تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چند ساله درگیر عشقم شدم فراموشم نمیشه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:آینا
آخرین ارسال:rahe shab
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

چند ساله درگیر عشقم شدم فراموشم نمیشه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    من 18 سالمه و2سال پیش با یه پسر که خیلی دوسم داشت و منم دوسش داشتم دوست شدم بعدش من پشیمون شدم چون اون اولین دوست پسرم بود و بی تجربه بودم بعدش سره یک موضوع ساده من بهم زدم ولی چون بچه محلمون بود هر روز میدیدمش اونم ابراز علاقه میکرد و منو به خودش امیدوار میکردمن هر کاری کردم نشد باهاش دوباره دوست شم بعد از یک ماه ما از اون خونه رفتیم منم خوشحال بودم که فراموشش میکنم الان 2 سال از اون ماجرا میگذره من هنوز همون قدر دوسش دارم هیچ پسری به دلم نمیشینه فقط به اون فکر میکنم با هیچ کس دوس نمیشم کلی افسرده شدم چیکار کنم؟؟؟؟یعنی برم محل قبلیمون پیداش کنم ؟؟؟اخه چی بهش بگم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    سلام آینا خانم
    به همیاری خوش آمدید
    راستش مطلبی که گفتید جایی بسی تامل دارد از کجا معلوم که ایشون شما را برای ازدواج می خواست و صرفا برای دوستی نمی خواست هیچ گاه کسی از نیت های فرد مقابل خود مطمئن نیست ممکنه همانی باشد که فکر می کند و یا برعکس. به نظر من که الان هم از اون منطقه رفتید بهترین موقعیت است که او را فراموش کنید شما تلاش کنید که به او فکر نکنید چون هر چه فکر کنید بیشتر به سمتش می روید و فراموش کردنش خیلی سخت تر است پس تمام تلاش خود را برای فراموشی این موضوع کنید برای این کار هم با دوستان صمیمی خود باشید و اصلا در موارد این گونه بحث ها صورت می گیرد بهتره حضور پیدا نکنید و این را هم بگویم که کسی که عاشق کسی باشد با یه حرف و دو حرف جا نمیزند پس بدان که ایشان اصلا منظورش ازدواج نبود تازه شما هم که اول راه هستید و هزاران هزار فرصت دارید پس با این فکر که ایشان شما را برای ازدواج نمی خواست او را فراموش کنید همان طور که می گوید همین چیزها و فراموش نکردن باعث افسردگی شما شد شما سعی کنید در محیط های شاد خانواده حضور داشته باشید و تلاش کنید دنبال چزهایی بروید که بتواند ایجاد نشاط و شادابی در شما ایجاد کند به طور مثال بروید یه رشته ورزشی که ورزش خیلی کمک می کند که شما هم اون موضوع را فراموش کنید و هم از افسردگی رهایی یابید. باز هم اگه سوالی داشتید در خدمتم.
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  3. چند ساله درگیر عشقم شدم فراموشم نمیشه  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392

  4. ارسال:3#
    خیلی ممنون از راهنمایی خوبتون ....راستش خیلی دوست دارم که فراموشش کنم و همه راه هارو امتحان کردم مشکلم اینجاست که هیچ پسری به دلم نمیشینه میترسم اگه بخوام ازدواج کنم هم از کسی خوشم نیاد هیچ کس رو نمیتونم تحمل کنم اهل رفیق بازی هم نیستم اما بد جوری فکرم درگیرشه .یعنی میتونم دوباره عاشق بشم؟؟؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. چند ساله درگیر عشقم شدم فراموشم نمیشه  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392

  6. ارسال:4#
    piroo آواتار ها
    خواهش می کنم. یه راه کار دیگه این استکه شما به این فکر کنید که حتما در این اتفاق خیری بوده است و حتما صلاح نبوده است چون خدا بهتر از هر کسی از آینده همه خبر دارد پس اصلا نگران و ناراحت نباشید. نگاه کنید عاشق شدن چیزی نیست که باید یاد بگیری یا ایجاد کنید، عشق و عاشقی یک لحظه هست و در یک لحظه هست که چه دختر و چه پسر عاشق می شوند و نمی توان گفت که من ممکنه دیگه عاشق نشم چون قدرت عشق به گونه ای هست که همه اینها را کنار میزنه و مهر طرف مقابل را در قلب فرد قرار می دهد پس اصلا نگران آن نباشید که نکنه دیگه عاشق نشم. انشاالله یه موقعیت خوب و یه ازدواج موفق داشته و خوشبخت بشید.
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  7. چند ساله درگیر عشقم شدم فراموشم نمیشه  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392

  8. ارسال:5#
    واقعا ممنون از شما
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:6#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیزم به همیاری خوش اومدی من یکی ازتاپیک هایی روکه دوست ومشاورعزیزمnafas966ایجادکرده بودن روبراتون کپی میکنم امیدوارم که موثرواقع بشه

    راه های فراموش کردن رابطه در24روز:

    پشت پا به او که قالتان گذاشت برای شمایی که در حال خواندن این مقاله هستید یا قبلا اتفاق افتاده یا ممکن است در آینده بیفتد که در یک ارتباط عاشقانه به بن بست بر خورد کنید. و همیشه قدم بعدی یک توقف، آغاز جدید است. این افراد برای یک شروع جدید، احتیاج به فراموشی اتفاقهای قدیم و قبلی دارند. شکل گیری یک رابطه جدید عاطفی در حالی که هنوز از اثرات رابطه قبلی رنج میبرید، اشتباه محض است. جالب است که بدانید در یک تحقیقات جدید علمی ثابت شده است که وقتی دچار شکست یا سرخوردگی عاطفی می شوید، قسمتی از مغز فعال میشود که در مقابل هیچ گونه محرک دیگر واکنش نشان نمیدهد. و این میتواند به این ربط داشته باشد که گاهی درد ناشی از نپذیرفته شدن ممکن است بهبود نیابد! پس با این درد «نا درمان» چه میشود کرد؟ میشود آن را تبدیل کرد به یک فیلم ماندنی و هر از گاهی به عقب فلش بکش کرد. میشود آنالیزش کرد و اشتباهات را پیدا کرد. میشود آن را تبدیل به یک داستان تلخ رمانتیک کرد و برای کسانی که دچار موقعیت مشترک میشوند بازگویش کرد. اما آنچه که نباید با آن کرد: این که همیشه سر دلتان بماند و از گوشه کنار مغزتان پاک نشود. این که مدام مرورش کنید و تقصیرها ر ا با متانت کامل برعهده بگیرید. و این که اثر معجزهآسای «زمان» را فراموش کنید. درد سرخوردگی تنها دردی است که با گذشت زمان بدتر نمیشود! روزهای اول؛ مقابله با عادت به اولین روز «خود ساختگی» خوش آمدید. میدانیم که درد زیادی روی دل شما سنگینی میکند

    روز اول: میدانیم که انگار به شما شوک بزرگی وارد شده است و حسی کودکی را دارید که خانه رویایی با دست ساختهاش یکهو نابود و فنا شده است. طبیعی است که حس «خود گم گشتگی» پیدا کرده باشید و به عبارتی دیگر اعتماد به نفس خود را از دست دادهاید. نگران نباشید، این حس همیشگی نیست. با کمی صبر و کمی هم تفکر دوباره خودتان خواهید شد. فقط کافی است که به آن کمی زمان بدهید.
    روز دوم: در این مواقع است که ارزش داشتن یک دوست خوب مشخص میشود. حداقل داشتن دو نفر دوست همدل که پذیرای شنیدن حرفهای شما باشند لازم و ضروری است. هر گاه دستان شما به طرف تلفن رفت که به همسر سابق زنگ بزنید، با دست دیگر محکم جلوی آن را بگیرید. در عوض به دوستان خود زنگ زده و ترتیب یک قرار دوستانه را بدهید. هیچ چیز مفیدتر از دو گوش شنوا برای شما در این شرایط بهتر نیست.
    روز سوم: روز سوم روز سرنوشت سازی است. از این جهت که شما قرار است تمام اثرات این دوست یا همسر سابق را از زندگی خود پاک کنید. پاک کردن شامل پاک کردن شماره تلفنش، پاک کردن آدرس منزلش، پاک کردن شماره تماس تمام دوستان دور و نزدیکش، و در آخر پاک کردن هر گونه نشانهای از او در منزل و حتی اگر مجبور به عوض کردن دکوراسیون منزل شوید، این کار را بکنید. تماس شما و هر گونه موردی که باعث یادآوری او به شما شود باید از صفحه زندگیتان پاک شود. در نتیجه این است دست آورد روز سوم «روح زدایی» شما: تلفن ممنوع! ناگهانی سر کار یا دم در منزلش رفتن ممنوع! به دوستانش تلفن زدن به منظور خبر گرفتن از او ممنوع! اگر به هر دلیلی مجبور شدید که با او تماس بگیرید، تماس باید کوتاه، مختصر، و سر راست باشد. میدانید خوبی ماجرا در چیست؟ این کار نه تنها به شما در «پاکسازی» کمک میکند،باعث میشود کمی او به خاطر عدم توجه شما «دیوانه» شود!
    روز چهارم: امروز روز دفترچه خاطرات است. صفحه اول، دفتر امروز قراراست پر شود. در نهایت آرامش، لیست تمام عواملی که از نظر شما باعث بهم خوردن رابطه شما شده را تهیه کنید. در نهایت آرامش و صد البته صداقت این لیست را تکمیل کنید. این لیست فقط و فقط برای شما قرار است نوشته شود. و به هیچ کس دیگر هم نشان نخواهد داده شد. پس از کوچکترین تا بزرگترین عامل جدایی را بر روی کاغذ بیاورید. دوباره یاد آوری میکنیم این لیست برای شما و از طرف شما نوشته میشود. پس از آن که کامل شد، یک بار دیگر آن را مرور کنید. یادتان باشد، همه اینها در نهایت آرامش قرار است انجام شود.
    روز پنجم: امروز روز وقت صرف کردن با خانواده است. سعی کنید که از تک تک دقایق «با خانواده» بودن استفاده کنید. آنها بهترین تکیه گاهی هستند که هر زنی دارد
    . • روز ششم: یک تقویت روحیه برای خود بسازید. مثلا یک «پلی لیست» از ترانه هایی تهیه کنید که با شنیدن آنها حس خوبی به شما دست دهد. سعی کنید روزی چند بار به آن گوش کنید.
    روز هفتم: امروز اولین باری است که باید تلقین «تمام شدن رابطه» به خود را شروع کنید. اگر نمیتوانید ما به شما این را تلقین میکنیم: «رابطه شما تمام شده است». چه برای عذر خواهی برگشته چه بر نگشته، لیاقت داشتن شما را به عنوان همسر و همدم در کنار خود نداشته است. یک هفته گذشت و نمردید! بله واقعا راحت نیست، اما باید تمرین کرد و تن به سختی داد... پیروزی نزدیک است
    روز هشتم: امروز روز آخر پاک کردن تمام اثرات او از زندگی شماست. اگر احیانا عکسی، نامه ای، هدیه ای، یا هر چیزی دیگری از قلم افتاده بوده است، اکنون قرار است به طور کلی حذف شوند. اگر جرات پاک کردن تمام عکس هایش را ندارید، آنها را در یک فولدر جداگانه با نام «هرگز آن را نبین» قرار دهید. باور کنیدء هر گونه کاری که منجر به یاد آوری دوباره او برای شما شود، به منزله یک سم مهلک برای شما خواهد بود. پس از الان جواب این سوالات را میدانید: آیا دوست دارید که از او خبر داشته باشید؟ «خیر»! آیا دوست دارید که او از شما خبر داشته باشد؟ «صد البته خیر!»
    روز نهم: پس از پاک کردن کامل او از زندگی خود، حالا نوبت این است که بدانید چگونه با او رفتار کنید. اگر مجبور شدید، یادتان باشد که شما دوست ندارید که با او در تماس باشید و تماس شما فقط در صورت اجبار خواهد بود، مکالمه هایتان کوتاه، مختصر، و سر راست خواهد بود. یادتان باشد که این که وقتی او را دیدید پشت دوستانتان پنهان شوید و یا آن که وانمود کنید که او را ندیده اید ، این طرز تصور را به او میدهد که هنوز به او فکر میکنید. پس از الان خود را آماده کنید که اگر با او برخورد کردید، شوکه نشوید. اگر شده حتی میتوانید جلوی آینه هم تمرین کنید!
    روز دهم: امروز روز شماست. هر چه که فکر میکنید و یا میگویید باید از شما باشد. اگر دارید راجع به دلایل شکست عاطفی فکر میکنید، راجع به این که او چه کرد، فکر نکنید.
    روز یازدهم: لیستی از اهداف جدید خود را به صورت مکتوب بنویسید. به خاطر داشته باشید که این مدت بهترین فرصت برای این است که خودتان را در یابید.
    روز دوازدهم: اما الان نوبت تغيیر دکوراسیون است. اول نوبت منزل است. لازم نیست حتما تمام مبلمان را عوض کنید. این تغییر میتواند به کوچکی عوض کردن یک تابلو یا تغیير عکس قابهای بالای تلویزیون باشد.
    روز سیزدهم: امروز همان روز مرگ یک بار، شیون یک بار است. امروز اجازه دارید که سراغ آن فولدر عکسها یا اس ام اسهایی بروید که پنهان کرده بودید. اجازه دارید که ترانه مشترکتان را گوش دهید و زار زار گریه کنید. میتوانید در تمام روز فقط «شکلات تراپی» داشته باشید و تا آن جا که میتوانید پشت سر او حرف بزنید. از دوستانتان بخواهید به حرفهای شما فقط گوش بدهند. با صدای بلند این را تکرار کنید «من زمان احتیاج دارم که در غم از دست دادن علاقه ام ناراحتی کنم. من میتوانم برای آخرین بار گریه کنم». و بعد از آن دیگر پلی برای بازگشت به گذشته وجود نخواهد داشت. اعتماد به نفس باز می گردد تبریک می گوییم، باید به خودتان پاداش بدهید...
    روز چهاردهم: باورتان میشود که 14 روز گذشته است؟ 14 روز از زمانی که شما «تصمیم کبری» خودتان را گرفتید گذشته است و حتی اگر هم به ما نگویید ما مطمئن هستیم که نسبت به 14 روز گذشته تغییرات روحی زیادی در شما رخ داده است. کافی است که از دوستان خود بپرسید.به پاس این وفاداری به تصمیم تان، باید به خودتان پاداش بدهید. بهترین زمان برای خرید لباس مورد علاقه، کفش مهمانی، و یا حتی یک بسته شکلات همین الان است.
    • روز پانزدهم: خب یادتان است که به شما گفتیم خودتان را برای رویارویی با او آماده کنید؟ یادتان باشد که برای شما مهم نیست و نباید باشد که حال او چه طور است. یک مکالمه کوتاه، مختصر و سرراست. به طور مثال: «وقتی او را دیدید، به چشمانش نگاه میکنید، سلام میکنید، مودبانه یک لبخند میزنید، بعد سرتان را پایین میاندازید و سعی میکنید هر چه زود تر آن جا را ترک کنید» حالا بلند شوید و جلوی آینه بروید، و همینها را تمرین کنید.
    • روز شانزدهم: خب، دیگر در خانه ماندن بس است. برای یک پیاده روی حاضر شوید. سعی کنید به جایی بروید که تا حالا نرفتید. مثلا یک پارک یا خیابان جدید را برای پیاده روی انتخاب کنید. از بودن در هوای آزاد لذت ببرید. شما همان آدمی هستید که قبل از ملاقات با همسر قبلی تان بودید. همانی که اعتماد به نفسش به هیچ مردی اجازه نمیداد که به او ضربهای وارد کند. زیبایی و پاکی در درون شما نهادینه شده است. اگر شریک سابق شما آن را ندیده گرفته است، به خاطر کمبود شما نبوده است. به «خود»تان یاد بدهید که از تک تک لحظاتی که در پیش رو دارید نهایت استفاده را بکنید.
    روز هفدهم: خب، اما امروز باید کمی صحبت جدی با هم داشته باشیم. شما برای از بین بردن ناراحتی پس از جدایی چه نوع تراپی را انتخاب کرده اید: سایکو تراپی مثل رفتن به یک روانشناس یا مدیتیشن، شیرینی تراپی مانند پناه بردن به شکلات و شیرینی و نقل و نبات، خواب تراپی، سیگار تراپی، و...! حالا از شما میخواهیم که بنشینید و بهطور جدی به این فکر کنید که چگونه میخواهید روح خود را درمان کنید. آیا این روشهای درمانی که تا حالا انجام دادهاید، برای شما کارساز بوده است؟ یادتان باشد که تغییرات درونی بدون پاکسازی بیرونی زیاد کار ساز نخواهد بود.
    روز هجدهم: به سراغ دفترچه خاطرات خود بروید. و نگاهی به لیست دلایلی که باعث جدایی شما شده است بیندازید. اکنون با گذشت 18 روز ، نظری منصفانهتر به ماجرا خواهید داشت. اگر لازم هست تغییراتی در لیست خود بدهید.
    • روز نوزدهم
    : امروز؛ روز کشف استعداد است. به موسیقی علاقه دارید؟ همیشه میخواستید یک زبان دیگر یاد بگیرید؟ عاشق شیرینی پزی هستید؟ لحظهای درنگ نکنید. پشتکار داشته باشید و مطمئن باشید که بهترین نتیجه را خواهید دید.
    روز بیستم: زمان، زمان چیدن یک برنامه جدید برای زندگی است. لیستی که از اهداف زندگی تهیه کرده بودید را اکنون احتیاج دارید. با دقت آن را مرور کرده و از همین دقیقه برا ی رسیدن به اهداف جدید برنامهریزی کنید. یادتان باشد که این کاری است که برای آن باید حسابی فکر و زمان صرف کنید و چه زمانی بهتر از الان که فکر شما آماده پذیرش هر گونه تغییری است.
    روز بیست و یکم: سه هفته گذشت، هوراااااا! چه حسی دارید؟ آن را در دفترچه خاطراتتان بنویسید. شما کاری را شروع و به نیمه رساندید که از عهده هر کسی بر نمیآید. این یعنی یک شمای نو! ما هم در تبریک گفتن به شما شریک میشویم! «مبارکه!» • روز بیست و دوم: یک صحبت در گوشی: ممکن است هنوز هم گهگاهی به او فکرکنید. به جای افسوس خوردن این که چرا رابطه شما بهم خورده است و تمام تقصیرها را سر خود بگذارید، یک کار دیگر بکنید و آن این است که با آن که ممکن است تمام تقصیرها از او نباشد، اما برای این قسمت «روح زدایی»، سعی کنید که او را مقصر بدانید تا بتوانید زودتر فراموشش کنید. تا زمانی که شما خود را برای وقایع اتفاق افتاده سرزنش میکنید، نمی توانید به طور کامل او را از ذهن خود بیرون بیندازید. از ما بشنوید: کمی بی منطقی در این جا واجب است! هر کاری میتوانید بکنید که عصبانیت شما از او به حد زیادی برسید. آن جاست که شما به راحتی حتی حاضر نخواهید بود که اسمش را بیاورید چه برسد به اینکه به او فکر کنید.
    روز بیست و سوم: درد فراق دیگر نباید برای شما مسئله باشد. یادتان باشد که برای خوشحالی شما وجود شخص دومی نیاز نیست. شما مسئولیت کامل برای ناراحتی، خوشحالی و خوشبختی خود دارید. سعی کنید این طرز تفکر را در خود پرورش دهید چرا که در تمام مراحل زندگی برای شما مفید خواهد بود. خیلی زود به آخرش رسیدیم شما از شر یادآوری خلاص شده اید...
    روز بیست و چهارم: عطر خود را عوض کنید. به ویژه اگر عطر قبلی شما یک هدیه از طرف همسر سابق بوده باشد! عطر جدید، بوی جدید، زندگی جدید!


    منبع:تالار مشاوره و روانشناسی ایرانیان
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  10. چند ساله درگیر عشقم شدم فراموشم نمیشه  سپاس شده توسط alonegirl,FAZEL,m1392

  11. ارسال:7#
    سلماء آواتار ها
    حرفاتون عالی بود ،ممنونم ،حرفاتون مثل اب روی خاکستر بود ،خیلی ارومم کرد و خیلی بهم کمک کرد ،ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  12. چند ساله درگیر عشقم شدم فراموشم نمیشه  سپاس شده توسط m1392

  13. ارسال:8#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    خداروشکر
    موفق وسلامت باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  14. چند ساله درگیر عشقم شدم فراموشم نمیشه  سپاس شده توسط alonegirl,m1392

  15. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط آینا نمایش پست ها
    خیلی ممنون از راهنمایی خوبتون ....راستش خیلی دوست دارم که فراموشش کنم و همه راه هارو امتحان کردم مشکلم اینجاست که هیچ پسری به دلم نمیشینه میترسم اگه بخوام ازدواج کنم هم از کسی خوشم نیاد هیچ کس رو نمیتونم تحمل کنم اهل رفیق بازی هم نیستم اما بد جوری فکرم درگیرشه .یعنی میتونم دوباره عاشق بشم؟؟؟؟؟؟
    با سلام
    دوستان خیلی توصیه های مفیدی داشتند
    بنده هم چندتا نکته هست که میخوام مطرح که فکر میکنم مفید باشه براتون:
    نکته اول اینکه شما 18 سال سن دارید و اون موقع 16 ساله بودید.معمولا تا 20 سالگی رو هم میگن دوره نوجوانی و این دوره دورانی است که احساسات و عاطفه شدیدا فوران می کند. بیشتر دوستی های دختر و پسر هم در این دوره است که قسمتیش برمیگرده به کنجکاوی هایی که نسبت به رابطه با جنس مخالف و رابطه جنسی هست و قسمتیش هم برمیگرده به احساسات و عواطفی که در این دوره شدید هست و معمولا هم سطحی
    نکته دوم اینکه این پسری که شما صحبتش رو کردید به احتمال زیاد مثل خودتون در دوران نوجوانی هستند و به احتمال زیاد شرایط ازدواج را هم ندارند و به جرات (طبق تجربه و موردهایی که دیدم) می تونم بگم هدف ایشون ازدواج نبوده.حداقل به زودی. و طبق توصیه هایی که میشه از روابطی که فاصله اونها تا خواستگاری زیاد هست باید دوری کرد چراکه بیشترین آسیب به دختر وارد میشه به این خاطر که دخترها احساساتی تر از پسرها هستند و ممکنه حاضر بشوند به خاطر جلب رضایت و از دست ندادن طرف مقابلشون حتی تن به رابطه جنسی هم بدهند.
    متاسفانه در ایران هم میتونم بگم اکثر روابط در سنین نوجوانی به ازدواج ختم نمیشه.
    نکته سوم اینکه در حرفهاتون گفتید هیچ پسری به دلم نمیشینه منظور از این جمله چیه؟ اگر دوست شدن با سایر پسرها هست باید بگم مسیر اشتباهی را برای فراموش کردن اون پسر انتخاب کردید.اما اگه منظورتون ازدواج هست(یعنی طرف اومده خواستگاری شما با اطلاع خانواده های دو طرف و به دل شما نمیشینه) باید عرض کنم خدمتتون کنه معمولا یه دوره ای داره که این اتفاقات فراموش بشه و باهاش کنار بیاید.
    و اینکه گفتید میشه دوباره عاشق بشم باید بگم شما اصلا عاشق نبودید که دوباره بخواید عاشق بشید عشق خیلی منطقی تر و پاک تر از این چیزهاست و مطمئن باشید یه روزی به این حرف خواهید رسید وقتی با فرد مورد علاقتون ازدواج کردید در آینده ضمن اینکه شما سن خیلی زیادی ندارید.
    معمولا میگن بهترین سن برای دخترها 22 و پسرها حدود 25 سال هست.
    موفق باشید
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2014_06_29 در ساعت 00:14
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  16. چند ساله درگیر عشقم شدم فراموشم نمیشه  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392

  17. ارسال:10#
    خیلی ممنون از راهنمایی خوبتون ...واقعا مفید بود
    پاسخ با نقل و قول

  18. چند ساله درگیر عشقم شدم فراموشم نمیشه  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •