تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ادامه دادن رابطه با وجود اثبات خیانت.../ درست یا غلط؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:yekta21
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

ادامه دادن رابطه با وجود اثبات خیانت.../ درست یا غلط؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستای عزیزم من یکتا هستم ۲۱ ساله و دانشجو/ عضو جدید / خوشحال میشم از نظرات و تجاربتون استفاده کنم ...


    من توی خانواده ۴ نفری زندگی‌ می‌کنم و مشکلات خانوادگی زیادی داشتم از جمله اعتیاد پدر و خیانت‌های مداوم اون به مادرم و تکرار هر روز این جمله توسط مادرم که من به خاطره شما بچه ها توی این زندگی‌ موندم وگرنه طلاق می‌گرفتم ...و فقط خدا می‌دونه که من چقدر با شنیدن این جمله احساس گناه می‌کردم و می‌کنم ... هر چند پدرم توی جامعه مرد موفق و پولداری هست و همه فکر می‌کنن خانواده رویایی ما داریم اما کسی‌ از باطن این زندگی‌ خبر نداره و من ذاتاً آدم تو داری هستم.

    و اینکه ۵ساله پیش با پسری( 2 سال از من بزرگتر) آشنا شدم و رفته رفته رابطمون عمیق تر شد / هرچند از همون ابتدا مادر من و مادر ایشون در جریان بودن/ حتی با خانواده مون با هم مسافرت رفتیم با خلاصه توی این مدت ۵ سال شبو روز باهم بودیم و مثل همهٔ عاشق‌ها فکر میکردیم عشق اسطوری و افسانه‌ای رو پیدا کردیم !
    البته اینو بگم که من چون همش اطرافیانم بهم می‌گفتن که تو خیلی‌ از این پسر سر هستی‌ و پدرم هم مخالفه سر سخته این ازدواج و این آقا بود و میگفت برای دختر من بهتر از این پسر هست همیشه حس می‌کردم که اونه که باید از داشتن من خوشحال باشه و اونه که باید ترس از دست دادن من رو داشته باشه برای همین توی این مدت ۶،۷ ماه اخیر زیاد بهش زنگ نمی‌زدم و باهاش بیرون نمی‌رفتم و همیشه فکر می‌کردم این پسر هر خلافی هم بکنه در حق من خیانت نمی‌کنه ،خیانت کردن برام خط قرمز بود ،همیشه وقتی‌ توی اینترنت میخوندم زنی‌ با وجود خیانت شوهرش بازم باهاشه بهش می‌خندیدم که چقدر احمق و ساده لوحِه!
    تا اینکه یه روز مردی که مثل بت میپرستیدمش ...مردی که همه جوره تو این زمینه بش اعتماد داشتم رو کنار یه دختر دیگه دیدم...

    نمی‌خوام از اون روز بگم چون له‌ میشم دوباره فقط اینو میگم که اصلا باورش برام جزو محالات بودو هست...

    یک هفته تمام تلفنشو جواب نمیدادم و یادم نیست که اون تایم چجوری گذشت واسم فقط صبح که میدیدم باز بیدار شدم کلی‌ به خودم لعنت میفرستادم...

    بعد از یک هفته دیگه چشمام نمیدید جایی رو از بس گریه کرده بودم یادمه که مامانم به مشاوره خانوادمون زنگ زد و قضیه‌رو براش گفت اون با من حرف زد و گفت قطع کردن یهویی یه رابطه ۵ ساله مثل گرفتن مواد از معتاده گفت باهم برید مشاور تا اون تشخیص بده این آقا بار اولش بوده این کارو کرده یا عادتشه این کار ؟

    من دوباره باهاش دوست شدم این بار سرشار از خشم با یه روح زخمی فقط به فکر انتقام بودم به فکر آزار دادنش...


    اون خیلی‌ ادعای غیرتی بودنش می‌شه از همین نقطه ضعفش استفاده کردم و هر لحظه آزارش دادم ولی‌ بازم حس بدی دارم با اینکه بهم قول داده که اون کارو دیگه تکرار نکنه با اینکه بهم گفت اولین بار بود که اون دخترو سوار کرد با اینکه خطشو عوض کرد و هر لحظه گوشیش دست من هست ولی‌ این شک داره منو آب می‌کنه داره منو میکشه ، حس می‌کنم اگه باهاش ازدواج کنم و یه روز نیم ساعت دیر اومد خونه‌ چه فکرایی که به سرم نمیزنه و دوباره این زخم کهنه سر باز می‌کنه...همش از این می‌ترسیدم که سرنوشتم مثل مامانم بشه مجبور شم خیانتو ببینم و دم نزنم و حالا از چیزی که می‌ترسیدم سرم اومد...شایدم تقصیر مامانمه که راه و روش بر خورد با یه مرد رو به من یاد نداد ... نمیدونم این روز‌ها فقط دنبال مقصر می‌گردم...
    از طرفی‌ ما باهم رابطهٔ کامل داشتیم تو این مدت البته اون پاش وایساده و اگه بخوایم تموم کنیم این رابطه رو کاری که کرده رو درست می‌کنه ولی‌ این وسط من نمی‌تونم از این همه عشقو علاقه و خاطره و از همه مهم تر ۵ سال عمرم بگذارم دچار تعارض شدم با خودم نمیدونم اینکه بخشیدمش درست بود یا غلط؟ نمیدونم اینکه هشداری که خدا بهم داد رو ندیده گرفتم درست بود یا غلط ...واقعاً نمیدونم...


    عقلم میگه این رابطه اشتباهه ولی‌ دلم میگه عشق اولو آخرت همینه... عقلم میگه اگه دوست داشت نمی‌رفت یکی‌ دیگه رو سوار کنه ولی‌ دلم میگه شاید خواسته یه دختری تحسینش کنه بهش توجه کنه...یا شایدم اگه منم بودم و همه به ماشینم نگاه میکردن هول می شدم و خودمو گم می‌کردم...عقلم میگه مردی که تو دوران دوستی‌ خیانت کنه مرد من نیست ولی‌ دلم میگه تو قلب اون فقط منم... واقعاً دارم دیوونه میشم هر لحظه و هر ثانیه به اون موضوع فکر می‌کنم همش اون صحنه که اون ۲ تا رو باهم دیدم جلوی چشممه با اینکه ۳ ماه از اون قضیه میگذره ولی‌ نمیدونم چی‌ غلطه چی‌ درست... انگار بعد از این اتفاق تازه معنی‌ شکستو فهمیدم، تازه فهمیدم نمی‌خوام عشق ۵ سالمو به راحتی‌ از دست بدم بعضی وقتا هم فکر می‌کنم اصلا این ادم ارزششو داره که بخاطرش غرورمو له‌ کردم ... تو بد برزخی گیر کردم، لطفا کمکم کنید

    مرسی‌
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام بچه ها. لطفا کمکم کنید...چون تازه واردم کسی پست نمیذاره؟
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_06_03 در ساعت 12:27 دلیل: تایپ فینگلیش!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام
    به همیاری خوش اومدی دوست عزیز
    اصلا اینجوری فکر نکن خانومی حتما مشاورای عزیز میان و کمکت میکنن نگران نباش
    امیدوارم مشاورای خوب تالار بیان و زود کمکت کنن عزیزم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ادامه دادن رابطه با وجود اثبات خیانت.../ درست یا غلط؟  سپاس شده توسط ebtekar33,m1392,محسن عزیزی,yekta21

  5. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام خانم یکتا

    به همیاری خوش آمدید

    ابتدا لطفا از شرایط خانوادگی خودتون بگید. چند خواهر و برادر هستید؟ فرزند چندم هستید؟

    رابطه شما با اعضای خانواده(پدر، مادر، خواهر، برادر) چگونه هست؟

    با توضیحاتی که بیان کردید، ظاهرا از حدود شانزده هفده سالگی با ایشون دوست شده اید. درسته؟

    چه چیزی شما رو به سمت این رابطه سوق داد؟

    نحوه آشنایی تون چگونه بود؟ هدفتون از این دوستی چی بود و چه آینده ای رو براش ترسیم کرده بودید؟

    منظورتون از اینکه نوشتید با خانواده ها به مسافرت هم رفتید، اینه که خانواده ها در جریان بودند؟ یا اینکه نه، صرفا مادرها اطلاع داشتند؟

    ایشون چند ساله هستند؟

    قبلا چقدر از اوقاتتون رو با هم میگذروندید؟

    تو این مدت شش هفت ماه اخیر چطور؟

    میتونید مقداری درباره ایشون و شخصیتشون بیشتر توضیح بدید؟

    درباره خصوصیات اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی ایشون بگید. چه شناختی در این زمینه ها در این سالها ازشون کسب کردید؟

    فکر می کنید چقدر تناسب دارید؟

    قبلا هم از این اقدامات انجام داده بودند یا بار اول بود؟ دلیلش رو چی بیان کردند؟

    واکنش شما بعد از فهمیدن اون جریان دقیقا چی بود؟

    واکنش ایشون بعد از فهمیدن شما چی بود؟

    آیا اظهار پشیمانی کردند؟

    خانواده ها هم در جریان هستند؟

    لطفا به تمامی سوالات با دقت پاسخ بدید. همچنین فارسی تایپ کنید. متشکرم
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  6. ادامه دادن رابطه با وجود اثبات خیانت.../ درست یا غلط؟  سپاس شده توسط m1392,مهرسا62,ویونا شاکری,yekta21

  7. ارسال:5#
    سلام واقعاً متشکرم از اینکه مدیره سایت افتخار به بنده دادن و در تاپیکم پست گذاشتن.

    ۱)ما ۲ تا فرزند هستیم و بنده فرزند ارشد هستم یک خواهر کوچکتر از خودم دارم .


    ۲)رابطهٔ من با مامانم خوبه نسبتا ، یعنی‌ در جریان این اتفاقی‌ که برام افتاد هست اما گاهی وقتا یه حرف‌ها و نیش کنایه هایی می‌زنه بهم که تا عمق وجودم رو میسوزونه و با هم در گیری لفظی پیدا می‌کنیم .


    با پدرم ربطم خیلی‌ سرد و رسمیه، در واقع با اخلاق تندی که داره باعث شده فقط موقع نیاز به پول بریم سمتش با وجودی که قلبا دوستش دارم اما نمی‌تونم رفتاراشو تحمل کنم و ترجیحا فاصله میگیرم.

    با خواهرم که رابطم بد نیست ، فقط چون اون بچه تره حس می‌کنم از بچگی‌ بین من و اون فرق گذاشتن و یجورائی کانون توجه اون بوده.

    ۳)بله، من از ۱۶ سالگی و ایشون از ۱۸ سالگی با هم دوست بودیم.


    ۴)اصلی‌‌ترین دلیلی‌ که منو به سمت این رابطه سوق داد فرار از تنهائی بود، نیاز به یه هم صحبت، ارضا شدن حس دوس داشته شدن ،چون پدرو مادرم (دور از انصافه که بخوام بگم برای من کم گذاشتن واقعاً از نظر مالی هیچ کمبودی رو نزاشتن که حس کنیم) اما آدم هایی هستن که محبتشون رو به زبون نمیارن و من آدمیم که بر خلاف ظاهر سرد و بی‌ احساسم فوق‌العاده تشنهٔ محبتم.


    ۵)اون برای کنکور کتابخونهٔ روبروی مدرسه ما درس میخوند و اونجا باهم آشنا شدیم . از ابتدا چون بچه بودیم تا ۶ ماه اول همش صحبت از درس و... بود و کم کم وارد وادی احساسات شدیم . تا اینکه ۱ سال که از رابطه مون گذشت کم کم بحث ازدواج پیش اومد و روی من خیلی‌ حساس شد.


    ۶)ما به طور اتفاقی‌ هر ۲ با یک آژانس مسافرتی‌ سفر کردیم و قبل از سفر مادر‌ها میدونستن اما حین سفر پدر هامون هم فهمیدن .


    ۷)ایشون الان ۲۳ ساله هستن.


    ۸)معمولاً ۲ یا ۳ روز در هفته روزی ۳ ساعت رو باهم میگذرونیم .


    ۶ ماه اخیر هفته‌ا‌ی یک بار ، یا ۱۰ روز یه بار این اواخر، اما بعد از اینکه دوباره آشتی‌ کردیم مثل سابق هفته‌ا‌ی ۲ یا ۳ بار.


    ۹)شخصیت ایشون : فردی مهربون ولی‌ زود جوش و تا حدودی شکاک (البته اون اوایل بدتر بود) لجوج و به نظر من رفته رفته داره شخصیت مردونه به خودش میگیره ، به خاطره من کار‌های زیادی کرده ، اما بد قول هم هست و گوشی ، چون ما قرار بود که مشاوره بگیریم اما تا مادرش گفت که لازم نیست / اون زیر قولش زد...


    ۱۰)تناسب ما : من دوست دارم مردی در کنارم باشه که وقتی‌ من به عنوانه یه زن لج بازی می‌کنم اون کوتاه بیاد نه اینکه پا به پای من لج بازی کنه و اوضاع رو خراب تر کنه ، یا مثلا اگه میگم دوستاتو حداقل برای ۱ ماه بذار کلا کنار قبول کنه نه اینکه بگه نمی‌تونم و ....از نظر خانواده هم اگه بخوام صادق باشم سطح فرهنگی‌ ما بالا تره،

    چون وقتی‌ مادر ش به من زنگ زده بود به جای اینکه بگه پسر من اشتباه کرده میگفت مرد‌ها همه اینجورن و کاری نمی‌شه کرد و...حس کردم شاید این مساله براش جا افتاده توی فامیل . درسته که منم خیانت دیدم توی خانواده‌ام ولی‌ اونو خط قرمز خودم کردم.


    ۱۱)بار اول بود که من ایشون رو با دختر میدیدم( ولی‌ قبلا چند بار با دوستاش بیرون رفته بود یواشکی و من فهمید بودم میگفت چون نمیذاشتی برم بیرون رفتم)، دلیلش هم بی‌ توجهی‌ من عنوان کرد و اینکه بهش کم محلی کرده بودم یا براش هدیه حتی یه گًل نگرفتم و...


    واکنش من: وقتی‌ اون ۲ تا رو باهم دیدم جلوی ماشین اونها ترمز کردم ، دختره رو پیاده کردم و بهش گفتم که این آقا با من ۵ ساله که دوست هستش اون دختر پیاده شد رفت منم سوار ماشین خودم شدم و رفتم.

    واکنش ایشون: مدام به من زنگ میزد همون لحظه تا نیم ساعت بعد که یه جا توی خیابون همو دیدیم و کلی‌ دروغ تحویلم داد که این همکلاسیم بود توی دانشگاه و من دیدم توی بارون وایساده شیطون گولم زد و قبلش با هم رابطه نداشتیم و ...
    بعد هم یک هفته من گوشی نداشتم و خودش و مامانش زنگ میزدن خونمون و بعد یه هفته به توصیه همون مشاوری که گفتم رفتم دیدمش و قرار شد یه فرصت دیگه بهش بدم هرچند قلبا راضی‌ به این اتفاق نبودم .


    ۱۲)اظهار پشیمونی کرد و می‌کنه اما وقتی‌ خیلی‌ اذیتش می‌کنم میگه کارای قبلیتو نکن چون نتیجهٔ قبلی میگیری ... این یعنی‌ یه‌جور تهدید ...


    ۱۳)مادر من و پدر مادر اون میدونن این قضیه رو .


    جناب عزیزی من اونقدر توی این مدت فشار روم بود که دچار وسواس عملی‌ شدم همچی‌ رو باید بگم و بنویسم هر بر که یاد اون صحنه میفتم گریه می‌کنم اما نمی‌خوام شکستو قبول کنم ، می‌خوام همه چی‌ رو به عقب بر گردونم هر چند که چنین چیزی ممکن نیست...


    با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

  8. ادامه دادن رابطه با وجود اثبات خیانت.../ درست یا غلط؟  سپاس شده توسط m1392,محسن عزیزی

  9. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ممنونم بابت توضیحاتی که دادید.

    واقعیت اینه که انتظار از روابطی که اینچنین آغاز میشن، ادامه دار میشن و دارای افت و خیز هستند، چیزی جز این دردسرها نیست. زمانی که هدف طرفین ازدواج هست، باید از روش و اسلوب خودش اقدام کنند.

    اگر هنوز شرایطش رو ندارند، بی جهت وارد روابط عاطفی نشن و خود رو درگیر احساسات نکنند. صبر کنند تا شرایط که فراهم شد، اصولی اقدام کنند، به شناخت هم بپردازند، و تصمیم گیری کنند.

    پیشگیری همواره بهتر از درمان هست.

    به هر صورت اتفاقیه که افتاده، و حالا باید درباره شرایط فعلی صحبت کنیم.

    نوشتید که واکنش مادر ایشون، صرفا این بود که گفتند همه مردها اینگونه هستند. خب، این واکنش توجیه پذیر نیست؛ چه کسی گفته که همه مردها اینجوری هستند؟

    یعنی اگر ایشون در زندگی مشترک هم مدتی کم توجهی ببینه، خود رو مجاز میدونه که بره و با دیگری ارتباط برقرار بکنه؟

    این یک هشدار مهم هست برای شما. اگر قراره به این سادگی با این مساله مواجه بشن، باید خیلی بیشتر روش فکر کنید.

    دومین هشدار مهم، که از اولی مهمتر میتونه باشه، اینه که ایشون تهدید کرده اگر رفتار قبلی رو ادامه بدید، ایشون هم تکرار میکنه

    البته رابطه ای که در آن تعهدی وجود نداره، بهتر از این هم ازش انتظار نمیره

    دید پسرها متفاوت از دخترهاست. یک دختر از زمان شروع رابطه و به خصوص وقتی رابطه جدی تر میشه، همواره به رابطه دائمی و ازدواج فکر میکنه؛ در حالی که این در پسرها متفاوته. بدتر آنکه زمانی که پسر میفهمه که دختر به او وابسته هست یا بهش علاقه داره، به خصوص اگر پسر غیرقابل اطمینانی باشه، به راحتی خودش رو مجاز به دست زدن به اقداماتی چون روابط دیگر و ... میدونه و نگرانی چندانی هم نداره که مبادا رابطه اصلی رو از دست بده، چون میدونه دختر دوستش داره و بعیده که رهاش کنه!

    برای اینکه تصمیم درستی بگیرید و ما هم بتونیم به شما بهتر کمک کنیم، نیاز هست اطلاعات دقیقتری به ما بدید.

    در رابطه با شناختی که از شخصیت ایشون دارید، و میزان تناسبتون با هم، خیلی مختصر نوشتید.

    در واقع ما می خواهیم بدونیم که اولویت های شما برای زندگی مشترک چه هستند؟

    ایشون چه میزان از اولویت های شما رو دارا هستند؟

    تناسب اعتقادی، فرهنگی، شناختی، اجتماعی، تحصیلی، خانوادگی، شخصیتی و ... شما و ایشون به چه میزان هست؟

    اگر فرض کنیم که این رابطه چند ساله وجود نداشته، و فردی با خصوصیات ایشون الان به خواستگاری شما بیاد، آیا بهش جواب مثبت می دهید یا خیر؛ و چرا؟

    فکر می کنید ادامه یا رها کردن رابطه در شرایط حاضر، برای شما چه تبعاتی رو در پی داره؟(سعی کنید تمامی تبعات مثبت و منفی که به نظرتون میرسه رو برای هر دو حالت ادامه یا قطع رابطه بنویسید)
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_06_08 در ساعت 10:19
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  10. ادامه دادن رابطه با وجود اثبات خیانت.../ درست یا غلط؟  سپاس شده توسط m1392,فاطمی,ویونا شاکری,yekta21,بانو,حوض نقاشی

  11. ارسال:7#
    سلامِ دوباره خدمت مدیر محترم سایت و باتشکر از وقتی‌ که برای من گذاشتید.


    نوشتید که واکنش مادر ایشون، صرفا این بود که گفتند همه مردها اینگونه هستند. خب، این واکنش توجیه پذیر نیست؛ چه کسی گفته که همه مردها اینجوری هستند؟

    البته صرفا صرفا هم که نه، قبول داشت که پسرش اشتباه کرده ولی‌ گفت تو باهاش قهر کن اما رابطه را قطع نکن و پسر من هیچ وقت با اون دختر‌ها ازدواج نمی‌کنه و کسی‌ که واقعاً برای زندگی‌ و آینده می‌خواد تو هستی‌ و...
    من این حرف رو قبول دارم ، تا زمانی‌ که من بکارتم رو از دست نداده بودم اون خیلی‌ بیشتر نسبت به من حساسیت به خرج میداد ولی‌ بعد از اون اتفاق انگار متوجه شد که دیگه باید با من ازدواج کنه رفتارش رو عوض کرد .از خودش که می‌پرسیدم میگفت چون تو دیگه مال خودم شدی من خیالم راحته و ترس از دست دادنت رو ندارم.مقداری از بیتوجهی من هم به خاطره همین موضوع بود،چون من انتظار داشتم بعد از این اتفاق توجه اون به من ۲ برابر بشه نه ۱/۲

    اولویت‌های من:
    ۱.جذابیت ظاهری (نمرهٔ ایشون ۴ یا ۵ از ۱۰ )
    ۲.معتقد بودن (نه صرفا نماز و روزه منظورم پایبندی و تعهد) نمرهٔ ایشون صفره در نظر من بعد از این اتفاق

    ۳.چشم پاکی‌ (نمرهٔ ایشون ۴)
    ۴.دروغ نگفتن و صداقت داشتن (نمرهٔ این شخص ۴ از ۱۰ که به گفته خودش چون از من میترسه و میترسه که باهاش دعوا کنم دروغ میگه سر مسائل حتی کوچیک)
    ۵.وضعیت مالی(نمرهٔ ایشون ۱۰)
    ۶.تحصیلات (نمرهٔ ۸ یا ۹)
    ۷.مهم‌ترین چیز عشقیه که باعث شده ۵ سال در کنارش بمونم.


    از نظر اعتقادی من به نظر خودم پایبند تر هستم تا ایشون ،

    و اهل شراب خوردن و سیگار و ... هم نیستم در حالی‌ که ایشون چند باری مصرف کرده که این موضوع منو میرنجونه.
    فرهنگ هر ۲ خانواده تا حدودی شبیه به هم هستش ولی‌ خوب ما یه کم بالا تر هستیم .از نظر تحصیلی‌ و مالی هم هر ۲ در یک سطح .تیپ شخصیت من شخصیت منفعل پرخاشگر هست و این بخاطر مشکلات زیادیه که در کودکی داشتم و خشم سر کوب شد‌ه ام،
    از نظر صحبت کردن هم من زیاد تمایل ندارم در مورد خانواده‌ام صحبت کنم ولی‌ هردو آدم‌های برون گرایی هستیم. من به نظر خودم چون فرزند اول هم بودم مستقل تر از اون بار اومدم ،تیپ شخصیتی اون از نوع لمسی هست و خیلی‌ شخص احساساتی‌ هستش در این سال‌ها در کنار من یه مقدار نرمال تر شده !


    جوابم منفی‌ هست چون گفتم اولین اولویت برای من فیزیک ظاهری و حتی اولین قراری هم که با ایشون گذشتم چندان به دلم ننشست و از نظر ظاهری اون شخصfavorite من نبود. البته شاید اگه خواستگاری به جلسات دوم می‌کشید من از ایشون خوشم میومد همونطوری که قبلا در ملاقات‌های بعدی ازش خوشم اومد !دلیل دیگه‌ای که شاید به خاطره اون ردش می‌کردم پدر مادرش بودن چون یجورائی بی‌کلاس هستن و همین الان هم علت مخالفت پدر مادرم همینه.


    قطع کردن رابطه =>

    تبعات منفی‌=>
    ۱.تقریبا کل فامیل میدونن که من با آقائی ۵ سال که دوست هستم و تعداد خواستگار هایی که قراره داشته باشم از ۱/۲ هم کمتر خواهد بود.
    ۲.احساس شکست بعدی می‌کنم. احساس می‌کنم عشقمو ۲ دستی‌ تقدیم یه نفر دیگه کردم ... و علاوه بر اون نمی‌خوام حس شکستو تجربه کنم.
    ۳.مطمئنا این حس رو با کس دیگه‌ای تجربه نخواهم کرد و چند سال بعد حسرت این روز هارو میخورم در کنار کسی‌ که قلبا علاقه‌ا‌ی بهش ندارم.
    ۴.مشکل بعدی عدم باکره بودن...هرچند به من قول ترمیم داده ولی‌ خوب همنجوری که توضیح دادم خانواده‌ام بر خلاف باطن داغونش ظاهر فریبنده‌ای داره و همه فکر می‌کنن دختر این خانواده حتما خانم موجهی هست نه کسی‌ که ۲ سال پیش همه چیزشو از دست داده. و من باید یک عمر به همسرم دروغ بگم ،که این از رفتار‌های انسانی‌ به دوره ،

    تبعات مثبت=>
    ۱.آرامش ذهنم البته نمیدونم بعد از چند سال میاد سراغم چون من دیوونه وار دوسش دارم

    ۲.عمل کردن به خواسته ی پدر مادرم

    ۳.حفظ شدن حرمت نفسم
    ۴.ادب کردن ایشون

    ادامه دادن=>

    تبعات مثبت=>
    ۱.شاید خوشبخت شم شاید نه ولی‌ حداقل امتحانش کردم
    ۲.از یه درد و رنجه طولانی مدت نجات پیدا می‌کنم
    ۳.عشقم رو نگاه داشتم
    ۴.به همه ثابت کردم که من برنده شدم ، که من لیاقت اینو دارم که یه پسری بعد از ۵ سال باهاش ازدواج کنم و اونو مال خودم کنم.



    تبعات منفی‌=>

    ۱.قمار کردن روی زندگیم
    ۲.ادامه دادن به یه زندگی‌ با شک و تردید

    ۳.دل چرکین بودن از ایشون

    ۴.و در نهایت سرانجامی مثل مامانم داشتن...

    نمیدونم بقیه رو امیدوارم شما بتونید کمکم کنید. پیشاپیش ازتون تشکر می‌کنم
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:8#
    سلامِ دوباره خدمت مدیر محترم سایت و باتشکر از وقتی‌ که برای من گذاشتید.


    نوشتید که واکنش مادر ایشون، صرفا این بود که گفتند همه مردها اینگونه هستند. خب، این واکنش توجیه پذیر نیست؛ چه کسی گفته که همه مردها اینجوری هستند؟

    البته صرفا صرفا هم که نه، قبول داشت که پسرش اشتباه کرده ولی‌ گفت تو باهاش قهر کن اما رابطه را قطع نکن و پسر من هیچ وقت با اون دختر‌ها ازدواج نمی‌کنه و کسی‌ که واقعاً برای زندگی‌ و آینده می‌خواد تو هستی‌ و...
    من این حرف رو قبول دارم ، تا زمانی‌ که من بکارتم رو از دست نداده بودم اون خیلی‌ بیشتر نسبت به من حساسیت به خرج میداد ولی‌ بعد از اون اتفاق انگار متوجه شد که دیگه باید با من ازدواج کنه رفتارش رو عوض کرد .از خودش که می‌پرسیدم میگفت چون تو دیگه مال خودم شدی من خیالم راحته و ترس از دست دادنت رو ندارم.مقداری از بیتوجهی من هم به خاطره همین موضوع بود،چون من انتظار داشتم بعد از این اتفاق توجه اون به من ۲ برابر بشه نه ۱/۲

    اولویت‌های من:
    ۱.جذابیت ظاهری (نمرهٔ ایشون ۴ یا ۵ از ۱۰ )
    ۲.معتقد بودن (نه صرفا نماز و روزه منظورم پایبندی و تعهد) نمرهٔ ایشون صفره در نظر من بعد از این اتفاق

    ۳.چشم پاکی‌ (نمرهٔ ایشون ۴)
    ۴.دروغ نگفتن و صداقت داشتن (نمرهٔ این شخص ۴ از ۱۰ که به گفته خودش چون از من میترسه و میترسه که باهاش دعوا کنم دروغ میگه سر مسائل حتی کوچیک)
    ۵.وضعیت مالی(نمرهٔ ایشون ۱۰)
    ۶.تحصیلات (نمرهٔ ۸ یا ۹)
    ۷.مهم‌ترین چیز عشقیه که باعث شده ۵ سال در کنارش بمونم.


    از نظر اعتقادی من به نظر خودم پایبند تر هستم تا ایشون ،

    و اهل شراب خوردن و سیگار و ... هم نیستم در حالی‌ که ایشون چند باری مصرف کرده که این موضوع منو میرنجونه.
    فرهنگ هر ۲ خانواده تا حدودی شبیه به هم هستش ولی‌ خوب ما یه کم بالا تر هستیم .از نظر تحصیلی‌ و مالی هم هر ۲ در یک سطح .تیپ شخصیت من شخصیت منفعل پرخاشگر هست و این بخاطر مشکلات زیادیه که در کودکی داشتم و خشم سر کوب شد‌ه ام،
    از نظر صحبت کردن هم من زیاد تمایل ندارم در مورد خانواده‌ام صحبت کنم ولی‌ هردو آدم‌های برون گرایی هستیم. من به نظر خودم چون فرزند اول هم بودم مستقل تر از اون بار اومدم ،تیپ شخصیتی اون از نوع لمسی هست و خیلی‌ شخص احساساتی‌ هستش در این سال‌ها در کنار من یه مقدار نرمال تر شده !


    جوابم منفی‌ هست چون گفتم اولین اولویت برای من فیزیک ظاهری و حتی اولین قراری هم که با ایشون گذشتم چندان به دلم ننشست و از نظر ظاهری اون شخصfavorite من نبود. البته شاید اگه خواستگاری به جلسات دوم می‌کشید من از ایشون خوشم میومد همونطوری که قبلا در ملاقات‌های بعدی ازش خوشم اومد !دلیل دیگه‌ای که شاید به خاطره اون ردش می‌کردم پدر مادرش بودن چون یجورائی بی‌کلاس هستن و همین الان هم علت مخالفت پدر مادرم همینه.


    قطع کردن رابطه =>

    تبعات منفی‌=>
    ۱.تقریبا کل فامیل میدونن که من با آقائی ۵ سال که دوست هستم و تعداد خواستگار هایی که قراره داشته باشم از ۱/۲ هم کمتر خواهد بود.
    ۲.احساس شکست بعدی می‌کنم. احساس می‌کنم عشقمو ۲ دستی‌ تقدیم یه نفر دیگه کردم ... و علاوه بر اون نمی‌خوام حس شکستو تجربه کنم.
    ۳.مطمئنا این حس رو با کس دیگه‌ای تجربه نخواهم کرد و چند سال بعد حسرت این روز هارو میخورم در کنار کسی‌ که قلبا علاقه‌ا‌ی بهش ندارم.
    ۴.مشکل بعدی عدم باکره بودن...هرچند به من قول ترمیم داده ولی‌ خوب همنجوری که توضیح دادم خانواده‌ام بر خلاف باطن داغونش ظاهر فریبنده‌ای داره و همه فکر می‌کنن دختر این خانواده حتما خانم موجهی هست نه کسی‌ که ۲ سال پیش همه چیزشو از دست داده. و من باید یک عمر به همسرم دروغ بگم ،که این از رفتار‌های انسانی‌ به دوره ،

    تبعات مثبت=>
    ۱.آرامش ذهنم البته نمیدونم بعد از چند سال میاد سراغم چون من دیوونه وار دوسش دارم

    ۲.عمل کردن به خواسته ی پدر مادرم

    ۳.حفظ شدن حرمت نفسم
    ۴.ادب کردن ایشون

    ادامه دادن=>

    تبعات مثبت=>
    ۱.شاید خوشبخت شم شاید نه ولی‌ حداقل امتحانش کردم
    ۲.از یه درد و رنجه طولانی مدت نجات پیدا می‌کنم
    ۳.عشقم رو نگاه داشتم
    ۴.به همه ثابت کردم که من برنده شدم ، که من لیاقت اینو دارم که یه پسری بعد از ۵ سال باهاش ازدواج کنم و اونو مال خودم کنم.



    تبعات منفی‌=>

    ۱.قمار کردن روی زندگیم
    ۲.ادامه دادن به یه زندگی‌ با شک و تردید

    ۳.دل چرکین بودن از ایشون

    ۴.و در نهایت سرانجامی مثل مامانم داشتن...

    نمیدونم بقیه رو امیدوارم شما بتونید کمکم کنید. پیشاپیش ازتون تشکر می‌کنم
    پاسخ با نقل و قول

  13. ادامه دادن رابطه با وجود اثبات خیانت.../ درست یا غلط؟  سپاس شده توسط m1392,محسن عزیزی

  14. ارسال:9#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام خانم یکتا

    خیلی ممنونم از توضیحات جامع شما

    منظور من از اینکه ذهن شما رو درگیر تبعات مثبت و منفی ادامه یا قطع رابطه کردم، این بود که با یک دید بازتر بتوانید مساله رو ببینید. تا زمانی که درون مساله هستیم، بسیاری از جنبه های مهم اون رو که دیگران از بیرون می توانند نگاه کنند، درک نمی کنیم و البته بالعکسش هم درسته

    روی کاغذ آوردن تبعات مثبت و منفی هر یک از انتخاب های شما، به عینی تر کردن مساله و حل آن کمک می کنه که به خوبی شما از عهده اش برآمدید.

    حالا من سعی می کنم برخی موارد رو موشکافانه تر وارد بشم و شما هم کمکم کنید.

    بگذارید از اولویت هاتون شروع کنیم.



    سلامِ دوباره خدمت مدیر محترم سایت و باتشکر از وقتی‌ که برای من گذاشتید.


    نوشتید که واکنش مادر ایشون، صرفا این بود که گفتند همه مردها اینگونه هستند. خب، این واکنش توجیه پذیر نیست؛ چه کسی گفته که همه مردها اینجوری هستند؟

    البته صرفا صرفا هم که نه، قبول داشت که پسرش اشتباه کرده ولی‌ گفت تو باهاش قهر کن اما رابطه را قطع نکن و پسر من هیچ وقت با اون دختر‌ها ازدواج نمی‌کنه و کسی‌ که واقعاً برای زندگی‌ و آینده می‌خواد تو هستی‌ و...
    من این حرف رو قبول دارم ، تا زمانی‌ که من بکارتم رو از دست نداده بودم اون خیلی‌ بیشتر نسبت به من حساسیت به خرج میداد ولی‌ بعد از اون اتفاق انگار متوجه شد که دیگه باید با من ازدواج کنه رفتارش رو عوض کرد .از خودش که می‌پرسیدم میگفت چون تو دیگه مال خودم شدی من خیالم راحته و ترس از دست دادنت رو ندارم.مقداری از بیتوجهی من هم به خاطره همین موضوع بود،چون من انتظار داشتم بعد از این اتفاق توجه اون به من ۲ برابر بشه نه ۱/۲

    اولویت‌های من:
    ۱.جذابیت ظاهری (نمرهٔ ایشون ۴ یا ۵ از ۱۰ )
    ۲.معتقد بودن (نه صرفا نماز و روزه منظورم پایبندی و تعهد) نمرهٔ ایشون صفره در نظر من بعد از این اتفاق

    ۳.چشم پاکی‌ (نمرهٔ ایشون ۴)
    ۴.دروغ نگفتن و صداقت داشتن (نمرهٔ این شخص ۴ از ۱۰ که به گفته خودش چون از من میترسه و میترسه که باهاش دعوا کنم دروغ میگه سر مسائل حتی کوچیک)
    ۵.وضعیت مالی(نمرهٔ ایشون ۱۰)
    ۶.تحصیلات (نمرهٔ ۸ یا ۹)
    ۷.مهم‌ترین چیز عشقیه که باعث شده ۵ سال در کنارش بمونم.


    از نظر اعتقادی من به نظر خودم پایبند تر هستم تا ایشون ،

    و اهل شراب خوردن و سیگار و ... هم نیستم در حالی‌ که ایشون چند باری مصرف کرده که این موضوع منو میرنجونه.
    معتقد بودن رو قرمزرنگ کردم تا روش بیشتر صحبت کنیم.

    معتقدبودن رو باید برای ما تعریف کنید. من مایلم بدونم نظر شما درباره معتقد بودن چی هست؟

    یعنی اگر بگیم خانم یکتا یک فرد معتقد رو برای ما ترسیم کنند، چه شمایی رو براش در نظر می گیرند؟

    به طور مثال، دروغ گفتن، نماز خواندن، روزه گرفتن، شراب نخوردن، حیا و عفت، نجابت و پاکی، خوش اخلاقی و ... رو دقیقا مشخص کنید که چقدر براتون اهمیت داره؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  15. ادامه دادن رابطه با وجود اثبات خیانت.../ درست یا غلط؟  سپاس شده توسط m1392,yekta21

  16. ارسال:10#
    سلام و خسته نباشید مجدد خدمت جناب عزیزی

    پوزش به خاطر تاخیر در پاسخ دهی‌ من

    راستش رو بخواین مشکلی‌ برام پیش اومده بود که درگیر اون بودم ...
    من توی مدت امتحان هام متوجه شدم که ایشون به مدت ۷ ماه با اون دختر دوست بوده و بصورت اکیپی باهم بیرون میرفتن و حتی مهمونی هم با هم رفتن و بعد از اینکه من مچشو گرفتم هم رابطشو ادامه داده و تا ۱/۵ ماه بعد با اون دختر رابطه داشته و باهم مسافرت هم رفتن...

    من با خود دختره هم حرف زدم و از یکی‌ دیگه از دوستای مشترکشون هم پرسیدم، حرفای این آقا رو هم گوش دادم مجددا و نتیجه‌ای که گرفتم این بود که بعد از فهمیدن من دختر دوباره بهش زنگ زده و این آقا خواسته رابطه رو کم کم کات کنه تا به ایشون ضربه وارد نشه و بعد هم انقدر رابطش رو کم کرده تا با هم بهم زدن،

    من بعد از فهمیدن این قضایا دوباره تصمیم گرفتم که رابطه رو قطع کنم اما چیکار کنم که راه دل و عقل از هم جداست... واسه همین ۲،۳ جلسه مشاوره رفتیم و البته هنوزم باید بریم

    مشاور گفت که ایشون بچست و ذاتاً پسر بدی نیست اما هنوز بچگیشو نکرده و توی فاز جوونی کردنه...

    حالا من اومدم اینجا که اتفاقات این مدت رو بگم و نظر شما رو هم بدونم اگه ممکنه ؟

    با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •