تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




توی دوران عقد متوجه شدم که شوهرم قبلا(مجردی) با یه دختر دوست بوده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سمیره
آخرین ارسال:anahid
پاسخ ها 8

توی دوران عقد متوجه شدم که شوهرم قبلا(مجردی) با یه دختر دوست بوده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من رو شاید بعضی هاتون بشناسید
    آقای عزیزی من رو شاید به خاطر بیارند
    من 7 سال با شوهرم دوست بودم
    و بعد از 7 سال : آبانماه پارسال با هم ازدواج کردیم
    فروردین امسال که خونشان بودم و شوهرم سرکار بود
    توی وسایل اتاقش یه دفتر خاطرات و یه خرس قرمز پیدا کردم
    مال یه دختر بود
    و یه گاغذ که تاریخ آشنایی و قطع رابطه و آشنایی مجدد روش نوشته بود
    دفتر خاطرات رو خوندم : مال یه دختر به نام آرزو بود که شوهرم خودش رو با یه نام دیگه بهش معرفی کرده بود
    و تمام خصوصیت و علایقی که من از شوهرم میدانستم رو نوشته بود
    تاریخ سربازی و هر چیز دیگر

    وقتی همه دفتر خاطراتش رو خواندم ...
    نمیدونستم چیکار کنم
    اول خواستم دفتر رو بردارم
    ولی بعد پشیمان شدم و همونطور که توی مشاوره های تالار خواندم به این نتیجه رسیدم که به روش نیارم تا غرورش خورد بشه
    شب که از سرکار آمد
    از قیافه ام فهمید که ناراحت هستم
    وقتی ازمن پرسید
    تمام قضایا رو از زبان دوستم گفتم
    بهش گفتم که دوستم بهم زنگ زده و خیلی ناراحت بود ومتوجه شده که شوهرش در دوران دوستی شون با کس دیگری بوده
    شوهرم هر باری یه چیزی گفت
    تا شب که خواستیم بخوابیم نسبت بهش سرد شده بودم
    و اون بهم گفت بخاطر دوستت با م سردی میکنی؟
    و من هیچی نگفتم
    و یه طوری قهر کردیم
    صبح که رفت سرکار حوصله نداشتم از رختخواب بیرون بیام
    دفتر خاطراتم رو برداشتم و گریه کردم و نوشتم
    نوشتم که نمیخوام دیگه زنده باشم کسی که من در روزهایی که حسرت دوری اش رو داشتم با کس دیگه بوده... اون بهم دروغ گفت ...خدا مرک من رو برسون..
    در این حال که داشتم مینوشتم و گریه میکردم شوهرم زنگ میزد که من جواب نمیدادم
    در عالم خودم بودم که شوهرم در رو باز کرد...و دید دارم گریه میکنم و مینویسم
    مادر شوهرم هم آمد
    شوهرم به مادرش گفت که من رو ببره جای دیگه و دفتر خاطراتم رو از من گرفت
    وقتی آمدم توی اتاقش
    شوهرم نبود و اون وسایل هم نبود
    ظهر که از سرکار امد(نذاشتیم خانواده اش بفهمند)
    توی اتاقش رفتیم:
    من گریه میکردم ...اول قبول نکرد که اون وسایل مال خودش هست
    گفت که مال دوستمه
    بعد که سوال پیچش کردم
    قبول کرد که مال اون هست : ولی اون خاطرات رو قبول نکرد و گفت دفتر خاطرات خودم پیش دوستم بوده که اون دختر برداشته و از روش نوشته
    (حرفی زد که غیر قابل قبول بود)

    این رو هم بگم که وقتی داشتم از زبان دوستم میگفتم بهش گفتم که دوستم میگه : راه طلاق ندارم چون مسئولیت ازدواجش رو خودش قبول کرده و مامان و باباش راضی نبودند
    و همچنین بهش گفتم که دوستم یه کم بهش شک کرده بود چون همش گوشیش رو قایم میکنه

    شوهرم قران اورد و قسم خورد که با هیچکس نیست و اون رو هم دوست نداشته ...خیلی چیزها هست که تو نمیدونی...ونمیشه گفت

    شوهرم گریه کرد و گفت دوستت دارم و تو اشتباه میکنی و گفت نوشته های دفتر رو قبول داری ولی حرف من رو قبول نداری

    اینقدر نشست تا من راضی بشم

    اون روز وقتی گریه کرد دلم برایش سوخت
    و گفتم بخشیدمت
    ولی هنوز توی ذهنم مرور میکنم یا وقتی اس ام اس میده کنجکاو میشم و ذهنم مشغول میشه که اون کیه (اما به روش نمیارم)

    میشه کمک کنید فراموش کنم؟
    فکر اینکه شاید الان یکی شوهرم رو دوست داشته باشه
    داره داغونم میکنه.... فکر اینکه یکی دلش براش تنگ مبشه
    ویرایش توسط سمیره : 2014_06_23 در ساعت 11:11
    پاسخ با نقل و قول

  2. توی دوران عقد متوجه شدم که شوهرم قبلا(مجردی) با یه دختر دوست بوده  سپاس شده توسط anahid,piroo,ویونا شاکری

  3. ارسال:2#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام سمیره ی عزیز
    احساستو اون لحظه ای که دفترو پیدا کردی و خوندی کاملا درک میکنم و مطمئنا هر خانومی حستو درک میکنه
    اما سمیره جان میدونی که دقیقا بخاطر پیش اومدن همین حس های بده که توصیه میشه هیچوقت تو وسایل شخصی همسرتون تجسس نکنید!
    دوره ی مجردی تو و همسرت گذشته حالا اینکه هرکدوم تو اون دوره چه کارهایی انجام دادید دیگه الان چندان مهم نیست مهم بعد از ازدواجه، مهم تعهد و علاقه و مسئولیتیه که الان همسرت نسبت به تو داره
    خودت رو درگیر چیزهایی که گذشته نکن الانو قدر بدون به این فکر کن که هر انسانی در هرصورت در زندگیش دچار خطا و اشتباه میشه هیچ کدوم از ما انسانهای معصومی نیستیم اما مهم اینه که درس بگیریم توبه کنیم و دیگه اون اشتباهات رو تکرار نکنیم
    پس توام از صمیم قلب همسرتو ببخش و قلبتو صاف و پر از عشق و محبت کن
    قدر لحظه هاتو بدون، شوهرتو با الانش بسنج نه با گذشتش
    شاد باشی عزیزم
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  4. توی دوران عقد متوجه شدم که شوهرم قبلا(مجردی) با یه دختر دوست بوده  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,piroo,بانو,روانشناس کوچولو

  5. ارسال:3#
    ویونا جووون از کچا معلوم که چند سال بعد که من براش تکراری شدم نره سراغش

    یا یه وقتهایی که بحث بکنیم دلش گرفته باشه سراغ اون بره
    پاسخ با نقل و قول

  6. توی دوران عقد متوجه شدم که شوهرم قبلا(مجردی) با یه دختر دوست بوده  سپاس شده توسط بانو

  7. ارسال:4#
    piroo آواتار ها
    سلام سمیره خانم
    راستش من هم با ویونا خانم موافقم. سرکشی در وسایل خصوصی شوهرتان و به خصوص دفترچه خاطرات درست نبود چون هر کسی برای خود در دوران مجردی و تنهایی خود رازهایی داره که نمی خواهد کس دیگری بداند و در مورد موضوع شما هم اگر این روابط و کارها برای دوران قبل از دوستی و عقد شما هست باید نادیده بگیری و بگذری و روش زیاد فکر نکنی چون خود فکر کردن کم کم در وجود آدمی ایجاد شک و تردید ایجاد می کند که در زندگی زناشویی این بسیار بد است حتما خودتان می دانید که شک و تردید عاملی اصلی بیشتر مشکلات است. و حالا یه سوال دارم که آیا رابطه شوهرتان که در دفترچه خاطراتش نوشته بود قبل از عقد با شما بود یا بعدش؟
    حالا راه کاری برای فراموشی برای این موضوع. به نظر من تنها کسی که می تواند به شما کمک کند خودتان هستید منظورم این هست که باید خودتان بخواهید که این موضوع را فراموش کنید شما سعی کنید هر عاملی که فکر شما را به طرف آن موضوع می کشاند از خودتان دور کنید و وقتی می خواهید به آن فکر کنید خودتان را به کاری مشغولی کنید که از سر شما درو شود . سعی کنید با شوهرتان بیشتر باشید. سعی کنید که افکار منفی دوری کنید. یا در مورد اس ام اس هاش که شما کنجکاو میگین میشید این را فکر کنید که دارد با همکار یا دوست خودش مطالب خصوصی یا مطالبی بینشون رد و بدل می شود که نیازی نیست که شما متوجه شود تا جایی که ممکن هست به نکات و جنبه های مثبت قضیه فکر کنید و همیشه مثبت اندیش باشید. باز هم اگه سوال و مشکلی هست من در خدمتتون هستم.
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  8. توی دوران عقد متوجه شدم که شوهرم قبلا(مجردی) با یه دختر دوست بوده  سپاس شده توسط anahid

  9. ارسال:5#
    شوهرم اکثرا سر کار هست
    و کمتر کنارمه ...این موضوع من رو کلافه کرده
    ووقتی بهش میگم ...میکه از قبل از ازدواج اینطور بوده ام
    اون حتی روزهای تعطیل و جمعه ها میره سرکار برای خرج
    او خرج خانواده اش رو هم میده
    اینجا من باید قربانی باشم؟
    که نه پیشم باشه و نه برای زندگی خودمون پس انداز کنه
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:6#
    piroo آواتار ها
    سمیره خانم حق با شما هست و نباید شما در این موضوع قربانی بشید
    لطفا به سوالاتی که قبلا مطرح کردم پاسخ دهید و همچنین به این دو سوال:
    1) رفتار خانواده شوهرتان با شما چه طوره؟
    2) مگه شوهرتان در روز چند ساعت کار می کنه و پیش شما نیست؟
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:7#
    دفتر خاطرات مال دختره بود که پیش همسرم گذاشته بود

    تاریخهایی که زده بود متوجه شدم در حین دوستی با من بوده

    رفتار خانواده شوهرم با من عالیه.

    من و شوهرم توی دو تا شهر جدا که 2ساعت راه هست زندگی میکنیم... و هنوز مستقل نشدیم

    فقط آخر هفته همدیگه رو میبینیم ... که اکترا من میرم چون من وقتم ازادتر هست

    9تا 2 و 5 تا 10/30 شب سرکار هست ... هرروز چمعه و تعطیلی هم نداره
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:8#
    در گذشته سیر کردن انسان رو به جایی نمی رسونه به گذشته فکر نکنید گذشته رو فقط مرور کنید .
    همسر شما در گذشته هر کاری کردن مهم نیست حتی اگر با چندین نفر بودن . مهم اینه که شما رو برای ادامه مسیر زندگیشون و همسری انتخاب کردن .
    چرا به جای عذاب دادن خودتون صمیمی و دوستانه نمیشینید باهاشون صحبت کنید ؟
    شاید شما فقط درگیر یه سوءتفاهم شدید به خاطر اس ام اس دادن های همسرتون .


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •