تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خودکشی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:patient
آخرین ارسال:elnaz.t
پاسخ ها 33

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

خودکشی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    بهتره اسمم محفوظ بمونه.گفتم که 24 سالمه.من زندگی سختی داشتم و الانم دارم.هر راه و روشی که به ذهنت برسه رو امتحان کردم ولی تاثیری نداشت.
    این سایت مشاور نداره؟

  2. ارسال:12#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    بله این سایت مشاور داره

    ولی اگر فقط نیاز میبینی که مشاورین جواب تاپیک شمارو بدن، نیاز هست که صبر پیشه کنید

    پس تحمل کن

    ولی اگر ما هم جواب تاپیک شمارو دادیم نیت کمک بوده تا بر مشکلتون پیروز بشید
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء

  3. خودکشی  سپاس شده توسط **شادی**,alonegirl,m1392

  4. ارسال:13#
    چرا اینجا کسی به داد من نمیرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  5. خودکشی  سپاس شده توسط **شادی**

  6. ارسال:14#
    jj_fokoli آواتار ها
    جسارته و معذرت میخوام. ولی میشه بدونم شما توی کدوم شهر زندگی میکنین و قومیت شما چی هست؟

  7. ارسال:15#
    **شادی** آواتار ها
    سلام patient عزیز
    بهمیاری خوش اومدین...

    لحظات سختی رو تجربه کردین اما خدا باشماست صبور باشین...
    شما بخاطر سقط جنین چند ماهتون دچار عذاب وجدان شدیدی شدین اون موقع فکر میکنین با قتل به دختر 24 ساله ممکنه به آرامش برسین؟

    الان عذابهای جسمانی این دنیا مثل فحاشی مادرتون, حبس بودن تو منزل , جدا شدن از همسری که عاشقش بودین و... رو که میشه گفت موقتی هستن نمیتونین تحمل کنین انتظار دارین از پس عذاب های روحی دایمی تو اون دنیا بر بیاین؟
    پس فکر خودکشی رو کلا از ذهنتون دربیارین که هیچ دردی از شما درمان نمیکنه...

    برای اینکه از این وضعیت بیرون بیاین باید نقاط امید هرچند کوچیک و دور از انتظار برای خودتون ایجاد کنین...
    این جمله های پایین رو خوب بخونین:
    خانوادم از اول منو دوست نداشتن
    مادرم بخاطر جریان سقط جنین ازم بیزار شده و طردم کرده
    همسری که عاشقم بود و عاشقش بودم رهام کرده
    فرزندم رو با دستای خودم نابود کردم
    تو خونه حبسم و نمیتونم حداقل آزادیهای یه دختر جوون رو هم داشته باشم
    شما نه, هر کسی دیگه روزانه چند بار این صحبتهای بالا رو تو ذهنش مرور کنه و بهشون فکر کنه امیدی نایی برای ادامه زندگی براش میمونه؟

    وضعیت الان تبعات منفیِ تصمیمِ اشتباهیه که تو گذشته گرفتین...
    همینطور که اگه الان با همسرتون بچتون رو در آغوش گرفته بودین و صدای خنده هاتون همه جارو پر میکرد این عشق و خوشبختی رو مدیون تصمیم و پافشاری رو تصمیمتون میدونستین همینطور هم باید بتونین وضعیت ناخوشایند الان رو مدیون تصمیم خودتون بدونین این خیلی مهمه چون در این صورت احساس قربانی شدن و فدا شدن نمیکنین و کمک زیادی بهتون میشه تا شرایط رو بپذیرین و از پس هضم کردنش بربیاین.

    اون نقاط امیدبخشی که گفتم باید بتونین برای خودتون پیدا کنین یا حتی بتراشین میتونن اینا باشن:
    سنم برای شانس دوباره زندگی و ازدواج موفقیت آمیز مناسبه و احتمال داره با یه انتخاب خوب و تصمیمگیری خوب طعم خوشبختی رو بچشم...
    برای مادری که انقدر روی آزادی دختر حساس بود کنار اومدن با ازدواج پنهانی و باردار شدن دخترش , تو 11 ماه خیلی سخته باید صبور باشم تا گذشتِ زمان بتونه این قضیه رو کمرنگتر کنه...
    کار کردن تو خونه و تسلیم کردن گوشی و ... برای اثبات کردن خودم کافی نیست اما میتونم راه هایی پیدا کنم تا مامانم مجاب بشه من تغییر کردم و منو ببخشه... چون هرآدمی نقاط ضعفی داره که با دست گذاشتن رو اون نقاط یا وارد شدن از اون نقاط بیشترین تاثیرپذیری براش اتفاق میفته...این نقاط تو مامانِ من چیا هستن؟
    این مدتی که بالاجبار باید خونه نشین باشم میتونم طور دیگه ای ازش استفاده کنم مثلا درس بخونم برای مقطع بالاتر یا هنری رو با جدیت دنبال کنم تا هم افکار مخرب کمتر ذهنم رو درگیر کنن هم از لیموی ترش یه لیموناد شیرین درست کرده باشم...

    منتظر نظرتون هستم...

  8. خودکشی  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,PARSABARZEGAR,rahe shab,کوثر حبیبی

  9. ارسال:16#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ----شادی---- نمایش پست ها
    سلام patient عزیز
    بهمیاری خوش اومدین...

    لحظات سختی رو تجربه کردین اما خدا باشماست صبور باشین...
    شما بخاطر سقط جنین چند ماهتون دچار عذاب وجدان شدیدی شدین اون موقع فکر میکنین با قتل به دختر 24 ساله ممکنه به آرامش برسین؟

    الان عذابهای جسمانی این دنیا مثل فحاشی مادرتون, حبس بودن تو منزل , جدا شدن از همسری که عاشقش بودین و... رو که میشه گفت موقتی هستن نمیتونین تحمل کنین انتظار دارین از پس عذاب های روحی دایمی تو اون دنیا بر بیاین؟
    پس فکر خودکشی رو کلا از ذهنتون دربیارین که هیچ دردی از شما درمان نمیکنه...

    برای اینکه از این وضعیت بیرون بیاین باید نقاط امید هرچند کوچیک و دور از انتظار برای خودتون ایجاد کنین...
    این جمله های پایین رو خوب بخونین:
    خانوادم از اول منو دوست نداشتن
    مادرم بخاطر جریان سقط جنین ازم بیزار شده و طردم کرده
    همسری که عاشقم بود و عاشقش بودم رهام کرده
    فرزندم رو با دستای خودم نابود کردم
    تو خونه حبسم و نمیتونم حداقل آزادیهای یه دختر جوون رو هم داشته باشم
    شما نه, هر کسی دیگه روزانه چند بار این صحبتهای بالا رو تو ذهنش مرور کنه و بهشون فکر کنه امیدی نایی برای ادامه زندگی براش میمونه؟

    وضعیت الان تبعات منفیِ تصمیمِ اشتباهیه که تو گذشته گرفتین...
    همینطور که اگه الان با همسرتون بچتون رو در آغوش گرفته بودین و صدای خنده هاتون همه جارو پر میکرد این عشق و خوشبختی رو مدیون تصمیم و پافشاری رو تصمیمتون میدونستین همینطور هم باید بتونین وضعیت ناخوشایند الان رو مدیون تصمیم خودتون بدونین این خیلی مهمه چون در این صورت احساس قربانی شدن و فدا شدن نمیکنین و کمک زیادی بهتون میشه تا شرایط رو بپذیرین و از پس هضم کردنش بربیاین.

    اون نقاط امیدبخشی که گفتم باید بتونین برای خودتون پیدا کنین یا حتی بتراشین میتونن اینا باشن:
    سنم برای شانس دوباره زندگی و ازدواج موفقیت آمیز مناسبه و احتمال داره با یه انتخاب خوب و تصمیمگیری خوب طعم خوشبختی رو بچشم...
    برای مادری که انقدر روی آزادی دختر حساس بود کنار اومدن با ازدواج پنهانی و باردار شدن دخترش , تو 11 ماه خیلی سخته باید صبور باشم تا گذشتِ زمان بتونه این قضیه رو کمرنگتر کنه...
    کار کردن تو خونه و تسلیم کردن گوشی و ... برای اثبات کردن خودم کافی نیست اما میتونم راه هایی پیدا کنم تا مامانم مجاب بشه من تغییر کردم و منو ببخشه... چون هرآدمی نقاط ضعفی داره که با دست گذاشتن رو اون نقاط یا وارد شدن از اون نقاط بیشترین تاثیرپذیری براش اتفاق میفته...این نقاط تو مامانِ من چیا هستن؟
    این مدتی که بالاجبار باید خونه نشین باشم میتونم طور دیگه ای ازش استفاده کنم مثلا درس بخونم برای مقطع بالاتر یا هنری رو با جدیت دنبال کنم تا هم افکار مخرب کمتر ذهنم رو درگیر کنن هم از لیموی ترش یه لیموناد شیرین درست کرده باشم...

    منتظر نظرتون هستم...
    هیچ راهی برای جلب اعتماد مامانم وجود نداره.چون من خودم همه راه ها رو امتحان کردم.همش به خودم میگم این مامانم که از اول از من بدش میومد و این قضیه هم بهتر باعث شد تا نفرتشو بهم نشون بده.
    خسته شدم از بس فحاشی شنیدم.هر روز داره همه چیزو یاداوری میکنه واسم.من میخوام فراموش کنم ولی اون نمیزاره.از مامانم متنفر شدم.
    تا الانم که خودکشی نکردم همش به امید اینم که یه روز ازدواج کنم و از این خونه برم ...ولی کی اون روز میرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    شادی جان من تا اعصاب آروم نداشته باشم هیچ کاری نمیتونم کنم چه برسه به درس خوندن...
    لطفا تاپیک (افسردگی بعد از سقط )منم بخون.
    تازه فهمیدم عشقم ازدواج کرده...حالم اصلا خوب نیست...چرا همه تاوان این کارو من باید پس بدم ولی اون نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  10. خودکشی  سپاس شده توسط **شادی**,aram

  11. ارسال:17#
    aram آواتار ها
    دوست عزیزم اون شخص لیاقت شما رو نداشته کسی که برای جبران اشتباهش هیچ اقدامی نکرده و پشتت رو به راحتی خالی کرده لیاقت نداره اتصورش رو بکن اگه این ازدواج سر می گرفت در آینده چه کارهائی که نمی کرد همین بهتر که از الان رفته به نظرم زندگی مجردی بهتر از زندگی با چنین فردیه خدا رو شاکر باش که زودتر حودش رو نشون داده هر چند برای شما خیلی گران تمام شده با تمام وجود درکت می کنم که الان در چه وضعیتی به سر می بری
    اما در مورد مادرت ایشون الان به نظرم چون این انتظار رو از شما نداشته این رفتار رو پیش گرفته مادرها هر چه قدر هم که رفتار بدی از خودشون نشون بدن بازهم تمایل ندارن خاری به پای بچه هاشون فرو بره و در مقابل فردی که باعث آزار بچه هاشون شده می ایستن حتی اگه این فرد خود بچه باشه صبر داشته باش و نتیجه این صبرت رو مطمئنم خدا بهت خواهد داد اون فرد بی لیاقت رو هم بسپر به خود خدا که هر جور که خودش صلاح می دونه به سزای عملش برسونه شاید زمان زیادی نیاز باشه اما مطمئن باش که روزی جزای این عملش رو خواهد دید این رو تجربه کردم و به عینه به چشم خودم دیدم که می گم
    انشالله که روزهای خوبی در انتظارته ولی باید صبر داشته باشی و با فکر کردن به خودکشی خودت رو آزار ندی
    شکر کن که الان این امکان اینترنت رو داری و حداقل اینجا می تونی بنویسی و دل خودت رو خالی کنی و اینجا دوستان مشاور راهنمائیهای مفیدی می کنن پس اینجا همیشه حضور داشته باش
    و ما رو به عنوان خواهر خودت قبول کن
    خداوندا شکر به خاطر داده هایت، نداده هایت و گرفته هایت.
    که داده هایت نعمت، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان هستند.

  12. خودکشی  سپاس شده توسط **شادی**,m1392,کوثر حبیبی

  13. ارسال:18#
    نقل قول نوشته اصلی توسط aram نمایش پست ها
    دوست عزیزم اون شخص لیاقت شما رو نداشته کسی که برای جبران اشتباهش هیچ اقدامی نکرده و پشتت رو به راحتی خالی کرده لیاقت نداره اتصورش رو بکن اگه این ازدواج سر می گرفت در آینده چه کارهائی که نمی کرد همین بهتر که از الان رفته به نظرم زندگی مجردی بهتر از زندگی با چنین فردیه خدا رو شاکر باش که زودتر حودش رو نشون داده هر چند برای شما خیلی گران تمام شده با تمام وجود درکت می کنم که الان در چه وضعیتی به سر می بری
    اما در مورد مادرت ایشون الان به نظرم چون این انتظار رو از شما نداشته این رفتار رو پیش گرفته مادرها هر چه قدر هم که رفتار بدی از خودشون نشون بدن بازهم تمایل ندارن خاری به پای بچه هاشون فرو بره و در مقابل فردی که باعث آزار بچه هاشون شده می ایستن حتی اگه این فرد خود بچه باشه صبر داشته باش و نتیجه این صبرت رو مطمئنم خدا بهت خواهد داد اون فرد بی لیاقت رو هم بسپر به خود خدا که هر جور که خودش صلاح می دونه به سزای عملش برسونه شاید زمان زیادی نیاز باشه اما مطمئن باش که روزی جزای این عملش رو خواهد دید این رو تجربه کردم و به عینه به چشم خودم دیدم که می گم
    انشالله که روزهای خوبی در انتظارته ولی باید صبر داشته باشی و با فکر کردن به خودکشی خودت رو آزار ندی
    شکر کن که الان این امکان اینترنت رو داری و حداقل اینجا می تونی بنویسی و دل خودت رو خالی کنی و اینجا دوستان مشاور راهنمائیهای مفیدی می کنن پس اینجا همیشه حضور داشته باش
    و ما رو به عنوان خواهر خودت قبول کن
    مرسی آرام جون.بیشتر ناراحت میشم از اینکه من آدمی نبودم که بخوام هر روز با یه پسر باشم و با هرکدومشونم رابطه حرامی داشته باشم.از اول با یکی بودم و اونم به خاطر این بود که دوسش داشتم و تا آخرم باهاش بودم.
    اصلا من مطمئنم که اگه رابطه مامانم باهام خوب بود من هیچ وقت با اون پسر دوست نمی شدم.تنها دلیلی که باهاش موندم این بود که بدجوری تشنه ی محبت و توجه بودم.
    دوستای خودم که هر روز با یه پسر میگشتن و سقط جنینم داشتن الان دارن به راحتی زندگی میکنن و بیشترشون ازدواجم کردن.ولی من موندم تو خونه و فحاشی مامانم رو گوش میدم.
    آخه من آدم کافری هم نیستم که بگم خدا ازم رو بر گردونده....ولی چرا اونایی که حتی یه بارم تو عمرشون نماز نخوندن الان بهترین زندگی با پولدارترین پسر ها رو دارن ولی من باید اینجوری باشم...!!!

  14. خودکشی  سپاس شده توسط **شادی**,m1392

  15. ارسال:19#
    aram آواتار ها
    دوست عزیز اگه شما هم از اون افرادی بودی که هر روز با یکی می گشتن طبعا الان این همه ناراحت نبودی ولی این ناراحتی شما نشانه اینه که خیلی به رابطه و وفاداری اهمیت میدی و به خاطر این مسئله بهت تبریک می گم. متاسفانه اغلب خانواده ها پسر دوست هستن و به دختر اهمیت کمتری نسبت به پسر میدن و این امر تنها مختص خانواده شما نیست شاید بیشتر از 90% دخترها این مشکل رو دارن و یا حداقل احساس می کنن که این مشکل رو دارن و شاید از پسرها هم این سوال بشه اونها هم این مشکل رو داشته باشن متاسفانه والدین مخصوصا مادران باید با دخترهاشون علاوه بر مادری دوست هم باشن که نیستن و نتیجه اش هم این میشه که دخترشون یا حتی پسرشون محبت رو در جای دیگه ای جستجو می کنه. پس با یان افکار زیاد خودتو اذیت نکن تو این تالار اگه سوال کنی اکثرا این مشکل رو دارن پس تو تنها نیستی
    اما خدا ازت رو برنگردونده اتفاقا خدا باهات بوده که از شر اون آدم بی لیاقت خلاص شدی حالا یه مدت بد رفتاریهای مادرتو می تونی تحمل کنی اما یک عمر زندگی با اون آدم رو نمی تونستی تحمل کنی باور کن.
    از یاد نبر خدا اگه بنده ای رو بیشتر دوست باشه بیشتر هم امتحانش می کنه از این تجربه خیلی تلخ می تونی درس خوبی بگیری و دیگه به هر کسی زود اعتماد نکنی
    حتی اگه اعتماد هم داشته باشی نباید زود وارد رابطه بشی باهاشون که این مصیبت سرت بیاد. مثل معروفی هست که میگه انسان شیر خام خورده و هر جائی که به نفعش باشه بر وفق مراد خودش عمل می کنه پس نباید حتی به نزدیکترین افراد هم زود اعتماد کرد چه برسه به یه غریبه که حتی مسئولیتی در قبالت نداره و با کوچکترین تلنگری زود رهات می کنه
    خداوندا شکر به خاطر داده هایت، نداده هایت و گرفته هایت.
    که داده هایت نعمت، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان هستند.

  16. خودکشی  سپاس شده توسط **شادی**,m1392,کوثر حبیبی

  17. ارسال:20#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز

    ضمن توجه به نکاتی که دوستان گفتند و مخصوصا شادی کنم. اینو باید بدونید پایان شب سیه سپید هست.

    قبلا شده برای حتی یکبار، که مشکلی وجود نداشته باشه و اوضاع همان طور که خودت میخواستی بوده باشه؟؟ اون موقع چه کاری کردی؟؟؟ که اوضاع خوب بود؟؟؟

    بنظرت چه کارای دیگه میتونی انجام بدی که شرایط زندگی خودت بهتر کنی؟؟؟

    دوست عزیز گفتید دارید تاوان پس میدین خوب، کی این شرایط برای شما پیش آورد؟؟؟( ازدواج موقت و باردار شدن)

    خوب هر کسی ابتدا باید بداند مسوول کارهاش هست و نباید بخاطر مشکلات و فشار محیطی ، از این فشار و مشکلات فرار کنه. فرار کردن یعنی من مغلوبم و کاری از من ساخته نیست. دوست عزیز زندگی پر از مشکلات هست و افراد زیادی هستند که در موقعیت شما و بدتر از شما هستند، همه باید بدانیم با سختیها باید روبرو شد و آنها را برطرف کنیم.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز

  18. خودکشی  سپاس شده توسط **شادی**,m1392,کوثر حبیبی

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •