تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افسردگی بعد از سقط زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:patient
آخرین ارسال:clinical psychologist
پاسخ ها 15

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

افسردگی بعد از سقط

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    سلام دوسته عزیز
    تاپیک دیگه ای را که ایجاد کرده بودید خواندم
    ابتدا نکته ای را عرض میکنم: من موقعیت شما را تا حدودی میتونم درک کنم چراکه در یکی از بستگان موردی رو میشناسم که ایشون هم دختر بودند و چند سالی از شما کوچکتر و در یکسری مسائل ایشون خیلی به شما شباهت دارند. افکار خودکشی داشتند و در خانواده شون تک دختر بودند و خانواده ای پسر سالار داشتند که فقط به پسر بها داده میشد و دختر مثل کنیزی بود که باید صبح تا شب کار میکرد و به خاطر شکاک بودن پدر و مادر حق بیرون رفتن با دوستان را هم نداشت و فقط تا مدرسه می رفت و می اومد و اگر جایی میخواست بره باید مادرش هم می بود.
    من اینجا نیستم که بخوام شما را سرزنش کنم اما میخوام بهتون در رابطه با یک نکته آگاهی بدم. و آن اینکه در این قضیه شما با اگاهی و با دانستن عواقبش رفتید جلو و با این آقا رابطه داشتید و در نتیجه باید با جرات پیامدش را هم بپذیرید.طبق اطلاعاتی که من دارم شما عقد موقتتون با اون اقا از نظر دینی اشتباه بوده و شما فعل حرامی مرتکب شدی چراکه دختر باکره با اجازه پدر میتونه عقد موقت بشه.
    با این وجود این را هم میزاریم کنار.بالاخره ممکنه شما از این قضیه اطلاعی نداشته باشید و یا تحت تاثیر عشق و علاقه ای که به اون آقا داشتید راضی به این کار شدید.
    اما خواهره عزیزم میخواهم این را بهت قول بدم که خداوند از اون چیزی که فکر میکنی مهربان تر و بخشنده تره. و کسی که از رحمت خدا نا امید بشه واقعا مرتکب گناه بزرگی شده.
    خودکشی کردن هیچ چیزی را حل نمی کنه و تنها چیزی که برات باقی میگذاره برچسب هایی هست که از جانب خانواده و اطرافیان بهت زده میشه. حرف هایی که شاید به هیچ وجه درست نباشه.این را هم میزارم کنار و میگیم اصلا به درک که چنین حرفی بزنند یه آدم مرده براش چه اهمیتی داره.
    اما نکته اصلی اینه که تو با خودکشیت ثابت کردی که آدم ضعیفی هستی و مشکلات زندگی تو رو مجبور به کرنش و تعظیم کرده و تو رو از رحمت خداوند نا امید کرده.خیالت را راحت کنم همه ما به نحوی در زندگی مشکلات و سختی هایی را دیدیم و داریم تحمل میکنیم و شاید فکر کنیم ما بدبخت ترین آدم های دنیا هستیم ولی گاهی وقت ها خودت را با پایین تر از خودت هم مقایسه کن.خیلی ها هستن که داشتن زندگی تو آرزوشونه.این را بهت قول میدم که ادم هایی هستن که به مراتب از تو وضعشون بدتره.
    اما در قضیه عقد موقت و سقط جنین خودت هم نقش داشتی و با انتخاب خودت چنین تصمیمی گرفتی. پس با شهامت پیامد کارهات را بپذیر و سعی کن از این اشتباهات درس بگیری. آدمی با امیده که زندست.امروز ماه عسل را نگاه میکردم که بچه های کار را نشون میداد.خیلی برام جالب بود.وقتی دیدم دوتا دختر را آورند که با وجود سختی هایی که در کودکی کشیدن الان برای خودشون زندگی تشکیل داده بودند و موفق بودند.
    اگر قرار بود جا بزنند و خودشون را بکشند که تا الان ده تا کفن پوسانده بودند و از ذهن ها هم فراموش شده بودند.
    خیالت را راحت کنم خودکشی کنی نهایت چند وقت دور و بری هات برات اشک میریزند و بعدش هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و این وسط فقط تویی که با این کارت از رحمت خداوند نا امید شدی و جهنم را برای خودت خریدی.
    تو یک انسانی صرف نظر از تمام خصوصیات مثبت و منفی ات.موجودی که فرشتگان آسمان بهش سجده کردند و سره تعظیم فرود آوردن. ارزش تو بیشتر از اینهاست که بخوای خودت زندگی ات را بگیری.همین الان که من دارم این جملات را تایپ می کنم ده ها نفر روی کره زمین مردند.به همین آسونی. و خیلی ها هستند که دارند نفس های آخر را میکشند و در حسرت این هستند که یک روز از عمر تو رو داشته باشند تا بتونند ازش لذت ببرند.
    پس بجنگ و حقت را از این دنیا بگیر و در این راه صبور باش که به راستی خداوند با صابرین است.
    این مشکلات را هم بزار به این حساب که خداوند خواسته قدره خوشبختی ای که در آینده بهش خواهی رسید و من یقین دارم که میرسی را بیشتر بدونی.چراکه چیزی که به راحتی به دست بیاد به راحتی هم از دست میره.
    اون آقا پسری هم که نادانی کرده و برخلاف رضایت خانواده ات و اطلاع اونها باهات رابطه داشته را هم بسپار به خدا که خداوند از گناهکاران انتقام میگیره و مطمئنا در این دنیا تقاصش را پس خواهد داد.
    در رابطه با پدر و مادرت هم باید بدونی که فرزند یکسری وظایف نسبت به پدر و مادر داره و بالعکس پدر و مادر هم یکسری وظایف نسبت به فرزند دارند که در این زمینه پدر و مادرت کوتاهی کردن که باید جوابگوی خداوند باشند.
    نکته آخری که میخواهم بهت بگم اینه که جنگیدن در شرایط سخت و به موفقیت رسیدن هنره نه اینکه همه چیز مهیا باشه برات و به موفقیت برسی.
    و مطمئنا تو قدر خوشبختی را در آینده بیشتر خواهی دانست تا کسایی که هیچ دردی را تحمل نکردند.
    در صورت امکان با اطلاع خانواده یا بدون اطلاع آنها به یک مرکز مشاوره رجوع کن چراکه گاهی وقت ها آدمی نیاز به دوتا گوش داره که حرفهاش را بدون قضاوت و پیش داوری بشنوه، همین و بس.
    به رحمت خداوند امیدوار باش که خداوند هیچگاه بنده هاش را فراموش نمیکنه بلکه این ما هستیم که خودمان را از او دور میکنیم.
    ممنونم از دلگرمی که بهم دادادی.منم خودم میدونم کار ازدواج مخفیانه و سقط اشتباه بزرگی بوده.ولی آخه دیگه تا کی باید تاوان پس بدم؟خسته شدم دیگه...
    من به هیچ عنوان دسترسی به مشاور ندارم.بهتون گفتم که تو خونه حبسم.
    خواهش میکنم یه راهی بهم بگین که مامانم درست شه.بیشتر آزار و اذیت ها از جانب اونه...خیلی خیلی فحش های زشتی بهم میده.در حدی که شرمم میاد یه دونشو باز گو کنم...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    نقل قول نوشته اصلی توسط patient نمایش پست ها
    ممنونم از دلگرمی که بهم دادادی.منم خودم میدونم کار ازدواج مخفیانه و سقط اشتباه بزرگی بوده.ولی آخه دیگه تا کی باید تاوان پس بدم؟خسته شدم دیگه...
    من به هیچ عنوان دسترسی به مشاور ندارم.بهتون گفتم که تو خونه حبسم.
    خواهش میکنم یه راهی بهم بگین که مامانم درست شه.بیشتر آزار و اذیت ها از جانب اونه...خیلی خیلی فحش های زشتی بهم میده.در حدی که شرمم میاد یه دونشو باز گو کنم...
    سلامی دوباره
    مطمئن باشید مادره شما اگر الان از دست شما عصبانی هستند به این خاطره که شما را دوست دارند و حتی ممکنه ته دلشون احساس گناه هم داشته باشند و خودشون را به خاطر این اتفاق سرزنش هم بکنند.
    باید این را بدونید که یک مادر هر چقدر هم که در زندگی محدودیت هایی را برای بچه اش ایجاد کرده باشه باز هم اون را دوست داره و مادر شما هیچ وقت حاضر نیست بدبختی و بیچارگی شما را ببینه.
    پس یکم بهش حق بدید.ایشون احتمالا هنوز در شوک این کار هستند و اگر خانواده شما از نظر فرهنگی سنتی و والدینتون از نظر سنی دارای سن بالا و تحصیلی در سطح پایین باشند خب مسلما زمان بر خواهد بود کنار اومدن با این قضیه و پذیرش اون.
    من نمیدونم که الان در خانواده شما به جز مادرتون چه کسی از این اتفاق اطلاع داره اما باید بدونید که مطمئنا یکی از دغدغه ها و نگرانی های مادرتون ازدواجه شما در آینده است که ممکنه یکسری محدودیت هایی را در انتخاب های شما ایجاد کنه.
    چراکه شما بدون اطلاع اطرافیان در این رابطه بودید و بکارت خودتان را از دست دادید و با توجه به فرهنگ جامعه ایرانی برای شما مطمئنا محدودیت هایی در انتخاب همسر ایجاد خواهد شد که میتونه یکی از دلایل عصبانیت و ناسزا گفتن های مادر شما هم همین باشه. که باعث میشه هر وقت به این قضیه فکر میکنه خشمگین بشه و ناسزا بگه که البته بهتره یکم بهش حق بدیم.ا
    اما این نباید باعث بشه که نسبت به مادرت یا خانواده ات کینه ای به دل بگیری یا ازشون متنفر بشی.
    این را بهت تضمین میدم که اول و آخر همون کسایی که باهاشون داری زندگی میکنی بدردت میخورند و دلسوزت هستند.
    وگرنه بیرون از خانه خیلی ها هستند که دوست دارند تو رو شکست خورده و بازنده ببینند به هزار و یک دلیل.
    به نظره من اینکه میگی تویه خانه حبس هستی را میشه از این دید هم نگاه کرد بهش که مادرت چون دوستت داره تو رو تویه خانه نگه داشته که مجددا آسیبی نبینی البته خب دیگه زیاده روی کرده و از راهش وارد نشده ولی مطمئنا هدفش از این کار همینه که ازت محافظت کنه وگرنه اگه براشون اهمیتی نداشتی میتونستند بزارن هرجا میخوای بری و با هرکسی باشی و براشون هم مهم نباشه که چه اتفاقی برات می اوفته اما این کار رو نکردند و این نشون میده براشون اهمیت داری.
    من بهت پیشنهاد میکنم وقتی مادرت عصبانی هست و ناسزا میگه بهش چیزی نگی و اون لحظه بزاری که اروم بشه. بالاخره مادره شما هم در سال یکسری روزهای خاصی حالش خوبه و اون موقع شما می تونید دوستانه و عاقلانه و دور از احساس باهاش صحبت کنی و بهش بفهمونی که خودت هم از این اتفاقات ناراحت و پشیمانی و قبول داری که مرتکب اشتباه شدی و شجاعانه مسئولیت کارهات را هم بر عهده میگیری و مجازاتش را هم می پذیری و سعی کن کم کم اعتمادش را جلب کنی.
    به نظره من همین که شما میتونی پشت سیستمت بشینی و اینترنت دسترسی داری خودش یک نقطه مثبت و نقطه شروعی هست برای جلب اعتماد مادرت و خانواده ات.
    میتونستند حتی این را هم ازت بگیرن.
    در تاپیکی که ازت خوندم گفته بودی که اهل نماز و روزه هستی و این یک امتیاز هست برات. سعی کن رابطه ات را با خداوند بهتر کنی و مطمئن باش که خداوند حرفهات را می شنوه مخصوصا که الان خیلی بیشتر بهش نیاز داری و دلشکسته ای.
    همانطور که گفتم آدمی به امید زنده ست وگرنه همه ما یه روزی می میریم. و هیچ استثنایی هم برای کسی وجود نداره پس باید بشینیم یه گوشه و منتظر مرگمون باشیم؟نه، ما باید سعی کنیم در این مدت به هدفی که از خلقتمون هست برسیم و اون هم خودشکوفایی هست. پس از این نعمتی که خداوند بهت داده یعنی یک جسم سالم و یک روحه مطمئنا پاک و قلبی معصوم استفاده کن و به آینده امیدوار باش چراکه مطمئنا خداوند برای همه ما برنامه ویژه ای داره و همه ما یک موجود خاص و شگفت انگیز برای خودمان هستیم و مسجود فرشتگان. پس دیگه حرفی از خودکشی نزن که خودکشی کاره آدم های ضعیف هست. اما تو همینکه امروز در این سایت مشکلاتت را مطرح کردی و راهنمایی میخوای یعنی میخوای بجنگی و حقت را از این دنیا بگیری و مطمئنا اون روز را خواهی دید.
    موفق و سربلند باشی
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  3. افسردگی بعد از سقط  سپاس شده توسط fateme7393,m1392,کوثر حبیبی,روانشناس کوچولو

  4. ارسال:13#
    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    سلامی دوباره
    مطمئن باشید مادره شما اگر الان از دست شما عصبانی هستند به این خاطره که شما را دوست دارند و حتی ممکنه ته دلشون احساس گناه هم داشته باشند و خودشون را به خاطر این اتفاق سرزنش هم بکنند.
    باید این را بدونید که یک مادر هر چقدر هم که در زندگی محدودیت هایی را برای بچه اش ایجاد کرده باشه باز هم اون را دوست داره و مادر شما هیچ وقت حاضر نیست بدبختی و بیچارگی شما را ببینه.
    پس یکم بهش حق بدید.ایشون احتمالا هنوز در شوک این کار هستند و اگر خانواده شما از نظر فرهنگی سنتی و والدینتون از نظر سنی دارای سن بالا و تحصیلی در سطح پایین باشند خب مسلما زمان بر خواهد بود کنار اومدن با این قضیه و پذیرش اون.
    من نمیدونم که الان در خانواده شما به جز مادرتون چه کسی از این اتفاق اطلاع داره اما باید بدونید که مطمئنا یکی از دغدغه ها و نگرانی های مادرتون ازدواجه شما در آینده است که ممکنه یکسری محدودیت هایی را در انتخاب های شما ایجاد کنه.
    چراکه شما بدون اطلاع اطرافیان در این رابطه بودید و بکارت خودتان را از دست دادید و با توجه به فرهنگ جامعه ایرانی برای شما مطمئنا محدودیت هایی در انتخاب همسر ایجاد خواهد شد که میتونه یکی از دلایل عصبانیت و ناسزا گفتن های مادر شما هم همین باشه. که باعث میشه هر وقت به این قضیه فکر میکنه خشمگین بشه و ناسزا بگه که البته بهتره یکم بهش حق بدیم.ا
    اما این نباید باعث بشه که نسبت به مادرت یا خانواده ات کینه ای به دل بگیری یا ازشون متنفر بشی.
    این را بهت تضمین میدم که اول و آخر همون کسایی که باهاشون داری زندگی میکنی بدردت میخورند و دلسوزت هستند.
    وگرنه بیرون از خانه خیلی ها هستند که دوست دارند تو رو شکست خورده و بازنده ببینند به هزار و یک دلیل.
    به نظره من اینکه میگی تویه خانه حبس هستی را میشه از این دید هم نگاه کرد بهش که مادرت چون دوستت داره تو رو تویه خانه نگه داشته که مجددا آسیبی نبینی البته خب دیگه زیاده روی کرده و از راهش وارد نشده ولی مطمئنا هدفش از این کار همینه که ازت محافظت کنه وگرنه اگه براشون اهمیتی نداشتی میتونستند بزارن هرجا میخوای بری و با هرکسی باشی و براشون هم مهم نباشه که چه اتفاقی برات می اوفته اما این کار رو نکردند و این نشون میده براشون اهمیت داری.
    من بهت پیشنهاد میکنم وقتی مادرت عصبانی هست و ناسزا میگه بهش چیزی نگی و اون لحظه بزاری که اروم بشه. بالاخره مادره شما هم در سال یکسری روزهای خاصی حالش خوبه و اون موقع شما می تونید دوستانه و عاقلانه و دور از احساس باهاش صحبت کنی و بهش بفهمونی که خودت هم از این اتفاقات ناراحت و پشیمانی و قبول داری که مرتکب اشتباه شدی و شجاعانه مسئولیت کارهات را هم بر عهده میگیری و مجازاتش را هم می پذیری و سعی کن کم کم اعتمادش را جلب کنی.
    به نظره من همین که شما میتونی پشت سیستمت بشینی و اینترنت دسترسی داری خودش یک نقطه مثبت و نقطه شروعی هست برای جلب اعتماد مادرت و خانواده ات.
    میتونستند حتی این را هم ازت بگیرن.
    در تاپیکی که ازت خوندم گفته بودی که اهل نماز و روزه هستی و این یک امتیاز هست برات. سعی کن رابطه ات را با خداوند بهتر کنی و مطمئن باش که خداوند حرفهات را می شنوه مخصوصا که الان خیلی بیشتر بهش نیاز داری و دلشکسته ای.
    همانطور که گفتم آدمی به امید زنده ست وگرنه همه ما یه روزی می میریم. و هیچ استثنایی هم برای کسی وجود نداره پس باید بشینیم یه گوشه و منتظر مرگمون باشیم؟نه، ما باید سعی کنیم در این مدت به هدفی که از خلقتمون هست برسیم و اون هم خودشکوفایی هست. پس از این نعمتی که خداوند بهت داده یعنی یک جسم سالم و یک روحه مطمئنا پاک و قلبی معصوم استفاده کن و به آینده امیدوار باش چراکه مطمئنا خداوند برای همه ما برنامه ویژه ای داره و همه ما یک موجود خاص و شگفت انگیز برای خودمان هستیم و مسجود فرشتگان. پس دیگه حرفی از خودکشی نزن که خودکشی کاره آدم های ضعیف هست. اما تو همینکه امروز در این سایت مشکلاتت را مطرح کردی و راهنمایی میخوای یعنی میخوای بجنگی و حقت را از این دنیا بگیری و مطمئنا اون روز را خواهی دید.
    موفق و سربلند باشی

    سلامی دوباره
    من به مامانم حق میدم که سرزنشم کنه محدودم کنه و 1000 تا کار دیگه.
    ولی تو این 11 ماه هر روز داره بدتر میشه که بهتر نمیشه..کمکم کنین بگین چه جوری این شرایطو تحمل کنم...مرسی
    پاسخ با نقل و قول

  5. افسردگی بعد از سقط  سپاس شده توسط jj_fokoli

  6. ارسال:14#
    jj_fokoli آواتار ها
    فکر میکنم خونواده ایشون باهاشون لج کرده باشن. شما یه کار اشتباهی انجام دادین، الانم پروسه تاوان پس دادنتون داره طی میشه. صبر داشته باشید. ایشالا درست میشه.
    پاسخ با نقل و قول

  7. افسردگی بعد از سقط  سپاس شده توسط کوثر حبیبی

  8. ارسال:15#
    نقل قول نوشته اصلی توسط patient نمایش پست ها
    سلامی دوباره
    من به مامانم حق میدم که سرزنشم کنه محدودم کنه و 1000 تا کار دیگه.
    ولی تو این 11 ماه هر روز داره بدتر میشه که بهتر نمیشه..کمکم کنین بگین چه جوری این شرایطو تحمل کنم...مرسی
    سلام و عرض ادب
    اینکه به مادرتون حق می دهید نشانه این هست که شما مسئولیت اشتباهات گذشته خودتان را پذیرفتید و این نشانه خوبیه.
    البته نباید خودتان را لایق هر نوع تنبیه و محدودیتی بدانید.
    فکر میکنید امکان داشته باشه اینکه میگید مادرتون رفتارهاش روز به روز داره بدتر میشه این باشه که شما هم روز به روز سنتان داره بالاتر میره و ممکنه مادرتون نگران و ناراحت از این باشند که ممکنه براتون در ازدواج مشکلی پیش بیاد؟
    همانطور که قبلا هم گفتم گاهی وقت ها نیاز هست که مراجع حضوری به روان شناس بشه به همراه حداقل مادرتون.
    چراکه من این حق را برای مادرتون قائل هستم که حرفهاشون را بزنند و صحبت کردن و تصمیم گرفتن از روی شواهد خیلی قابل اعتماد نیست.
    از قضیه رابطه شما و سقط چه کسانی در حاله حاضر خبر دارند؟پیشنهاد من به شما این هست که اگر کسی به جز مادرتون خبر نداره برید باهاش صحبت کنید و بهش بفهمانید که از اینکه از کودکی براش محدودیت هایی را ایجاد کردید ناراحت هستید و شاید اگر بیشتر به شما توجه می کردند شما کمتر دچار مشکلات اینچنینی می شدید و بهشون بگید که در حال حاضر از نظر وضع روحی در چه حالتی هستید و بخواید که حداقل برای یک بار هم شده به همراه هم به یک مرکز مشاوره معتبر مراجعه کنید.
    در رابطه با چطور تحمل کردن این شرایط هم بزارید یکم شرایط شما را باهم مرور کنیم:
    شما در حاله حاضر یک سقف بالا سرتون هست و خانواده ای که با وجود تمام سختی ها و محدودیت هایی که به شما تحمیل کردند قلبا به شما علاقه مند هستند و شما را دوست دارند وگرنه همانطور که قبلا هم گفتم اگر نسبت به شما بی تفاوت بودند براشون مهم نبود که کجا برید، کی بیاید یا اصلا برید و دیگه برنگردید.
    شما ممکن بود دچار شرایط بدتری بشید. من به شخصه واقعا از نحوه برخورد مادرتون با این قضیه با توجه به ویژگی هایی که ازشون گفته بودید تعجب کردم و مواردی را داشتیم که دختر از خانواده طرد شده و انداختنش بیرون.
    اما مادر شما در حاله حاضر 11 ماه هست که داره بیشتر از قبل از شما در واقع مراقب می کنه که البته مراقبت کردن ایشون از طریق محدود کردن شما و به اصطلاح حبس کردن شما هست اما مطمئن باشید اگر ایشون و یا خانواده شما را طرد میکردن الان معلوم نبود که چه وضعی داشتید.
    فکر کردن به شرایط بدتری که ممکن بود برای شما پیش بیاد میتونه تحمل این شرایط را برای شما آسان تر کنه.
    باید سعی کنید به مرور زمان اعتمادش را جلب کنید که البته زمان بر هست اما غیر ممکن نیست.
    مورد بعدی که من به شما پیشنهاد میکنم این هست که رابطه خودتان را با خداوند بهتر کنید. و از خدا بخواید که در این قضیه به شما کمک کنه و من این تضمین را به شما میدهم که اگر از ته قلب توبه کنید و از اشتباهات خودتون پشیمان باشید خداوند شما را می بخشه و شما را بیشتر از قبل حتی یاری میکنه.
    سعی کنید مخصوصا در این ماه مبارک که میگن خداوند درهای دوزخ را می بنده و شیاطین را به بند میکشه استغفار کنید، قرآن تلاوت کنید، نمازها و دعاهای توصیه شده را بخوانید و مطمئن باشید وقتی مادرتون این کارهای شما را ببینه روشون تاثیر خواهد داشت و خداوند هم انشاالله دلشون را نرم میکنه.
    ما در این ماه شب قدر را در پیش داریم. یه توصیه ای را دوستانه بهت میکنم.اگه این شبها را از دست دادی یک سالت را از دست دادی چراکه طبق روایات مجموع مقدرات ما تا شب قدر سال بعد توسط امام زمان علیه السلام تعیین میشه و در این شبها پرونده ما باز هست و استغفاره زیاد میتونه در اتفاقاتی که قراره در سالهای بعد برای ما بیوفته تاثیر گذار باشه.
    برای انجام اعمال شب قدر هم در هفته های آخر ماه رمضان حتما نیاز نیست که در مسجد حضور داشته باشید از طریق تلوزیون و رادیو هم میشه این اعمال را دید و گوش کرد و انجام داد.
    و از خوده امام علی علیه السلام بخواهید که شما را کمک کنند.من به شخصه به این بزرگوار خیلی علاقه دارم و در تمامی مراحل زندگی ام از حضرت خواستم که من را یاری کنند به شما هم این توصیه را میکنم.
    هیچ وقت از رحمت خدا نا امید نشید. چراکه کسی که از رحمت خدا نا امید بشه با مرده هیچ فرقی نداره.
    توصیه دیگرم به شما هم این هست که اگر خود درمانی انجام میدید و دارو مصرف میکنید بزارید کنار چراکه در بلند مدت تاثیرات منفی آن را بر روی جسم و روان خودتان خواهید دید.
    باز هم توصیه میکنم این شبها را از دست ندید.
    خداوند در تمامی لحظات زندگی شما در کنار شما خواهد بود
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2014_07_07 در ساعت 16:18
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  9. افسردگی بعد از سقط  سپاس شده توسط m1392,samin66,کوثر حبیبی

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •