل از اینکه بر تردید خود غلبه نکرده ای ازدواج نکن.

    در کل توصیه ام این که است که معیارهای خود را طبقه بندی کنید.


    یعنی اگر این خانم در معیارهایی اساسی مانند " ایمان...بلوغ عاطفی و اجتماعی...و سایر معیارها" در وضعیت خوبی قرار دارد و "تفاهم" بین شما زیاد است در این صورت ضرورت توجه به "سن و سال" در مرتبه بعدی قرار گرفته و از اهمیت کمتری برخوردار است.


    در آخر توصیه می کنم با در نظر گرفتن تمام مطالبی که گفتم دست به انتخاب بزنید و هیچ عجله ای در ازدواج نداشته باشید


    موفق باشيد



    ویرایش توسط rahaii : 2014_05_31 در ساعت 15:10
    عشق را از ماهی بیاموز که چه بی پاسخ ، آب را پر از بوسه های عاشقانه می کند
    پاسخ با نقل و قول

  10. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط elnaz.t,hamid368,m1392,حسینی

  11. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط rahaii نمایش پست ها
    سلام دوست عزيز:

    ببينيد اختلاف سنی بین زوجین عموما نباید زیاد باشد بخصوص اینکه دختر نباید به آن حد از پسر بزرگتر باشد مثلا اگر دختری دو سال بزرگتر است این شاید اشکالی نداشته باشد اما 3 يا 5

    سال قدری زیاد است در نتیجه در صورت ادامه رابطه باید به نکات زیرتوجه نماید:

    یک>چون سن شما كمتر است احتمال دارد شما امتیاز خاصی را بر خود قائل شويد یعنی فرض کنيد چون زنی بزرگتر از خود را گرفته ايد به نوعی ایثار در عشق کرده،،درنتیجه شاید توقع و

    انتظار شما بعد از ازدواج از ايشان بالا رود بنابراین باید دقت کنید و ببینید که آیا تحت شرایط منطقی ايشان را انتخاب کرده یا احساسی پیش می رويد

    دو>خانواده دو طرف در این جریان نقش زیادی برعهده دارند بخصوص خانواده شما ،،اگر خانواده ها از ابتدا به جد با این ازدواج مخالفت کردند و ايشان را به عنوان عروس خود نپذیرفتند یا

    برخورد خوبی با ايشان نداشتند توصیه می کنم در این صورت با احتیاط بیشتری عمل نمايید و قدری تامل کنید و ببینید آیا بعد از ازدواج طاقت حرف و حدیث های اطرافیان و انتقادهای انان را

    دارید؟!! این در صورتی است که اگر شما زوج موفقی باشید دیگران خواهند گفت واقعا خوشبخت هستند ولی اگر زوج موفقی نباشید اولین برچسبی که به شما خواهند زد می گویند این مشکلشان

    بدلیل "اختلاف سنی" است حال آنکه شاید اصلا ربطی به اختلاف سنی نداشته باشد

    سه>خود شما در این ازدواج نقش اساسی برعهده داريد آیا شما به آن حد به بلوغ فکری و ثبات تصمیم گیری رسیده ايد که بعد ازدواج با حرف و سخن دیگران مبنی بر بزرگ بودن ايشان

    "نظرتون " عوض نشود؟!...یا نه>؟

    چهار> وقتی سن زنی در ازدواج بزرگتر از مرد باشد در نتیجه زن باید در روابط جنسی تنوع و تحرک بیشتری از خود نشان دهد تا مبادا همسر بپندارد عدم شوق زنش به علت بزرگ بودن سن

    اوست


    باید توجه داشته باشید آیا از نظر ویژگی های شخصیتی تناسب دارید به صورتی که ایشان و شما هر دو درون گرا هستید یا برون گرا؟ اگر ایشان دارای هیجان زیاد بوده و بیشتر از شما فعال

    باشند احتمالا در آینده درون گرا بودن شما را نشانه بی توجهی می داند.


    اما در نظر داشته اگر می خواهی همسری بزرگتر از خود انتخاب نمایی باید به نکات زیر توجه نمایی:

    یکم:بایددر نظر داشته باشی که همسرآینده تان در کل معیارهای مدنظر شما نمره حد مطلوب را داشته باشد


    مثلا> در خویشتن داری...در مسئولیت پذیری...در ایمان و غیره

    دوم:علاوه بر توجه به سن اصلی ایشان باید به بلوغ عقلی...اجتماعی او هم توجه داشته باشی یعنی چه؟

    یعنی آیا همسرآینده ات علارغم اینکه سه سال از شما بزرگتر است اما روحیه خوبی دارد؟! شاداب است؟! آیا تمایلات و علاقه مندی های مشترک بین شما زیاد است؟!

    سوم:ظاهر و عقاید او: آیا ظاهرش نسبت به سن شناسنامه ای او کمتر نشان می دهد... آیا طرز فکر و عقایدش نسبت به شما برابری دارد؟


    چهارم: هنگامی که دختر بزرگتر از پسر است نقش خانواده ها دوبرابر می شود یعنی اگر یکی از خانواده ی دو طرف مخالف این ازدواج باشند به احتمال قوی در آینده هر مشکل کوچکی را به بزرگ بودن دختر یا کوچک بودن پسر نسبت می دهند


    پنچم: تردید نداشته باش: اگر در طی این مسیر تردید و دلشوره داشته باشی و به همین منوال تا ازدواج ادامه دهی بدان به خطا رفته ای... هرگز تا قبل از اینکه بر تردید خود غلبه نکرده ای ازدواج نکن.


    در کل توصیه ام این که است که معیارهای خود را طبقه بندی کنید.
    یعنی اگر این خانم در معیارهایی اساسی مانند " ایمان...بلوغ عاطفی و اجتماعی...و سایر معیارها" در وضعیت خوبی قرار دارد و "تفاهم" بین شما زیاد است در این صورت ضرورت توجه به

    "سن و سال" در مرتبه بعدی قرار گرفته و از اهمیت کمتری برخوردار است.



    در آخر توصیه می کنم با در نظر گرفتن تمام مطالبی که گفتم دست به انتخاب بزنید و هیچ عجله ای در ازدواج نداشته باشید

    موفق باشيد


    با تشکر از شما: در صورتی که به نظر من قبل از پست خودتون مراجعه کنید میبینید که فرایند ایجاد عشق و فکر به ازدواج حدود هفت ماه بود یعنی اصلا احساسی نبود و بعد از اینکه کامل شناخت پیدا کردیم به این نتیجه رسیدیم.در جواب سوال های شما:
    یکم: ایشون دختری مومن ، با وقار، نجیب، پاک، قابل اعتماد، با خانواده ای خیلی خوب، بسیار خوش اخلاق ، مهربون، کم توقع، و ... هستن
    دوم و سوم:بله صورت ایشون نسبت به سنشون خیلی کمتره طوری که روز اول قبل از شکل گیری هر رابطه ای وقتی فهمیدم سه یال بزرگترن تعجب کردم!!!شاید به دلیل اینه که هنوز ارایش نکردن و اصلاح هم نکردن!!! از لحاظ روحیه علاوه بر اینکه بسیار خانوم و موقرن خیلی روحیه ی بچه گانه و پر شوری هم دارن و ازشون خواستم که خواهشا حتی در سن بالا هم این اخلاق دخترونه رو تغییر نده. تو این مدت که حرف زدیم واقعا مشابهات زیادی یافتیم طوری که گفتیم عجب تو این موضوع چقدر شبیه منی!!!!!
    چهارم. خانواده ی اشون هیچ مخالفتی ندارن چرا که دخترخانوم بیان کرده که همچین کسی خواستگاره و گفتن اگه خودت مشکلی نداری عیب نداره. ولی از طرف خانواده خودم مطمئن نیستم و بیشتر زدن این پست برای مشاوره این زمینه بود که اگه مخالفت کنن چی؟!!! البته خانوادم معمولا با من مخالفت نمیکنن و همیشه به نظر من احترام گذاشتن ولی این یه موضوع حساسه و سه سال رو ممکنه ایراد بگیرن اگه یه سال بود با اطمینان هیچی نمیگفتن. در من در صورتی که الان قبول کنن در اینده دخالت نمیکنن چون اخلاقای خوبی دارن و اینو میدونم وقتی قبولش کردن بهش احترام میذارن اما نمیدونم قبول مینن یا نه سریع جبهه گیری میکنن.
    پنجم : در مورد خود دختر تردید ندارم که وارد زندگی هرکسی بشه باعث خوشبختیش میشه . تردید من و استرسم بابت حرف مردم و ... نیست چون اصولا ادمی هستم که حرف مردم برام مهم نبوده هیچ وقت . ولی موضوع تردید در مورد نو برخورد خانواده خودم با مساله هست که تو ذوقمون نزنن و بد برخورد نکنن.
    پاسخ با نقل و قول

  12. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط m1392,rahaii,حسینی

  13. ارسال:7#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    توضیحات خیلی خوبی دادی حمید جان

    از صحبت هات به نظر میرسه که خودت هم پسر فهمیده ای هستی و سعی می کنی با منطق پیش بری و البته نکته بسیار مهم در شخصیتت، توجه به اهمیت نظر و رضایت والدینت هست

    خب ابتدا درباره سوالی که پیرامون یائسگی مطرح کردی پاسخ می دهم:

    زنان در هنگام تولد، همه تخمک هایی که در طول عمر آزاد می کنند رو در خود دارند؛ اما مردان این توانایی رو دارند که همواره اسپرم های جدید تولید کنند. هورمون هایی که باعث قاعدگی در زنان میشن، در دوران پیش_قادعدگی تدریجا کاهش پیدا می کنند که این کاهش بر زنان چندین تاثیر داره

    کاهش در هورمون استروژن ، یکی از پیامدهاش نازک شدن پوشش مجاری تناسلی و در نتیجه ایجاد احساس خشکی در این مجرا در زنان هست که منجر به مقاربت دردناک میشه و میل شون رو کاهش میده. اما خب میشه از ژل ها و فراورده های بهداشتی لغزنده کننده مناسب استفاده کرد و این مساله رو کاهش داد یا برطرف نمود.

    البته واکنش زنان به یائسگی تا حدودی متفاوت هست. بیشتر زنان احساس می کنند تمایلشون به روابط زناشویی با همسر کاهش پیدا میکنه، برخی تفاوت چندانی با قبل احساس نمی کنند و حتی برخی ممکنه افزایشی نسبی در تمایل به برقراری رابطه جنسی با همسر پیدا کنند(شاید به دلیل اینکه استرس باردار شدن رو کمتر تجربه می کنند).

    به هر روی، در صورتی که فرد مورد نظرت، ملاک های اصلی ات برای ازدواج رو داره، اونوقت این مساله کمرنگ تر جلوه میکنه. خب، طبیعیه که در شرایط مساوی(یعنی زمانی که دو گزینه شرایط مشابه دارند ولی یکی سنش بیشتره و دیگری سنش کمتره)، کسی که سنش کمتره اولویت داره. اگر هم فاصله سنی زیاد باشه(مثلا دختر 6 سال بزرگتر از پسر باشه)، اهمیت این مساله مطمئنا بیشتر خواهد شد(اما باز هم باید دقت کرد که ما درباره انسان ها صحبت می کنیم و درباره مسائل روانشناختی و انسانی، اینطور نیست که صد در صد نظری بدهیم).

    اگر پاسخ سوالاتت در این زمینه رو دریافت کردی، بریم سراغ مساله بعدی ات، یعنی جلب رضایت والدین
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  14. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط hamid368,m1392,niloofarabi,حسینی

  15. ارسال:8#
    سلام اقامحسن و واقعا ممنونم از وقتی که میذارین و خوشحالم با انجمن به این خوبی اشنا شدم و قطعا از کاربرای همیشگیش خواهم شد.
    پس در واقع یائسگی به معنای از دست دادن قدرت باروری هست و نه نیاز جنسی درسته؟ گفتین که ممکنه سه حالت رخ بده براشون یا کاهش یا بی تغییر یا افزایش!! پس به هر حال باز هم زن به فرض 58 ساله شده و من 55 ساله نیاز جنسی دارن دیگه و در صورتی که مسائلی که گفتین توجه بشه از رابطه مثل گذشته لذت خواهند برد و ارضا شدن براشون وجود خواهد داشت یا نه این موضوع هم حذف میشه؟چرا که مرد تا اخر هم قدرت باروری داره هم نیاز جنسی هم ارضا شدن.ولی ایا زن فقط قدرت باروری از دست میده و حتی اگه در نظر بگیریم نیاز جنسیش کاهش پیدا کنه لذت جنسی هم نمیبره و دیگه به ارگاسم رسیدن یا کلا لذت در طول رابطه از بین میره؟ چون در این صورت وقتی ببینی زنت لذتی نمیبره و فقط برای اینکه تو نیازتو برطرف کنی باهات همراهی میکنی مرد هم کم کم سرد میشه.(مخصوصا من که عاشقانه با زنم برخورد خواهم کرد میترسم از اذیت شدنش و اینکه فقط مجبور باشه و لذتی نبره) این سوال از اونجایی برام پیش اومد و فهمیدم که مساله رابطه زناشویی تو سن بالا هم خیلی اهمیت داره که از به طریقی فهمیدم زن یکی از اشناها یائسه شده و مرد شدیدا افسرده شده بود به خاطر اینکه مدتی بود رابطه ای نداشت به طوری که یه روز منو نصیحت میکرد که درسته تو زندگیم موفق بودم ولی تو سعی کن زن نگیری!!! زندگی اصلا رابطه جنسی نیست که اونقدر مهم باشه بخوای عشقو فداش کنی ولی به هر حال میتونه روی کیفیت زندگی تاثیر بذاره. سوال دیگم این بود ک ایا دختری که الان سنش کم نشون میده کلا دراینده هم اینجور خواهد بود؟ و ایا روحیشون شاد باقی میمونه؟دختر خانوم که میگفت بستگی به زندگی داره اگه شاد پیش بره قاعدتا من حتی تو 50 سالگی هم مثل همین روزا حتی بچگانه هم برخورد میکنم و شوور و هیجان خواهم داشت. چون اینقدر مقاله خوندم و نظر که میگفتن زن از 35 به بعد به خاطر زایمان افت پیدا میکنه مرد هنوز خوشگله بعد واقعا تاثیر میذاره طوری که عاشقش باشی هم باز افت محسوس زیباییشو حس میکنی و ....!!! یعنی واقعا میتونه حتی رو کسی که عاشق زنش هم هست تاثیر بذاره و راهی برای تعویق پیر شدن صورت نیست؟!!!
    البته بازم تاکید میکنم که ایشون علاوه که الان صورت خوبی دارن به لحاظ اخلاقی نوع برخورد با من و سایرین اینقد خوبن که صورت ایشون الانشم برام از اهمیت بالایی برخوردار نیست.هر زیبایی بالاخره بنا به حکم طبیعت به سمت پیری میره.ولی دوست ندارم یه روزی به گوشش برسه که مثلا فلان اشنا گفته زنش سنش بیشتر از پسره به نظر میرسه و این به خانوم ضربه میزنه!برای همین ازشون خواستم که بعدها خودشونو درگیر بچه داری و مسائل حاشیه ای نکنن و خودشونو و زیباییشونو فراموش کنن که همچین مسائلی پیش نیاد که بعدا ناراحتشون کنه. پس کاملا مطمئنم اخلاقای خوب ایشون در صورتی که همواره شاد و پر شور و عاشق باشن نمیذاره اصلا به این مسائل فکر کنم ولی خوب اینقدر نظرات شنیدم که رو موضوع جنسی و زیبایی مانور داده بودن گفتم شاید واقعا تاثیر به سزایی داره و بذار در موردش منطقی سوال کنم .ممنون میشم اگه جواب این موضوع رو بدین. و اگه فکر میکنین با توجه به توضیحاتم دختر رو خوب شناختم و گزینه ی مناسبی میدونمش شما هم موافق هستین با اینکه احساسی نبوده و واقعا بهشون به خخاطر خصوصیات مثبتی که عرض کردم علاقمند شدم و ازدواج موفقی خواهد بود؟
    در ادامه وقتی خواستین موضوع رو بهتر تحلیل کنین هم موضوع ازدواج با چنین شرایطی میتونین نظرتون رو در این مورد که با شناخت همراه بوده و میشه سن رو ندیده گرفت طوری در خطاب به خانوادم بیان کنین ککه بعدا نشونشون بدم؟ چون تو اینترنت موارد مثبت نظر مشاورها رو جدا کردم و فایلی کردم با یه روانشانسم صحبت کردم و نظر مثبت ایشونو هم برداشتم تا به خانوادم نشون بدم بلکه تاثیری داشتهه باشه و بدونن قبل هر اقدامی هم دارم نظر اونا رو میدونم هم شدیدا دارم مشاوره میگیرم که مطمئن شم مشکلی از هیچ نظری نیست.
    بعد هم لطف میکنین و به این سمت برین که اصلا چجوری میتونم خانواده رو راضی کنم در حالی که اون اوایل حتی دوستای خانوم میخواستن ایشونو منع کنن میگفتن سنتون به هم نمیخوره یا دوست من هم وقتی فهمید یگفت بهش وابسته نشی سه سال زیاده!! من به خانوم گفتم به حرف مردم توجه نکن ما خودمون باید قبول میکردیم که کردیم فقط میترسم از اینکه وقتی دوستا اینجوری برخورد کردن و سریع جبهه گیری کردن خانوادم چی میگن!!!! و البته اینم بگم که بعدها اگه بهشون برسم ذره ای حرف مردم برام اهمیت نداره که بگن زنش بزرگتره این مووع برای خودم مهم نیست حرف مردم که بیخیال چون هر ازدواجی کنی مردم بازم حرف میزنن پس بهتره توجه نکنی.

    باز هم در نهایت تاکید دارم که این خانوم وارد زندگی هر کسی بشن خوشبختی میارن چون ویژگی های مثبتشون بالاست و من هم از این مطمئنم باعث خوشبختی من هم میشن
    پاسخ با نقل و قول

  16. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط m1392

  17. ارسال:9#
    قبل از اینکه متن رو بخونین عذر میخوام طولانی میشه ولی خوب راهنمایی نیاز دارم.
    و عنوان میکنم تاکید من به موضوع هایی که بحث میکنم به معنای خیلی مهم بودن اون موضوع برام و اولویت بودن و ترجیح دادنش به اخلاقای خوب خانوم نیست نه فقط میخوام اطلاعاتم بالا بره و منطقی کنار احساس و عشقی که به ایشون دارم تصمیم بگیرم که زندگی همیشه خوبی داشته باشم چرا که زندگی فقط همین روزای جوونی و عشق و شور و هیجان الان نیست و اینده هم داره:
    خوب من رفتم و یه مقدار مقاله خوندم در مورد یائسگی و بعد از اون و رابطه جنسی در سن بالا و دیدم کلا تصور من از یائسگی اشتباه بوده من فکر میکردم یه زن بعد از 50 یائسه تلقی میشه و این یعنی از بین رفتن نیاز جنسی و لذت جنسی و دوری از همسر !!! ولی تازه فهمیدم که یائسگی یعنی یه دوره 12 ماهه که دیگه زن بعد از اون بارور نمیشه و این به معنای عدم تمایل برای برقراری رابطه نیست و حتی گفته بودن افراد مسن هم نیاز دارن و میتونن حتی بیشتر لذت ببرن به دلیل عدم وجود استرس و تجربه بالا! من اصلا فکر میکردم یه زن مسن هیچ تمایل جنسی نداره.ولی تا اونجا که فهمیدم درسته کاهش هورمونها تا حدی کیفیت رو پایین میاره ولی کاهش تمایل برای خشکی دهانه واژن هست که با پمادهای خاصی حل میشه و دلیل حتی فرار بعضی خانوم ها همین درده و در صورتی که درد نداشته باشن لذت هم میبرن در حالی که من فکر میکردم اصلا دیگه لذتی تو کار نیست برای زن و از اینکه زن به خاطر مرد بدون لذت فقط همراهی کنه ناراحت بودم.ولی حتی دیدم یه زن و مرد مسن هم تمایل دارن و لذت میبرن منتها تو جامعه ما بد جا افتاده و حتی میبینی بعد از یائسگی زن فکر میکنه که نمیخواد ادامه بده مردم بیخیال میشه و ...یا حتی مرد بعد از 60 سالگی کلا دیگه دست میکشه !!!! اونجور که خوندم وقتی عشق وجود داشته باشه و یه سری چیزا رعایت بشه روی کیفیت زندگی زناشویی حتی در سن بالاتر از 60 سال هم میتونه تاثیر مثبت بذاره و هر دو از برقراری یه رابطه واقعا احساس رضایت کنن البته که گفته بودن ممکنه هم مرد هم زن واقعا دیر به اوج وو ارگاسم برسن!! پس اینجور که معلوم بود این موضوع همچنان وجود داره!!!! خوب این یه مشکل حل شد چیزی که متاسفانه انقدر توسط کاربرهایی که مثل من اطلاعی ندارن تاکید شده بود که شما الان احساسی برخورد میکنین در سن 50 و با یائسگی نیاز جنسیزن از بین میره مرد نیاز داره بعد مشکل میخورین!!!!!! یعنی اکثرا یائسگی رو برابر با حذف نیاز جنسی زن و در نتیجه سردی رابطه ی مرد و دور شدن از زنش میشه!!! در صورتی که فهمیدم زن و مرد عاشق باشن حتی در سن پیری هم به هم نزدیک میمونن چه از نظر عاطفی چه جنسی میتوونن رابطه ی خوبی برقرار کنن.پس تا اینجا متوجه شدم طرز تفکر من و اکثر دوستانی که منع میکردن به خاطر این موضوع و بر سن 50 سسالگی زن تاکید داشتن اشتباه بوده!!!!
    (البته بازم اشاره میکنم که اصلا زندگی رو این موضوع نمیبینم ولی دوس دار منظقی در مورد همه چیز اطلاعات کسب کنمم که زندگیم در طولانی مدت کیفیت بالایی داشته باشه و به کوچکترین مشکلی برنخورم .اکثر دوستان هم تو سایتهای دیگه روی موضوع یائسگی و از بین رفتن کامل نیاز جنسی زن و همچنین روی قیافه ی زن انقدر تاکید داشتن و این ازدواج رو منع میکردن که منم یه لحظه فکر کردم که باید تحقیق کنم که نکنه واقعا مشکلی هست!!!)
    در مورد قیافه و افتادن زن هم درسته این اتفاق هست و زن بعد از 35 سالگی رو به افت میذاره ولی مرد حتی در 50 الگی خوشگل هست ولی این به عشق مرد به زنش بستگی داره که همیشه زنش رو بهترین ببینه و تازه به اخلاقای خوب زنش که همین اوایل جوونی جذبش کرد توجه کنه . البته زن هم اگه ورزش کنه همچنین زندگی بارضایتی داشته باشه و به خودش برسه مستونه فرایند پیر شدن صورت رو به تعویق بندازه.
    این دو موضوع رو فکر میکنم تونستم حل کنم بازم ایا درست و منطقی به نتیجه عاقلانه ای رسیدم یا اشتباه فکر میکنم .ممنون میشم توضیح بدین.
    علاوه بر اینها هم که گفتم خانوم از نظر اخلاقی انسانی خانوادگی سطح شعور و .... عالی هستن و واقعا من خودم تو این سال ها نه تو فامیل و نه تو اشناها و نه تو همکلاسیا دختر با این همه اخلاق خوب به صورت یکجا ندیده بودم پس اینقدر خوبی هست که از نظر من اصلا اون سن به چشمم نمیاد در نتیجه من تا اینجا فکر نمیکنم از طرف خودمون و کیفیت زندگیمون چه الان که جوونیم چه وقتی مسن میشیم مشکلی پیش بیاد و فکر میکنم با ایشون همیشه بتونم احساس رضایت از زندگی داشته باشم.
    حالا اگه تا اینجا مشکلی نیبینین که به مرحله بعد بریم و برام موضوعی که منو پر استرس کرده رو کمک کنین حل شه. بازم ممنون میشم در مورد اینکه من ایا تصمیم درستی گرفتم و میشه سن رو با این همه ویژگی مثبت بیخیال شد در خطاب به خانوادم توضیح مشاورانه ای رو بیان کنین.
    بازم ببخشین خیلی طول میکشه نوشته هام ولی دوس دارم منطقی و با رضایت کامل خانوادم ازدواج کنم که هم الان مشکلی برنخوریم و هم در اینده.زندگی یعنی ارامش نه رفتن به سمت درد سر و دعوا و لج بازی و ...
    با تمام عشق و علاقه و وابستگی که به این خانوم دارم ولی میخوام بازم همه جوانبو بسنجم و مهمتر از همه خانوادمو راضی نگه دارم که عروسشون رو بپذیرن و با احترام بالا باهاش رفتار کنن
    پاسخ با نقل و قول

  18. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط m1392,محسن عزیزی

  19. ارسال:10#
    ------------و باز هم از تمام کاربرها و اقا محسن عزیز معذرت میخوام که خیلی طولانی میشه بحثام و واقعا شاید از حوصلتون خارج بشه.ولی اگه لطف کنین و راهنماییم کنین مخصوصا در زمینه نحوه راضی کردن خانواده و هر رااهکاری که به نظرتون میرسه و .... ممنون میشم با توجه به توضیحاتی که از اول دادم و در نظر گرفتن همه موارد مطرح شده راهنماییم کنین.این تاپیک رو اگه بشه خیلی کاملتر بررسی کرد شاید بشه به خیلیا که تو شرایط من هستن کمک کرد
    پاسخ با نقل و قول

  20. خواهشا در مورد شرایط من در مورد ازدواج با دختر کمی بزرگتر نظر بدین  سپاس شده توسط m1392,محسن عزیزی

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •