تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خيانت قبل از ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:و.ك
آخرین ارسال:و.ك
پاسخ ها 34

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

خيانت قبل از ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    ممنون از جواب خوبتون
    خب شادي خانم الان شما با توجه به اين وضعيت پيشنهادتون چيه؟و چرا؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط **شادی**,m1392

  3. ارسال:12#
    **شادی** آواتار ها
    من پیشنهاد ممکن رو تو پست قبلی خدمتتون عرض کردم...
    شما اول بدون درنظر گرفتن این خانم, معیارهاتون از یه همسر ایده آل رو واقع بینانه و شفاف تنظیم کنین یعنی اینکه اگه قرار باشه همسری مطابق با خواسته های شما براتون ساخته بشه دوست دارین/ترجیح میدین چه ویژگیهایی داشته باشه؟
    بعد این خانم رو با معیارهاتون تطابق بدین ببینین چقدر با ملاکهای شما همخوانی داره یا اصلا همخوانی وجود داره یا نه؟
    نتیجه رو همینجا بنویسین.
    پاسخ با نقل و قول

  4. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط m1392,mehrdad539,niloofarabi,و.ك,کوثر حبیبی

  5. ارسال:13#
    خب ويژگي هاي من واسه همسر اول يه خونواده ي خوب و در حد لازم مذهبيه كه خونواده اين خانم تقريبا هستن
    اما درمورد خود فرد اول از همه و ممترين خصوصيت پاك بودن يا اكبند بودن خانم هست
    دومين خصوصيت پايبندي به خونواده
    سومين خصوصيت اخلاق و رفتار هاي مناسب
    مورد اول كه گفتم ايشون قبل از من چندبار ارتباط جنسي داشتن و دوسال هم ازم پنهون كردن اما از چند ماه قبل از من با هيچ پسري ارتباط جنسي نداشتن بعد از اين كه
    با من بودن بيشتر كارمون چت كردن تو فضاي اينترنت بود ايشون هم بدون اطلاع بنده با اين كه ميدونستن با اين كارا مخالفم رفتن چتروم يه خورده به قصد لذت با پسرا چت كردن
    و از سايت هاي مستهجن عكس فيلم و داستان خوندن
    مورد سوم هم كه كه واقعا هيچ ايرادي نميشه گرفت يه خانم خيلي خيلي صميمي خوب و دوست داشتني البته نه واسه همه ي پسرا فقط واسه من اينطوري هستن
    منم خيلي ايشون رو به خاطر كنار اومدن با برخي از مشكلات من يا ايراد بيخودي نگرفتن و همچين چيزايي دوس دارم
    حالا شما جاي من بودي چيكار ميكردي؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط **شادی**,elnaz.t,m1392

  7. ارسال:14#
    **شادی** آواتار ها
    بسیارخب
    الان که پاک بودن , پایبند بودن به خانواده جزو ملاکهای اساسی شماست میتونین قبول کنین با کسی ازدواج کنین که فاقد این ملاک ها باشه؟
    کمبود عاطفه و فوت پدر مجوزی برای بی بندوباری نیست میلیونها دختر هستن که بنا به دلایلی از نعمت پدر محرومن و طبیعیه که دچار خلاء های عاطفی هم ممکنه باشن اما میتونن پرکردن این خلاء رو مجوزی برای بی قیدی قرار بدن؟

    یک سال قبل از آشنایی با شما میشه حدود 16 سالگی , یعنی سن شکلگیری هویت و تکمیل شخصیت, شروع روابط نامتعارف از این سنین ,خطرناک و نگران کننده نیست؟
    با یقین بهتون میگم اگه این خانم رو برای ازدواج انتخاب بکنین باید آماده یه زندگی پراز چالش باشین چون بی قیدی و پایبند نبودن به خانواده برای شما مهمه و ارزش محسوب میشه و برای این خانم قبحش ریخته شده و جوازیه برای جبران خلاء ها پس هیچ بعید نیست با کوچیکترین مشکلی با همسرش هم به بهونه خلاء یا نیاز عاطفی این روابط خارج از خانواده رو در پیش بگیره...

    اگه خودتون رو درست شناختین و از ملاکهای ازدواجتون مطمئن هستین درست ترین کار بیرون اومدن از این ارتباطه...
    ارتباط با این خانم شاید برای دوستیهای چند روزه و چندماهه جذابیت هایی براتون داشته باشه اما برای سپردن یه زندگی دست چنین همسری, برای سپردن تربیت بچه هاتون به چنین مادری نه با اطمینان نه...

    شما اولین و آخرین نفری نیستین که در آستانه شکست عاطفی قرار داره چیز غریب و غیرقابل درمانی نیست خیلی به نفعتون هست که عوارض عاطفی این جدایی رو همین الان تو این سن کم که قدرت انعطاف پذیری بیشتر و فرصت جبران بیشتری پیش رو دارین به جون بخرین تا اینکه تو سنین بالا با خراب شدن پل های پشت سرو بسته شدن راه های برگشت با این اوضاع مواجه بشین...

    همونطور که گفتم وقتی خودتون رو درگیر مقوله ازدواج میکنین نباید سن کمتون رو به رخ بکشین الان بیشتر از اینکه با یه پسر نوجوون 18 ساله طرف باشین با یه مردی مواجهین که در آستانه ازدواجه پس باید مردانه فکر کنین و قدم وردارین تا جایی برای پشیمونی باقی نذارین.
    پاسخ با نقل و قول

  8. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,niloofarabi,و.ك,کوثر حبیبی

  9. ارسال:15#
    و اما نظر شخصيم درمورد سوالاتون
    خب من كه گفتم خدمتتون بجز اون چند مورد بقيه كارا مال قبل از اين بوده كه با من باشه
    درمورد سني هم كه ايشون اين كارارو انجام دادن خب خود بنده هم وقتي تو اين سن بودم يه جورايي نسبت به همچين كارايي حس كنجكاوي داشتم انگار وارد يه دنياي جديد شده بودم
    يه حالتي شبيه گيجي داشتم اما خب از اين كارا نكردم به هر دليل....به نظرم چون اين سن هنوز متوجه يه سري چيزا نبوده انجام داده حالا نميخوام بگم كارش خوب بوده خيلي هم متنفرم
    از اين كاراش
    اما اين كه ميگيد بايد منتظر زندگي پر از چالشي باشم: خب به نظرم ادما ميتونن عوض بشن اين خانم ميتونه خوب بشه همه ميتونن خوب بشن خيلي ادماي بدتر از اين خانم كاملا خوب شدن
    حتي از ادمايي كه از اول خوب بودن بهتر شدن پس اين خانم چرا نتونه كاملا پاك بشه؟ اين كه گفتين جوازيه واسه جبران خلا واقعا تاثير جالبي رو من گذاشت اما باز هم ميگم امكان عوض شدنش هست
    درمورد معيارها بايد بگم كه تقريبا خومو شناختم و حالت كليش همينه فقط ممكنه كمي اولويت ها عوض بشه به عنوان مثال سال هاي قبل زيبايي همسر نقش پررنگتري داشت اما الان كمتر شده

    خب حرف شما درسته سپردن زندگي و فرزند به اين همسر كار اشتباهيه اما من كه گفتم قرار نيست اينطوري باشه ايشون ميخواد تغيير كرده و خودش هم ميگه كه ديگه نميخواد اون ادم قبلي باشه

    حرف اخرتونم كاملا درسته اما الان دوس دارم خودمو يه نوجوون 18 ساله بدونم نه يه مرد چون كه تو اين چندسال كه تا ازدواج مونده ميخوام خودمو طوري نگه دارم كه اگه ديدم اينبار واقعا خطايي
    ازش سر زد فكر ازدواج رو بيرون كنم از سرم من اصلا به خاطر همين معيار هام علاقه ي شديدي به اين دختر دارم حالا هم فهميدم يه سري كارا كرده اما پشيمونه ميخوام يه بار بهش فرصت بدم
    اگه ديدم تا چندسال ديگه واقعا خوب شد كه چه بهتر اگر هم نشد خب اونوقت همه ي علاقه ي من كه به خاطر پاكيش بوده از بين ميره و حتي خودمم اگه بخوام نميتونم باهاش زندگي كنم
    الانم ميخوام فرصت بدم بهش و خودم هم كنار بيام با اين اتفاقات..

    اگه لازم هست به ايشون بگم بياد و حرفاشونو اينجا مطرح كنه؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط **شادی**,m1392

  11. ارسال:16#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    شادی جون توضیحات کاملی روراجع به عواقب بداین ازدواج گفتن
    شماداریدمتاسفانه خیلی عجولانه تصمیم میگیریدبحث ازدواج بحث این نیست که بگی اینومیبخشم اونومیبخشم
    بقول شادی جون سن15الی20سالگی سنی هستش که یه سری رفتارهاتوی فردنهادینه میشه
    شماخودتون داریدمیگیدوقتی باشمابودن به قصدلذت باچندپسردیگه چت کردن وفیلمو...بااینکه شمامخالف بودیدپس نخوایدکه کارشوتوجیه کنیدکه توسنش کنجکاوبوده چون خواه ناخواه این سن کنجکاوی توش هست
    شماترجیح میدیدکه زندگی آروم داشته باشیدیاپرازاسترس؟شماالان میگی پرازدغدغه هستی پس مطمئناوقطع به یقین بعدازازدواج بدبینی هم بهش اضاف میشه
    کمی واقع بینانه تربه مسئله نگاه کنیدمانمیگیم ایشون حق زندگی ندارن چون هرکس ممکن الخطاست اماشماهم بایدواقع بینانه تربه مسئله نگاه کنید
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  12. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط **شادی**,m1392,و.ك,کوثر حبیبی

  13. ارسال:17#
    باسلام..ازهمه نظراتتون متشكرم نظرات خوبي بود..خب قبل ازهمه بزاريدخودمومعرفي كنم من زن موقتم ايشونم همون دختري كه كاراي بدي كرد كه الان پشيمونه احساس گناه تووجودم هست ي شب نشده من بدون فكربه گذشتم بخوابم..خب همونطوركه گفتن بهتون من توهفت سالگي يعني ده سال چندماه پيش پدرموازدست دادم خب درسته نظرشما صحيح كه گفتين پدرهركس ميميره اين بهنست اما من عاشق پدرم بودم باورتون ميشه ازپد رمخجالت ميكشيدمي بارنشدكه درست حسابي بغلش كنموآغوش پدروبچشم وقتي پدرم فوت كرد من دوم دبستان بودم اونموقع بااينكه رفتيم سرقبرش امانميدونم چي شدكه باعث شدمن متوجه نشم كه پدرم مرده فكركنم رفته ماموريت پدرم نظامي بودن به خاطرهمين ميگن ماموريت..من تاسال پنجم باهمين عقيده زندگي كردم تااونموقع همه چي خوب بود تااينكه براي اول راهنمايي همراه مادرم رفتيم مدرسه تاثبت نامم كنن اونجا بايدي فرم پرميكرد كه توش نوشته بودشغل پدر وقتي مادرم اونجانوشت مفوتي من تازه متوجه شدم تمام فكرم اشتباهه ديه نميتونم پدرموببينم حسرت ي آغوش محكم پدرانه تودلم موند بعداون هروقت پدراي بچه هاروميديدم حسوديم ميشدودوست داشتم پدرمنم بود دستموميگرفت براش ازمدرسه حرف ميزدمروزبه روزحالم بدترشد معدلم اومدپايينتراونموقع تونستم پاكيموحفظ كنم اما وقتي وارد هنرستان شدم سال دوم بودم اونجابچه هاي خوبي نبودن منم به شدت دچاركمبودمحبت بودم مخصوصامحبت پدرانه وقتي بچه هاي اونجا اونجوري حرف مزدن راجب رابطه بامذكر كاراي بدديه كه حتي حرق زدن راجع بهشون شرم آوره شيطون اومدسراغم گفت توهم ي بارامتحان كن اينجوري شايدمحبت پدرت جبران بشه شايدتوهم محبتت كامل شه به خاطرهمين اونكاراروكردم البته بعداونكارامتوجه شدم هيچوقت هيچكس نميتونه محبت پدرموجبران كنه اون كارا هيچ ارزشي نداشتن جز احساس گناه وپوچي چيزي برام نزاشتن من بعداونكارا شروع كردم ابروكندن خلاصه افسردگي گرفتم هنوزم افسردگيم ادامه داره وقتي به اين فكرميكنم كه تن خودموجه راحت به مذكرسپردمو تنم دست خورده است نابودميشم درسام افت شديدي پيداكرده روزبه روزدارم بدترميشم تمام زندگيم اين شده كه تواتاق تنهاميشينم راجع به گذشتم فكرميكنم با همسرموقتم چت ميكنم چندبار قبل ازاينكه بهم وابسته شه خواستم بهش بگم حتي حرفامم توميل نوشته بودم اماپاك كردم چون ميترسيدم تركم كنه چون ايشون تنها كسي هست كه ميتونن منوخوب كنن ميترسيدم بره ازم جداشه من واقعادوستش داشتم ودارم ايشون يه پسره فوق العاده است وقتي ديدم كه گذشتموبهش گفتم تنهام نزاشتوعلاقشوبهم ثابت كرد فهميدم لياقتش خيليي بيشترازمنه حتي چندباري بهش گفتم من نميخوام عذابتوببينم نميخوام گريتوببينم ازمن جداشوبروسراغ كسي كه تمام معياراتوداشته گذشته خرابي نداشته بااينكه براي خودم جداييش سخته اماايناروگفتم..خب وامابابط چت براي لذت باپسراخب اونابراي لذت نبودن ايشون منظورم همسرموقتمه براي اينكه توجه منوبه خودش جلب كنه چندسري دروغ گفت مثلاگفت كه قبلابابيست سي تادختر رابطه..يامثلا درحين ارتباطمون ميگفتن كه بادختراميره بيرون يا توچت روم كه باهم ميرفتيم دوست نداشتموندارم كه زيادبادخترابحرفن اماايشون اونتوبا دونفرگرم ميگرفت باابنكه نظري بهشون نداشتن جلوخودم اينكاروميكردن اما من ترسيدم من حسودشدم حتي به خاطرهموناچندباردعوامون شد تااينكه تصميم گرفتم كه كاراشونوجبران كنم كارايي كه نميدونستم دروغه بنابراين ميرفتم توچت رومو بامذكرچت ميكردم اماتاچهارپنج خط مينوشتم گزيم ميگرفتوميومدم بيرون تااينكه براي يكي ازدوستام نيمبازوريختم بعدش خودمم وسوسه شدم برم نيمباز هي ميرفتم هي پاكش ميكردم كه ديه نرم اما بازم ميرفتم چندباري توميل نوشتم كه بفرستم براشون امانتونستم بازم ترس لعنتيم اومدسراغم تااينكه تونيمباز با ي آقايي آشناشدم كه نوزده ساله بود منم براي اينكه جبزان حرفاييه دروغه همسرموبكنم كه نميدونستم دروغه بهش گفتم كه من به اين آقاعلاقه دارم تااينكه ايشون همونجاگفتن كه تمام حرفاشون دروغ بوده منم براي اينكه ديدم پاك پاكن گفتم كه پس جداشوازم من بدردتونميخورم من بهت خيانت كردم اماتركم نكرد بالاخره كاراي گذشتموگفتم وقتي ديدم چقدرگريه كردن به خودم لعنت فرستادم كه چراقبلانگفتم..خب اماراجب نظرجداييتون كه من شايدتوزندگي اين كاراروجبران كنم خب بايدبگم كه من ديه بميرمم سراغ اونكارانميرم الان به شدت احساس گناه دارم طوري كه به ايشون گفتم بعدازدواجمون منوصدضربه شلاق بزنن تاشايدبتونم گناهموكم كنم هرچندضربه هاكمه..خب خودخداگفته هركسي دچاراشتباه ميشه امااگه بعدي مدت اشتباهشومتوجه بشه ديه جبران نكنه اونم مثل بقيه بنده هام ميشه برام من اونومثل بقيه نگاه ميكنم اون حق زندگيه خوبوداره حق اينوداره كه طعم عشقوبچشه به خواستشنن برسه خ كسي نميتونه راجبش نظربده حتي گفته كه كسي كه گناه كنه دوباره برگرده به منو منوفراموش نكرده باشه بيشترازبقيه برام باارزشه چون بااينكه گناه كرده امامنوفراموش نكرده خب منم الان ميخوام پاك پاك باشم ميخوام ايمانموخداقويتركنم ميخوام براي همسرم همسره ايده آلش بشم من دوستش دارمودوستش خواهم داشت خيلي مردخوبيه روزي هزارباربه خداميگم خداياممنونم ازاينكه ايكه منوبااين فردآشناكردي عذبدجورعذاب ميبينم براي عذاب ببينموگناهام ببخشي احساس عذاب وجدا ن كنمو كه بتونم خودمو بهتركنمم كه كمتر
    پاسخ با نقل و قول

  14. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,و.ك

  15. ارسال:18#
    الان ميخوام پاك باشمو همسرموخوب كنم بتونم قلب شكستشوترميم كنم بتونم براش ي زندگيه خوب بسازم لطفاراهنماييم كنيد لطفاكمكم كنيد چطوري خوبش كنم طاقت عذاب كشيدنشوندارم نميخوام گريه هاشوبشنوم دوست دارم بخنده نميخوام سمت سيگاربره نميخوام دودي بشه من زندكيشونابودكردم بگيدچيكاركنم من دوستش دارم اونقدكه حاضرم ازخودم بگذرم فقط ايشون خوب بشنوشادباشن
    پاسخ با نقل و قول

  16. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,و.ك

  17. ارسال:19#
    اينم بگم الان كارهردومون شده گريه البته من ازخيلي وقت پيش كه گريه ميكنم اينقدرگريه كردم كه ديه نميتونم بغضموخالي كنم بغض توگلوم روز ب روزبيشترميشه خيلي بده آدم ناراحت باشه مجبورباشه الكي بخنده خودشوشادنشون بده من از سال اول راهنمايي كه متوجه مرگ پدرم شدم اينطوري شدم ازسال دوم هنرستان كه اون كاراروكردم وضعم بدترشد امابراي اينكه خانوادم نگرانم نشن ازم پرسوجو نكنن خودموشادنشون ميدم گوشه گيرشدم كمترتوجمع خانوادمم وقتي ميرم توجمعشون باكوچكترين حرفي عصبي ميشم دعواميكنم فقط باهمسرم.خوبم عشقي كه بهش دارم باعث ميشه دربرابراون آروم باشم افسردگيمونشون ندم خانوادم چندباربردن مشاوره اوناهم گفتن افسرده است اما خانوادم قبول نكردم حتي اشتهام كم شده روز به روز بدترميشه فقط همسرمه كه ميتونه منوخوب كنه من واقعادوستش دارم
    پاسخ با نقل و قول

  18. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,و.ك

  19. ارسال:20#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدین
    اولاواسه اتفاقاتی که افتاده ازصمیم قلب متاسفم
    متاسفانه امتحان کردن اصلامناسب نیست ازاین طریق راه های دیگه هم بودبرای سنجیدن این صحبتم خطاب به اقای و.ک هست
    همونجورکه من وبقیه دوستان خدمت ایشون هم عرض کردیم گفتیم که شماهم انسانی وانسان ممکن الخطاست وحق زندگی دارید
    اما:
    نکاتی روکه عرض کردیم نه تنهابرای ایشون بلکه برای شماهم هست
    خب ایشون طی گفته هاشون گفتن که نمیتونن اون اعتمادمسلم روداشته باشن بهتون اعتمادمیکنن ولی یه محدودیت هایی هم براتون قائل میشن وشرایط دارن
    خب شرایط گذاشتن تایه حدی معقول هستش اماشرایطی که مبنی برمحدودیت باشه برای هیچکدوم ازطرفین خوشایندنیست
    سوال اینجاست که آیاایشون میتونن تایه عمرباشک وشبهه زندگی کنن وهمینجورشمامیتونیدتایه عمربااین امرکناربیاید؟
    ازدواج یه مساله اساسی ومهم توی زندگی هرفردهستش اگربخوادتنهابراساس احساسات ویاتنهابراساس منطق باشه هیچکدوم درست نیست پس بایدمیانه روبودودرازدواج احتیاط کرداین خیلی مهمه که همه جوانب رودرنظربگیرید
    موفق باشی عزیزم
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  20. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط m1392,و.ك,کوثر حبیبی

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •