تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




زندگی با عشق و احساس میخوام زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:elnaz66
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 8

زندگی با عشق و احساس میخوام

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من 26 سالمه که 6 ماه عقد کردم
    قبل عقدم یکسال با پسری دوست بودم و قصد ازدواج داشت وقتی برام خواستگار اومد پسر مورد علاقم قضیه ازدواجمونو با خونوادش درمیون گذاشت
    ولی شدیدن مخالفت کردن
    از اونطرف خونوادم روی من فشار میاوردن که به خواستگارم جواب بدم
    اجبارن جواب بله دادم و عقد کردیم
    5 ماه از عقدم میگذره با دوست قبلیم دوباره رابطمونو شروع کردیم و تصمیم به طلاق گرفتم
    من هیچ حسی به نامزدم ندارم
    و دیوانه وار عشقمو دوس دارم اونم منو دوس داره
    خونوادم مخالف طلاقم هستن
    و خونواده عشقم منو قبول ندارن
    چکارکنم؟؟؟
    تورو خدا کمکم کنید
    عشقم تموم زندگیمه
    پاسخ با نقل و قول

  2. زندگی با عشق و احساس میخوام  سپاس شده توسط anahid

  3. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    سلام الناز خانم
    راستش موضوعی که شما مطرح کردید نیاز به دقت دارد. شما کسی را دوست دارید که و عاشق کسی هستید کهقبل از اینکه خواستگار برای شمابیاید شما به او علاقه داشتید ولی خانواده او شما را قبول ندارن وقتی خانواده او شما را قبول ندارن چه طور باز هم به او فکر می کنید جز اینکه خودتون را دچار سردرگمی کنید از طرف دیگر شما الان ازدواج کرده اید و بعد از چند مدت دوباره با فرد قبلی رابطه تون را شروع کردید این را من می گویم که شماالان ازدواج کرده اید و این کار شما خیانت به خودتون و شوهرتون هست و غیر از این گناه بزرگی هستبه نظر من شما باید به طور کلی فرد قبلی را فراموش کنید سخت هست ولی باید قبول کنید که شما ازدواج کرده اید و نباید به او فکر کنیدو تمام ذهن و فکر خود را فقط و فقط برای شوهر خود بگذارید. پس باز هم می گویم شما دارید به شوهرتان خیانت می کنید و باید فکر فرد قبلی را از سرتان دور کنید و تمام فکر و ذهن تان برای زندگی حال و حاضر شما باشد تا بتوانید زندگی خوبی داشته باشید.
    خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  4. زندگی با عشق و احساس میخوام  سپاس شده توسط anahid,m1392,یه ناشناس

  5. ارسال:3#
    سلام
    دوست من - فک نکن اگه طلاق بگیری زندگیه خوبی خواهی داشت
    اگه اون آقا که میگی عاشقشی خیلی دوست داشت همون موقع خونوادش و راضی میکرد که با هم ازدواج کنین
    در ثانی از کجا معلوم که جداشی و با اون ازدواج کنی
    از کجا معلوم که زندگیه خوبی با اون آقا داشته باشی
    عشق - دوست داشتن - این حسسایی که الان داری با ازدواج کردن یه رنگه دیگه ای به خودش میگیره
    حرارته این احساست بعد از ازدواج کم میشه و هر روز حسرت امروز و میخوری
    و اینکه بعد از ازدواج ما همه مسئولیم
    مسئوله احساسات خودمون و طرف مقابلمون
    میشه بگی همسرت چه خصوصیاتی داره ، رفتارش ، کارش ، سنش ، طرز برخوردش با تو و دیگران ، یکم ازش تعریف کن
    پاسخ با نقل و قول

  6. زندگی با عشق و احساس میخوام  سپاس شده توسط anahid,m1392,کوثر حبیبی

  7. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط سایا نمایش پست ها
    سلام
    دوست من - فک نکن اگه طلاق بگیری زندگیه خوبی خواهی داشت
    اگه اون آقا که میگی عاشقشی خیلی دوست داشت همون موقع خونوادش و راضی میکرد که با هم ازدواج کنین
    در ثانی از کجا معلوم که جداشی و با اون ازدواج کنی
    از کجا معلوم که زندگیه خوبی با اون آقا داشته باشی
    عشق - دوست داشتن - این حسسایی که الان داری با ازدواج کردن یه رنگه دیگه ای به خودش میگیره
    حرارته این احساست بعد از ازدواج کم میشه و هر روز حسرت امروز و میخوری
    و اینکه بعد از ازدواج ما همه مسئولیم
    مسئوله احساسات خودمون و طرف مقابلمون
    میشه بگی همسرت چه خصوصیاتی داره ، رفتارش ، کارش ، سنش ، طرز برخوردش با تو و دیگران ، یکم ازش تعریف کن


    نامزدم تو زندگی حرف خودش نیست
    خیلی به پدر و مادرش تکیه میکنه
    شغل خوبی داره بهتره بگم بیکارست حتی بیمه نداره
    به مامانش خیلی اهمیت میده
    قیافشو دوس ندارم ، اجتماعی نیست
    فرهنگ خواهر برتدراش پایین
    ولی عشقم اینطوری نیست
    رو پای خودش وایستاده
    واقعا مرد
    مرد رویاهامو زندگیم
    همه خصوصیاتی که دوس دارمو داره
    خوش تیپ و خوشگل
    با فرهنگ
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:5#
    منم حق زندگی دارم با اونیکه دوسش دارم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    ما درک می کنیم که شرایط دشواری دارید، اما برای برون رفت از این شرایط، نیاز به انجام اقداماتی جدی دارید.

    برای رهایی از وضعیت فعلی، لازم هست که با:

    1. اشتباهات گذشته خودتون؛

    2. تصورات اشتباهی که در حال حاضر ذهن شما رو درگیر خودش کرده، آشنا بشید.

    پس از این، دو نوع اقدام مرتبط اما نسبتا متفاوت رو برای مدتی معین انجام بدهید تا بتوانید نتیجه مناسبی بگیرید و تصمیم نهایی رو اتخاذ کنید.

    این اقدامات عبارتند از:

    1. قطع هرگونه تماس با فردی که وارد زندگی مشترک و حریم شما شده

    2. اجرای روشهای مناسب در ارتباط با همسرتون برای افزایش تعهد، مسئولیت پذیری و علاقه نسبت به ایشون

    با این بیان مقدماتی، توضیح موارد رو شروع می کنم.

    الف_ اشتباهات شما در گذشته که باید به عنوان عبرت و درس بهشون نگاه کنید.

    نخستین اشتباه اینکه برای ازدواج، مسیری نامطمئن رو انتخاب کردید. دوستی با پسری که به گفته خودش قصد ازدواج داشته. اما آیا از خود سوال کردید که چرا کسی که قصدش ازدواج هست، باید بعد از اینکه برای شما خواستگار اومد، تازه به فکر بیفته که قضیه رو با خانواده اش مطرح کنه، اون هم در حالی که به قول شما مرده و روی پای خودش وایساده؟!

    دومین اشتباه شما، پاسخ مثبت دادن به خواستگارتون بود، در شرایطی که هنوز مهر فرد قبلی از دل شما نرفته بود. طبیعیه که وقتی مهر فرد دیگری در دل انسان باشه، فکر کردن و شناخت درست با مشکل مواجه میشه.

    ب_ تصورات اشتباه فعلی شما

    این تصور که با جدایی، لزوما شرایط بهتری در انتظار شما خواهد بود.
    این تصور که پس از جدایی، حتما می توانید با فرد قبلی ازدواج کنید.
    این تصور که آنچه الا در رابطه با فرد قبلی احساس می کنید، تماما منطبق بر واقعیت است.
    مقایسه نامزدتون با فرد قبلی در شرایطی کاملا نابرابر: باید دقت داشته باشید که الان گمشده زندگی شما احساس و عشق و علاقه هست، و برای همین این ویژگی فرد قبلی برای شما برجسته شده و باعث شده نقاط ضعفش رو نبینید. مخالفت خانواده اش رو لمس نمی کنید، چون صرفا علاقه و احساس بر شما غالب هست. تصور می کنید با جدایی شما، او تبدیل به مرد رویاهاتون میشه!. حتی الان شاید متوجه نباشید که این آقا داره به شما هشداری مهم میده. رابطه ایشون با زن متاهل، نشانه محکمی بر عدم تعهد و نداشتن پختگی ایشون هست. کسی که خودش رو مجاز میدونه با زن متاهل در ارتباط عاطفی باشه، این زمینه رو داره که در آینده هم با دیدن افراد دیگر و وسوسه شدن، در حق همسر خود هم چنین کارهایی رو روا بداره

    اشتباه دیگر شما، ندیدن ویژگی های مثبت نامزدتون هست که متاثر از رفتارهای فعلی تونه. البته نقاط ضعفی که بیان کردید هم بعضا به نظر سطحی میرسند. نداشتن شغل یا بیمه عیب نیست. قرار نیست تا آخر عمر بیکار باشه. در نقاط ضعف نامزدتون، مواردی چون بداخلاقی، اعتیاد، خیانت و ... به چشم نمیخوره. یعنی اینکه همسرتون ویژگی های مثبتی هم داره که شاید فراموششون کرده باشید.

    پ_نخستین اقدام برای رهایی از وضعیت فعلی = قطع کامل تماس با فرد قبلی

    برای اینکه بتوانید بهترین تصمیم رو بگیرید، ابتدا لازمه با فرد قبلی قطع ارتباط کامل داشته باشید. هرگونه تماس، هرگونه ارتباط با ایشون باید قطع بشه. شده خطتون رو عوض کنید، ایمیل تون رو چک نکنید، و به هر نحوی مانع رد و بدل شدن هرگونه تماس از جانب ایشون بشید و خودتون هم به هیچ وجه ارتباطی برقرار نکنید.

    ت_ اقداماتی برای بهبود وضعیت

    پس از اجرای مورد قبل، نوبت میرسه به شروع و اجرای برخی اقدامات جهت بهبود وضعیت ارتباطی و احساسی تون با نامزدتون. فعلا در این باره حرفی نمیزنم و مایلم آمادگی شما برای اجرای موارد یاد شده رو بدونم.

    رویه ای که الان در پیش گرفته اید، بدترین رویه ممکن هست. همینجا اعلام می کنم که جدا شدن شما از نامزدتون، با وجود مشکلات احتمالی که براش پیش بینی میشه، بسیار بهتر از خیانت به او و ادا نکردن حقوقش هست.

    تلاشتون رو برای اصلاح و بهبود زندگی مشترک تون آغاز کنید. با امیدواری اقدام اول رو شروع کنید، و اقدامات بعدی که هنوز بیان نشده رو در قبال همسرتون اجرا نمایید. امید میره که وضعیت متفاوت بشه؛ اما ماندن در شرایط فعلی و تداوم رابطه با فرد قبلی، اولین مانع بزرگ شما برای دستیابی به این بهبودی هست.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  10. زندگی با عشق و احساس میخوام  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,fateme7393,m1392,mehrdad539,niloofarabi,sokut,کوثر حبیبی,بانو

  11. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    ما درک می کنیم که شرایط دشواری دارید، اما برای برون رفت از این شرایط، نیاز به انجام اقداماتی جدی دارید.

    برای رهایی از وضعیت فعلی، لازم هست که با:

    1. اشتباهات گذشته خودتون؛

    2. تصورات اشتباهی که در حال حاضر ذهن شما رو درگیر خودش کرده، آشنا بشید.

    پس از این، دو نوع اقدام مرتبط اما نسبتا متفاوت رو برای مدتی معین انجام بدهید تا بتوانید نتیجه مناسبی بگیرید و تصمیم نهایی رو اتخاذ کنید.

    این اقدامات عبارتند از:

    1. قطع هرگونه تماس با فردی که وارد زندگی مشترک و حریم شما شده

    2. اجرای روشهای مناسب در ارتباط با همسرتون برای افزایش تعهد، مسئولیت پذیری و علاقه نسبت به ایشون

    با این بیان مقدماتی، توضیح موارد رو شروع می کنم.

    الف_ اشتباهات شما در گذشته که باید به عنوان عبرت و درس بهشون نگاه کنید.

    نخستین اشتباه اینکه برای ازدواج، مسیری نامطمئن رو انتخاب کردید. دوستی با پسری که به گفته خودش قصد ازدواج داشته. اما آیا از خود سوال کردید که چرا کسی که قصدش ازدواج هست، باید بعد از اینکه برای شما خواستگار اومد، تازه به فکر بیفته که قضیه رو با خانواده اش مطرح کنه، اون هم در حالی که به قول شما مرده و روی پای خودش وایساده؟!

    دومین اشتباه شما، پاسخ مثبت دادن به خواستگارتون بود، در شرایطی که هنوز مهر فرد قبلی از دل شما نرفته بود. طبیعیه که وقتی مهر فرد دیگری در دل انسان باشه، فکر کردن و شناخت درست با مشکل مواجه میشه.

    ب_ تصورات اشتباه فعلی شما

    این تصور که با جدایی، لزوما شرایط بهتری در انتظار شما خواهد بود.
    این تصور که پس از جدایی، حتما می توانید با فرد قبلی ازدواج کنید.
    این تصور که آنچه الا در رابطه با فرد قبلی احساس می کنید، تماما منطبق بر واقعیت است.
    مقایسه نامزدتون با فرد قبلی در شرایطی کاملا نابرابر: باید دقت داشته باشید که الان گمشده زندگی شما احساس و عشق و علاقه هست، و برای همین این ویژگی فرد قبلی برای شما برجسته شده و باعث شده نقاط ضعفش رو نبینید. مخالفت خانواده اش رو لمس نمی کنید، چون صرفا علاقه و احساس بر شما غالب هست. تصور می کنید با جدایی شما، او تبدیل به مرد رویاهاتون میشه!. حتی الان شاید متوجه نباشید که این آقا داره به شما هشداری مهم میده. رابطه ایشون با زن متاهل، نشانه محکمی بر عدم تعهد و نداشتن پختگی ایشون هست. کسی که خودش رو مجاز میدونه با زن متاهل در ارتباط عاطفی باشه، این زمینه رو داره که در آینده هم با دیدن افراد دیگر و وسوسه شدن، در حق همسر خود هم چنین کارهایی رو روا بداره

    اشتباه دیگر شما، ندیدن ویژگی های مثبت نامزدتون هست که متاثر از رفتارهای فعلی تونه. البته نقاط ضعفی که بیان کردید هم بعضا به نظر سطحی میرسند. نداشتن شغل یا بیمه عیب نیست. قرار نیست تا آخر عمر بیکار باشه. در نقاط ضعف نامزدتون، مواردی چون بداخلاقی، اعتیاد، خیانت و ... به چشم نمیخوره. یعنی اینکه همسرتون ویژگی های مثبتی هم داره که شاید فراموششون کرده باشید.

    پ_نخستین اقدام برای رهایی از وضعیت فعلی = قطع کامل تماس با فرد قبلی

    برای اینکه بتوانید بهترین تصمیم رو بگیرید، ابتدا لازمه با فرد قبلی قطع ارتباط کامل داشته باشید. هرگونه تماس، هرگونه ارتباط با ایشون باید قطع بشه. شده خطتون رو عوض کنید، ایمیل تون رو چک نکنید، و به هر نحوی مانع رد و بدل شدن هرگونه تماس از جانب ایشون بشید و خودتون هم به هیچ وجه ارتباطی برقرار نکنید.

    ت_ اقداماتی برای بهبود وضعیت

    پس از اجرای مورد قبل، نوبت میرسه به شروع و اجرای برخی اقدامات جهت بهبود وضعیت ارتباطی و احساسی تون با نامزدتون. فعلا در این باره حرفی نمیزنم و مایلم آمادگی شما برای اجرای موارد یاد شده رو بدونم.

    رویه ای که الان در پیش گرفته اید، بدترین رویه ممکن هست. همینجا اعلام می کنم که جدا شدن شما از نامزدتون، با وجود مشکلات احتمالی که براش پیش بینی میشه، بسیار بهتر از خیانت به او و ادا نکردن حقوقش هست.

    تلاشتون رو برای اصلاح و بهبود زندگی مشترک تون آغاز کنید. با امیدواری اقدام اول رو شروع کنید، و اقدامات بعدی که هنوز بیان نشده رو در قبال همسرتون اجرا نمایید. امید میره که وضعیت متفاوت بشه؛ اما ماندن در شرایط فعلی و تداوم رابطه با فرد قبلی، اولین مانع بزرگ شما برای دستیابی به این بهبودی هست.

    سلام همیار عزیز
    از راهنمایی تون ممنونم
    ولی شرایطو کاملا متوجه نشدید
    ایشون قبلا از من خواستگاری کرده بود ثابتی چون شغل ثابتی نداشت من صبر کردم
    ولی درس یا بهتره بگم از شانس مون
    شغلش ثابت شد مهندس عمران تو عسلویه
    اونم درگیر رفت و امدش شد خداروشکر حقوقشم زیاده میتونیم با هم از صفر شروع کنیم
    به نظر من اون تمام نکات مثبت مرد زندگیمو داره
    ولی نامزدم رفتارش بچه گانهست
    من با نامزدم یکماه صیغه بودم
    که بعد عقد کردیم
    تو همون دوران صیغه تصمیم به جدایی گرفتم ولی خونوادم پافشری کردن و با زور منو به سفره عقد بردن
    حتی روزی که قرار بود عقد کنم با عشقم حرف میزدم
    اون میگفت عقد نکنم برگردم ولی از ترس خونوادم رفتم پای عقد
    عشقم تلاش خودشو کرد این من بودم که ترسیدم بهش پشت کردم
    ولی الان میخام زندگیمو پس بگیرم
    از نامزدم جدا بشم چون حتی تحمل قیافشم ندارم
    میخام خودم برا زندگیم تصمیم بگیرم و زندگیمو بسازم
    به نظرتون این کارم اشتباه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    تا الان پیش 3 تا مشاوره رفتم با نامزدم
    اونا هم موافق بودن از لحاظ سطح فکری و درک ما بهم نمیخوریم
    و آخرین مشاوره بهم گفت ازش جدا بشم وگرنه افسردگی میگیرم
    حالا نظر شما چیه؟
    خود فرد تو زندگی مهمه یا خونوادش؟
    شاید خونوادش(عشقم) بام بسازن یا طرد بشم
    ولی از خودش مطمئنم چون با ایمان و درسته
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:8#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz66 نمایش پست ها
    سلام همیار عزیز
    از راهنمایی تون ممنونم
    ولی شرایطو کاملا متوجه نشدید
    ایشون قبلا از من خواستگاری کرده بود ثابتی چون شغل ثابتی نداشت من صبر کردم
    ولی درس یا بهتره بگم از شانس مون
    شغلش ثابت شد مهندس عمران تو عسلویه
    اونم درگیر رفت و امدش شد خداروشکر حقوقشم زیاده میتونیم با هم از صفر شروع کنیم
    به نظر من اون تمام نکات مثبت مرد زندگیمو داره
    ولی نامزدم رفتارش بچه گانهست
    من با نامزدم یکماه صیغه بودم
    که بعد عقد کردیم
    تو همون دوران صیغه تصمیم به جدایی گرفتم ولی خونوادم پافشری کردن و با زور منو به سفره عقد بردن
    حتی روزی که قرار بود عقد کنم با عشقم حرف میزدم
    اون میگفت عقد نکنم برگردم ولی از ترس خونوادم رفتم پای عقد
    عشقم تلاش خودشو کرد این من بودم که ترسیدم بهش پشت کردم
    ولی الان میخام زندگیمو پس بگیرم
    از نامزدم جدا بشم چون حتی تحمل قیافشم ندارم
    میخام خودم برا زندگیم تصمیم بگیرم و زندگیمو بسازم
    به نظرتون این کارم اشتباه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    تا الان پیش 3 تا مشاوره رفتم با نامزدم
    اونا هم موافق بودن از لحاظ سطح فکری و درک ما بهم نمیخوریم
    و آخرین مشاوره بهم گفت ازش جدا بشم وگرنه افسردگی میگیرم
    حالا نظر شما چیه؟
    خود فرد تو زندگی مهمه یا خونوادش؟
    شاید خونوادش(عشقم) بام بسازن یا طرد بشم
    ولی از خودش مطمئنم چون با ایمان و درسته
    سلام

    امیدوارم از صحبت های من ناراحت نشید؛ اما من وظیفه دارم بیان کنم.

    اینکه می گید ایشون با ایمان هستند، منظورتون از ایمان چیه؟ ایمان دینی؟

    در کجای دین آمده که مرد میتونه با زن نامحرم(اون هم متاهل!) رابطه داشته باشه؟

    متاسفانه عملکرد ایشون پس از ازدواج شما، علامت مثبتی نیست.

    ممکنه پس از جدایی، ایشون با شما ازدواج بکنند و ممکنه نکنند!؛ اما باید دقت داشته باشید که:

    اولا، شما در شرایط نادرستی دارید تصمیم گیری می کنید. تجربه رابطه همزمان و مقایسه غلطی که شرحش دادم، در این حالات فعلی تون دخیل هست. شما حتی اگر تصمیم قطعی به جدایی هم بگیرید، درست نیست با فرد دیگر در رابطه باشید.

    دوما، باید توجه داشته باشید که شاید فرد قبلی بعدها اگر مشکلاتی در زندگی پیش بیاد، بهانه کنه و بگه تو اگه منو میخواستی نمیرفتی با یکی دیگه ازدواج کنی. فقط ممکنه

    سوم اینکه، مخالفت خانواده ایشون هنوز حل نشده. دقت کنید که خانواده ایشون در زمانی که شما مجرد بودید، مخالف این ازدواج بوده اند؛ آیا اگر شما طلاق بگیرید، احتمال مخالفتشون افزایش پیدا میکنه یا کاهش؟

    چهارم اینکه، هم خود فرد مهمه و هم خانواده. به هیچ وجه تاثیر خانواده رو دست کم نباید گرفت. احساسات مانع دیدن این مسائل هست؛ کسانی که رفتن توی زندگی مشترک، متوجه میشن تاثیرات خانواده چگونه و چقدر هست.

    اشتباهاتی رو در گذشته داشتید. سعی کنید با تصمیم گیری درست، در شرایط فعلی اشتباه بدتری رو مرتکب نشید.

    پیشنهاد من اینه که روی موارد بیان شده تامل کنید.

    من نمیگم جدا بشید یا نشید. تصمیم گیری با شماست. اما رویه ای که الان در پیش گرفته اید، آسیب زاست.

    ضمنا توجه داشته باشید که اگر چه مسائل شما ظاهرا مرتبط هستند، اما به نظر من ابتدا روی مشکلاتتون با نامزدتون متمرکز بشید و بعد روی مساله بعدی. یعنی ابتدا رابطه با فرد قبلی رو قطع کنید و به مساله زندگی مشترکتون بپردازید(بدون در نظر گرفتن فرد قبلی).

    اگر با رعایت موارد بیان شده در ارسال قبل، باز هم تصمیم شما همین بود، اونوقت با دقت در مواردی که در این ارسال بیان شد، تصمیم نهایی رو با چشمانی باز بگیرید.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_06_11 در ساعت 12:31
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  13. زندگی با عشق و احساس میخوام  سپاس شده توسط elnaz.t,fateme7393,m1392,کوثر حبیبی

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •