تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




با استرسی که دارم نمیتونم ازدواج کنم! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Rosa
آخرین ارسال:Rosa
پاسخ ها 50

صفحه‌ها (5): صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

با استرسی که دارم نمیتونم ازدواج کنم!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    Rosa آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط PARSABARZEGAR نمایش پست ها
    خوب دوست عزیز حالا معایب این افکار خودتون را بنویسید
    تمرین دوم انجام بدین
    اون موقعیت را بازی کنید در خانه
    سلام

    معایب زیادی داره... بترتیب..

    نگرانی های دائمی/ استرس بیش از حد/ انزوا/ جدا افتادن از اجتماع/ ترس بی مورد/ پرخاشگری و عصبانیت/ لذت نبردن از زندگی/ عدم تمرکز / اثرات مخرب روی سیستم ایمنی بدن/ بهم خوردن رابطه های عاطفی میان اعضاء خونواده/ شک و تردید/ وسواس بیش از حد/ خود کم بینی/ نا امیدی و افسردگی/ افکار مخرب و پوچ/ از دست رفتن فرصت ها... =-(


    درباره تمرین دوم که میفرمایین یعنی عملی انجام بدم!؟ باشه انجام میدم ولی خب شرایط ساختگی خیلی با شرایط واقعی فرق داره ... چون در شرایط ساختگی اون طوری پیش میریم که برامون بهتر و راحت تره ... ولی در شرایط واقعی احتمالات غالب هستن و اتفاقات غیر منتظره هر لحظه امکان وقوع داره...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    چه راهکارهای برای برطرف کردن این معایب وجود داره و چکار باید کنی؟؟؟؟؟

    بله تمرین کنید
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    Rosa آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط PARSABARZEGAR نمایش پست ها
    سلام
    چه راهکارهای برای برطرف کردن این معایب وجود داره و چکار باید کنی؟؟؟؟؟

    بله تمرین کنید

    سلام آقای برزگر، امیدوارم حالتون خوب باشه.

    خب...!!

    باید بجنگم.. سعی کردم ولی نشده.. هر بار تو این موقعیت گیر کردم فوقش موفقیتم نسبی بوده.. هر بار برام تازس و انگار بار اولمه استرس میگیرم، مدیریت این شرایط سخته.
    مشکل از افکارمه... متأسفانه.

    ببینین فکر میکنم فکرم داغونه.. مثلا اگر ده روز سرفه بزنم و حواسم نباشه هیچی... ولی بمحض اینکه بهش فکر کنم که راستی چرا سرفه میزنم از اون لحظه هر کاری که بکنم ناخودآگاه سرفه و علت و ... این چیزا تو ذهنم میاد و فکرم درگیر میشه و خیلی وقتا حالم بدتر هم میشه.

    نمیدونم چرا نمیتونم بعضی تفکرات رو حذف کنم ... این شایدها ، وسواس ها و یاد آوری ها منو بیچاره کردن. کاش راهی برای حذف برخی خاطرات یا صحنه ها و تفکرات بود.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز باید بیرون و همان شرایط را تجربه کنید ببینید چه لزومی داره شما به این افکارتان بها بدهید؟؟؟

    با خودتان فکرت کنید چی به خودتان میگید؟؟ و آیا شرایط شما این افکار را تایید میکند؟؟؟
    بعد افکاری که بنظرتان باید حایگزین کنید با خود مرور کنید و با خود بگویید


    دوست عزیز افکار من بر رفتار من تاثیر میگگذارد و این رفتار من باعث بوجود آمدن احساساتی در من میشود
    این روند در شما باید شکسته شود


    افکاری که با خودتان زمزمه میکنید موجب احساسات شما میشود و این باعث اختلال در شما میشود
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  5. با استرسی که دارم نمیتونم ازدواج کنم!  سپاس شده توسط Rosa

  6. ارسال:15#
    Rosa آواتار ها
    سلام آقای برزگر..

    بیرون رفتم و فکر هم نکردم ... اما خود به خود استرس میگیرم! شرایطم نه ولی ریتم قلبم که تند تر میشه افکار ناخوشایندم با خودش میاره.

    آقای برزگر متاسفانه بدلیل شکست ها و اتفاقات تلخی که در زندگیم رخ داده من کم کم دچار این مشکلات شدم و واقعا فراموشی یا تغییر افکار کار سختیه برام... دلم میخواست فراموشی بگیرم..
    با امید زندگی میکنم ولی گاهی حس میکنم قرار نیست هیچ اتفاق خوبی بیفته... به خاطر همین غم ها دچار استرس و باتبع اون دچار بیماری های مختلف شدم..

    هیچ کسی جای دیگری نیست که مشکلاتش رو بدونه...
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:16#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز این افکار ما هست که به دنبال خودش رفتار و سپس احساس ما را میاره.

    فکر نمیکنم کسی باشه که بدون دلیل دچار تپش قلب بشه

    مطمئنا شما یه سری نشخوارهای فکری و افکار غیر منطقی با خودتون زمزمه میکنید که در پی اون دچار تپش قلب و... میشید

    من یه کتاب بهتون معرفی میکنم حتما این کتاب بخونید
    کتاب وقتی اضطراب حمله میکند : دیوید برنز

    جایگزین برای افکار منفی شما هست و اون افکار مثبتی هست که باید به خودتان بگویید
    اتفاقات خوب زندگی خودتان مرور کنید و با خود بگویید
    اون تمرین که گفتم انجام دادین؟؟؟
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  8. با استرسی که دارم نمیتونم ازدواج کنم!  سپاس شده توسط alonegirl,ترنّم

  9. ارسال:17#
    Rosa آواتار ها
    سلام آقای برزگر حتما این کتاب رو تهیه میکنم ، ممنون.... آره یکسری افکار غیر منطقی دارم. اتفاقات خوب رو هم که گفتین جالبه سعی میکنم روی یه برگه بنویسم و یادآوری کنم. فقط.. آقای برزگر درباره تمرین دوم فرصت بدین پرسشامو مرتب کنم. بعدش من یه سؤال دارم .. غیر از طرح سؤال خب بقیه موارد رو چجوری پیش برم ... میشه بگین مثلا این تمرینو دقیقا باید چطوری انجام بدم .. چون من دفعه قبل ذهنی پیش رفتم. عملی ! مثلا چطور؟!
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:18#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    موقعیت اون لحظه را برای خودتان صحنه سازی کنید و با تصویر سازی ذهنی.
    در اون موقعیت ایفای نقش کنید و بعد از اون تمام افکار منفی که ذهن شما میاد و با خودتان نشخوار میکنید یادداشت کنید

    افکار ما منجر به احساس ما و سپس منجر به رفتار ما میشود
    شما
    افکار مخرب و پوچ دارید و با خودتان این افکار را زمزمه میکنید. منجر به : استرس بیش از حد و نگرانی شما میشود و این نگرانی شما منجر به: عدم حضور در جامعه میشود

    پایه همه این اتفاقات افکار شما، پس نیاز به تغییر این افکار هست. عوامل تایید کننده و تکذیب کننده این افکار خود مشخص کنید
    معایب و مزایا این افکار مشخص کنید
    در اون موقعیت که این افکار به سراغ شما میاد به گذشته فکر میکنید یا دارید تصویر سازی ذهنی میکنید؟؟
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:19#
    Rosa آواتار ها
    سلام جناب برزگر،امیدوارم حالتون خوب باشه و ایام بکام. ممنون از مشاوره شما

    اجازه بدین قبل از هر چیزی من یه مطلبی رو بیان کنم.

    با حرفتون که گفتین افکار ما منجر به احساس ما و سپس رفتار ما می شود... موافقم . اما همه ی ماجرا این نیست.

    شما خیلی زود سر اصل مطلب رفتین...

    فرض میکنیم شخصی پرخوری داره و مواد قندی و چربی زیاد استفاده میکنه، وقتی برای این مشکلش پیش پزشک میره دکتر از تمام جنبه ها بررسیش میکنه ... ممکنه پرخوری عصبی باشه، ممکنه یه نقصی در دستگاه گوارش باشه، ممکنه یه عادت مخرب باشه و غیره...

    من به تالار اومدم تا استرسم رو ریشه ای درمان کنم ... وگرنه خب در نگاه اول واضح هست که افکار ما ، منجر به احساس و سپس رفتارمون میشن.

    روز ابتدا آقای پیرو بین پرسششون سؤالی مبنی بر اینکه آیا در کودکی و زندگی کسی فشار روحی بهت تحمیل کرده داشتن و متأسفانه دیگه نیومدن! و پیگیری نکردن.
    این استرس من ریشه در قسمت های دیگه زندگیم داره .. خودم به اختصار مثال زدم اما خب نمیشد تمام اتفاقات رو دسته بندی کنم و دوست داشتم کسی راجع بهشون سؤال کنه و من رو از یکسری افکار خلاص کنه تا برسم به جایی که خودم حس کنم استرسم زاییده فلان تفکرم با فلان فشار روحی بود.

    مادامی که فشار روحی و روانی بر افراد تحمیل بشه یا وجود داشته باشه محال ممکن هست که بشه اتفاقای افتاده رو پیگیر بود و راهی برای برون رفت پیدا کرد.
    حالا آقایون و خانومای روانشناس بهتر و بیشتر از من آگاهی دارند اما یکسری مشکلات و دغدغه ها و مسائل روانی هستن که ریشه بیشتر اتفاقات و مشکلات این روزهان.

    علاوه بر این مسائل که خدمت عالی بعرض رسوندم ... مسئله دیگر توجه و دلگرمی برای مراجعینه، که با توجه به اینکه سایت مختص مطالب روانشناسی و پرسش و پاسخ و مشاوره هست باید مد نظر قرار بگیره.

    خب حین پرسش و پاسخ ها ضمن اینکه شما و دوستان خیلی لطف داشتید و مراتب تشکرم رو بعرض میرسونم اما بیشتر احساس این رو داشتم که جو سرد و خشکی بر فضای مشاوره حاکم هست که فقط می خوایم چند سؤال بپرسیم و قدری صحبت و دیگر هیچ!

    حداقل برای من اینطوره که وقتی فشار روحی دارم و وارد جایی میشم که قراره بهم کمک فکری بهشه قدری لطیف تر و ادیبانه تر شروع به مشاوره کنیم.

    مثلا با یک سلام و احوال پرسی گرم، شاید هم گاهی مهمان به یک جمله امیدورار کننده...

    طرز بیان و جاری شدن افکار ما در نوشته هامون بسیار مهمه و از هم مهمتر اینکه محل بیان های ما هم سایت روانشناسی باشه...
    مثل داستانی که براتون بیان میکنم..


    پادشاهی خواب بدی دید و از خواب گزاران در خواست تعبیر کرد

    هر معبری که می آمد جواب خواب را مرگ پاشاه و خانواده اش عنوان میکرد و به تیغ جلادان سپرده می شد
    تا اینکه معبری خوش بیان آمد و گفت پادشاه بسلامت باشند و عمرشان دراز...و خانواده اش به شادی.. تعبیر خواب شما خوب نیست و ممکن آسیبی نسیبتان شود و پادشاه برای لحن آرام و بدور از تشویشش وی او را عزیز شمرد و کیسه ای سکه طلا بخشید.


    خب فکر میکنم بخشی از حرف هام رو زدم و امیدوارم که تا زمان حل استرس و بعضا مشکلات روحی و دغدغه هام منو یاری کنین تا انشالله حل بشه. سپاس
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:20#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز حرفای شما کاملا قبول دارم.
    ما در مشاوره ابتدا به ارزیابی افراد میپردازیم با مصاحبه تشخیصی که شامل شرح حال و معاینه است که این شرح حال شما سابقه روانپزشکی و پزشکی و روابط اجتماعی و زندگی اجتماعی و.. میشود و معاینه : بررسی خلق و خوی فرد و... که با مشاهده حالات چهره فرد امکان پذیر میباشد
    مشاوره در سایت ( مشاوره اینترنتی) معایبی دارد که باید فرد مراجعه کننده مد نظر داشته باشد. گرمی پذیرش و همدلی کردن در این نوع مشاوره به حداقل خود کاهش پیدا میکند.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  13. با استرسی که دارم نمیتونم ازدواج کنم!  سپاس شده توسط **شادی**

صفحه‌ها (5): صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •