تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از دست دادن شغل بعلت داشتن روابط خشک بين دوستان و همکاران زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ebtekar33
آخرین ارسال:ebtekar33
پاسخ ها 31

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

از دست دادن شغل بعلت داشتن روابط خشک بين دوستان و همکاران

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام خدمت دوستان و استادان گرامي،

    و جناب آقای عزیزی مدیر محترم سایت،

    بنده چند سالی هست که احساس ميکنم خودمو در بين دوستان آدم خشک و نچسبي معرفي کردم این رو از روابط خودم و بازخوردش درک میکنم و چندین بار با اینکه شغل خوبی داشتم و در کارم هم آدم دقیق و نکته سنجی بودم و کم کاری نکردم و همیشه وجدان کاری رو سرلوحه کارم قرار دادم ولی یا مجبور به ترک شغلم شدم یا اخراجم کردن.نمیدونم چرا با اینکه دیگر همکارانم 1/3 کارایی که من میکنم رو هم انجام نمیدن ولی موندگارترند.روزای اول آشنایی اینجوری نیستا اتفاقا برای دیگران یه آدم بسیار جا افتاده و با وقار و با ادب با شعور اجتماعی بالا و کمی دارای فن بیان و نستا دارای معاشرت اجتماعی خوبی معرفی میشم ولی بعد از مدتی انگار چندان رقبتی به تحملم ندارند و بعد از یه مدت دیگه انگار وقتی منو میبینن باید کفاره بدن.گیر دادنا شروع میشه کارایی که از دیگران نمیخان از من میخان و مشخصه که میخان تحت فشارم بزارن تا خودم بزارم برم اگه با پای خودم رفتم که هیچ اگر مقاومت کردم انقد فشار میارن تا حدی که یه چیزی هم بهم میبندن حالا یا حرف یا عمل بعدشم انگار دشمن خونی.یه احتمالاتی میدم که خدمتتون عنوان میکنم:

    1-دیگران هر از گاهی و بنا به موقعیت با مسئولمون شوخی میکنن اونم از نوع خنده آورش ولی من اغلب یا ساکتم یا اگر یه چیزی به ذهنم برسه یه شوخی خیلی کوچولو از آب در میاد که فقط از ساکت بودن بهتره

    2-دیگر همکاران تا یه حرفی پیش میاد انگار جوابشو دارن ولی من با اینکه آی کیوی نسبتا الایی نسبت به خیلی از اونا دارم و بهتر و سریعتر مطالب رو درک میکنم باید نیم ساعت یا بعضا یکی دو روز روش فکر کنم و به این نتیجه برسم که باید فلان جوابو میدادم بیشترشم ازاین میبینم که حرفارو جدی نمیگیرم و در حد شوخی میبینمشون که بخام جواب جدی براش پیدا کنم ولی متاسفانه از اثری که روی طرف مقابل میزاره متوجه میشم که کاملا جدیه.یه چیزم باعث میشه که این فکرو بکنم و اون با خنده صحبت کردن مسئولمه.

    3-دیگران به موقع و بدون اینکه کسی فکر کنه داره کارشو گنده نشون میده
    از کار افتضاحشون تعریف میکنن ولی من بهترین کارو تحویل میدم ولی چونکه تعریف از کارم نمیکنم یا اگرم بکنم یه جورایی فکر میکنن قلو کردم یا گوش نمیدن یا تاثیر برعکس میزاره و متاسفانه بخاطر اینکه تو این مملکت کار خوب از کسی نمیخان و فقط رابطه براشون مهمه یه چیزی هم بدهکار میشم.

    4-مثل خیلیا نسبت به مشکلات و نواقص کاری که تحویل میدم بی تفاوت نیستم و مدام در صدد برطرف کردن اونا بر میام و به شدت تو کار ریز میشم که یکی از احتمالات میدونم و بیشتر به 3 مورد بالایی شکم.

    لطفا کمک کنین این چندمین کار خوبیه که دارم از دست میدم یا به عبارتی دادم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. از دست دادن شغل بعلت داشتن روابط خشک بين دوستان و همکاران  سپاس شده توسط m1392,کوثر حبیبی

  3. ارسال:2#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    سلام دوست عزیز به همیاری خوش اومدین

    انشالله موضوعتون به راحتی حل میشه ناراحت نباشید و شاید اصلا موضوعی نباشه که بخواد حل بشه

    منظورم از قسمت پایانی حرفم این نیست که موضوع شما مهم نیست بلکه منظورم اینه که شاید موضوع از جای دیگه ای آب میخوره و شما به خودتون نسبت میدین

    ببینید قبل از هر چیز نیاز هست که شما در مورد شرایط کاریتون یه مقدار توضیح بدین چون بسته به شرایط کاری، بعضی مواقع مسئولین نیاز میبینن که کار کنان رو تعویض کنن و مخصوصا کارکنانی که باهوش تر هستن و از ریزه کاری های کار سر در میارن همین طور بسیار مسئولیت پذیر هستن.

    کار شما دقیقا چی هست؟

    و البته باید در مورد خودتون هم بیشتر شناخت داشته باشیم تا در آخر تشخیص بدیم که واقعا مشکل در این موضوع به شما بر میگرده یا نه هر کس دیگه ای هم به جای شما و با استعداد های شما باشه همین اتفاق براش میوفته

    آیا شما فقط توی محیط کار با این مشکل مواجه هستین؟

    چند سالتون هست؟

    میتونید بهمون بگید که العان چند تا دوست صمیمی دارین؟

    آیا نحوه ی برخورد شما در محیط کاری از اعتقاداتتون سرچشمه میگیره ؟

    لطفا فعلا به این سوال ها + سوال در مورد شغلتون جواب بدین انشالله به ریشه اصلی مشکل میرسیم
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  4. از دست دادن شغل بعلت داشتن روابط خشک بين دوستان و همکاران  سپاس شده توسط m1392,گلبرگ خانوم

  5. ارسال:3#
    سلام و ممنون از لطفتون
    حالا چرا مسئولیت پذیرا رو هم اخراج میکنن؟
    رشتم الکترونیکه و در قسمتهای فروش و تعمیرات در چنتا شرکت کار کردم آخرینشم تو دوتا شرکت سرویس و تعمیرات آسانسور بودم که همین چند روز پیش از دومیش اخراج شدم البته از خداشونه که دوباره بیام و میدونم 90% فقط میخواستن زهره چشم ازم بگیرن ولی چون مطمئنم در حیطه کار خودم که کسی بهتر از من در حال حاضر تو شرکت نیست نمیخام بهانه الکی ازم گرفته بشه و کوتاه بیام و بعدا یه الم شنگه دیگه راه بندازن اینه که میگم با عزت و سربلندی بیرون بیام بهتره چون تجربشو قبلا داشتم و هنوزم فراموشش نکردم.

    خیر بین دوستان هم این اتفاق میوفته البته منظورم از دوست فامیلایی هستند که حداقل ماهی یکی دوبار همدیگه رو میبینیم و دوستان صمیمی که از قبل از ازدواج داشتم دوتا هستن که بعد از ازدواج رابطمون در حد سالی یکی دوبار تماس تلفنی هست و دیگر هیچ.

    33 سالمه حدود 3 ساله ازدواج کردم.

    منظورتون از سوال آخری رو دقیق نگرفتم ولی یه توضیحی میدم شاید بدردتون بخوره
    تو بعضی شرکتها با خریداران و افرادی غیر از کارکنان شرکت در تماس بودم و بعضی جاها هم با کارمندان شرکت بیشتر در تماس بودم و عاقبت هر دوی اینها هم یکی بوده.
    یه چیز دیگه:من از جمع خوشم نمیاد و سعی میکنم تا اونجا که میشه خودمو از جمع دور نگه دارم و کارامو به تنهایی انجام بدم.ممنون از وقتی که میزارید.
    پاسخ با نقل و قول

  6. از دست دادن شغل بعلت داشتن روابط خشک بين دوستان و همکاران  سپاس شده توسط m1392,کوثر حبیبی

  7. ارسال:4#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    سلام خواهش میکنم

    بله بعضی مواقع مسئولیت پذیری باعث افشای مواردی میشه که نباید بشه

    البته با توجه به توضیحاتی که دادین بعیده مورد شما از این مدل باشه

    آقای مبتکر من پیشنهاد میدم که عجولانه و احساساتی تصمیم نگیرید و یه مقدار با سیاست و منطق رفتار کنید

    منظورم از سوال آخری این بود که رفتار شما با دوستان و گرم نگرفتن با اونها آیا به دلیل مقید بودن به مسائل شرعی هست یا کلا این سبک رفتاریتون هست؟

    دلیل منطقی تون از به کار گیری این سبک چی هست؟

    میشه مورد آخری رو دقیقا برامون شرح بدین؟ منظور مساله ای هست که به خاطر اون کارتون رو از دست دادین ، برامون دقیقا بگید که بین شما چه اتفاقی افتاد
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  8. از دست دادن شغل بعلت داشتن روابط خشک بين دوستان و همکاران  سپاس شده توسط m1392

  9. ارسال:5#
    میشه لطف کنین بگین کجای قضیه بجای فکر با عجله و احساس عمل کردم؟
    در جواب سوالتون باید بگم که برای من فرقی نداره که طرف مقابلم کی و با چه اعتقادی هست هرکی باشه احترام بگذاره بهش احترام میگذارم ولی چیزی برای گفتن ندارم که بخام باهاشون گرم بگیرم و در موردش باهاشون صحبت کنم بقول پدر خانومم مردم تا دلت بخاد حرف الکی برای زدن دارند ولی ما حرف درستشم نمیزنیم
    اتفاقا دوست دارم باهاشون رابطه بیشتری داشته باشم ولی حرفی برای گفتن ندارم شوخیامم در حد پایین و در حد پاستوریزه هست و کمتر کسیو به خنده میندازه بعضی وقتا همونم سر زبونم نمیاد.چیکار کنم؟

    هیچی روز واقعه دیدم پسر رییس شرکت اومد از یکی از بچه ها پرسید که طرف چجوریه یا یه چیزی تو همین مایه ها که دقیقا متوجه نشدم اونم یه چیزی تو این مایه ها که طرف نچسبه بهش جواب داد بعدشم ول شد تا وقتی میخواستم از شرکت بزنم بیرون برسم به کارم که گفت نرو بابام (رییس) باهات کار داره.وقتی که باباش اومد گفت ما با شما کارمون نمیشه گفتم چرا گفت ما از عهده بر آورده کردن توقعات شما بر نمیایم گفتم چه توقعی؟گفت گفتی ماهی 3 روز باید بری مرخصی گفتم کی گفتم؟دقیقا داشتن بهانه جویی میکردن بعدشم پسرش اومد گفت مرخصی ماهی یکروزه منم چون دیدم دهنم حرف گذاشتن و فرمالیته هست زیر بار نرفتم چنتا ایراد الکی دیگه هم بهش اضافه کردند که بازم زیر بار نرفتم و وسائلم رو تحویل دادم و خداحافظی کردم.روزیمو خدا میده بیام التماس اینا کنم؟اگه راست میگن برن یکیو بیارن که مثل من براشون از دل و جون کار کنه.
    سوالی بود در خدمتم.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:6#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط ebtekar33 نمایش پست ها
    میشه لطف کنین بگین کجای قضیه بجای فکر با عجله و احساس عمل کردم؟


    زمانی که میگید چندین بار از کار بیکار شدین و این روند ادامه داره و الان هم بعد از اینکه این اتفاق چندین بار افتاده بازم همون روش معیوب رو دارید استفاده میکنید و دوباره و سه باره و ... از کار بیکار میشید ، به نظرتون تصمیم گیری با عجله و از روی احساسات نیست؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط ebtekar33 نمایش پست ها
    در جواب سوالتون باید بگم که برای من فرقی نداره که طرف مقابلم کی و با چه اعتقادی هست هرکی باشه احترام بگذاره بهش احترام میگذارم ولی چیزی برای گفتن ندارم که بخام باهاشون گرم بگیرم و در موردش باهاشون صحبت کنم بقول پدر خانومم مردم تا دلت بخاد حرف الکی برای زدن دارند ولی ما حرف درستشم نمیزنیم

    اینکه به دیگران احترام میذارید کار بسیار شایسته ای هست

    ولی اینکه میگید حرفی با دیگران ندارید، باعث شکنندگی رابطه ی متقابل شما با افراد هست و باد اصلاح بشه تا بتونید در آینده با افراد جامعه ارتباط موثری بگیرید

    ببینید تا زمانی که در یک جامعه زندگی میکنید نیاز به برقراری رابطه ی صحیح و سازگارانه با محیط دارید

    و اگر یه مقدار حس انسان دوستانه چاشنی کار کنید ، قضیه خود به خود حل میشه

    شما در مواقعی باید از فکر کردن رسمی و خشک پرهیز کنید و اتفاقا یه مقدار به سبک رفتاری تون انعطاف بدین


    نقل قول نوشته اصلی توسط ebtekar33 نمایش پست ها
    اتفاقا دوست دارم باهاشون رابطه بیشتری داشته باشم ولی حرفی برای گفتن ندارم شوخیامم در حد پایین و در حد پاستوریزه هست و کمتر کسیو به خنده میندازه بعضی وقتا همونم سر زبونم نمیاد.چیکار کنم؟

    این روش درسته که به این فکر کنید که حالا چکار کنید برای درست شدن موضوع برای همیشه

    حتما که نباید کسی با شوخی شما بخنده و حتما که نباید شما با این موضوع مشغله فکری داشته باشین ، چون در این صورت اضطراب تا مقداری وارد کار میشه و اجازه نمیده که شما خودتون باشید

    شما نیاز نیست نقش بازی کنید چون همین موضوع باعث مصنوعی شدنتون میشه فقط نیاز هست اونجور که واقعا قلبا دوست دارید رو اجرا کنید یعنی چی ؟

    ببینید مثلا یکی از همکاران ماجرایی رو تعریف کرده و خنده داره ، شما همین که واقعا با ماجرای تعریف شده هماهنگ بشین کافیه چون در اون صورت خندتون میگیره این حالت خشک شکسته میشه و خود به خود به مرور زمان حرف هایی که از نظر دیگران هم بامزه و جالب هست پیش میاد

    فقط نیاز هست خود واقعی تون باشید همین

    و البته نیاز هست یه مقدار هم فن برقراری روابط صحیح متقابل رو هم آموزش ببینید که اصلی ترینش خود دوستی و دیگر دوستی هست
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  11. از دست دادن شغل بعلت داشتن روابط خشک بين دوستان و همکاران  سپاس شده توسط m1392,ترنّم

  12. ارسال:7#
    آخه احساس میکنم خود واقعیم برای کسی جالب نیس برای همخینه که بقول شما فیلم بازی میکنم.
    یه دلیلم میخام به دلایل گذشته اضافه کنم:
    احساس میکنم چون نمیتونم نه بگم اینه که هر کاریو هم محول میکنن و بعدشم طلبکارن که چرا کارای بیشتری انجام ندادم.
    یکی هم سادگی هست.
    اصلا شما دلایلم رو خوندید؟بررسی کردید؟کلا نظرتون راجع بهشون چیه؟
    ممنونم از اینکه وقت میزارید.
    پاسخ با نقل و قول

  13. از دست دادن شغل بعلت داشتن روابط خشک بين دوستان و همکاران  سپاس شده توسط m1392,کوثر حبیبی

  14. ارسال:8#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط ebtekar33 نمایش پست ها
    آخه احساس میکنم خود واقعیم برای کسی جالب نیس برای همخینه که بقول شما فیلم بازی میکنم.
    یه دلیلم میخام به دلایل گذشته اضافه کنم:
    احساس میکنم چون نمیتونم نه بگم اینه که هر کاریو هم محول میکنن و بعدشم طلبکارن که چرا کارای بیشتری انجام ندادم.
    یکی هم سادگی هست.

    این کلمات احساس رو قرمز کردم تا بهتون بگم که این طرز تلقی رو بهتون دادن یعنی اکتسابی هست

    یعنی چی؟

    ببینید هر انسانی یک سرشت و طبیعت(وراثت) داره و یک محیط خاص (تربیت)

    تربیت اکتسابی هست و میشه والدین در نوع تربیتی به فرزندشون توانمندی ، مفید بودن ، موثر بودن ، با ارزش بودن رو القا کنن و در کل پذیرش بی قید و شرط از فرزندشون داشته باشن و همین طوری که هست بپذیرنش و بهش این رو بفهمونن که هر طور که هست مهم و با ارزشه

    و برعکس گاهی میشه که والدین در نوع تربیتی به فرزندشون بی ارزشی ، مصنوعی بودن ، نقش بازی کردن ، با ارزش بودن در صورتی که کارها در جهت خواسته ی والدین باشه ، و در کل پذیرش با گذاشتن شرط و انجام اون شروط رو القا کنن

    خب تا اینجای کار معلوم شد که شما رو از خودتون در گذشته گرفتن و به جاش کسی رو که میخواستن رو گذاشتن که البته همیشه نتیجه عکس میده و فردی از این نوع تربیتی خارج میشه که منفعل و سر خورده هست و انعطاف و استقلال لازم رو در برخورد با مسائل روزمره نخواهد داشت


    نقل قول نوشته اصلی توسط ebtekar33 نمایش پست ها
    اصلا شما دلایلم رو خوندید؟بررسی کردید؟کلا نظرتون راجع بهشون چیه؟
    بله من تمام صحبتهای شمارو خوندم و مگر میشه که بدون خوندن تک تک و قسمت های مختلف حرف هاتون نظری داده بشه؟

    منشأ و ریشه مشکلات شما در حال حاضر به وجود اومدن طرحواره های ناسازگار اولیه است که باعث وجود تحریف شناختی شما از وقایع میشه و همین تحریف باعث انتخاب نوع و سبک رفتاری مخرب شما که اون طرحواره ها باید اصلاح بشه

    البته با همکاری شما و جدیت در کار به آسانی قابل حل هست

    قبل از هر کاری باید شما با طرحواره ها آشنا بشین و دقیق مشکلتون رو بشناسین پس این تاپیک رو بخونین

    http://hamyaryiran.ir/thread5941.html

    و در کل باید تست طرحواره هارو بدین و طرحواره هاتون مشخص بشه و بعد روش درمانی رو اجرا کنیم انشالله
    ویرایش توسط کوثر حبیبی : 2014_06_09 در ساعت 20:18
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  15. از دست دادن شغل بعلت داشتن روابط خشک بين دوستان و همکاران  سپاس شده توسط alonegirl,m1392

  16. ارسال:9#
    با سلام مجدد و تشکر،یه چیزایی رو از طرحواره کپی کردم که امیدوارم کمکتون کنه ولی نمیدونم چرا انقد مشکلاتم زیاد شدن

    محرومیت هیجانی :
    اغلب به خاطر احساس تنهایی ، غمگینی و افسردگی برای درمان مراجعه می کنند و معمولا نمی دانند چرا چنین حالتی دارند.
    ممکن است احساس کنند هیچ کس نیست آنها را راهنمایی کند ، کسی آنها را درک نمی کند و تنها هستند. آن ها ممکن است ،
    احساس پوچی ، بی معنایی و محرومیت از محبت کنند.
    محرومیت از همدلی ، که افراد احساس می کنند هیچ کس نیست به حرف دل آن ها گوش بدهد یا تلاش کند بداند آنها کی هستند و
    چه احساسی دارند. محرومیت از حمایت ، که افراد احساس می کنند هیچ کس نیست آن ها را تحت حمایت خود بگیرد و راهنمایی
    کند ( حتی وقتی از دیگران راهنمایی و حمایت بسیاری کسب می کنند ).
    عدم درخواست از افراد مهم زندگی برای رفع نیازهای هیجانی شان ، سؤال کردن از دیگران و کمتر راجع به خود حرف زدن
    همچنین از روابط بین فردی فاصله می گیرند و گاهی به طور کلی ، عطای روابط را به لقایش می بخشند.
    معتقدند به هر طریقی شده باید انتظاراتشان برآورده شود.
    چنین افرادی ممکن است به خاطر بروز استعداد و هوش ، دوست داشته شده اند و هیچ وقت محبت خالصانه و واقعی دریافت
    نکرده اند.

    نفص/شرم :
    آن ها معتقدند آدمهایی نیازمند، تنبل ، بدعنق ، کسل کننده ، مطیع و ضعیف هستند.
    آنها از برقراری رابطه با دیگران می ترسند ، زیرا ترس اجتناب ناپذیری دارند از این که نقص هایشان برملا شود. هر لحظه
    ممکن است مردم نقص های آن ها را ببینند و این حادثه باعث شرمندگی آنها شود. این ترس می تواند با دنیای خصوصی یا
    عمومی آنها مرتبط باشد. افرادی که چنین طرح واره ای دارند در روابط صمیمی یا اجتماعی ( یا هر دو ) احساس نقص یا بی
    کفایتی می کنند.
    رفتارهای معمول این افراد عبارتند از ناارزنده سازی خودشان و اجازه دادن به دیگران برای ناارزنده سازی آن ها . چنین افرادی
    ممکن است به دیگران اجازه دهند با آن ها بدرفتاری کنند یا حتی به آن ها توهین شود. آن ها اغلب به انتقاد یا طرد ، حساسیت
    زیادی نشان می دهند و بسته به این که بخواهند تسلیم طرح واره شوند یا آن را به صورت افراطی جبران کنند، ممکن است
    غمگین و ناراحت یا عصبانی شوند. آن ها احساس می کنند به خاطر مشکلاتشان با دیگران ، لیاقت سرزنش شدن را دارند. آن ها
    اغلب کمرو هستند.
    افراد به دلیل این که ممکن است دیگران نقص های آنها را ببینند از روابط صمیمی یا موقعیتهای اجتماعی کناره گیری می کنند.

    انزوای اجتماعی :
    رفتارهای معمول این افراد عبارتند ازدر حاشیه ماندن یا اجتناب از وارد شدن به گروهها . این افراد به فعالیتهایی تمایل دارند که
    مستلزم گوشه گیری و تنهایی است. اغلب افراد تنها ، این طرح واره را دارند. فرد ممکن است بخشی از یک خرده فرهنگ باشد،
    اما با این حال ممکن است احساس کند که از اجتماع بیگانه شده است.

    وابستگی / بی کفایتی :
    بی کفایتی : چنین افرادی ، اعتمادی به تصمیم ها و قضاوت های زندگی روزمره خود ندارند.
    آن ها نمی توانند کارهای جدید را خودشان به تنهایی انجام دهند و معتقدند به کسی نیاز دارند تا به آن ها نشان دهد که چه کار کنند.
    دومین بعد ، یعنی وابستگی ، به دنبال بعد اول به وجود می آید. از آن جایی که این افراد نمی توانند به تنهایی از پس کارهایشان برآیند ، تنها هدف آن ها ، پیدا کردن افرادی است که به آنها وابسته شوند.
    رفتارهای معمول این افراد عبارتند از: کمک خواهی از دیگران ، پرس و جوی مداوم راجع به نحوه انجام کارهای جدید ، اطمینان طلبی مداوم راجع به تصمیم ها ، خودداری از پذیرش مسؤولیت های اضافی ( مانند ارتقاء شغلی ) و اجتناب از قبول وظایف جدید.
    این افراد معمولاً با هدف دستیابی به استقلال و کفایت، برای درمان مراجعه نمی کنند، بلکه به دنبال یک داروی جادویی می گردند و یا می خواهند متخصصی پیدا کنند که به آن ها بگوید که چه کار کنند.
    درصد کمی از افراد که طرح واره وابستگی / بی کفایتی دارند با مستقل نمایی ، سعی در جبران افراطی این طرح واره دارند. هر چند آن ها در باطن ، احساس بی کفایتی می کنند ، ولی سعی می کنند هر کاری را خودشان انجام دهند. آن ها برای انجام کار به هیچ کس اعتماد ندارند و حتی در موقعیتهایی که وابستگی یک پدیده طبیعی است ، سعی می کنند به دیگران واسته نشوند.
    آن ها کارها را خودشان به عهده می گیرند و ممکن است این کار را به نحو احسن انجام دهند. آن ها سعی می کنند خودشان مستقلاً تصمیم بگیرند و ممکن است گاهی اوقات تصمیم های خوبی اتخاذ کنند، اما در درون خود همیشه این احساس را دارند که شاید نتوانند این کارها را با موفقیت به سر منزل مقصود برسانند.(این پاراگراف تصحیح شد)


    پاسخ با نقل و قول

  17. از دست دادن شغل بعلت داشتن روابط خشک بين دوستان و همکاران  سپاس شده توسط m1392,کوثر حبیبی,ترنّم

  18. ارسال:10#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    سلام و ممنون از همکاری قوی و جدی تون عالیه

    آقای مهندس خیلی خوب دارین پیش میرین البته نیاز هست که تست طرحواره رو هم پر کنید و با توجه به اون و همچنین نوع پاسخ گویی شما به این طرحواره ها نوع و روش درمان انتخاب بشه

    البته ما سه مدل پاسخگویی به طرحواره ی ناسازگار داریم که اون ها هم باید مشخص بشه

    انشالله توی همین چند روز تست رو هم ضمیمه میکنیم و شما جواب بدین

    و البته من فکر میکنم علاوه بر طرحواره هایی که خودتون هم اشاره کردین ، طرحواره بازداری هیجانی رو هم داشته باشین

    قسمت دوم تاپیک رو هم بخونید لطفا

    http://hamyaryiran.ir/thread5941.html#post45317
    ویرایش توسط کوثر حبیبی : 2014_06_12 در ساعت 01:52
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  19. از دست دادن شغل بعلت داشتن روابط خشک بين دوستان و همکاران  سپاس شده توسط m1392

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •