تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ترس از برقراری رابطه با کسی که دوستش دارم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:coocoolcan
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 36

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

ترس از برقراری رابطه با کسی که دوستش دارم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    دوست عزیز من دقیقا میدونم از این رابطه چی میخوام و مشکلی هم از بابت اینکه خانواده ها در جریان باشند رو هم ندارم. دوستان فقط از مزایای ازدواج صحبت میکنن، غافل از این که سوال اصلی منو جواب نمیدن.
    خیلی ساده هست. من چطور شروع کنم؟

  2. ارسال:22#
    شما فکر کنم علاقه ای به شنیدن ندارید و فقط حرف خودتان را میزنید:

    1.یا شرایطو داری برو جلو خواستگاری
    2.یا شرایط نداری پس سعی و تلاش کن شرایطشو بدست بیاری

    با سلام و احترام
    ما کاملا دونسته و قصدا و عمدا روابط عاشقانه رو تخریب می کنیم

    البته روابط عاشقانه ای که متداول هست و خصوصیات ذیل را دارد:

    1- احساسات برانگیخته دختر و پسر نسبت به هم به صورت مخفی کاری

    2 - احساسات برانگیخته دختر و پسر بدون پشتوانه خانوادگی و تعهد افراد به آن

    3- احساسات برانگیخته در غیاب شناخت سایر فرایندها و معیارهای لازم برای ازدواج

    4 - احساسات برانگیخته بدون هدف گذاری رابطه که ادامه پیدا می کند شاید یه چیزی یه روز ازش در بیاید!

    5 - احساسات برانگیخته که مدت محدود، مشخص و تعیین شده ای ندارد. و جای شناخت را می گیرد.

    6 - احساسات برانگیخته که خانواده های دو طرف مخالف هستند. و در نهایت به درگیری و مشکلات با خانواده ها می انجامد.

    7 - احساساتی برانگیخته که مانع روند طبیعی پیشرفت تحصیلی، شغل، ارتباطات، تفریحات شده و صرفا فرد را به سوی خود می کشاند و به صورت تومور وار این چنین روابط عاشقانه یک فرد را فلج و بی خاصیت می سازد.

    8 - احساسات برانگیخته ای که به صورت موجی بین دختر و پسر بالا و پایین می شود و مانند یک بیمار دوقطبی، در فواصلی خلق بالا می رود و شاد می شود، و در لحظاتی هم خلق پایین می آید و توان فرد را می گیرد.

    9 - احساسات برانگیخته ای که همه معیارهای ازدواج را ذبح می کند. و تنهایی جای همه را می گیرد. بسان کسی که چشمان قشنگی دارد. اما دیگر بینی ، لب، صورت، پیشانی و گوش یا ندارید یا ریز هستند. در حالیکه باید هر چیزی وزن خودش را داشته باشد.

    10 - احساسات برانگیخته ای که وقتی راهش سد می شود. به افسردگی، فشارهای آسیب زای روانی، خودکشی، درگیری، اخراج از کار، ترک تحصیل ، به انزوا رفتن و .... را به فرد تحمیل می کند.

    11 - احساسات برانگیخته ای که اگر با اصرار و فشار که فرد دارد خانواده ها کوتاه بیایند و ازدواح کنند، بعد از ازدواج منشاء بدبینی، پشیمانی، و درگیری هایی می شود که به خاطر عدم شناخت کافی پیش آمده است.

    12 - احساسات برانگیخته ای که موجب می شود به خاطر طول کشیدن دوستی ها پیش بیاید و این توهم را ایجاد کند که دختر و پسر همدیگر را کاملا می شناسند. در حالیکه چنین احساساتی اساسا شناخت را به زیر صفر می رساند.

    13 - احساسات برانگیخته ای که کنترلش کم کم از دست طرفین می رود و از صحبت های عاطفی، به شوخی های عاطفی، لمس و گفتگوهای جنسی و کم کم به رفتار جنسی کشیده می شود.

    14 - احساسات برانگیخته ای که آن چنان سرعت می گیرد که اگر یکی از طرفین متوجه آسیب آن شد، قدرت ترک و قطع و فراموشی را از دست می دهد. و درمانده می شود.

    15 - احساسات برانگیخته ای که ساعت ها با چت، پیامک، ایمیل، فسبوک، تلفن، گشت و گذار، وقت دختران و پسران را می کشد. و در عوض به آنها توهم یک زندگی به جای یک زندگی می دهد.

    16 - احساسات برانگیخته ای که لذتهای آنی را برای مدتی به طرفین می دهد، لیکن در زندگی دراز مدت آنها نقش رنج دهنده ای را بازی می کند.

    17 - احساسات برانگیخته ای که اسم عشق یدک می کشد. اما قبله آن حس لذت درونی فرد هست. و هر وقت این احساس کم می شود. فرد مفعول عوض می شود. یا کس دیگری کنار آن می نشیند.

    18 - احساسات برانگیخته ای صفات دروغ و مخفی کاری را در پسر و دختر عادی و ارزشمند جلوه می دهد. و برای رسیدن به این هیجان حتی مادر وپدر و خانواده را به راحتی می فریبند.

    19 - احساسات برانگیخته ای که با قدرت خود حتی یک خانم تحصیل کرده، استاد دانشگاه، با موقعیت اجتماعی را هم به خطا می اندازد و او را ناتوان در هدایت مسیر زندگی و ازدواجش می کند.

    20 - احساسات برانگیخته ای که توقعات و انتظارات انتزاعی دختر و پسر را (اگر به ازدواج ختم شود)، به زندگی مشترک می برد و چون آنجا قابل انجام نیست. با یاس و سرخوردگی آنها را روبرو می کند.

    21 - احساسات برانگیختگی که دختر و پسر در قفل می کند و آنها را مقاوم نسبت به مشاوره و تجربه دیگران می کند. و آنها در برابر هر چیزی گارد گرفته ومقابله می کنند.

    22 - و اگر فرصت باقی بود به ازای هر کدام از این احساسات برانگیخته ای که بین دختر و پسری جریان داشت می شد مشکلش در بندی آورد....



    به نظرم من کسانی که در بند چنین احساسات برانگیخته ای قرار می گیرند و ازدواج هم می کنند و زندگی مناسبی هم دارند مانند کسانی هستند که با چشم بسته از عرض یک اتوبان و آزاد راه عبور کرده و سلامت به آن طرف رسیده اند. البته امکان ضعیفش هست. لیکن هر کس چنین ریسکی می کند باید عواقبش را بپذیرد. (چشم بسته در اینجا همان احساسات برانگیخته یا روابط عاشقانه ای هست که ما تخریبش می کنیم عمداً)




    اگه دنبال جواب دیگری هستید میتوانید به سایت دیگری مراجعه کنید

  3. ترس از برقراری رابطه با کسی که دوستش دارم  سپاس شده توسط fateme7393

  4. ارسال:23#
    من هم کاملا با نظر آقای گل پسر موافقم یعنی ما اینجا قصدا و عمدا روابط عاشقانرو تخریب میکنیم و باز هم با نظر ایشون موافقم که شما علاقه ای به شنیدن نداریدو فقط حرف خودتونو میزنید و تا زمانی که تغییر رویه ندید و منطقی با قضیه روبرو نشید هیچکس به شما نمیتونه کمک کنه

  5. ترس از برقراری رابطه با کسی که دوستش دارم  سپاس شده توسط golpesar

  6. ارسال:24#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    همین جورکه اقای دکتر اقای گل پسر خانم نیلوفرآبی وفاطمه خانم عزیزوخودبنده عرض کردم شمابایداول شرایط ازدواجتون روتاحدامکان جورکنیدخب خوبی شمااینه که بادونستن خونواده هامشکلی نداریدپس اگرواقعابه فکراذیت نشدن اون خانم هستیدتمام تلاشتون روبراین بذاریدکه اولاموقعیت تحصیلیتون روبه حدمناسب برسونیدزیرااین پایه موقعیت شغلی ایندتون هست دومابه فکرشغل باشیدممکنه این خانم موقعیتایی رومثل باقی دخترا پیش روداشته باشن که شغل و...حل باشه پس حالاکه قصدتون ازدواجه درجهت به دست اوردن این هاتلاش کنیدچون اینجوردیدیه دخترهم نسبت به شرایط الانتون تغییرمیکنه بالاخره طرفین خواساراین هستن که در رفاه باشن
    اینکه گفته میشه تخریب روابط عاشقانه منظورروابطی هست که دیدخوبی تاقبل ازجورشدن شرایط کسی نشبت بهش نداره پس باجورشدن شرایط این دیدبه خودی خودتغییرمیکنه مسلماحالاکه پدرومادرتون دراین سن مخالف ازدواجتونن ارتباط داشتن بااین خانم هم دغدغه فکری برای خودتون هست هم رفته رفته ایشون روآزارمیده(براساس تجربه)
    وهمون وطرکه درپست اولم گفتم نذاریدعلاقه شماباعث بشه واقعیات رونبینیددرواقع واقع بینانه عمل کنیداین جوری هم خط قرمزاشکسته نمیشه وهم به راحتی موانع رو میتونید از سراهتون بردارید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...


  7. ترس از برقراری رابطه با کسی که دوستش دارم  سپاس شده توسط fateme7393,golpesar

  8. ارسال:25#
    آقای گل پسر ممنون که این همه قلم فرسایی کردید که نیازی نبود خودتونو این قدر خسته کنید. اطلاع داشتم که این قضیه نه تنها تو این سایت بلکه تو کل سایت ها داره به صورت سیستماتیک کنترل میشه. جالبه که فکر میکنید (تاکید میکنم فکر میکنید) که از احساس و افکار بنده و یا هر شخص دیگه ای آشنا هستید ولی اینطور نیست.اینو با توجه به جمله اولتون گفتم که فکر میکنید من علاقه ای ندارم چیزی بشنوم. فکر کنم مایل نباشید بدونید که امروزه چرا آمار طلاق زیاد شده.به نظر من یکی از دلایلش همین اصرارهای بی مورد امثال شما در زود ازدواج کردنه(فارغ از اینکه شرایطش باشه یا نباشه) به نظر من ازدواج تو سنین پایین یعنی حداقلش کمتر از 25 سالگی بعدا میتونه مشکل ساز باشه که به کرات امروزه شاهد عواقب چنین ازدواج هایی هستیم. مورد بعدی اینه که شما اصل ادب رو رعایت نکردین مخصوصا تو جمله آخرتون. فکر نکنم این سایت ملک شخصی شما باشه.همه حق استفاده دارن.اتفاقا کسی که فقط حرف خودشو میزنه شما هستین که اصلا به نوشته های قبلی من نگاه نکردین که ببینین من اونجا ذکر کردم که این ارتباط با نظارت خانواده ها باید باشه.فکر کنم شما هنوز همون تفکر 20-30 سال پیش رو دارین که بر این اساس استوار بود که هر دختر و پسری با هم صحبت کردن باید عقدشون جاری بشه که سیل طلاق و دیگر مشکلات رو الان داریم از بابت اون ازدواج های اجباری میبینیم.و باز هم تاکید میکنم که خیلی خوب دارین سیستماتیک این قضیه رو تو ذهن مردم جا میندازین. فکر کنم دیگه باید جوابتون رو گرفته باشین.

  9. ارسال:26#
    الناز خانم فکر میکنم تو این سایت تنها کسی باشین که واقع بینانه به قضیه نگاه میکنه. شما رو تحسین میکنم. پیشنهاد میکنم دوستان دیگه به جای اینکه هدف رو بر اساس تخریب روابط عاشقانه قرار بدن یه کم به واقعیات نزدیک بشن.

  10. ترس از برقراری رابطه با کسی که دوستش دارم  سپاس شده توسط elnaz.t

  11. ارسال:27#
    elnaz.t آواتار ها
    شمالطف داریدامابقیه دوستان هم فقط خواستن شماواون خانم ضربه ای نخوریدپس امیدوارم ناراحتی برطرف شده باشه
    خب اگرمیشه لطف کنیدومعیاراتون روبرای ازدواج بگید
    چه برنامه ای برای ایندتون دارید؟
    چقدرخودتون روبرای برنامه ای که برای زندگیتون داریدحاضرواماده میدونیدوچه شرایطی روجهت اماده شدن لازم میدونید؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...


  12. ارسال:28#
    عزیز حداقل وقتی مجرد بودم یه 10 بیست باری شکست عشقی خوردم و قصد ازدواج داشتم پس فکر نکن از پشت کوه اومدیم خوب.


    هرراهی که فکر میکنی درسته ادامه بده همان مسیر را موفق باشید.

    جناب عزیزی لطفا تایپیک را قفل کنید

  13. ارسال:29#
    جناب فکر میکردم بیشتر از این ظرفیت داشته باشین....

  14. ارسال:30#
    الناز خانم تا اونجایی که میتونم اینجا معیارهامو میگم ولی شاید اینجا نتونم خیلی توضیح بدم. معیار من برای ارتباط با یه نفر اینه که دختر با متانت و با شخصیت و دارای خانواده خوب باشه. یعنی فرهنگ 2 خانواده به هم بخوره. توقعاتش در حد معمول باشه. شباهت های فرهنگی و اخلاقی زیادی با هم داشته باشیم. تحصیلکرده بودن ایشون برام مهمه. سربازی رفتن و پیدا کردن کار 2 شرط اصلی من برای ازدواج هست چون میخوام روی پای خودم بایستم. برنامه ای که میتونم بگم اینه که اون شخص رو خوشبختش کنم و نذارم کم و کسری از هر لحاظ داشته باشه.

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •