تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




کدوم یکی رو انتخاب کنم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:jj_fokoli
آخرین ارسال:حسینی
پاسخ ها 39

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کدوم یکی رو انتخاب کنم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    jj_fokoli آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسینی نمایش پست ها
    با سلام
    تصمیم گیری ازدواج برای آقا پسرها، گزینه های زیادیتری رو پیش پاشون میذاره. آقا پسرها باید انتخاب کنند و دختر خانم ها باید انتخاب بشند.
    توجه داشته باشید که شما ابتدا باید انتخاب خودتون رو بکنید و این نیمی از راهه و در ادامه باید انتخابهاتون، جواب آخر رو به شما بدهند. در انتخابتون با این وصفی که فرمودید باید ملاکهاتون رو در نظر بگیرید و با توجه به اون، بهترین گزینه رو انتخاب کنید و در قدم اول روی اون مورد، پا پیش بذارید. اما در ادامه باید بگم تااینجا شما چندین کار رو بدون در نظر گرفت عواقب اون، انجام دادید:
    1- دلبستن به دختری با قصد ازدواج، در زمان نامناسب( شش سال پیش که شرایط تصمیم گیری برای هر دوی شما مناسب نبوده)
    2- ادامه رابطه بدون مسلم شدن وعده ها( هیچ شرایط و تعهدی برای رابطه شما در این شش سال وجود نداشته مانند نامزدی)
    3- دلبستن به دختر خانم جدید به قصد ازدواج با وجود ناتمام موندن رابطه قبلی
    4- مطلع کردن دختر خانم جدید از رابطه قبلی ( با توجه به این اصل که گذشته ی شما مربوط به خودتونه و در صورت ازدواج با ایشون، ممکنه عواقب بدی مانند سوء ظن، گریبانگیر ادامه زندگی با این دختر خانم بشه)
    5- نامشخص بودن ملاک های شما برای ساختن زندگی جدید ( شرایط خانواده های دو طرف خیلی مهمه ولی اینها ملاک های طرف مقابله نه ملاک های شما)
    حالا با این اوصاف به سئوالات زیر پاسخ بدد:
    1-لطفا نظرتون رو درباره مواردی که بیان کردم بگید؟
    2-ملاک های اصلی شما برای ازدواج چیه؟
    3- چگونه با شرایط خانواده دخترهای مورد علاقتونف آشنا شدید؟ آیا به خواستگاری هم رفتید؟
    4- آیا فردی از خانواده ها از رابطه شما مطلع هست؟ نظر اونها چیه؟
    اول از همه باید بگم که من نمیدونم باید چکار کنم یا اصلا چیکار دارم میکنم. من کلا آدمی هستم که زیاد دور و ور خودم رو شلوغ نمیکنم. حتی توی زندگیم 1 رفیق بیشتر ندارم. الانم نمیدونم چی شدم که اینجوری شدم. البته در قدیم با خانم های خیلی زیادی رابطه البته بیشتر در حد تلفن داشتم.
    دوم اینکه واقعا سر در گم شدم با این حرفاتون. بنده میخواستم از تنهایی در بیام. ولی انگار این راهش نیست.
    به صورت تلفنی با مادر و برادرشون صحبت کردم که اصلا جالب نبود.
    از من کسی دقیقا مطلع نیست. ولی اون دختر الان همه خونوادش میدونن و اصلا موافق نیستند. در واقع فکر میکنند الان اون دختر دیگه با من رابطه ای نداره. اون دختر به آینده امید داره هنوز.
    پاسخ با نقل و قول

  2. کدوم یکی رو انتخاب کنم؟  سپاس شده توسط شبنم

  3. ارسال:12#
    jj_fokoli آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    و آیا مطمئن هستید که از متاهل بودن هم روزی خسته نمی شید؟
    اینکه باید تا آخر عمرتون با کسی زندگی کنید و بهش وفادار باشید و نسبت بهش متعهد؟
    خسته شدن از مجردی دلیل جالبی نیست.
    نکته هایی که مشاور عزیز جناب حسینی گفتند بسیار مفید هست.
    منتظر جواب شما به پست ایشون هستم
    خدمت شما هم عرض کنم که من اگه کسی خودش رو بهم ثابت کنه و به من بدی نکنه خیچ وقت همه جوره کنارشم. ولی اگه کسی باهام لجبازی کنه و کاری از دستم بر بیاد منم لجبازی میکنم باهاش. که عمدتا به ضررم تموم میشه و انجام نمیدم.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:13#
    n.h آواتار ها
    سلام دوست عزیز.
    اینکه شما تا الان یه سری اشتباهاتو که مشاوران گرامی اشاره کردن ،انجام دادین درست.فکر کردن بهش مشکلی رو حل نمیکنه فقط نباید ادامه پیدا کنه.
    الان شما باید بدونید ملاکهاتون برای ازدواج چیه ملاکهایی که واقعا منطقی باشه چون صرف رها شدن از تنهایی دلیل منطقی ای برای ازدواج نیست و خیلی از افراد با وجود متاهل بودن بازم احساس تنهایی میکنن.
    باید ببینید تعریف شما از ازدواج چیه چون ازدواج یک رابطه ی قویه دو طرفه اس که نیاز به پذیرش تعهد داره مثل روابط دیگه اتون نیست که بشه به راحتی ازش شونه خالی کرد ازدواج کردن فقط پر کرن تنهایی نیست مسائل اخلاقی،تفاوت سلیقه،مسائل خانوادگی و... غم و شادی رو با هم داره.
    اگه از خونوادتون کسی اطلاع نداره بهتره اونارو در جریان بذارید و با در نظر گرفتن میزان سنخیتی که از نظر خانوادگی،فرهنگی،اقتصادی باهم دارید همسرتونو انتخاب کنید.
    روزی دانشجویی به استادش گفت:من تا وقتی که خدا را نبینم او را نمی پرستم.
    استاد رفت و ته کلاس ایستادو در حالیکه پشت دانشجو به او بود پرسیدکه،آیا من را می بینی؟او گفت:استاد!وقتی که پشتم به شما باشد نمی بینم.
    استاد گفت:تا وقتی که به خدا پشت کنی او را نخواهی دید.
    پاسخ با نقل و قول

  5. کدوم یکی رو انتخاب کنم؟  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,jj_fokoli,m1392

  6. ارسال:14#
    jj_fokoli آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط n.h نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز.
    اینکه شما تا الان یه سری اشتباهاتو که مشاوران گرامی اشاره کردن ،انجام دادین درست.فکر کردن بهش مشکلی رو حل نمیکنه فقط نباید ادامه پیدا کنه.
    الان شما باید بدونید ملاکهاتون برای ازدواج چیه ملاکهایی که واقعا منطقی باشه چون صرف رها شدن از تنهایی دلیل منطقی ای برای ازدواج نیست و خیلی از افراد با وجود متاهل بودن بازم احساس تنهایی میکنن.
    باید ببینید تعریف شما از ازدواج چیه چون ازدواج یک رابطه ی قویه دو طرفه اس که نیاز به پذیرش تعهد داره مثل روابط دیگه اتون نیست که بشه به راحتی ازش شونه خالی کرد ازدواج کردن فقط پر کرن تنهایی نیست مسائل اخلاقی،تفاوت سلیقه،مسائل خانوادگی و... غم و شادی رو با هم داره.
    اگه از خونوادتون کسی اطلاع نداره بهتره اونارو در جریان بذارید و با در نظر گرفتن میزان سنخیتی که از نظر خانوادگی،فرهنگی،اقتصادی باهم دارید همسرتونو انتخاب کنید.
    اگه بخوایم اونجوری از لحاظ سطح خانواده و مالی و فرهنگی در نظر بگیریم که دختری که 6 ساله باهاشم باباش بساز بفروش داره و فرهنگین پدر و مادرش. ولی این دختری که تازه باهاش آشنا شدم دقیقا در حد خودمونن. واقعا نمیدونم ملاکم واسه ازدواج چیه. من کلا آدم زیاد گرم مزاجی هم نیستم که بخوام بگم به خاطر مشکل جنسی یا چیزیه. نمیدونم. دلم همش بهونه میگیره. از روزی که اون خانم اولی با پدرشون صحبت کردن و باباشون گفت نه و خودشون پا فشاری نکردن و حتی بعدشم میخواستن از من جدا بشن و با التماس باهام موند اینجوریم. ناگفته نماند. ایشون احساساتشون نسبت به من بعد اون موضوع بیشتر شده. ولی من همش دارم سرد میشم.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:15#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدید
    همون جورکه دوستان راهکارهای مناسبی ارائه کردن خدمتتون دراضافه بایدبگم که در2رابطه بودن هم خودتون روپریشان احوال میکنه هم این که دچارسردرگمی میشید
    سعی کنیدویژگی های هرکدوم روبرای خودتون تفکیک کنیدوبنویسید
    معیارهای ازدواج میشه ازنظرمالی اقتصادی تحصیلی ورفتاری ببینیدکه کدومشون ملاک شماهستن
    هم کفوبودن توی مسئله ازدواج یه مقوله مهم به شمارمیاد
    حالاکه دیگه این اتفاق افتاده ودر2رابطه وجودداریدتصمیمی که عاقلانه ترهست روبگیریدتاهم خودتون ازبلاتکلیفی دربیایدهم اون دونفر
    میتونه همسرتون کسی باشه که نواقص شماروبپوشونه یعنی مکمل باشیدومیتونیدیکی شبیه خودتون باشه دقیقامثل یه مبحث توی زیست که مبحث همسان پسندانه وناهمسان پسندانه هست
    پس ملاکاتون رومشخص کنید
    به نظرخودتون دلیل سردشدنتون چی میتونه باشه؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  8. کدوم یکی رو انتخاب کنم؟  سپاس شده توسط anahid,jj_fokoli,m1392,n.h

  9. ارسال:16#
    با سلام
    با تشکر از پاسخ تمام دوستان!
    اما اینکه مواردی رو برای تأمل برشمردم بخاطر اینه که بتونیم دقیقا موقعیت شما رو روشن کنیم و در ضمن نظر شما رو هم جویا بشیم و این یکی از فنون مشاوره است.
    ظاهر امر اینه که در مورد سوزه دوم، هیچ امر جدی و به اصطلاح خواستگاری صورت نگرفته و در مورد سوژه اول هم ظاهرا تصممیم خودتون رو گرفتید. اینکه نسبت به ایشون احساس خاصی ندارید و ابراز علاقه ایشون به شما باعث تردید شما شده. آیا این امر صحت داره؟
    اما در مورد سوزه دوم بهتره پله های قبلی رو طی نکنید و قبل از ایجاد وابستگی هر یک از طرفین، ملاک هاتون رو مرور کنید و از تجربیات دوستانتون برای طی مسیر، کمک بگیرید.
    قبل از چنین تصمیم مهمی، ابتدا شرایط خودتون رو برای ازدواج، مرور کنید و میزان خواسته های خودتون رو از ازدواج به صورت منطقی در نظر بگیرید.
    دوست عزیز! این مرحله دقیقا منطبق با شرایط قبول مسئولیت زندگی و تصمیم برای تشکیل زندگی مشترک می باشد.
    نکته قابل تأمل: قبل از پای گذاشتن در مسیر ناشناخته، ابتدا مسیر را روشن کنیم.
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  10. کدوم یکی رو انتخاب کنم؟  سپاس شده توسط anahid,jj_fokoli,m1392,n.h,محسن عزیزی

  11. ارسال:17#
    rahe shab آواتار ها
    سلام دوست عزیز

    با عرض پوزش از دیگر همکاران

    شما یک بیماری رو تصور کنید که برای یک بیماری جزئی به پزشک مراجعه میکنه ، پزشک برای درمان قطعی یک عمل جراحی رو در نظر میگیره(سطحی یا عمیق) چیزی که من میخوام ازش نتیجه بگیرم این هست که عمل جراحی در ابتدا درد رو برای بیمار خیلی بیشتر میکنه و بعد از اون رفته رفته به سمت درمان کامل حرکت میکنه.

    شما هم دقیقا در همین مرحله هستین ، یک جوان سرشار از خلأ عاطفی و نیازمند به محبت. نمیدونم چقدر به مذهب عقیده دارید و حرام و حلال براتون مهم هست! اما ادامه پیدا کردن این رابطه های حرام آرامش و قدرت تصمیم گیری رو (همونطور که الان مشاهده میکنید) ازشما سلب خواهد کرد. پس در ابتدا برای رسیدن به آرامش و درست تصمیم گرفتن که در امتداد زندگی احساساتی رو که طلب میکنید براتون به همراه داشته باشه ، باید از این روابط از نظر احساسی کاملا جدا بشید. و این همون فشاری هست که بعد از عمل جراحی به شما وارد خواهد شد.

    قبل از شما یک نفر دقیقا مانند شما با دوخانم ارتباط برقرار کرده بود و سطح وابستگی به حدی رسید که هر کدوم از خانم ها به هیچ عنوان توان جدایی از اون آقا رو نداشتن و حتی تهدید به خود کشی کرده بودن. لذا پیشنهاد میکنم قبل از این که شرایط تا این حد سخت بشه و تصمیم گیری رو برای شما با چالش های اساسی مواجه کنه ، هر دوی این روابط و مشکلات همراهش رو در نطفه خفه کنید.

    برای ازدواج با هر شخصی که در ذهن دارید ، با وجود رابطه یا بدون رابطه ، به سادگی میشه تصمیم گرفت ، اما وجود وابستگی احساسی نه تنها برای شما تصمیم گیری نادرست و از روی معیار های غلط رو به همراه خواهد داشت ، بلکه به علت وابستگی شما به شخص دیگر زندگیتون رو با فشار های عصبی و تفکراتی از قبیل درست انتخاب کردم یا نه ، رو براتون به همراه داره.

    لذا تنها قدمی که باید بردارید این هست که هر دوی روابط رو کاملا قطع کنید. بعد از اون دست مشاور ها برای راهنمایی کردن شما که چگونه به یک ازدواج صحیح تن بدید که تمام معیار ها رو داشته باشه ، باز تر خواهد شد و قطعا زندگی موفق تری خواهید داشت.
    پاسخ با نقل و قول

  12. کدوم یکی رو انتخاب کنم؟  سپاس شده توسط anahid,jj_fokoli,m1392,محسن عزیزی,کوثر حبیبی

  13. ارسال:18#
    jj_fokoli آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    به نظرخودتون دلیل سردشدنتون چی میتونه باشه؟
    اینی که همون وقتی که میتونست باباشو راضی کنه چرا نکرد؟ و این که بعد از اون چرا تصمیم به جدایی گرفت. و بیشتر از همه از این میترسم که دوباره سر یه جریانی باز بخواد باهام همچین رفتاری رو بکنه.
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:19#
    jj_fokoli آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسینی نمایش پست ها
    با سلام
    ظاهر امر اینه که در مورد سوزه دوم، هیچ امر جدی و به اصطلاح خواستگاری صورت نگرفته و در مورد سوژه اول هم ظاهرا تصممیم خودتون رو گرفتید. اینکه نسبت به ایشون احساس خاصی ندارید و ابراز علاقه ایشون به شما باعث تردید شما شده. آیا این امر صحت داره؟
    بله من سر در گن شدم و کمی هم میترسم از مورد اول.
    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:20#
    jj_fokoli آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسینی نمایش پست ها
    ظاهر امر اینه که در مورد سوزه دوم، هیچ امر جدی و به اصطلاح خواستگاری صورت نگرفته و در مورد سوژه اول هم ظاهرا تصممیم خودتون رو گرفتید. اینکه نسبت به ایشون احساس خاصی ندارید و ابراز علاقه ایشون به شما باعث تردید شما شده. آیا این امر صحت داره؟
    بله. در مورد اول من کمی میترسم و سر در گم شدم با اون رفتاری که نشون داد.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •