تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مادرم خواستگاررا می پراند زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:جزیره
آخرین ارسال:جزیره
پاسخ ها 15

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

مادرم خواستگاررا می پراند

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام دوست عزیزم
    مطمئنا رو در رو صحبت کردن پیشنهاد میشه شما دختر عاقل و بالغی هستید و به خوبی میتونید با مادرتون خلوت کنید و نکات مبهم قضیه رو بصورت منطقی شفاف سازی کنید
    البته این نکته رو یاداور بشم که شما قرار نیست به مادرتون آن هم در برخورد اول بگید کارتون درست نیست! شما فقط قراره علت این رفتار را متوجه بشید چه بسا که بعد از شنیدن حرفهای مادرتون به درست بودن رفتارشونم پی بردید!
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  2. مادرم خواستگاررا می پراند  سپاس شده توسط **شادی**,alonegirl,elnaz.t,golpesar,m1392,niloofarabi,محسن عزیزی

  3. ارسال:12#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام جزیره عزیز
    اگرصحبتتون مستقیم باشه تاثیربهتری داره
    یه موقعیت مناسب پیداکنیدوقتی که خودتون دوتاتنهاباشیدبهشون بگیدکه میخوایدباهاشون صحبت کنید
    بعدحرفتون روبه ایشون بزنیدبگیدمیخوام بدونم چراحتی جواب منفی هم به خواستگارانمیدی ومنتظرشون میذاری دوست دارم دلیلاتونوبدونم وتوجیه بشم
    مطمئناایشون اگرحرفتون ورمستقیماوقتی که هردونفرباشیدبدون جواب نمیذارن
    شایدموقعیتش پیش نیومده که بهتون بگن
    اگرمیتونیدموقعیتش روبه وجودبیاریدمثلاهردوتنهابیر ون بریدیاتوی خونه سریه فرصت مناسب صحبت کنید
    موفق باشی عزیزم
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. مادرم خواستگاررا می پراند  سپاس شده توسط **شادی**,alonegirl,m1392,محسن عزیزی,ویونا شاکری

  5. ارسال:13#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط جزیره نمایش پست ها
    سلام وباسپاس بی کران ازلطفت شادی جان
    راستش روم نشد که مستقیم باهاش صحبت کنم براش یه نامه نوشتم وگفتم که من این ماجرارومیدونم وکارشمادرست نیست ولی موندم که بهش بدم یانه.بنظرشمابهش نامه بدم بهتره یامستقیم صحبت کنم؟اگربازهم سکوت کردوجواب ندادچه کنم؟؟؟
    اگرمیشه زودترجواب بدیدچون زمان داره طولانی میشه ممنون
    خواهش میکنم...
    راهنمایی هایی که دوستای خوبمون کردن درسته , صحبت بصورت حضوری تاثیر بیشتر و موثرتری میذاره ولی درصورتیکه پیشینه مثبتی از صحبتهای حضوری ندارین و تا الان همیشه تو بحثهای حضوری با گارد گرفتن یا سکوت کردن مادرتون مواجه شدین بهتره از این شیوه چشم پوشی کنین و از روش نوشتن و نامه نگاری که خودتون اشاره داشتین استفاده کنین...


    نقل قول نوشته اصلی توسط جزیره نمایش پست ها
    براش یه نامه نوشتم وگفتم که من این ماجرارومیدونم وکارشمادرست نیست
    قرار شد پیش داروری نداشته باشین ولی نقل قول بالا یه قضاوت عجولانه و پیش داوری محضه... شما با این طرز صحبت مادرتون رو وادار به جبهه گیری میکنین درصورتیکه قرار بود تو قدم اول دلایل مادرتون رو بشنوین شاید لابلای دلایلش متوجه حکمتی شدین که خودتون هم از این کارش راضی و حتی قدردان بشین
    و اگه نه دیدین دلایلی که مادرتون عنوان میکنه نادرست هستن اون موقع ست که باید برای اصلاحش تلاش کنین...

    این نکته رو به یاد داشته باشین که "تو اشتباه میکنی " با " دلایلی که شمردی درست نیستن" خیلی فرق داره یعنی سعی کنین اگه متوجه اشتباه یا خطایی شدین اونو به شخصیت و منیت مادرتون نسبت ندین اینطوری اصلاح و جبرانش راحت تر انجام میگیره...

    منتظر نتیجه هستیم.
    پاسخ با نقل و قول

  6. مادرم خواستگاررا می پراند  سپاس شده توسط niloofarabi,محسن عزیزی,کوثر حبیبی

  7. ارسال:14#
    جزیره آواتار ها
    باسلام خدمت همه دوستان همیاری که بنده حقیرراهمیاری کردند
    اجرکم عندالله
    باسپاس فراوان ازهمه شما دراین شبهای پربرکت ازهمه التماس دعادارم وبه دعای عزیزان محتاج
    باآرزوی سلامتی و آرامش ونشاط وبهروزی برای همه دوستان
    پاسخ با نقل و قول

  8. مادرم خواستگاررا می پراند  سپاس شده توسط **شادی**,elnaz.t,golpesar

  9. ارسال:15#
    جزیره آواتار ها
    باسلام مجدد به همه همیاری های عزیز بخصوص مشاوران گرامی
    کارمابه اینجاکشیدکه مادرم راراضی کردم و خانواده آقاپسربه خواستگاری آمدندوخانواده من مخالف این ازدواج بودندکه باصحبت هایی خانواده ام راراضی کردم.قراربراین بودکه بعدازماه رمضان آنهاتماس بگیرند وقراربعدی را بگذارند.اماخانواده آقاپسرتماس نگرفتند وحالامتوجه شدم که خانواده آنهاهم مخالفت کردند وایشون ردحال راضی کردن آنهاست.میخوام بونم میشه خودش تنهایی بیادوباخانواده ام صحبت کنه آخه هیلی وقته ازاین موضوع میگذره وداره فراموش میشه این کاردرستیه؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •