تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بی توجهی همسرم به نیازهای من زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:الهه ا
آخرین ارسال:الهه ا
پاسخ ها 15

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

بی توجهی همسرم به نیازهای من

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    یک مساله ای تو زندگیم هست که همیشه منو ازار میداده و مربوط به رفتار همسرم با من جلو خانواده خودش هست.
    نمیدونم چرا همسرم دوست نداره جلو خانواده خودش به حرف های من گوش بده و نافرمانی میکنه. من سعی میکنم خواسته هام رو نه به شکل دستوری بلکه با ملایمت و به شکل دوستانه ازش بخوام. ولی همسرم اهمیتی نمیده و به خودش نمیاره.
    مثلا همین دیشب خانواده همسرم خونه ما مهمون بودن. من از صبح تو اشپزخونه مشغول اماده کردن غذا و مرتب کردن خونه بودم تا ظهر که همسرم از سر کار اومد. همه چیزو اماده کرده بودم تا همسرم از سر کار که میاد فضای خونه اروم باشه. سفره غذا رو طبق معمول چیدم و حتی بعد از صرف نهار دست از کار کشیدم تا خونه ساکت باشه و همسرم بتونه استراحت کنه. همسرم بعد نهار مثل همیشه راحت گرفت خوابید و طبق معمول همیشه بدون اینکه به من تو کارهای خونه کمک کنه بعد از ظهر هم رفت باشگاه و اومد دوشش رو گرفت و مثل مهمون ها نشست منتظر بقیه شد.
    حتی برای جمع کردن ریخت و پاش های خودش من باید ازش بخوام وگرنه اونا هم به دوش من میفته. فقط خرید خونه رو انجام میده و همه کارهای خونه به عهده منه. من باید یکی یکی ازش بخوام که این کار رو بکن. وقتی هم که ازش میخوام کلی معطل میکنه بعد ثانیه اخر اون کاری رو که خواستم انجام میده و تا موقع من همش نگرانم که ایا انجام میده یا خودم بالاخره باید انجامش بدم.
    اگرچه هر وقت خانواده همسرم میان فشار زیادی روی من هست و حسابی خسته میشم با این حال این موضوع هم خیلی منو اذیت نمیکنه و همیشه سعی میکنم با مدیریت کارهامو طی روز تقسیم کنم.
    موضوعی که منو خیلی میرنجونه اینه که وقتی خانواده همسرم میان خونه ما همسرم با شوهر خواهرش میشینه پای بازی های کامپیوتری و اصلا حواسش به من نیست. حتی تو پذیرایی هم کمکم نمیکنه. حتی اگه بازی هم نکنن بازم به رو خودش نمیاره یک جای کار منو بگیره. همش من باید جلوشون خم و راست بشم و بیارم و ببرم و بشورم. اخه خانواده همسرم وقتی میان خونه ما دست به سیاه و سفید نمیزنن و طوری میان که من همه کارها رو کرده باشم. مثلا همین دیشب که خونه ما اومدن، ساعت 9 بود که رسیدن.
    دیشب خیلی از دست همسرم ناراحت شدم. حدود نیم ساعت بود که به همسرم میگفتم عزیزم میخوام شام بیارم لطفا بازی رو بذارید کنار. همسرم اصلا به روی خودش نیاورد. بعد از چند بار که گفتم، گفت تو سفره رو بنداز ما هم میایم. خانواده همسرم هر کدوم یک جوری سر خودشون رو گرم کردن و من دست تنها همه کارها رو کردم و حتی غذارو کشیدم و اوردم سر سفره همسرم هنوزم از جاش بلند نشده بود. بالاخره غذا هم سرد شد و حسابی از دهن افتاد که رضایت دادن و اومدن سر سفره.
    کارهای همسرم خیلی بچه گانس. شاید باور نکنید باید هر روز پای لب تابش حداقل 2-3ساعتی بازی های کامپیوتری بکنه وگرنه روزش شب نمیشه. احساس میکنم این بی تفاوتی هاش هر روز ما رو بیشتر از هم دور میکنه.
    باور کنید گاهی اوقات میشه طی یک روز شاید یک ساعت بیشتر با هم نیستم. اون پای کامپیوترشه یا با تبلتش یکسره ور میره و تو وایبر با دوستای اینترنتیش پیغام پسغام میکنه من هم سعی میکنم سر خودم رو با یک چیزی تو خونه گرم کنم که مزاحمش نباشم چون اگه غیر این باشه از من شاکی میشه.
    چطور به همسرم نشون بدم که این شیوه رفتارش درست نیست.
    لطفا راهنماییم کنید.
    متشکرم
    پاسخ با نقل و قول

  2. بی توجهی همسرم به نیازهای من  سپاس شده توسط rahe shab,نرگس

  3. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    سلام الهه خانم
    چند تا سوال داشتم لطفا جواب دهید.
    1)سن شما و همسرتان؟
    2) چند ساله ازدواج کردید؟
    3) هر کدوم شما در چه سنی با هم ازدواج کردید؟
    4) شغل شوهرتان چه نوع شغلی هست؟
    5) تفکرات خانواده شوهرتان چه است؟( در مورد زن در خانواده)
    6) رفتارش در مقابل با خانواده شما چه طور؟ در همین مواردی که خودتون گفتید؟
    7) وضعیت فرهنگی خانواده شوهرتان چگونه است؟
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  4. بی توجهی همسرم به نیازهای من  سپاس شده توسط m1392,rahe shab,نرگس

  5. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط piroo نمایش پست ها
    سلام الهه خانم
    چند تا سوال داشتم لطفا جواب دهید.
    1)سن شما و همسرتان؟
    2) چند ساله ازدواج کردید؟
    3) هر کدوم شما در چه سنی با هم ازدواج کردید؟
    4) شغل شوهرتان چه نوع شغلی هست؟
    5) تفکرات خانواده شوهرتان چه است؟( در مورد زن در خانواده)
    6) رفتارش در مقابل با خانواده شما چه طور؟ در همین مواردی که خودتون گفتید؟
    7) وضعیت فرهنگی خانواده شوهرتان چگونه است؟
    موفق و خوشبخت باشید.
    سلام
    من 29 سال و همسرم 28 سال داره.
    4 ساله که از زمان عقدمون میگذره و 1 سال هست که مستقل شدیم.
    زمان ازدواج بنده 25 ساله و همسرم 24 سالش بود. اون زمان هر دو دانشجوی کارشناسی ارشد بودیم و تو دانشگاه با هم اشنا شدیم. بنده ساکن شهر دیگه ای در نزدیکی شهر محل سکونت همسرم زندگی میکردم.
    همسرم در حال حاضر کارمند دارایی هست. البته حدود 6 ماهه که وارد این شغل شده. قبلا 2 تا شغل دیگه هم عوض کرد. انگار هیچ کاری راضیش نمیکنه. سر هر کاری که میره از یک چیزیش نق نق میکنه. البته در مورد کار فعلیش خداروشکر تا حدودی راضی هست.
    خانواده همسرم به زن بهایی نمیدن زیاد. تصمیم گیرنده تو اکثر کارها پدرشوهرمه و مادر شوهرم عملا نقش مهمی نداره. حق و حقوقی برای زن قائل نیستن. برای همینه که مادرهمسرم که اغلب به حرفش توجهی نمیشه با متلک و گوشه کنایه حرفاشو به پدرشوهرم میزنه و عکس العمل پدرشوهرم مسخره و پوزخند زدنه. تا حالا ندیدم پدرشوهرم تو مناسبتی برای همسرش چیزی بخره. تو این 4 سالی که ازدواج کردیم شاید باور نکنید همسرم برای مناسبت ها فقط یکی دو بار شده برام هدیه بخره. و اصلا این جور چیزا براشون اهمیتی نداره. با اینکه من همیشه براش هدیه خریدم. همین چند هفته پیش سالگرد ازدواجمون بود. همسرم حتی یک شاخه گل برام نخرید. فقط سر کار که بود یک اس ام اس تبریک فرستاد. همین. ولی من برای اینکه متوجهش کنم که باید سالگرد ازدواج به یاد هم باشیم و مهم هست تو خونه جشن گرفتم و کادوئی را که دوست داشت براش گرفتم. خوشحال شد ولی همون لحظه بود.
    در حضور خانواده من بعضی وقتا به من کمک میکنه. ولی اکثر اوقات همین رفتارها رو داره. اینطور متوجه شدم که جلو بقیه نسبت به من بی تفاوت میشه و انگار کسر شانشه بقیه ببینن به زنش کمک میکنه. در مورد بازی هم در حضور خانواده من هم بازی میکنه ولی کمتر ولی همیشه تبلتش باید کنارش باشه و همش با تبلتش ور میره. این اخلاقش خیلی منو اذیت میکنه. حتی تا قبل خواب هم باید مودم روشن باشه و با دوستاش چت کنه. قبلا چند بار به همسرم گفتم عزیزم کارهاتو طوری تنظیم کن که یک ساعت مخصوص مشغول کارهای کامپیوتریت باشی ولی بعدش فقط کنار من باشی و بذاریش کنار. اوایل یکم رعایت میکرد ولی الان دوباره همون وضع شده.
    خانواده همسرم از نظر فرهنگی خیلی سنتی هستن و یکم خرافاتی و بدبین هم هستن.مثلا مادر شوهرم هر کس که میاد خونشون زود میره اسفند دود کنه که کسی چششون نزنه. یا اگه کسی تو خونه مریضی چیزی بشه میگن تو چشم بوده مردم چشم زدن. مثلا پدرشوهرم ماشین خریده یود میگفتن زیاد با ماشین نریم تو دید مردم چشم میزنن. کلا خیلی ظاهربین و اهل چشم و هم چشمی هستن و به حرف مردم خیلی اهمیت میدن و کلا برای مردم و نشون دادن دارایی هاشون به فامیلشون زندگی میکنن.
    از نظر سطح فکر و اعتقادات با خانواده من خیلی متفاوتن. خانواده همسرم بزرگ شده روستان. کرد هم هستن. پدر و مادر من هر دو فرهنگی هستن و تا حدودی امروزی ترن. وقتی که من و همسرم با هم ازدواج کردیم سطح خونه زندگی و سبک پذیرایی و حتی حرف زدن خانواده هامون خیلی با هم فرق میکرد. وقتی ازدواج کردیم خانواده همسرم برای اینکه از خانواده ما پایین تر نباشن کل وسایل خونه زندگیشون رو عوض کردن. از یخچال اشپزخونه گرفته تا قالی های اتاق و تلویزیون و هر چیزی که فکرشو بکنید.
    پاسخ با نقل و قول

  6. بی توجهی همسرم به نیازهای من  سپاس شده توسط m1392,piroo,نرگس

  7. ارسال:4#
    piroo آواتار ها
    سلام مجدد الهه خانم
    با توضیحات کاملی که دادید رفتار شوهرتان بر گرفته از خانواده ای که در درونش بزرگ شده است می باشد و احتمالا خودش به طور کامل به این اعمال خانواده اش اعتقاد کامل نداره چون مثلا در مقابل خانواده شما حداقل یه کمک می کنه ولی در مقابل خانواده خودش چون می داند برخورد خانواده اش چگونه است این چنین کاری را انجام نمی دهد حالا راه کاری که من پیشنهاد می دهم تا بتونید شوهرتان را بیشتر در این موارد همراه کنید. سعی کنید با همسرتان با نرمش زنان و با آرامش کامل در زمانی که خودتان می دانید خیلی خوب هست باهاش حرف بزنید نه یه بار یا دوبار بلکه چند بار ولی به فواصل متناوب. سعی کنید در حرف های تان بهش القا کنید که می تونه با برنامه ریزی هم به کارهای کامپیوتری مثل چت و... و همه به شما و کارهای خونه برسه. این ها را تماما با سیاست زنانه بهش بگید. بهش بگید ما زن و شوهر هستیم و همون جور که قران گفته زن و شوهر تکمیل کننده هم هستند یعنی اینکه علاوه بر شرایط روحی در تمامی کارها زن و شوهر باید در کنار هم باشند و بگید که خدا گفت که کمک شوهر به زن هزاران هزار ثواب داره و از این جور حرف ها تا می توانید و هر شیوه ای که می دانید در این زمینه با او حرف بزنید. نزارید این رفتارش ادامه داشته باشد. گاهی براش ناز کنید ببینید بهتون کمک می کنه یا نه. مثلا در حال کار کردن خودتون به یه وسیله به سر گیجه یا هر چی که خودتون می دانید بزنید تا توجه اش را به خودتان جلب کنید تا بتوانید او را کم کم با خود در تمام زمینه ها همراه کنید. اگر باز هم سوالی هست من در خدمتتون هستم.
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  8. بی توجهی همسرم به نیازهای من  سپاس شده توسط m1392,نرگس,بانو

  9. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط piroo نمایش پست ها
    سلام مجدد الهه خانم
    با توضیحات کاملی که دادید رفتار شوهرتان بر گرفته از خانواده ای که در درونش بزرگ شده است می باشد و احتمالا خودش به طور کامل به این اعمال خانواده اش اعتقاد کامل نداره چون مثلا در مقابل خانواده شما حداقل یه کمک می کنه ولی در مقابل خانواده خودش چون می داند برخورد خانواده اش چگونه است این چنین کاری را انجام نمی دهد حالا راه کاری که من پیشنهاد می دهم تا بتونید شوهرتان را بیشتر در این موارد همراه کنید. سعی کنید با همسرتان با نرمش زنان و با آرامش کامل در زمانی که خودتان می دانید خیلی خوب هست باهاش حرف بزنید نه یه بار یا دوبار بلکه چند بار ولی به فواصل متناوب. سعی کنید در حرف های تان بهش القا کنید که می تونه با برنامه ریزی هم به کارهای کامپیوتری مثل چت و... و همه به شما و کارهای خونه برسه. این ها را تماما با سیاست زنانه بهش بگید. بهش بگید ما زن و شوهر هستیم و همون جور که قران گفته زن و شوهر تکمیل کننده هم هستند یعنی اینکه علاوه بر شرایط روحی در تمامی کارها زن و شوهر باید در کنار هم باشند و بگید که خدا گفت که کمک شوهر به زن هزاران هزار ثواب داره و از این جور حرف ها تا می توانید و هر شیوه ای که می دانید در این زمینه با او حرف بزنید. نزارید این رفتارش ادامه داشته باشد. گاهی براش ناز کنید ببینید بهتون کمک می کنه یا نه. مثلا در حال کار کردن خودتون به یه وسیله به سر گیجه یا هر چی که خودتون می دانید بزنید تا توجه اش را به خودتان جلب کنید تا بتوانید او را کم کم با خود در تمام زمینه ها همراه کنید. اگر باز هم سوالی هست من در خدمتتون هستم.
    موفق و خوشبخت باشید.
    با سلام
    خیلی متشکرم از راهنمایی های خوبتون.
    یک سری از پیشنهاداتتون رو مثل جلب توجه حین کار رو امتحان کردم و تا حدودی نتیجه گرفتم ولی این توجه همسرم به من محدود به همون زمان میشه و بعدا کلا شیوه همیشگیش رو ادامه میده. مساله دیگه ای که هست اینه که متاسفانه همسرم من اصلا اهل مسائل اعتقادی و نماز و روزه و این جور چیزا نیست. زمانی هم صحبتی در این زمینه ها پیش بیاد همسرم کلا همه چیزو میبره زیر سوال. من خیلی سعی کردم با حفظ ارامش هنگام نماز خوندن و تلاوت قران به همسرم ارامش بدم و بهش ثابت کنم که وقت گذاشتن برای این کارها چقدر خوب و ارزشمنده ولی متاسفانه همسرم به این سمت و سوها گرایشی نداره و میگه تو نماز بخون اروم باشی به من کاری نداشته باش.
    قبل ازدواج همسرم گه گاهی نماز میخوند و به من نشون میداد کهک اهل نمازه. من هم واقعا از این خوشحال بودم ولی الان وقتی ازش میخوام میگه اون موقع برای جذب تو این کار رو میکردم.
    لطفا در این مورد هم راهنماییم کنید. ممنون میشم.
    پاسخ با نقل و قول

  10. بی توجهی همسرم به نیازهای من  سپاس شده توسط m1392,piroo,نرگس

  11. ارسال:6#
    piroo آواتار ها
    با سلام مجدد
    در مورد بحث اعتقادی و نماز به نظر من می توان از شیوه های مختلفی استفاده کرد. حال چند شیوه که می توانید از آن استفاده کنید را به شما می گویم تا ببینید می تواند در او تاثیر مثبت بگذارد یا خیر.
    یکی از این شیوها این هست که به آرامی و به شکلی که او بر نگردد و حرف های خارج از اصولی بزند با او به آرامی حرف بزنید و برایش مثال های از قدرت خداوندی بزنید . از نمونه مثال ها که خیلی پیش و پا افتاده ولی در عین حال مهم است بحث نفس کشیدن ما انسان ها است بگو اگه موهای درون بینی نبود خاک های در فضا وارد بینی و نای شده و باعث تنگی نفس و نابودی می شود. و یا در مورد اینکه در فصل زمستان درختان بی جان و هیچ برگی ندارند و باآمدن بهار سرسبز می شوند و یا بحث همین عشق. بهش بگو اگه خداوند این عشق را در انسان ها ایجاد نمی کرد آیا الان من و تو در کنار هم بودیم و ...
    شیوه دیگر در مورد رحمت های خدواندی است و در مورد توبه و اینکه خدواند در توبه را باز گذاشته و با توبه تمام گناههان بخشیده و انسان می تواند دوبار زندگی خودشون آغاز کنند.
    بگو که خداوند به نماز و روزه ما نیاز نداره بلکه ما هستیم که به خداوند احتیاج داریم بگو اگه برای تو کسی کاری انجام بده یا نه پدر و مادرت که تو رو بزرگ کردن آیا همیشه ازش تشکر نمی کنی خب خداوند که ما را به وجود آورد و به همه ما نعمت زندگی داد و این همه نعمت به ما داده نباید تشکر کنیم با نماز خوندن حداقل تشکری هست که می توانیم از خدا کنیم. بازم اگه بیشتر راهنمایی احتیاج داشتید در خدمتم.
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  12. بی توجهی همسرم به نیازهای من  سپاس شده توسط m1392,محسن عزیزی,نرگس,بانو

  13. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط piroo نمایش پست ها
    با سلام مجدد
    در مورد بحث اعتقادی و نماز به نظر من می توان از شیوه های مختلفی استفاده کرد. حال چند شیوه که می توانید از آن استفاده کنید را به شما می گویم تا ببینید می تواند در او تاثیر مثبت بگذارد یا خیر.
    یکی از این شیوها این هست که به آرامی و به شکلی که او بر نگردد و حرف های خارج از اصولی بزند با او به آرامی حرف بزنید و برایش مثال های از قدرت خداوندی بزنید . از نمونه مثال ها که خیلی پیش و پا افتاده ولی در عین حال مهم است بحث نفس کشیدن ما انسان ها است بگو اگه موهای درون بینی نبود خاک های در فضا وارد بینی و نای شده و باعث تنگی نفس و نابودی می شود. و یا در مورد اینکه در فصل زمستان درختان بی جان و هیچ برگی ندارند و باآمدن بهار سرسبز می شوند و یا بحث همین عشق. بهش بگو اگه خداوند این عشق را در انسان ها ایجاد نمی کرد آیا الان من و تو در کنار هم بودیم و ...
    شیوه دیگر در مورد رحمت های خدواندی است و در مورد توبه و اینکه خدواند در توبه را باز گذاشته و با توبه تمام گناههان بخشیده و انسان می تواند دوبار زندگی خودشون آغاز کنند.
    بگو که خداوند به نماز و روزه ما نیاز نداره بلکه ما هستیم که به خداوند احتیاج داریم بگو اگه برای تو کسی کاری انجام بده یا نه پدر و مادرت که تو رو بزرگ کردن آیا همیشه ازش تشکر نمی کنی خب خداوند که ما را به وجود آورد و به همه ما نعمت زندگی داد و این همه نعمت به ما داده نباید تشکر کنیم با نماز خوندن حداقل تشکری هست که می توانیم از خدا کنیم. بازم اگه بیشتر راهنمایی احتیاج داشتید در خدمتم.
    موفق و خوشبخت باشید.
    از راهنمایی های خوبتون ممنونم.
    توکل به خدا
    همیشه از خدا خواستم خودش هدایتش کنه و من رو هم وسیله قرار بده.
    متشکرم
    پاسخ با نقل و قول

  14. بی توجهی همسرم به نیازهای من  سپاس شده توسط m1392,piroo,نرگس

  15. ارسال:8#
    جزیره آواتار ها
    سلام الهه خانم
    اول ازهمه خواندن کتاب چراغ دل همسرت راروشن کن رابه شماپیشنهادمیکنم
    ودوم اینکه شمابایدباهمسرتون درموردمسائلی که ناراحتتون میکنه صحبت کنید ودرصحبت کردن این مواردرارعایت کنید
    1زمان ومکان مناسب راانتخاب کنید
    2بالحن آرام منطقی وباصمیمیت ومحبت صحبت کنید
    3ازانتقادوگله کردن بپرهیزید
    5 شرایط شوهرتان رادرک کنید
    6عمیقابه حرفهایش گوش دهیدوتاییدکنید
    7 که خیلی مهم است به جای هرگونه انتقاد وگله کردن احساس خودرابیان کنید بطورمثال به جای اینکه بگویید تو به من توجه نمیکنی یا توهمه اش باکامپیوترت کارنمیکنی یا چراکمکم نمیکنی بگید
    من دوست دارم بیشتربه نیازها وخواسته هایم توجه کنی وازاین کارتولذت میبرم
    من به کامپیوترتوحسودیم میشه ودوست دارم بیشتربه من توجه کنی
    نمیدونی چقدراحساس غرورمیکنم وخوشحال میشم وقتی که توکارهاکمکم میکنی
    وامثال اینها
    محیط خانه راتاجایی که میتوانید جذاب وشادکنید بگذاریدهمسرتان درکنارشما احساس زیباتری از کارکردن باکامپیوترولب تابش داشته باشد
    درموردمسائل اعتقادی هم تامیتوانید اولا به همسرتان محبت خالصانه کنیدودوماسعی کنید بااوبحث نکنید وبیشتربارفتارخودمشوق اوباشید
    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  16. بی توجهی همسرم به نیازهای من  سپاس شده توسط m1392,م.حدادی,نرگس,بانو

  17. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط جزیره نمایش پست ها
    سلام الهه خانم
    اول ازهمه خواندن کتاب چراغ دل همسرت راروشن کن رابه شماپیشنهادمیکنم
    ودوم اینکه شمابایدباهمسرتون درموردمسائلی که ناراحتتون میکنه صحبت کنید ودرصحبت کردن این مواردرارعایت کنید
    1زمان ومکان مناسب راانتخاب کنید
    2بالحن آرام منطقی وباصمیمیت ومحبت صحبت کنید
    3ازانتقادوگله کردن بپرهیزید
    5 شرایط شوهرتان رادرک کنید
    6عمیقابه حرفهایش گوش دهیدوتاییدکنید
    7 که خیلی مهم است به جای هرگونه انتقاد وگله کردن احساس خودرابیان کنید بطورمثال به جای اینکه بگویید تو به من توجه نمیکنی یا توهمه اش باکامپیوترت کارنمیکنی یا چراکمکم نمیکنی بگید
    من دوست دارم بیشتربه نیازها وخواسته هایم توجه کنی وازاین کارتولذت میبرم
    من به کامپیوترتوحسودیم میشه ودوست دارم بیشتربه من توجه کنی
    نمیدونی چقدراحساس غرورمیکنم وخوشحال میشم وقتی که توکارهاکمکم میکنی
    وامثال اینها
    محیط خانه راتاجایی که میتوانید جذاب وشادکنید بگذاریدهمسرتان درکنارشما احساس زیباتری از کارکردن باکامپیوترولب تابش داشته باشد
    درموردمسائل اعتقادی هم تامیتوانید اولا به همسرتان محبت خالصانه کنیدودوماسعی کنید بااوبحث نکنید وبیشتربارفتارخودمشوق اوباشید
    موفق باشید
    با سلام
    جزیره عزیز از راهنمایی های خیلی خوبتون ممنون و متشکرم. حق با شماست. الان 4 ساله که ما ازدواج کردیم. از اول عقدمون تا الان خیلی مسائل بین ما پیش اومد که واقعا پریشان و مضطربم میکرد. خیلیشون رو تقریبا با همین راهکارهایی که شما فرمودید تا حدی تونستم تعدیل کنم. یک مقداری خودم کوتاه اومدم و یک مقدار هم همسرم. ولی تو بعضی مسائل مثل همین مساله اعتقادی واقعا عاجز شدم.
    میدونید مساله ای که هست همسرم اصلا حاضر نیست به عقاید بقیه توجه کنه، تا روش اثر بذاره. اعتقادات خودش رو خیلی قبول داره و معتقده که بقیه نمیفهمن. برای رفع خیلی مشکلاتمون اون اوایل من سعی میکردم کتاب های ارزشمند رو مطالعه کنم و همسرم رو هم تشوریق میکردم مطالعه کنه ولی همسرم حتی یک بار هم برای این جور کتاب ها وقت نمیذاره. برای همین فکر میکنم باید کتابی باشه که بتونه به من یاد به در مقابل هر برخورد همسرم چطور رفتار کنم تا همسرم هم مشتاق بشه به عقاید دیگه هم اهمیت بده و تنها خودش رو محق ندونه.
    حتما کتابی رو معرفی کردید میخونم. لطفا اگه منبع ارزشمند دیگه ای هم سراغ دارید معرفی کنید.
    متشکرم
    پاسخ با نقل و قول

  18. بی توجهی همسرم به نیازهای من  سپاس شده توسط m1392

  19. ارسال:10#
    جزیره آواتار ها
    سلام الهه جان
    خواهش میکنم .خوشحالم اگرتونسته باشم کمک کوچکی بهت کنم
    کتاب درباره روابط زنان ومردان وتفاوتهایشان زیاده ولی من کاملامتوجه نشدم که منظورشمادرخواست این نوع کتابهابودیاچیز دیگری
    درموردمسائل اعتقادی سعی نکنیداعتقادخودرابه همسرتان تلقین وتزریق کنیدچون این کاردراکثرمواردنتیجه عکس میگره بایدبطورغیرمستقیم روش تاثیربگذاریدواین هم به زمان طولانی وصبرجمیل شمانیازداره
    من توصیه میکنم بایه کارشناس مذهبی خوب هم صحبت کنیدتابهترکمکتون کنه
    این نکته هم بیان کنم که باتوجه به حرف خودتون که همسرتون کردهستند بدانیدکه مردان کردتاحدی به اصطلاح خودمحورهستند
    موفق وشادباشید
    پاسخ با نقل و قول

  20. بی توجهی همسرم به نیازهای من  سپاس شده توسط m1392

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •