تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




با این مشکل با خانواده شوهر چکار کنم ؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:رودا
آخرین ارسال:PARSABARZEGAR
پاسخ ها 8

با این مشکل با خانواده شوهر چکار کنم ؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    ممنون میشم در ارتباط با این مشکل راهنماییم کنین
    خواهر شوهرم بدلیل مشکلی که با همسرم داشت و دعوایی که بینشون شد در ارتباط با من و همسرم چیزهایی به خانواده شوهرم گفتن که من رو باعث دعوا معرفی کردن در حالیکه اصلا من نقشی نداشتم ولی چون پدر و مادر همسرم نبودن که ببینن بهشون دروغ انتقال دادن جوری که اونا هم هر چیزی که دلشون خواست بهم گفتن و منم چون انتظار نداشتم فقط گریه کردم و از خودم نتونستم دفاع کنم
    ولی همسرم می گفت وظیفمونو باهاشون تماس بگیریم و بهشون سر بزنیم و منم همین کار رو می کردم و به مرور زمان بهتر شدن توی این دوماه ولی هنوز سر سنگینن
    مخصوصا پدر شوهرم که خیلی من رو دوست داشت کاملا عوض شد
    پدرشوهرم شخصیتش جوری نیست که باهاش بتونم راحت در این مورد صحبت کنم
    حتی حس می کنم شوهرم هم نمی تونه برای همین هر بار که ازش می خوام مسئله رو کامل توضیح بده پشت گوش می ندازه
    حتی با من سرسنگین می شه که فرموش نکردم
    خیلی خیلی خیلی برام تحمل این اوضاع سخته
    از زندگیم زده میشم وقتی بهش فکر میکنم و همیشه اون اتفاق جلوی چشممه و ازارم می ده و باعث خیلی از مشکلات توی زندگیم شده
    البته اون روز همسرم کاملا پشت من بود ولی با چند تماس از ظرف خانوادش کاملا یادش رفت
    لطفا راهنماییم کنین
    چطور مشکل رو حل کنم ؟
    ایای مسئله رو مطرح کنم ؟ به همسرم فشار بیارم که مطرج کنه ؟
    چطور فراموش کنم ؟
    متشکرم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    چرا کسی جواب نمی ده ؟
    36 بازدید ولی دریغ از یک جواب
    چقدر باید معمولا منتظر بمونیم ؟
    لطفا جواب این رو بدین
    ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام روداجان به همیاری خوش اومدی
    آیاهمسرتون تابه حال باخانوادشون صحبت کردن که این دعوامقصرشمانبودید؟
    آیاشده خودتون باخانواده شوهرتون صحبت کنیدکه مطمئن بشن کارشمانبوده؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام

    به نظرم بیشتر مشکلاتی که مشابه این مسئله مطرح شده شما هست؛ ناشی از توجه بیش از اندازه به جزئیات هست.
    مثلا شما اگه گذشت کنید؛ و به جای اینکه بخاین خواهر شوهر یا ... رو مقصر بدونین؛ به جای اینا روابطتون رو با همسرتون دوستانه تر کنید. از کاه کوه نسازید!
    پاسخ با نقل و قول

  5. با این مشکل با خانواده شوهر چکار کنم ؟  سپاس شده توسط elnaz.t

  6. ارسال:5#
    ممنون از توجهتون
    بله با مادر صحبت کردن ولی مادر ایشون اصلا زیربار نمی ره با اینکه اصلا زمان دعوا نبوده
    و مادرشوهرم به شدت اصرار داره دختراش رو پیش پدرشوهرم خوب و بی گناه جلوه بده چون پدرشوهرم پسراش رو خیلیییی دوست داره
    من کاملا قطعی میگم که من اصلا توی دعوا نقشی نداشتم نه از روی بی گناه پنداری خودم
    صد در صد می گم حتی من نبودم شروع دعوا و وقتی اومدم بیخود به من پریدن
    من نتونستم و نمی تونم باهاشون حرف بزنم
    مادرشوهرم اصلاااا منطقی نیست و اجازه حرف زدن نمیده وقتی موافق نباشه
    پدرشوهرم هم جوریه که بچه ها باهاش راحت حرف نمی زنن چه برسه به من
    البته نه اینکه بد باشه ها راحت نیست اصلا با بچه ها
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:6#
    elnaz.t آواتار ها
    خب اگراینجورهست که ایشون شمارودوست داشتن مطمئن باشیدکه هنوزهم اون مهردرونشون وجودداره پس سعی کنیدباهاشون تویه موقعیت مناسب صحبت کنید
    مثلابگیدکه پدرجان همونجورکه میدونیدوباتوجه به احترامی که براتون قائل هستم نمیخواستم ازم دلخورباشین وناراحتی بینمون پیش اومده باشه استش توی اون دعوایی که اتفاق افتاده من واقعانقشی نداشتم فقط میخواستم اززبون خودمم شنیده باشیدکه خیالتون راحت باشه امیدوارم که همه چیزحل شده باشه ودلخوری هارفع شده باشه ازمن اگرهم شمافکرمیکنیدقصوری ازمن سرزده من عذرمیخوام تشکرکنیدازشون که به حرفتون گوش دادن وحرفایی توهمین مایه هابزنیدکه کاملامحترمانه باشه اینجوری رابطتتون هم باپدرشوهرتون وخانواده وشهرتون صمیمانه تروقشنگ ترخواهدشد
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:7#
    lale آواتار ها
    همون طور كه دوستان هم گفتن شما دو راه بيشتر ندارين...ياحساس نباشين وبه فكر بهبود رابطه باشين...كه اون طوريكه از حرفاتون معلومه نميتونين ونميخواين اونطوري كه نيس راجع به شما حرف بزنن يا فك كنن...پس مي مونه راه دوم كه كاملا مودبانه ومتين وخصوصي قضيه رو به پدر شوهرتون توضيح بدين وازش خواهش كنين مادر شوهرتونم قانع كنن...
    ايشالله مشكلتون حل شه...
    هرگز با کسی که دوستش داری قهر نکن"
    چون اون وقت"
    بی تو زندگی کردن رو یاد می گیره!!!
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:8#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز نقش شوهر شما در این رابطه بسیار تاثیر گذار هست و باید اینرا در نظر داشته باشید که انتقال صحبتها و عدم راز داری دلیل بسیار موثری در روابط زوجین و همچنین زوجین با خانواده ها میشود و حتی درگیری بین خانواده های زوجین.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •