تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خیانت زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sahar1
آخرین ارسال:elnaz.t
پاسخ ها 10

خیانت

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    باسلام
    دوستان گرامی من به همفکری شما نیاز دارم
    من زنی هستم 27 ساله دارای یک فرزند 8 ماهه. همسرم 28 ساله است. مدرک تحصیلی اینجانب لیسانس و همسرم فوق لیسانس
    ما در دانشگاه با هم آشنا شدیم و این آشناییت به ازدواج ختم شد
    همسرم در دوران بارداری من با یکی از دختران دانشگاهی که در اونجا درس میخوند باب آشنایی رو باز کرده بود و این دو مدتی با هم هم تلفنی همدیداری با هم در تماس بودن
    تا منمتوجه شدم و این قضیه تمام شد و همسرم کلی معذرت خواهی کرد ولی ناگفته نمونه اصلا زیر با نرفت که به من خیانت کرده و میگفت یک نفر دیگه با اون دختر دوست بوده و من اشتباهی متوجه شدم
    زمانی که فرزندم 3 مهه بود و به دنیا اومده بود متوجه شدم یکی از خانمخای شرکتی که همسرم در اونجا مشغول به کار ه بهش پیشنهاده دوستی دهده و من از پیامهایی که بینشون رد و بدل شده بود متوجه شدم همسرم زیاد تمایل به برقراری ارتباط با اون خانم رو نداره ولی بدش هم نمیاد که باهاش حرف بزنه
    یعنی دو دل بود
    اون خانم هم متاهل بودن و 10 سال بود که ازدواج کرده بودن ولی تقریبا همسن خودم بود
    شاید اشتباه کردم و این موضوع رو با همسرم گفتم که چرا این قضیه رو از من مخفی کرده و حتم دوس داشته که با اون خانم رابطه دوستی داشته باشه
    همسرم گفت که اون خانم چون تو زندگی خودش مشکل داره نشسته زیر پای من و میخواد من باهاش دوست شم ولی من قبول نکردم
    تا اینجای قضضیه درست بود چون با توجه به پیامهایی که به هم زده بودن من خودم این رو متوجه شده بودم
    بعد از اون همسرم گفت بیا بهش پیام بده و هر چی دوست داری بهش بگو
    من م به زنه زدم که پاشو از زندگی من بکشه بیرون و.... همه اینهارو من در پیج فیسبوکی همسرم دیده بودم و بعدها چند دفه ازش پرسیدم زنه دیگه به محل کارت زنگ نزده همسرم میگفت نه دیگه خودش اومده بود خودشم رفت . من که باهاش کاری نداشتم اون تو زندگیش مشکل داشته و با شوهرش طلاق عاطفی گرفتن . در پیامها دیده بودم که زنه زده بود دوست داره دوستی طولانی مدت با همسرم داشته باشه
    اامروز شماره ای در وایبر گوشیه همسرم دیدم که کلی به هم ریختم
    همسرم شماره ای رو سیو داشت که شماره همون خانم بود با عکسش
    اینجا متوجه شدم همسرم شماره اون خانم رو داره و باهاش در تماسه
    و رمز گوشیش رو تغییر داده و به من نمیگه .بهش گفتم میخوام با بازی گوشیت بازی کنم با کلی کلنجار گوشیش رو به من داد و قبل از اینکه گوشی رو بده رفت و شماره زن رو پاک کرد و بعد داد
    حالا نمیدونم چه برخوردی باید بکنم؟؟؟؟
    هم با همسرم هم با او زنه
    شماره زن رو برداشتم و دارم ولی اینو میدونم همسرم در خفا باهاش حرف میزنه
    من با اینکه زایمان داشتم ولی باز ظاهر خوبی دارم و بهم نمیخوره که زایمان کرده باشم و اینکه تا اونجا که میتونم به خودم میرسم. و از لحاظ جنسی همسرم کمبودی رو احساس نمیکنه. همسرم هم مردی جذابه و مسایل اینچنینی منو نگران میکنه
    بهترین واکنش نسبت به این حرکت همسرم چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. خیانت  سپاس شده توسط A@92,ane,Far Zane

  3. ارسال:2#
    به همسرم محبت میکنم و اون هم به من محبت میکنه ولی تا حرفمون میشه میگه بیا طلاق عاطفی از هم بگیریم. این رو هم تازه یاد گرفته.
    پاسخ با نقل و قول

  4. خیانت  سپاس شده توسط A@92,Far Zane

  5. ارسال:3#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    نگرانی های شما رو در خصوص مواردی که بیان کردید، درک می کنم. به طور کلی، کسانی که جاذبه های ظاهری دارند باید بیشتر مراقبت کنند، و همسرانشون هم باید آستانه تحملشون رو بیشتر کنند. خوشبختانه نوشته اید که مشکل خاصی در رابطه جنسی با همسرتون ندارید. البته فقط مساله جنسی مطرح نیست، و باید موارد دیگر رو هم بررسی کرد.

    اکیدا پیشنهاد می کنم که تجسّس کردن رو کنار بگذارید. نتیجه تجسس، چیزی جز شک و شبهه های فراوان، ایجاد ناامنی در طرف مقابل، و ریختن آبرو و باز شدن روی افراد به همدیگر نیست. هر کسی مسئول اعمال خودش هست و باید به زودی در برابر خدا پاسخ اعمال آشکار و نهانش رو بده.

    بنابراین اینکه ما در کار دیگران تجسس کنیم، نتیجه ای جز ایجاد ناراحتی برای خودمون و احتمالا جری ترن کردن طرف مقابلمون نداره

    دقت داشته باشید که از زمانی که شما متوجه این ارتباطات پیامکی شدید، آیا قبح مساله نسبت به قبل کمتر نشده؟

    کار به جایی رسیده که الان همسرتون خیلی راحت تا مشاجره میشه حرف از طلاق عاطفی میزنه و این اصلا خوب نیست.

    پس، اصل اول اینکه تجسّس نکنید.

    ممکنه بپرسید اگر این کار رو نکنم، همسرم با خیال راحت میره و هر کاری که دلش خواست انجام میده. پاسخ اینه که نه لزوما اینطور نیست.

    اگر همسر شما فرد اخلاق مدار و معتقدی باشه، وجدانش بیدار میشه و شرایط تغییر میکنه. اما اگر غیر از این باشه، خب بحث دیگری است.

    همین الان بررسی کنید و ببینید که فهمیدن شما و به روی همسرتون آوردن این مسائل، آیا تاثیرات مثبتش بیشتر بوده یا منفی اش؟

    پس، اولین اصل اینکه تجسس رو کنار بگذارید.

    خب، ممکنه بگید من دیگه تجسس نمی کنم، اما سهوا و به صورت اتفاقی متوجه شدم که همسرم با دیگری در ارتباط هست. این بار چه کار کنم؟

    در اینجا بهترین کار اینه که حمل بر صحّت کنید. یعنی چی؟

    یعنی اینکه وقتی شماره این خانم رو در وایبر گوشی همسرتون دیدید، مثلا اینطور برداشت کنید که شرکت یه گروه در وایبر ایجاد کرده و اعضای شرکت رو دعوت کرده و حالا اینها در یک گروه جمع شده اند و اینطوری شماره رسیده به دست همسرتون. اینطوری برای رفتار همسرتون توجیه درست کنید.

    امام علی(ع) می فرمایند:«عذر برادرت را بپذیر و اگر عذری نداشت برای او عذری بتراش».

    خیلی سخن عمیقی هست. یعنی نه تنها اگر کسی از ما عذرخواهی کرد، عذرش رو قبول کنیم، بلکه اگر بهانه و توجیهی هم نداشت، خودمون براش توجیهی درست کنیم تا احتمالا شرمنده نشه!

    این نوع رفتار بزرگ منشانه در جان افراد بسیار تاثیرگذار هست.

    پس، اصل دوم اینکه حمل بر صحّت کنید و خوشبین باشید.

    خب، اگر این اقدامات رو هم انجام دادید، ولی موثر واقع نشد، اونوقت میرسیم به اصل سوم

    پس، تا به حال گفته شد که تجسس رو کنار بگذارید و حمل بر صحت هم بکنید. اما اگر با رعایت این موارد، باز هم مشکل داشتید، این بار باید روش دیگری به کار ببرید که بهش میگیم تغافل

    یعنی چی؟

    یعنی اینکه شما به گونه ای رفتار می کنید که انگار دارید نادیده می گیرید. یعنی به شیوه ای که همسرتون تردید کنه و تو دلش بیفته که ممکنه همسرم فهمیده باشه. پس، اصل سوم تغافل و بیان غیرمستقیم هست.

    مثال میزنم. شما میتونید در این مرحله، به صورت غیرمستقیم رفتارهایی نشون بدید یا حرفهایی بزنید که همسرتون رو به فکر فرو ببره. مثلا بهش بگید یکی از دوستانم مشکلی رو با من مطرح کرده، و من موندم چی بهش بگم. از تو مشورت می خوام بهش کمک کنی، ولی نمیتونم اسم دوستم رو فاش کنم، چون میشناسیش و او هم مایل نیست کس دیگری جریانش رو بدونه. مشکل دوستم اینه که متوجه شده همسرش به صورت پنهانی با یک زن دیگه در ارتباط هست. میگه من و همسرم همدیگر رو دوست داریم و روابطمون هم با هم خوبه و از هم گله ای نداریم، نمیدونم چه دلیلی داره که همسرم توجهش جلب شده به سمت زن دیگه. این موضوع منو آزار میده و در عین حال دلم نمی خواد روم تو روی شوهرم باز بشه و بالاتر از اون اینکه شوهرم رو دوست دارم و اونم منو دوست داره. نمیدونم چیکار کنم.

    با این بیان، در ذهن همسرتون شکل میگیره که شاید شما فهمیده باشید. واکنش همسرتون میتونه به شما کمک کنه تا ببینید مشکلش چیه. مثلا ممکنه همسرتون بگه خب شاید زنش به برخی نیازهای شوهرش توجه نمی کنه. اونوقت شما با ظرافت بپرسید که خب مردها چه نیازهایی براشون مهمتره؟ پاسخ همسرتون فرافکن کردن نیازهای خودش هست و نشان دهنده اینکه این نیازها در او احتمالا از جانب شما کمتر دیده شده و باید تمرکزتون رو بیشتر روی این موارد معطوف کنید. اگر بگه خب به هر حال ممکنه برای هر کسی پیش بیاد و شاید از جانب زنه براش دام پهن شده یا درخواست از طرف اون زن بوده. اونوقت شما میتونید بپرسید که به نظرت اگر یه زن دیگه بهش درخواست بده، اونوقت شوهر مجازه که رابطه برقرار کنه؟ یعنی اگر یه مردی بیاد به دوستم درخواست بده، آیا زن مجازه رابطه برقرار کنه یا اینکه بهتره این کار رو نکنه و روی رابطه خودش و همسرش و مشکلات شون با هم متمرکز بشن؟

    اینها رو مثال زدم. شما میتونید با روشهای خوب، خیلی موارد رو از زیر زبون همسرتون بیرون بکشید که حاکی از دیدگاه های او در این باره و هیمنطور علل این رفتارهاش هستند.

    اما، اگر این روش هم جواب نداد(البته برای هر روش باید زمانی معقول در نظر بگیرید و مثلا نگید من یه هفته صبر کردم و نشد!؛ دست کم شش ماه تحمل و تامل کنید)، اونوقت میتونید علنا گفت و گو با همسر در این باره رو آغاز کنید.

    پس، اصل چهارم یا بهتر بگیم مرحله چهارم، گفت و گوی علنی و آشکار با همسر هست. منظور از گفت و گوی علنی این نیست که داد و بیداد راه بندازید و به دیگران اطلاع بدید. مهمترین اصل این مرحله حفظ آبروی همسرتون هست. فقط و فقط با خود همسرتون مساله رو مطرح می کنید و بهش میگید که من مدتهاست اطلاع دارم، ولی به دلایلی و به امید بهتر شدن وضعیت به روی خودم نمیاوردم. در این مرحله به صورت منطقی و با آرامش با همسرتون صحبت می کنید که من میخوام بدونم علت چی هست؟ اگر مشکلی از جانب من هست، بگو تا برطرف کنم. اگر اینطور نیست، پس مشکل چیه؟ مثلا آیا طرف مقابل مشکلی داره؟ آیا من باید تاوان مشکل اون خانم با همسرش رو بپدازم؟ به نظرت بهتر نیست براشون فکر کنیم و به مشاور معرفی شون کنیم؟ من حاضرم با این خانم دوست بشم و ببینم مشکلش چیه و او رو به همراه همسرش برای درمان مشکل معرفی کنم به مشاور

    در این مرحله هست که شما متوجه بیشتر مسائل میتونید بشید.

    پیشنهاد می کنم این اصول و مراحل رو طی کنید.

    امید میره موثر واقع بشن. اگر جواب نده، خب اونوقت باید حضورا نزد مشاور خانواده برید تا مشاور بررسی کنه و ببینه چه مشکلاتی دامنگیر زندگی تون شده که این مسائل نمود پیدا کردند. با یک مشاوره مناسب، اون موقع میتونید بهترین تصمیم رو اتخاذ کنید. شاید نیازه روی مهارتهای خاصی کار کنید. شاید برخی مسائل از دیدتون پنهان مونده که در روابط زناشویی مهم بوده اند. شاید همسرتون مشکلاتی داره که باید درمان بشن و ...

    اونوقته که با بررسی های کامل میتونید درباره ادامه روند زندگی تون تصمیم گیری کنید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  6. خیانت  سپاس شده توسط A@92,alonegirl,elnaz.t,Far Zane,fateme7393,golpesar,m1392,مهرسا62,ویونا شاکری,بانو,روانشناس کوچولو,سایا

  7. ارسال:4#
    با تشکر از آقای عزیزی
    من کلا اهل تجسس نیستم و بیشتر این موضوع هارو یک دفه و به صورت ناآگاهانه متوجه شدم.
    من احساس میکنم هنوز همسرم رو نشناختم از یه طرف خودشو آدمی معتقد و مبادی آداب نشون میده. از طرفی هر کاری دوست داره میکنه. تو بارداریم متوجه 2 . 3 تا رابطه هاش شدم که در حد تلفنی و پیامک بود.
    الانم که اینطوری. و یه مدت که دایما تو سایتهای مستهجن میرفت و به تازگی این کارو کنار گذاشته. چون با خرید گوشی تازه دیگه وقت نمیکنه که با رایانه کار بکنه. و دایما گوشی دستشه حتی زمانی که مهمون داریم یا مهمونی میریم یا پشت فرمون. این رفتارش رو اعصابمه. دایما از خودش تعریف میکنه و خیلی خود شیفته تشریف داره. من واقعا معذرت میخوام از دوستان ولی همسرم حتی زمانی که رابطه جنسی برقرار میکنیم در طول رابطه دایما از خودش تعریف میکنه. جایی مشاوره رفتم و به من گفتن که در مقابل تعریف و تمجید همسرت از خودش فقط لبخند بزن و تایید نکن. والا موندم چه کار کنم. از سر کار میاد خونه تا بهش میگم چه خبر میگه فلانی فهمید من زن و بچه دارم افسردگی گرفت و.... یا تو راه که داشتم میومدم دخترا کم مونده بود منو بخورن
    البته ناگفته نمونه من هم از لحاظ ظاهری خوش چهره هستمو به خودم کلی میرسم و با وجود اینکه یک بار زایمان کردم اجازه ندادم استیلم به هم بخوره. ولی همسرم دیگه شورشو در اورده و حرفاش منو ناراحت میکنه.دایما میگه من باید مدل بشم و....
    از صحبتهایی که زن تو پیامک ها زده بود من متوجه شدم که قصد داره همسرم رو به خودش نزدیک و وابسته کنه. من از این میترسم.
    من تو همین سایت دیدم کسانی رو که گفتن همسرشون و بچه هاشونو دوست دارن و به فرد دیگهای وابسته شدن و دوستش دارن. من از این میترسم
    میترسم از اینکه همسرم در کنار من به زن دیگه ای فکر کنه
    پاسخ با نقل و قول

  8. خیانت  سپاس شده توسط A@92,Far Zane

  9. ارسال:5#
    منتظر راهنمایی شما دوستان هستم
    پاسخ با نقل و قول

  10. خیانت  سپاس شده توسط A@92,Far Zane

  11. ارسال:6#
    دوست خوبم دکتر عزیزی بیشتر کارایی رو که الان برات خوبه توضیح دادن به نظرم راهکارهای خوبی بودن
    امیدوارم ازشون استفاده کنی و به نتیجه برسی
    امتحان کن و زود نا امید نشو
    به خدا توکل کن و اروم باش مطمئن باش به نتایج خوبی میرسی
    فقط صبور باش
    موفق باشی عزیزم
    پاسخ با نقل و قول

  12. خیانت  سپاس شده توسط A@92,alonegirl,Far Zane,m1392,محسن عزیزی

  13. ارسال:7#
    سلام
    بسیار متاسف شدم جامعه خیلیییی بد شده
    خب سحر جان شاید مشکل از شما نباشه شاید شوهرتون( که خداکنه اینطور نباشه) تنوع طلب باشه
    بعضی ها خصوصا کسایی که یه خورده خوش چهره تر باشن به این مرض مبتلا میشن ببخشید که این رو میگم ولی شاید ایشون قبل از ازدواج با شما با خانمهای زیادی بودن و الان نمیتونن به یکی قانع باشن
    پاسخ با نقل و قول

  14. خیانت  سپاس شده توسط A@92,Far Zane

  15. ارسال:8#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    نگرانی تون رو درک می کنم. اما باید بدونید که نگرانی خانم ها در رابطه با از دست دادن جایگاهشون نزد همسر، گاهی منجر به واکنش هایی میشه که به بهبود شرایط کمکی نمیکنه

    یکی از این واکنش های معیوب، کنترل کردن زیاد همسر هست.

    برای رهایی از این وضعیت، کنترل همسر جوابگو نیست؛ بلکه جذب همسر هست که راهکار بسیار بهتری هست. بدنی منظور کارگاه آموزشی ویژه همسران رو دنبال کنید. درباره این خانم هم مراحلی که بیان شد رو اجرا کنید.

    اما در خصوص تعاریف همسرتون از خودش، باید بررسی صورت بگیره که علائم خودشیفتگی دارند یا خیر!

    اما عجالتا به طریق زیر عمل کنید:

    1. توجه به همسرتون و تحسین کردن او به حدی که محتاج این نباشه که بیاد از خودش تعریف کنه پیش شما. کسی که از خودش تعریف میکنه، احتمالا احساس کمبودی در خودش یا کمبود محبت داره و بنابراین پذیرش او از جانب اطرافیان، میتونه به درک بهترش کمک کنه. پذیرش معقول و منطقی منظور هست و نه تمجید غیرمعمول

    2. بی توجهی به او زمانی که درباره خودش اینچنین صحبتهایی رو میکنه و عوض کردن بحث
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  16. خیانت  سپاس شده توسط A@92,alonegirl,elnaz.t,Far Zane,m1392,مهرسا62,بانو

  17. ارسال:9#
    من از شما دوستان واقعا ممنونم به خاطر راهنماییهای مفيدتون چون همسرم رفتارهای گذشت شو کنار گذاشته
    پاسخ با نقل و قول

  18. خیانت  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,Far Zane,Masoomi

  19. ارسال:10#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام سحرعزیز
    خوشحالیم که شماهم روال عادی زندگیتون روپیش گرفتید
    امیدواریم که زندگی پرازشادی وخوشبختی داشته باشید
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  20. خیانت  سپاس شده توسط A@92,Far Zane

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •