تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خيانت قبل از ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:و.ك
آخرین ارسال:و.ك
پاسخ ها 34

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

خيانت قبل از ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام به همه ي خواهران و برادران گلم يه ماجرايي واسم پيش اومده كه اميدوارم بتونم از شما راهنمايي خوبي بگيرم
    و از اينجا خاطره ي خوبيش داشته باشم....
    الان 18 سالمه دختري هم كه باهاش اشنا شدم داره 18 ميشه من بچه ي غرب کشور هستم اونم خراسان
    حدود يک سالو خورده اي قبل اين خانم يه شماره ي اشتباهي گرفته بود که اينطوري شد با هم آشنا شديم اولش عادي بود بعد
    احساسي شد ديدم مثل هميم چندتا عکس هم از همديگه ديديم تابستون سال قبل رفتم شهرشون چندبار همو ديديم بهش گفتم
    بيا به خاطر اين که حرف زدنمون گناه نباشه عقد موقت کنيم اونم بعد از کلي اصرار راضي شد و اين کارو بدون اطلاع خونواده
    انجام داديم چند ماه گذشت يه بار رفته بود خونه ي خواهرش که اونجا بيشتر تنها ميشد و با هم چت ميکرديم از صبح تا شب
    خيلي بهش علاقه مند شده بودم اينم بگم اون اولا مانتو ميپوشيد اما بهش اصرار کردم چادري شد..قهرو اشتي زياد داشتيم حالا خيلي هم
    زياد نبود بيشتر هم سر اين بود که گاهي اوقات چادر نميپوشيد با همکلاساش بيش از حد ميرفت بيرون يا من ميرفتم چت روم
    اونم گاهي اوقات به قول خودش به خاطر افسردگيش ابروهاشو کامل درمياورد و....اين وضعيت ادامه داشت
    تا عيد امسال دو سه روز از عيد نگذشته بود که به بهونه اي اين که مامانش متوجه رفتار مشکوکش شده گفت ديگه چادر نميپوشم
    بهتره جدا بشيم و کلي از اين حرفا منم از بس حالم بد شد گفتم باشه برو به درک خلاصه تو چت حرف هاي نهاييمونو زديم
    چندروز گذشت باز هم برگشت خلاصه همون ماه فروردين هزار بار قهر و اشتي داشتيم حتي يه بار بهم گفت چادر که نميپوشم هيچ
    ميخوام ارايش هم بکنم ميخواي بخواه نميخواي نخواه...اخرش همه ي اينارو کنار گذاشت و دوباره مال هم شديم همه چي خوب بود
    تا امتحانات خرداد حس کردم کم کم داره باهام سرد ميشه حرف هاش مثل هميشه بود اما قلبم ميگفت نه داره سرد ميشه چندبار با ايميل
    باهاش دردو دل کردم اما باز حس ميکردم اون همش داره بدترو بدتر ميشه تا اين که يه شب يه خواب ديدم صب که نگاه کردم تعبيرش خيانت بود
    همون روز به دختره زنگيدم و بهش گفتم کلي هم بغضم گرفته بود هزارو يه جور سوال ازش پرسيدم اون روز اونم خلي دير جوابمو ميداد
    يا حتي گاهي اوقات تا نيم ساعت خطش مشغول بود شب که شد بازم باهاش دردودل کردم اونم گفت بميرم برات...راستش من
    با يه پسر دوست شدم الان اون همه ي زندگيمه اون منو شاد ميکنه باعث ميشه غصه نخورم(اين خانم تو هشت سالگي پدرشو از دست داده
    خونوادشم باهاش خيلي خوب نيستن)کلي ازش تعريف کرد منم خيلي ناراحت شدم همش قسمش ميدادم گريه ميکردم اخرش گفتم باشه
    اشکال نداره من خوشبختي تو رو ميخوام حاظرم کاري کنم بهش برسي ...اخر ماجرا اين شد به اصرار خودم برگشت به من و بيخيال پسره شد
    منم بهش ثابت کردم پسره ميخواست ازت سواستفاده کنه بازم يه چند وقت گذشت و همين چندروز قبل بهش گفتم يه روش هست که تو اون
    بر ضميرناخودآگاه ادمه مسلط ميشن و اگه هر سوالي بپرسي ازشون راستشو ميگن بدون اين که خودشون بخوان بعد گفتم منم ميخوام
    همين کارو با تو بکنم !! البته اينو چندبار هم قبلا بهش گفته بودم خلاصه اونم گفت امروز روز اخرمونه شوکه شدم بهم گفت احساسم بچگونه بوده
    فک نکنم بهت حسي داشته باشم بدجور دلم شکست هيچي بهش نگفتم فقط خداحافظي کرديم فرداي صبحش دوباره نتونستم تحمل کنم بهش زنگ زدم
    و خواستم که برگرده اونم قبول کرد اما گفت هيچوقت ازم نخوام واسه اثبات حرفام کاري انجام بدم منم فهميدم خبريه و اخرش اينقدر پرسيدم
    خودش حقيقتو گفت..گفت که من قبلا ده باري ارتباط جنسي داشتم بادوتا پسر البته بکارتش سالمه..و گفت يه بار هم يکي از فاميلاشون خواسته
    به زور ازش لذت ببره ميگفت که تو اين مدت که با هم بوديم من بدون اطلاع تو چتروم ميرفتم و به قصد لذت با پسرا چت ميکردم داستان ميخوندم
    عکس يا فيلم ميديدم...........بدجور گريم گرفت چون دلخوشيم به دو سه چيزش بود اول اين که دست نخورده بود دوم اين که راستگو بود و سوم عشقو اخلاقش بود
    حالا که من شديدا وابسته ي اون بودم اونم حقيقتو گفت و به کلي شوکه شدم اما باهاش موندم گفتم با کارات کنار ميام ....
    حالا خيلي خيلي حالم بده چندين بار خواستم خودکشي کنم اما نتونستم نميدونم چيکار کنم اومدم اينجا شايد کسي کمکم کنه ...........
    ميدونم خيلي چيزارو بايد بگم اما نميدونم دقيق چي بايد بگم...بي صبرانه منظر جواب خواهران و برادران گرامي هستم...
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_07_28 در ساعت 21:56
    پاسخ با نقل و قول

  2. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,niloofarabi

  3. ارسال:2#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدین
    اولااینکه بگم ازدواج موقت واقعایچیزی شده واسه بعضیاکه انگاریواشکی هم میشه ازدواج موقت کرداینوهمین جاودرهرتاپیک دیگه ای عرض کحنم که ازدواج چه دائم چه موقت بدون اجازه پدردخترامکان پذیرنیست اگرپدردختر فوت شده باشه قیمش حتمابایداجازشوبده که قیم پدربزرگ عمویا...هستن این ازبحث ازدواج موقت
    دومااین که شماتازه اول جوونیتون هست سنتون هم پایینه(درحالت ارتباط وازدواج عرض میکنم سنتون کمه)وهنوزخیلی خیلی فرصتای بهترازاین خانم که این مواردروبراشون ذکرکردیدوجوددارن این خانم درحالت دوستی چندباربهتون خیانت کردن توزندگی مشترک که بعیدمیدونم انجام شدنی باشه100برابربهتون خیانت میکنن
    شماپسرهستیدوبالاخره ازدخترهاراحت ترمیتونیدبایه سری مسائل کناربیایدومنطقتون روبیشترازاحساستون به کارببندید
    پس:
    1.دروهله اول این رابطه روهرچه سریع ترتمام کنید
    2.سعی کنیدبه درستون مشغول باشیدوپیشرفتتون روبرای آیندتون که ازهمه چیزمهم تره مدنظرقراربدید
    3.ورزش خیلی بهتون کمک میکنه که باشرایط مختلف سریع ترکناربیاید
    4.به این فکرکنیدکه آیااگه باایشون ازدواج کنیدمیتونیدبهشون اعتمادداشته باشید؟
    5.آیازندگی ای که هرلحظش متلاطم باشه ودغدغه داشته باشیدرومیپسندیدیازندگی باآرامش؟پس عاقلانه فکرکنید
    6.هرچیزی ازایشون داریدرودوربریزیدوزندگی جدیدی روبرای رسیدن به موقعیت شغلی/تحصیلی واجتماعی مناسب بسازید
    7.برای رسیدن به اهدافتون برنامه ریزی کنید

    اگرسوالی مونددرخدمتم
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,m1392,niloofarabi,مهرسا62,و.ك,ویونا شاکری,کوثر حبیبی

  5. ارسال:3#
    سلام مجدد ممنون بابط پاسختون..
    اول از همه بابط ازدواج موقت اينو بگم كه حتي مجبور به تغيير مرجع تقليد شديم ازش اجازه گرفتيم و ايشون هم اجازه دادن كه اين عقد وقت صحيح باشه
    درمورد كاراي اين خانم بايد بگم كه ارتباط جنسيشون كه چيزي نزديك ده پونزده بار بوده قبل از اين كه با من اشنا بشن انجام داده كه اونم بيشتر در حد لمس كردن بوده همين كه البته
    اين خودش خيلي واسم عذاب آوره..اينم خانم پدرشونو از دست دادن و پدرشونو هم دوس داشتن بعد از مرگ پدر خيلي كمبود عاطفه داشتن به گفته ي خودش درسته كه با پسرا بوده و
    باميل خودش دوست شده اما هدفش جبران محبت بوده كه به اين راه كشيده شده اما اينم گفت كه خواستم امتحان كنم بينم چطوره ...درموقعي كه با من بودن فقط چندبار چت كردن داستان خوند​ن
    و همچنين عكس و فيلم ديدن كه البته باز ازش خواسته بودم كه اين كارارو انجام نده...درمورد اين كه گفتيد فرصت هاي بهتر از اين خانم رو هم داريد من مخالفم چون حس ميكنم هيچوقت نميتونم
    كسيو پيدا كنم كه كاملا دست نخورده باشه سالم باشه درسته همچين دخترايي هست اما متاسفانه اينقدر بي اعتمادي ديدم كه شايد هيچوقت نتونم به يه خانم اعتماد ديگه اعتماد كنم
    شما گفتيد تموم كنيم اما اصلا به اين سادگي ها هم نيست چندبار هردو سعي كرديم اما نشده خود من تا مرز خودكشي رفتم حتي به قصد خودكشي كارهايي هم انجام دادم اما زنده موندم
    به نظرم اگر هم با ايشون ازدواج كنم و ايشون بتونه ثابت كنه كه از اين ب بعد ديگه هيچ كاري نكرده و نميكنه ميتونم اعتماد كنم اما نه اعتماد كامل ممكنه سخت گيري هايي هم داشته باشم
    درسته كه الان كلي دغدغه هست اما اگه اين خانم نباشه خيلي بدتر ميشم خيليييي وابستگي احساسيم به اين خانم بسيار شديده ... حالا باز هم نظرتون چيه؟؟
    به ايشون هم ميگم كه حرف هاشو بنويسه و با همين نام كاربري اينجا مطرح كنه.....منتظر پاسخ دوستان گرامي هستم باز هم تشكر از بابط جوابتون الناز خانم
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_07_28 در ساعت 21:59
    پاسخ با نقل و قول

  6. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392

  7. ارسال:4#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام وخواهش میکنم
    بازهم نظرمن ونظرمنطقی وعاقلانه اینه که شماجداشید
    چون این رابطه به نفع هیچکدوم ازطرفین نیست
    ازطرفی شماهی داری بی اعتمادترمیشی چه فایده داره؟بدبینی بعدازیه مدتی خودش یه اختلال ممکنه بشه
    به این فکرکردیدکه حالااگه قول دادوکاری نکردذهن شماهیچوقت آروم وقرارنداره؟
    چشماتونوبازکنید تواین سن فقط داریدوابسته میشیدوازدلبستگی واقعی آیندتون دورمیمونید
    همین وابستگی آثارمخربش در درس زندگی وروح وروان شماهویدامیکنه خودش رو
    احساسات هیجانی ومقطعی وغیرمنطقی باعث میشه که کاری روانجام بدیم که ازنظرعقلانی درست نیست وفقط آدم روازخدادورمیکنه سعی کنیدارتباطتون روباخداقوی کنیدخودکشی ازهمین احساسات هیجانی سرچشمه میگیره
    اینکه میگیدهیچوقت نمیتونیدکسی روپیداکنیدکه دست نخورده باشه برچه اساسی این فکررومیکنید؟خودتون جواب خودتون روداریدمیدیدبی اعتمادشدید
    پس اگرازاین شرایط دورباشیدبه نفعتونه
    ببخشیدیه سوال من واسم پیش اومده چطورازمرجع تقلیدتون اجازه ازدواج گرفتیداونم بدون اجازه قیم؟
    چرانشده که تموم کرده باشین این رابطه رو؟فقط به دلایل وابستگی؟
    شمامیگی اگرازدواج کنی اعتمادمیکنی ولی نه اعتمادکامل همین نداشتن اعتمادمیخوادیه ذره باشه میخوادزیادباشه شماروخوردمیکنه وهم ایشون رووزندگی بدون آرامشی خواهیدداشت
    سوالی مونددرخدمتم
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  8. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,و.ك,ویونا شاکری,کوثر حبیبی

  9. ارسال:5#
    سوال اول چرا فك ميكنيد به نفع هيچكدوم از طرفين نيست؟
    من بي اعتمادتر نميشم تا حالا بر اساس اعتماد با هم بوديم اما حالا قرار شده يه سري شروط بذاريم بين خودمون به عنوان مثال ايشون حتي حاظرن تمام مهريه شونو ببخشن و يا اگه بزنن زير قولاشون
    هر رفتاري از من نسبت به اين خانم سر بزنه اعتراض نكنن و خيلي چيزاي ديگه پس الان قرار شده بر اساس شرط و دليل و مدرك با هم بمونيم
    هم من و هم اون خانم طوري نيستيم كه هميشه وابسته باشيم يا هميشه اين رفتار كوركورانه رو داشته باشيم اما خب الان شرايط طوريه كه من توي اوج نا ارومي باشم وگرنه روز هايي هم بوده
    كه من به خاطر رفتار اخلاق و كارهاي محشر ايشون چندين برابر گذشته بازده درسي داشتم !! كار مفيد داشتم اما در صورتي كه الان به ندرت ميخوابم غذا ميخورم توي يه هفته چهار كيلو كم كردم حتي
    سيگار هم كشيدم ....و واقعا هم اينطوري نيست كه ارتباط با ايشون منو از خدا دور كنه اتفاقا بارها شده ايشون مثل يك سكوي پرتاب به سمت خدا باشن واسه من بهم اميد بدن بهم ايمان بدن
    منظورم از اين حرف كه گفتم هيچوقت ي ادم دست نخورده پيدا نميكنم اين بود كه من نميتونم پيدا كنم نه اين كه هيچوقت نباشه
    درمورد مرجع تقليد هم بايد بگم كه ما مرجع تفليدمون اقاي سيدصادق روحاني هستن ايشون توي رسالشون اذن ولي يا قيم رو لازم ندونستن و حتي بنده هم براي اطمينان ماجراي خودم و اين خانم
    رو خدمت ايشون گفتم و ايشون هم كتبا تاييد كردن كه اشكالي در عقد موقت شما نيست
    اين رابطه ي ما هم به خاطر وابستگي احساسي نتونستيم تموم كنيم مثل اين ميمونه به يه نفر بگن خب شما ديگه نبايد تا اخر عمرت والدينتو ببيني خب به هر حال منم ايشون رو جزئي از زندگيم ميدونم
    كه دوس ندارم از دستش بدم(اميدوارم خودش با خوندن اين حرفام مغرور نشه)
    اينم بگم منظورم از اعتماد اين بود كه تا حد كافي اعتماد ميكنم كه زندگيمون در حد اعتدال باشه اما اعتماد 100 درصد به نظرم چيز بي معني هستش بالاخره يه جاهايي يه شرايطي بايد شك هم باشه
    ...
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:6#
    mehrdad539 آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    یه سوال دارم :
    شما که میخای با همه کارای خلاف شرعش کنار بیای چرا دیگه وقت مردم و میگیری؟
    پاسخ با نقل و قول

  11. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط و.ك

  12. ارسال:7#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام دوست گرامی
    من صحبتهای شمارو خوندم در ابتدا طلب کمک کردید و پرسیدید با توجه به این شرایط چه کاری انجام بدید بهتره؟
    خب دوست خوبمون النازجان هم نکات مفیدی رو در اختیارتون گذاشتند و اما شما اصرار به بودن در رابطه دارید
    دوست عزیز حتی اگر خیانت این خانوم (که بعنوان مشکل مطرح کردید) رو کنار بگذاریم بازهم ادامه ی این چنین روابط توصیه نمیشه
    حالا که شما این خانوم رو انتخاب کردید به این سوالات پاسخ بدید:
    آیا شما در این سن شرایط ازدواج رو دارید؟
    آیا تفاوت های اعتقادی و حتی فرهنگی (بدلیل ساکن بودن در دوشهر متفاوت) رو بررسی کردید؟
    ببین دوست عزیز ما این اجازه رو به خودمون نمیدیم که در مورد اون دختر و کارهایی که انجام داده قضاوت کنیم و البته این روهم میدونیم که همیشه درهای توبه برروی انسان بازه و ممکنه اون خانوم دیگه کارهای گذشته رو تکرار نکنه پس حق زندگی داره
    اما در اینجا نکته ای که مطرحه دقیقا دید شما به ایشونه!
    آیا بعد از ازدواج میتونید اعتماد کامل داشته باشید و با هر حرف و بحثی گذشته ی ایشون رو به روش نیارید؟!
    همونطور که میدونید انتخاب در امر ازدواج یکی از مهمترین انتخاب های زندگی هر فردیه و باید تمام جوانب در نظر گرفته بشه
    امیدوارم بهترین تصمیم رو در این زمینه بگیرید
    شاد باشید
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  13. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط **شادی**,elnaz.t,m1392,niloofarabi,و.ك,کوثر حبیبی

  14. ارسال:8#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    حالاکه شمابه ادامه رابطتون اصراردارید بایدخدمتتون عرض کنم که تالارهمیاری هیچ راهکاری برای ادامه دوستی دختروپسرارائه نمیده
    هدف مااینجااین هست که جامعه سالمی داشته باشیم که کسی دچاریاس نشه وراه روپیش پاتون میذاریم که عاقلانه ودرست تصمیم بگیرید
    من حرفم این هست که شماآیامیتونیدبعدازازدواجت ون اعتمادداشته باشید؟فکرتون متلاطم نباشه؟(درصورت وجودشرایط ازدواج؟)
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  15. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,و.ك

  16. ارسال:9#
    مهرداد عزيز: من ميخوام كنار بيام اما دوس دارم با كمك بقيه تو زمان كمتري كنار بيام اين چيزايي كه من فهميدم ازش مثل يه موج سهمگين ميمونه كه تا مدتي اثارش باقيه اما خب
    ميخوام سريعتر و بهتر كنار بيام

    ويونا شاكري: سوال اول كه بايد بگم هيچ كسي تو اين سن شرايط ازدواج نداره و ما هم تصميم گرفتيم ازدواج رو بذاريم واسه سه چهارسال ديگه كه حداقل بتونيم
    نقش زنو شوهري رو خوب ايفا كنيم
    درمورد تفاوت ها هم بايد بگم كه حتي دوتا خونواده از يك فرهنگ هم تفاوت دارن منم اتفاقا خيلي خيلي رو اين مسئله حساسم به صورت طبيعي تفاوت هايي هست
    يه سري تفاوت ها هم كه عمقشون زياده طوري نيست كه بخواد مزاحم روابط خانوادگي بشه پس از اين نظر هم مشكلي نيست
    از اين حرفتون خوشم اومد كه گفتيد حق زندگي داره ! منم دقيقا اينطوري فكر كردم كه حق زندگي داره به خاطر همين گفتم كه با هم باشيم اين حرف هايي كه اين خانم
    يكي دوسال از من پنهون كرده يه حقيقت تلخه كه طبيتا وقتي كه متوجه بشم به كلي از اون كارا از اون تفكر دور شده دليلي نداره كه روزو شب بهش گوشزد كنم كه اينكارا رو انجام داده
    شايد هر چندوقت يك بار ناراحتيمو از اين بابط حس كنه يا كمي سخت گيري كنم اما اينطوري نيست كه بخوام روزو شب بهش بگم اينكارو كردي اينطوري شد تو اينطور ادمي هستيو....
    درسته الان بهش ميگم حتي فحش هم ميدم بهش اما خب وضعيتم رو به بهبوديه

    الناز خانم:درسته كه الان ذهنم خيلي متلاطم يعني بيش از حد متلاطم هست به شدت ناراحتم به شدت داغونم اما مطمئنم اگه ببينم اون خانم ديگه كاري نميكنه ديگه خلافي انجام نميده
    خب ميتونم در حد لازم بهش اعتماد كنم فقط همونطور كه ذكر كردم بعد ازدواج سخت گيري هايي هست يا بعضي وقتا ناراحتي هايي هست اما نه هميشگي.....

    ممنون از همه ي دوستان بابط پاسخ هايي كه بهم داديد....
    پاسخ با نقل و قول

  17. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392

  18. ارسال:10#
    **شادی** آواتار ها
    سلام جناب و.ک
    بهمیاری خوش اومدین...

    درسته سنتون کمه اما وقتی خودتون رو درگیر مسایل مخصوص سن های بالاتر میکنین باید قادر باشین بزرگانه تر هم فکر کنین و تصمیم بگیرین...
    بزرگانه فکر کردن تو امر ازدواج یعنی بی گدار به آب نزدن , یعنی هدف داشتن , یعنی آینده دور رو ترسیم کردن...

    برای همین اولین کاری که میکنین باید این باشه که معیارها و ملاک های همسر ایده آلتون رو برای خودتون شفاف مشخص کنین و بعد این دختر خانم رو با معیارهاتون بسنجین ببینین چقدر از خواسته ها , نیاز ها و ملاک های شما با وجود این خانم و درکنار این خانم برآورده میشه...

    اگه نتیجه مثبت بود میتونین به این پافشاری و اصراری که تو دلتون برای ازدواج با این خانم حس میکنین اعتماد کنین نقاط ضعف گذشتش رو نادیده بگیرین و از طریق خانواده اقدام رسمی برای خواستگاری و ازدواج انجام بدین...

    دقت داشته باشین که سن کمتون وبی تجربگی رو مانعی برای ازدواج ندونین شرایط این خانم و سابقه ای که ازش دادین نشون میده اگه قصد جدی برای ازدواج دارین ایشون حتما باید بطور رسمی تعهدی به رابطتون داشته باشه میتونین تا رسیدن به شرایط سنی و آمادگی مناسب, عقد بمونین اما دوستی به هیچ وجه به صلاحتون نیست...

    و اما در صورتیکه متوجه شدین معیارهاتون با این دخترخانم فاصله زیای داره لازمه مقداری سختی رو تحمل کنین و خودتون رو از این رابطه بیرون بکشین این سختی که الان متحمل میشین با تمام عذابش بسیار بسار خفیفتر و قابل تحملتر از مشکلات بعد از ازدواجتون میشه پس به تحملش میارزه...
    ویرایش توسط **شادی** : 2014_06_25 در ساعت 13:38
    پاسخ با نقل و قول

  19. خيانت قبل از ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,ك.ف,مهرسا62,و.ك,کوثر حبیبی

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •