تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




کم شدن علاقه همسرم به من زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:raha-joon
آخرین ارسال:piroo
پاسخ ها 4

کم شدن علاقه همسرم به من

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من قبلا یه سری موضوع رو در مورد مشکلاتم با همسرم مطرح کرده بودم که حل شده بود
    اما بعدا برعکس همون موضوع واسم پیش اومد
    یعنی : یه نفر آقا که قبلا به من علاقه داشت در صدد این بر اومد تا زندگیه من و از هم بپاشه و هوشمندانه با شوهرم دوست شد و با حرفای نا مربوط آرامش زندگیم و به هم ریخت

    خوشبختانه همسرم و من خیلی در مورد موضوع های پیش اومده حرف میزنیم و همین حرف زدن ها باعث شد زیاد حرفای اون شخص اثر خودش و نذاره
    البته منظورم از اثر پاشیده شدنه زندگیه واگرنه تهه تهه دلمون اثرش و گذاشته

    یه مدت شوهرم خیلی بد خلقی میکرد و رفتیم مشاور و بهتر شد
    اما ...
    دیشب شوهرم اصلا حوصله نداشت و اول سعی کردم یکم با شوخی حالش و خوب کنم که بعد با یه شوخی از طرف ایشون بحثمون شروع شد و وسط بحث بهم گفت که دارم ازت دور میشم
    و منم چون خودم ناراحت بودم گفتم اگه قراره دور شی پس ... دور شو
    اونم بهم گفت : دوست داشتنت در همین حده و جای اینکه کمکم کنی بهت نزدیک شم بیشتر من و از خودت دور میکنی
    و خلاصه شب با همین وضع خوابیدیم و صبحم بدونه هیچ حرفی هر کدوم اومدیم سر کار خودمون

    دلم خیلی گرفته - من زندگیم و همسرم و دوست دارم و به دوست داشتنش نیاز دارم
    احساسه اینکه دوسم نداره من و ازش دور میکنه ___ چون اصلا دلم نمیخواد کسی و مجبور به دوست داشتن کنم
    من تو هیچ چیزی تو زندگیمون واسش کم نذاشتم و همه چی خوب بوده
    ولی ...
    نمیدونم چی کار کنم
    بهش میگم دلیل دور شدنت چیه - میگه نمیدونم
    میگم بریم مشاور - میگه برم چی بگم
    میگم من کاری کردم __ میگه نه
    میگم به خاطر اون مرده است که حرفای مسخره میزد ___ میگه نه
    ولی احساس میکنم ازت دارم دور میشم

    دور شدنه اون مساوی دور شدنه منه حتی اگه دوسش داشته باشم ___ من رابطه یکطرفه نمیخوام - من دوست داشتن یک طرفه نمیخوام
    میگه دور شدنم به معنی این نیست که دوست نداشته باشم اما دارم ازت دور میشم
    اف ....
    نمیدونم چی کار کنم الان ولی خودمون و میشناسم که اگه همینجوری پیش بره هر دومون از هم دور میشیم
    پاسخ با نقل و قول

  2. کم شدن علاقه همسرم به من  سپاس شده توسط anahid

  3. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    سلام رها خانم
    همیشه در زندگی پستی ها و بلندی هایی دارد که باید زن و شوهر به کمک هم این پستی و بلند ها را برطرف کند به نظر من زمانی که شما گفتید با شوهرتان شوخی کردید و ایشون هم با شما شوخی کرد و همین عامل باعث بحث بین شما شد شما می توانستید مدیریت کنید و سریع موضوع را عوض می کردید هر چند همین کار را شوهرتان هم می توانست همین کار را انجام دهد ولی در مورد حرفی که شوهرتان زد که دارم ازت دور میشم به نظر من شما نباید اون حرف را میزدید شما باید همون زمان علتش می پرسیدی. شما نباید یه موضوع کوچیک در زندگی خودتون را با جواب دادن تند بزرگتر می کردید. الان هم شما باید یه مدیریتی انجام دهید و تا می توانید با شوهرتان رفتار خوبی داشته باشید شاید شوهرتان با این حرف خواست شما را امتحان کند تا ببیند میزان علاقه شما به خودش چقدر است و عکس العمل شما را می خواست ببیند . باز هم دیر نشده تلاش کنید با حرف زدن و ایجاد جو آرامش دهند و خوب در خانه و کارهایی که باعث این می شود که شوهرتان را خوشحال کند انجام دهید و تا می توانید از نقطه ضعف های شوهرتان نسبت به شما یعنی چیزهایی که شما را به خاطر آن می خواهد و با کارهایی که شما براش انجام می دهید و او دسوت دارد او را به خودتان نزدیک کنید. باز هم اگر سوال و کمکی خواستید در خدمتتون هستم.
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  4. کم شدن علاقه همسرم به من  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t

  5. ارسال:3#
    شوهرم میدونه که من چه قدر دوسش دارم و تو این مدت هزاران بار موقعیت پیش اومده که بهش ثابت شده
    و این حرفش ناراحتم میکنه وقتی میگه داره ازم دور میشه
    من تو این مدت ___ وقتی به خاطر بدهی که اصلا به زندگی ما ربطی نداره و مربوط به گذشته است میگم خونه و بفروش تا سبک شی
    وقتی به خاطر دختری که قدیم نامزدش بوده هزاران بااااااار پیش من گریه کرده و گفتم کمکت میکنم تا فراموشش کنی
    وقتی اون زمون که اون خانم میومد تو زندگیم و واسه شوهرم دلبری میکرد و من با صبر و حوصله تحمل میکردم
    وقتی تو هر مشکلی - چه مادی چه معنوی هر چی همه سعیم و میکنم که بار غصه اش کم بشه
    چرا باید بهم اینجوری بگه
    البته من اینارو اینجا به شما دارم میگم و به اون این حرفا رو نزدم که احیانا فک نکنه منت سرش میذارم _ اما تهه دلم و که نمیتونم گول بزنم

    بعد الان به خاطر یه آدم مسخره که اومده تو زندگیم و داره از گذشته ای که تو ذهنش واسه خودش ساخته و به شوهرم میگه --- باید بشنوم که داره ازم دور میشه

    چرا اون موقع ها که من کارم هر روز گریه بود این حرفارو نگفتم
    چرا الان که به خاطر همون خانم که یه وقتی نامزدش بوده و یه خونه بهش داده و هنوز بدهکاره به مردم و من دارم به خاطر اون خانم خونمون و که واقعا با زحمت و هزار جور قسط خریدیم میفروشم و نباید دم بزنم و بگم دارم ازت دور میشم و
    بعد ایشون خیلی راحت این حرف و به من بگه

    گفتین من و اون با هم شوخی کردیم - ولی من اصلا با ایشون شوخی نکردم - اگه قراره دور شه خب اشکالی نداره - دور شه
    زندگی که بعد از دو سال تلاش و محبت و دوست داشتن قراره با دوری و دوری به ده سال بکشه و آخرش غم بده - همون بهتر که الان اینجوری بشه و ببینیم چی میشه

    امروز بهم اس زده که رها حق تو نیست که من اینکارو با تو بکنم
    منم بهش گفتم نیازی به دلسوزی ندارم که این حرف و بزنی - من نیاز ندارم به خاطر کارام احساسه پشیمونی بهت بدم و فقط و فقط نیازم دیدنه حسه واقعیه دوست داشتنه تو هست که اون و داری ازم دور میکنی

    بهش گفتم دیگه من هیچ تلاشی نمیکنم و ایشونم ازم خواستن که اینجوری نباشم
    ولی الان تهه تهه دلم داره میترکه
    خیلی خستم - دوست داشتنش و باور نمیکنم ، عشقش و علاقش و باور نمیکنم

    من هیچ وقت امکان نداره به خاطر کسی زندگیم و زیر سئوال ببرم و انتظارم خیلی خیلی زیاده از همسرم که متاسفانه تو این مدت با این که دم از دوست داشتن میزنه و همین الانشم فکر اینکه من و ناراحت کرده ناراحتش میکنه
    اما دارم عذاب میکشم
    تا کی زندگیم رو این نربون میگذره نمیدونم
    هر لحظه تو استرسم - تو عذابم - انگار زندگیم بنده یه تکونه که این نردبون و بندازه زمین و همه چی و نابود کنه
    خیلی خسته شدم - خیلی
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:4#
    piroo آواتار ها
    سلام مجدد
    ببخشید بابت دیر جواب دادنم
    راستش مطلبتون دقیق خوندم. فرق کسی که زن زندگی هست و کسی که زنت نیست در همین ها هست. مردها انتظار دارن زنشون پشتشون باشه در سختی ها و خوشی ها. شما ها تا به حال خیلی خیلی خوب عمل کردید و هیچ کمی وکاستی نزاشتید. نگاه کنید وقتی یه مرد میگه که دارم دور میشم تقریبا از کارها و تلاش هاش بریده و نیاز به یه تکیه گاه و آرامش دهنده مثل زن خود داره می خواد زنش بهش کمک کنه نه مالی و چیز دیگری بلکه از لحاظ عاطفی و روحی و روانی. می خوادهمسرش بهش احساس آرامش بده نمی خواد جلوی زنش بگه من بریدم نمی تونم زیر این فشارها مثلا بدهی یا هر چیز دیگری طاقت بیارم خودتون می دانید مردها غرور دارند اینجا نقش زن هست که به عنوان حامی و تکیه گاه عمل کنه همون طور که شما قبلا این کار رو به خوبی انجام دادید. باز هم تلاش کنید که تکیه گاهش باشید. می بینید که بهتون پیام داده از شدت علاقه اش به شما هست والا چه لزومی داشت که به شما پیام بده. پس تمام تلاشتون کنید که بتونید یه زندگی خوب و با دوام با هم داشته باشید و هیچ وقت به چیزهای منفی فکر نکنید. تا می توانید در مواقعی که خونه هست باهاش زیاد حرف بزنید بزار که احساس آرامش کند و باهات درد و دل کند. باز هم اگه کمکی خواستید در خدمتم.
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •