تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شعرهای زیبا زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:جزیره
آخرین ارسال:جزیره
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

شعرهای زیبا

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    جزیره آواتار ها
    سلام دوستان گرامی
    این تاپیک ایجادشده تاشعرهای زیبایی که شما عزیزان بلدهستید درآن ثبت شود هرشعری که بنظرتون زیباست رابگذاریدتادوستان علاقه مندلذت ببرند درصورت امکان نام شاعرهم ذکرکنید باتشکر
    پاسخ با نقل و قول

  2. شعرهای زیبا  سپاس شده توسط elnaz.t

  3. ارسال:2#
    جزیره آواتار ها
    به نسیمی همه راه به هم می ریزد
    کی دل سنگ تورا آه به هم می ریزد
    سنگ در برکه می اندازم ومی پندارم
    باهمین سنگ زدن ماه به هم می ریزد
    عشق برشانه هم چیدن چندین سنگ است
    گاه می ماندوناگاه به هم می ریزد
    آنچه راعقل به یک عمر به دست آورده است
    عشق به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد
    آه یک روز همین آه تورامی گیرد
    گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد
    فاضل نظری
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:3#
    جزیره آواتار ها
    سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم
    چون زلف توسرگرم پریشانی خویشم
    دربزم وصال تونگویم از کم وبیش
    چون آینه خوکرده به حیرانی خویشم
    لب بازنکردم به خروشی وفغانی
    من محرم راز دل طوفانی خویشم
    یک چندپشیمان شدم ازرندی ومستی
    عمری است پشیمان زپشیمانی خویشم
    از شوق شکرخندلبش جان نسپردم
    شرمنده جانان زگران جانی خویشم
    بشکسته ترازخویش ندیدم به همه عمر
    افسرده دل از خویشم وزندانی خویشم
    هرجه امین بسته دنیانیم اما
    دل بسته یارخراسانی خویشم
    سیدعلی خامنه ای
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    جزیره آواتار ها
    به خداعشق به رسواشدنش می ارزد
    وبه مجنون وبه لیلی شدنش می ارزد
    دفترقلب مراواکن ونامی بنویس
    سندعشق به امضاشدنش می ارزد
    مریماغم مخورازسرزنش دشمن ودوست
    طفل جان توبه عیسی شدنش می ارزد
    دل من درسبدی عشق به نیل توسپرد
    نگهش داربه موسی شدنش می ارزد
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:5#
    جزیره آواتار ها
    بی قرارتوام دردل تنگم گله هاست
    آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
    مثل عکس رخ مهتاب که افتاده به آب
    در دلم هستی وبین من وتوفاصله هاست
    آسمان باقفس تنگ چه فرقی دارد؟
    بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست
    بی توهرلحظه مرابیم فروریختن است
    همچوشهری که به روی گسل زلزله هاست
    بازمی پرسمت ازمسئله دوری وعشق
    وسکوت توجواب همه مسئله هاست
    فاضل نظری
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:6#
    جزیره آواتار ها
    کوچه

    بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
    همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
    شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
    شدم آن عاشق ديوانه کهبودم
    در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
    باغ صد خاطره خنديد
    عطر صد خاطره پيچيد
    يادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتيم
    پر گشوديم ودر آن خلوت دلخواسته گشتیم
    ساعتی بر لبان جوی نشستیم .....
    تو همه راز جهان ریخته در چشمان سیاهت
    من همهمحو تماشای نگاهت
    آسمان صاف و شب آرام
    بختخندان و زمان رام
    خوشه ماه فروريخته در آب
    شاخهها دست برآورده به مهتاب
    شب و صحرا و گل سنگ....
    .همه دل داده به آوای شباهنگ
    يادم آید تو به منگفتی از اين عشق حذرکن
    لحظه ای چند بر اين آب نظر کن
    آب آینه عشق گذراناست
    تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
    باشفردا که دلت با دگران است
    تا فراموش کنی چندی از اين شهرسفر کن
    با تو گفتم حذر از عشق ندانم
    سفر از پيش توهرگز نتوانم
    روز اول که دل من به تمنای تو پر زد..
    چون کبوتر لب بام تو نشستم
    تو به من سنگ زدی من نه رمیدم
    نهگسستم
    باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
    تا به دام تو در افتم همهجا گشتم و گشتم
    حذر از عشق ندانم
    سفر ازپيش تو هرگز نتوانم نتوانم
    اشکی از شاخه فرو ریخت
    . مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
    اشک در چشم تولرزید
    ماه بر عشق تو خندید
    یادم آید که دگراز تو جوابی نشنیدم
    پای در دامن اندوه کشیدم نگسستمنرمیدم
    رفت در ظلمت غم آن شب وشبهای دگر هم
    نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
    نکنی دیگر ازآن کوچه گذر هم
    بی تو اما به چه حالی من ازآن کوچه گذشتم.
    فریدون مشیری
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:7#
    elnaz.t آواتار ها
    ای دل تـــنـــهــا چیه چشم انتظاری
    بـــــــــاز یه لحظه یه دم آروم نداری
    مــــــــثل زمستون تو حسرت بهاری
    بـــــــــاز عشقت رخنه کرد تو جونم
    بـــــــــــاز یادت آتیش زد به آشیونم
    بــــــــــــــــاز بی تو باید تنها بمونم
    بــــــــیا ســــــکوت لبهات هنوز حرمت خونه ست
    پــــــــــــرنــــده ی دل من هــنوز بـــی آشیونه ست
    بـــــــــــــــیـا پــر از امیده هنوز ایـــــن دل خــسته
    هــــــنوز به پــای چشمات پــای عــــــشقت نشسته
    تــــــــــــوی آســمــون دنیا هر کسی ستاره داره
    چــــــرا وقتی نوبت ماست آســـمون جایی نداره
    واســـــه من تنهایی درده درد هیچ کس رو نداشتن
    هـــــر گل پژمرده ای رو تــــــو کویر سینه کاشتن
    دیــــــگه باور کردم این رو کــه بـــــایـــد تنها بمونم
    تــــــا دم لــــحــظـــه مردن شـــــعر تــنهایی بخوونم
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:8#
    elnaz.t آواتار ها
    یکی هست تو قلبم که هرشب واسه اون مینویسم و اون خوابه


    نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه


    یه کاغذ یه خودکار دویاره شده همدم این دل دیوونه

    یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه

    یه روز همینجا توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره

    چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره

    گریه میکردم درو که میبست میدونستم که میمیرم

    اون عزیزم بود نمی تونستم جلویه راشو بگیرم

    میترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها

    خدایا کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا

    سکوت اتاقو داره میشکنه تیک تاکه ساعت رو دیوار

    دوباره نمیخوام بشه باور من که دیگه نمیاد انگار
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:9#
    جزیره آواتار ها
    يک شبي مجنون نمازش را شکست
    بي وضو در کوچه ليلا نشست

    عشق آن شب مست مستش کرده بود
    فارغ از جام الستش کرده بود

    سجده اي زد بر لب درگاه او
    پُر ز ليلا شد دل پر آه او

    گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
    بر صليب عشق دارم کرده اي

    جام ليلا را به دستم داده اي
    وندر اين بازي شکستم داده اي

    نيشتر عشقش به جانم مي زني
    دردم از ليلاست آنم مي زني


    خسته ام زين عشق،دل خونم نکن
    من که مجنونم تو مجنونم نکن

    مرد اين بازيچه ديگر نيستم
    اين تو و ليلاي تو... من نيستم

    گفت اي ديوانه ليلايت منم
    در رگ پنهان و پيدايت منم

    سالها با جور ليلا ساختي
    من کنارت بودم و نشناختي


    عشق ليلا در دلت انداختم
    صد قمار عشق يکجا باختم

    کردمت آواره صحرا نشد
    گفتم عا قل مي شوي اما نشد

    سوختم در حسرت يک يا ربت
    غير ليلا بر نيامد از لبت

    روز و شب او را صدا کردي ولي
    ديدم امشب با مني گفتم بلي

    مطمئن بودم به من سر مي زني
    در حريم خانه ام در مي زني

    حال اين ليلا که خوارت کرده بود
    درس عشقش بي قرارت کرده بود

    مرد راهش باش تا شاهت کنم
    صد چو ليلا کشته در راهت کنم
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:10#
    جزیره آواتار ها
    یک نفر مست پیش می آید
    کوزه به دست پیش می آید
    عاشقی جرم نیست آی مردم
    اتفاق است پیش می آید
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •