تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شوهرم اندام من رو دوست نداره، و من هم دوستش ندارم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:نيلو
آخرین ارسال:نيلو
پاسخ ها 15

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

شوهرم اندام من رو دوست نداره، و من هم دوستش ندارم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    **شادی** آواتار ها
    سلام نیلوی عزیز.
    بهمیاری خوش اومدین...

    اینکه خودتون رو زیبا , جذاب وخوش اندام توصیف میکنین نشون میده تحت تاثیر تلقینهای منفی همسرتون دچار کاهش اعتماد بنفس نشدین و این برگ برنده ی خیلی خوبی برای شماست...

    شاید اگه از اول زندگیتون رابطه ای صمیمانه و عاشقانه بصورت دوطرفه بینتون حاکم بود و بعد از گذشت مدتی همسرتون این رفتارها رو نشون میداد میشد اسمش رو گذاشت سردی/دلزدگی زناشویی یعنی چیزی که تو خیلی از زندگیها پیش میاد و علل مختلفی مثل علت های فیزیولوژیکی , روانی یا... باعثش هستن و البته با کمی صرف زمان وحوصله قابل درمان...

    اما وضعیت حاکم بر زندگی شما از این دست دلزدگی های زناشویی نیست بلکه از همون ابتدای زندگی همسرتون صراحتا نظر منفیش رو نسبت به شما اعلام کرده و ادامه زندگیتون تا الان مدیون اصرارها و پافشاری های شماست...

    اول: این وضعیت موجود رو بعنوان پیامدهای تصمیم خودتون بپذیرین شما تو این زندگی به هیچ وجه قربانی نیستین بلکه کاملا با اراده و خواست قلبی خودتون و همچنین آگاهی از میزان عشق همسرتون وارد شدین و ادامه دادین ,پس اجازه ندین احساس بازنده بودن و قربانی شدن بهتون دست بده...

    دوم : سعی کنین باورهاتون از زندگی خوشبخت رو اصلاح کنین...
    زندگی خوشبخت فقط با عشق اونهم از نوع یک طرفه شکل نمیگیره برای بوجود اومدن یه زندگی عاشقانه و خوشبخت عشق , احترام , اعتماد و خیلی فاکتورهای دیگه باید بین زوجین ردو بدل بشه یعنی فرستاده بشه و دریافت بشه صرف اینکه شما یه عشق آتشین نسبت به همسرتون احساس میکردین اصلا برای شروع این زندگی کافی نبود...

    نقل قول نوشته اصلی توسط نيلو نمایش پست ها
    احساس ميكنم داره بم عادت ميكنه
    عادت کردن بدترین نوع رابطه بین همسران هست و اگه چاره ای برای درمانش اندیشیده نشه در طولانی مدت منجر به طلاق عاطفی بینشون میشه پس مواظب باشین با این تعبیر که داریم بهم عادت میکنیم یا به این وضع عادت میکنیم یا... وخامت مشکلات موجود رو انکار نکنین فرض کنین دچار بیماری جسمی هستین اگه به دردهای جسمانیتون عادت کنین و پیگیر درمانش نباشین نتیجه فاجعه ست نه؟ عادت کردن همسرتون به این سبک زندگی هم در نهایت همچین نتیجه ای در پی داره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط نيلو نمایش پست ها
    از حدود ٧ ماه پيش تا حالا رفتار هاي زشت همسرم كمتر شده ولي علاقه من هم به ايشون كمتر شده
    کم شدن علاقه شما با این اوضاع طبیعیه چون در مقابل نثار عشق و محبت پاسخ درخوری دریافت نکردین...
    دلیل کم شدن رفتارهای ناراحت کننده ی همسرتون تو این 7ماه چی میتونه باشه؟
    رفتارهاش کم شده اما آیا با رفتارهای بهتر جایگزین هم شده؟
    ویرایش توسط **شادی** : 2014_06_29 در ساعت 00:08
    پاسخ با نقل و قول

  2. شوهرم اندام من رو دوست نداره، و من هم دوستش ندارم  سپاس شده توسط m1392,کوثر حبیبی,شبنم

  3. ارسال:12#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز این روند با انکارهای که شوهرتان دارد ادامه دارد اما اینکه بچه دار بشید یا نه، با توجه به موردی که اشاره کردم بنظر خودتان آیا زمان مناسبی هست برای بچه دار شدن؟؟؟؟
    شما دو نفر با هم در تعارض هستید، نظرتان فرزند شما را نجات میدهد یا توهم به این جمع اضافه خواهد شد
    من سوالتان را متوجه نشدم. دوباره بپرسید

    اما در این مورد که همسرتان در مورد زنان دیگر اطهار نظر میکنند این روند در ایشان ادامه خواهد داشت چرا که ایشان به این موارد عادت کرده اند و شما را با دیگران مقایسه خواهند کرد
    باز هم میگوییم به یک مشاور خانواده مراجعه کنید
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  4. شوهرم اندام من رو دوست نداره، و من هم دوستش ندارم  سپاس شده توسط m1392,کوثر حبیبی

  5. ارسال:13#
    سلام به دوستان، ممنون از وقتي كه برام گذاشتين، احاديثي كه فرستادين بسيار آرامش بخش و اميد بخش بودن، لازم هست به چند راهكار پاسخ بدم، من اينجا إمكان مشاوره رفتن ندارم چون فرهنگ مشاورين اينجا با ما خيلي فرق ميكنه، و همسرم هم راضي نميشه كه اينجا مشاور بريم، در گذشته در ايران به دنبال شرايطي كه همسرم گفت نميخواد با من زندگي كنه من پيش يك مشاور بسيار با تجربه كه استاد دانشگاه هم بودن رفتم، اون زمان همسرم ايران نبود و با ايشون مشاور تلفني صحبت كرد، و به من مشاور گفت كه طلاق بهترين راه، و اينكه همسرم هنوز نميدونه برا چي ازدواج كرده، پذيرش اين مسئله براي من ممكن نبود، در نتيجه با إصرارها و التماس هاي من ، من برگشتم به زندگيم. شادي جان از گفته شما ممنونم كه گفتين احساس قرباني بودن نكنم، بله درسته اين پيامدهاي تصميم خودم هست، اما در مورده عشق يك طرفه از آغاز ازدواجمون من بايد يك توضيح خدمتتون بدم شايد بيشتر بتونين بم كمك كنيد، ما از طريق سنتي و خواستگاري با هم آشنا شديم، من خواستگاران زيادي داشتم و در واقع إبراز علاقه ها و صداقت بيش از حد همسرم من را به أيشان علاقمند كردم و با هم ازدواج كرديم، بعد از ازدواج در ٤ سالي كه أر هم دور بوديم( به دلايل درسي) ايشون عاشقانه من رو دوست داشت و حمايت ميكرد( هر ٣ يا ٤ماه هم رو ميديدم و روزي ٦ يا ٧ بار با هم تلفني يا اسكايپ حرف ميزديم) با اينكه از هم دور بوديم و هر لحظه از حال هم با خبر بوديم، همسرم خيلي به نظرات من وابسته بود و هر كاري رو با مشورت من إنجام ميداد، تنها چيزي كه بود اون زمان هم به من ميگفت اگه ورزش كني خيلي خوبه، اما هرگز مقاييسه مستقيم يا إبراز نظر مستقيم راجع به زنهاي ديگه إنجام نميداد، منم تا جايي كه وقت ميكردم ورزش ميكردم، اعتماد بي اندازه اي بش داشتم كه با هم خوشبخت ميشيم و عاشق منه. مشگل ما دقيقا از زماني شروع شد كه بعد از ٤ سال من نزد شوهرم به اروپا رفتم تا زندگي مشتركمون رو آغاز كنيم، قبلش بارها براي مسافرت پيشش رفته بودم، اما اين بار حرف از يك عمر زندگي بود، از روز اول ورودم بم گفت كه من رو واقعا دوست نداشته و همكلاسيش كه ديگه به كشور خودش برگشته بود دوست داشته، دعواي سختي كرديم خواستم برگردم ايران با التماس و خواهش نذاشت، و گفت ميخواسته صادق باشه، بعد از اون هم مرتب به بدزباني، ناميدن من با أسامي گوسفند، خر، قورباغه، كم عقل و دگر فحش ها آدامه داد... توهين به خودم و خانوادم، مقاييسه من با ديگر زنان، تعريف و تمجيد از زيبايي هاي زنان ديگه آدامه داد... اين كاراش منجز به جر و بحث بين ما ميشد كه در نهايت خودش پشيمون ميشد و عذر خواهي ميكرد... ولي باز دقيقا همون كارا رو إنجام ميداد، ما هرروز با هم دعوا داشتيم، تا اينكه بم گفت خسته اي برو ايران منم يك هفته بعد از تو ميام اما چون كار دارم نميتونم بات بيام كه زياد بمونيم، من اومدم ايران ، بعد از ٣ روز گفت من فكرام رو كردم تو رو دوست ندارم، از اندامت خوشم نمياد تو ميتوني با كس ديگه اي خوشبخت باشي، و منم نميخوام خيانت به گناهام أضافه بشه، تو زن خيلي خوبي هستي اما من اندامت رو دوست ندارم....براي من شوك بزرگي بود، چون يك پشتوانه إبراز علاقه هاي شديد ٤ ساله پشتش بود، و در طي ١ سال و نيم زندگي مشتركمون هر بار كه منو رنجونده بود عذرخواهي ميكرد. من خودم رو تا قسمتي مقصر ميدونستم، اين شد كه با إصرار و عشقي يك طرفه به زندگيم برگشتم، ٧ ماه كه من به زندگيم نزد شوهرم اومدم، در ابتدأ رفتاراش از گذشته هم بدتر بود ولي الان داره رفتاراش كم كم بهتر ميشه، أما ديگه من اون نيلو سابق نيستم كه با أراده هر چه بيشتر ميخواست با شوهرش زندگي كنه، مدام از خودم ميپرسم آيا كار درستي كردم؟ ايا آدامه زندگي ما و بچه دار شدن صحيحه؟ كه بم توصيه كردين فعلا صبر كنم، أما تا چه مدت بايد صبر كنم؟ من ٣١ سالم بهتر تو اين زندگي بمؤنم يا مسيرم رو عوض كنم؟ در پست هاي ٣ سال پيش آقايي بود كه مشگلش مثل شوهر من بود، با اين تفاوت كه ايشون جودوكار بود، آيا مشگل اون آقا با زمان حل شد؟ و تونست با همسرش خوشبخت بشه؟ممنون از وقتي كه برام گذاشتين
    پاسخ با نقل و قول

  6. شوهرم اندام من رو دوست نداره، و من هم دوستش ندارم  سپاس شده توسط m1392

  7. ارسال:14#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز نیکو خانم ابتدا باید بگم سن شما درسته 31 سال هست اما آیا ازین زندگی شاد هستین و احساس آرامش میکنید؟

    خوب بنظر میرسد شما اصرار زیادی به بچه دار شدن دارید دلیل خاصی داره؟؟؟ جز سن شما. آیا میخواید به هدف خاصی برسید با بچه؟؟؟

    نکته که از حرف شما. توجه من را جلب کرد ،گفتید که بعد از هربار رنجاندن من خودش عذر خواهی میکرد خوب یه مثال میزنید و رفتارش چطور بود موقع بددهنی و عذرخواهی کردن

    اما نکته دیگه که گفتین این بود که شوهر شما هنوز هدفش از زندگی مشخص نیست خوب توضیح بیشتر بدین


    عشق یکطرفه : شما بیشتر از ایشان عشق می‌ورزید خوب گفتید ایشان رفتارش تغییر کرده، چطور شد؟؟ چه تغییراتی؟؟؟

    رابطه صمیمانه دارید؟؟ احساس نزدیکی بهم دارید؟؟
    ازین رفتارش احساس رضایت میکنید؟ میتوانید احساس خشنودی که اگه دارید ابراز کنید؟؟؟

    ورابطه جنسی شما چه تغییری کرده؟؟ اوقات فراغت. خودتان باهم چگونه میگذارند؟؟؟
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  8. شوهرم اندام من رو دوست نداره، و من هم دوستش ندارم  سپاس شده توسط m1392,کوثر حبیبی

  9. ارسال:15#
    ممنونم از تمام دوستاني كه سعي كرديد به من كمك كنيد، از راهنمايي هاتون ممنونم، اما به دلايلي از توضيح دادم راجع به جزئيات زندگيم معذورم، اما تمام راهنمايي هاي شما براي من بسيار آرامش بخش و مفيد بودن، با تشكر نيلو
    پاسخ با نقل و قول

  10. شوهرم اندام من رو دوست نداره، و من هم دوستش ندارم  سپاس شده توسط PARSABARZEGAR

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •