تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




راضي كردن به ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سوشا
آخرین ارسال:clinical psychologist
پاسخ ها 8

راضي كردن به ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من سوشا 32 سالمه يه ساله با يه آقاي 35 ساله اشنا شدم بيش از حد همديگه رو دوست داريم و تاحالا هيچ كدوم بهم خيانت نكرديم اما يه مشكل تو اين رابطه هست و اينكه اين اقا نميخواد ازدواج كنه و ميگه من از ازدواج خوشم نمياد تا اخر عمرم باهات ميمونم ولي بدون ازدواج كه من اينو نميخوام چون نه تو شهرم نه تو خانوادم جا افتاده و نه خودم علاقه اي به زندگي بدون ازدواج ندارم لطفا كمكم كنيد چطور اين اقارو راضي به ازدواج كنم؟ خواهش ميكنم نگيد اين ازش جدا شو يه راهكار ديگه بديد. مرسي
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    خيلي از لطف دوستان بخاطر اين همه جوابي كه دادين متشكرم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    samin66 آواتار ها
    سلام دوست عزیز؛
    دلیلش رو پرسیده اید؟ آیا احتمال دارد که در گذشته اش چیزی پیش اومده که اونو از ازدواج هراسان کرده باشه؟
    راستی دوست عزیز؛
    کمی صبوری کنید تا مشاوران پاسخ بدهند. مخصوصا الان که ماه مبارک رمضان هست کمی بیشتر باید صبر کنید. دوستان عزیز مشاور مطمئنا راهکارهای مناسبی ارائه خواهند داد. یا علی
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  4. راضي كردن به ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,fateme7393,piroo

  5. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66 نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز؛
    دلیلش رو پرسیده اید؟ آیا احتمال دارد که در گذشته اش چیزی پیش اومده که اونو از ازدواج هراسان کرده باشه؟
    راستی دوست عزیز؛
    کمی صبوری کنید تا مشاوران پاسخ بدهند. مخصوصا الان که ماه مبارک رمضان هست کمی بیشتر باید صبر کنید. دوستان عزیز مشاور مطمئنا راهکارهای مناسبی ارائه خواهند داد. یا علی
    چشم عزيزم صبر ميكنم
    تو گذشته مشكلي واسش پيش نيومده الان فك ميكنم يكم مشكل مالي داره و اونقدر مغروره نميخواد اين موضوع بگه تنها چيزي كه ميگه اينه كه من تمايلي به ازدواج ندارم و وقتايي كه باهاش حرف ميزنم ميگه اگه بخواي باهات ازدواج ميكنم ولي مطمئنا درگه عشقي بينمون نيست و من افسرده و گوشه نشين ميشم
    پاسخ با نقل و قول

  6. راضي كردن به ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,fateme7393

  7. ارسال:5#
    piroo آواتار ها
    سلام سوشا خانم
    راستش موضوعی که شما مطرح کردید همون طور که خودتان هم گفتید دور از واقعیت های یه جامعه اسلامی هست و در حال حاضر این که دو نفر هم دیگر را بخواهند ولی با هم ازدواج نکنند ولی در کنار هم تا آخر عمرم باشن خلاف قانون و شرع است. به نظر من از او بپرسید که آیا شما را واقعا می خواهد و عاشق شما هست یا نه فقط به دنبال مسائل دیگر است. اگر عاشق شما هست و شما را دوست دارد بهش بگویید که این عشق در صورتی می تونه پایدار باشه که با هم ازدواج کنیم و بدون ازدواج نمی توان این عشق پایدار باشه. سعی کنید حرفی که بهش میزنید به گونه ای باشد که در او اثر کند. بهش بگویید که اعتقاد من بر این است که این گونه روابط پایدار نیستند و اگر واقعا دوستم دارید باید با هم ازدواج کنیم . حالا که شما فکر می کنید بابت بدهی هایش می ترسد به صورتی که مشخص نباشه و ضمنی بگید که من با بد و خوب زندگی می سازم و درتمام مراحل زندگی کنارتم در صورتی که با هم ازدواج کنیم و این عشق و تداوم بخشیم نه این گونه که واقعا درست نیست.
    باز هم اگه سوالی دارید در خدمتم.
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  8. راضي كردن به ازدواج  سپاس شده توسط fateme7393

  9. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط سوشا نمایش پست ها
    سلام من سوشا 32 سالمه يه ساله با يه آقاي 35 ساله اشنا شدم بيش از حد همديگه رو دوست داريم و تاحالا هيچ كدوم بهم خيانت نكرديم اما يه مشكل تو اين رابطه هست و اينكه اين اقا نميخواد ازدواج كنه و ميگه من از ازدواج خوشم نمياد تا اخر عمرم باهات ميمونم ولي بدون ازدواج كه من اينو نميخوام چون نه تو شهرم نه تو خانوادم جا افتاده و نه خودم علاقه اي به زندگي بدون ازدواج ندارم لطفا كمكم كنيد چطور اين اقارو راضي به ازدواج كنم؟ خواهش ميكنم نگيد اين ازش جدا شو يه راهكار ديگه بديد. مرسي
    با سلام و عرض ادب
    در ابتدا میخواهم درباره قمستی از حرفهاتون که بلد کردم صحبت کنم.
    وظیفه یک روان شناس این هست که راه ها و عواقبش را به شما نشان بده و حق اینکه به شما بگه جدا شید و یا ادامه بدهید را نداره.من به شما خواهم گفت سمت راست برید به کجا میرسید،سمت چپ برید به کجا خواهید رسید و این شما هستید که باید با پذیرفتن مسئولیت انتخاب هایتان دست به انتخاب بزنید. اما نکته ای را دوستانه بهتون تذکر میدم: نگذارید احساسات شما و وابستگی ای که نسبت به این آقا پیدا کردید روی انتخاب شما برای آینده شما تاثیر بگذاره.
    افرادی که در این سن تمایل به ازدواج ندارند معمولا آدم های بی مسئولیتی هستند که از پذیرفتن مسئولیت در زندگی میترسند و از این امر سر باز میزنند.
    و مطمئنا ازدواج کردن با فردی که پذیرفتن مسئولیت یک شخص دیگه(همسر) برایش سخت هست و مسئولیت پذیرفتن را یاد نگرفته سخت و حتی غیر ممکن خواهد بود.
    به چنین ازدواج های میگن ازدواج سفید.چیزی که متاسفانه در جوامع غربی در حال افزایش هست.به این صورت که زن و مرد بدون هیچگونه قرارداد رسمی با هم زیر یک سقف ازدواج میکنند و حتی رابطه جنسی هم دارند و معمولا کسانی که شرایط ازدواج رسمی را ندارند دست به چنین کاری میزنند.پدیده ای که در ایران هم درباره اش هشدار هایی داده شده که در حال شیوع هست.
    در رابطه با اینکه گفتید هیچکدوم به هم خیانت نکردیم شما چقدر از ایشون شناخت دارید که چنین حرفی را میزنید؟
    اینکه گفتن اگر بخوای باهات ازدواج میکنم ولی افسرده و گوشه نشین میشم حرف خیلی عجیبی هست.چراکه کسی که دیگری را دوست داره تمام سعی خودش را میکنه که بهش برسه.این جور رابطه باید برای چنین کسی نگرانی ایجاد کنه چراکه شما ممکنه هر لحظه نسبت به اون آقا بی علاقه بشید و چون مسئولیتی نسبت بهش ندارید با کسی دیگه ازدواج کنید.و ایشون باید تمام تلاش خودش را بکنه تا با شما ازدواج کنه تا خیال خودش را راحت کرده باشه.اینکه تمایلی به ازدواج نداره اصلا با علاقه داشتن به کسی همخوانی نداره.
    و نکته بعدی اینکه این آقا چطور تضمینی میخوان به شما بدن که هر لحظه این رابطه بهم نخوره؟تعهد زبانی هیچ تضمینی براش نیست
    این نکته ها را بهش بگید و بگید که مشکل مالی برای همه هست و خداوند هم خودشون فرمودند (عامیانه بخواهم بگم)که به خاطر ترس از مشکلات مالی از ازدواج فرار نکنید که خداوند از فضلش شما را بی نیاز خواهد کرد.
    همه که اول زندگی خانه و ماشین ندارند.از پدر و مادر خودتان هم بپرسید مطمئنا این گفته من را تایید خواهند کرد.
    و در آخر اینکه یکم رویه جمله آخرتون که بلد کردم بیشتر فکر کنید.
    موفق و سربلند باشید
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  10. راضي كردن به ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,fateme7393,محسن عزیزی,سوشا

  11. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    با سلام و عرض ادب
    در ابتدا میخواهم درباره قمستی از حرفهاتون که بلد کردم صحبت کنم.
    وظیفه یک روان شناس این هست که راه ها و عواقبش را به شما نشان بده و حق اینکه به شما بگه جدا شید و یا ادامه بدهید را نداره.من به شما خواهم گفت سمت راست برید به کجا میرسید،سمت چپ برید به کجا خواهید رسید و این شما هستید که باید با پذیرفتن مسئولیت انتخاب هایتان دست به انتخاب بزنید. اما نکته ای را دوستانه بهتون تذکر میدم: نگذارید احساسات شما و وابستگی ای که نسبت به این آقا پیدا کردید روی انتخاب شما برای آینده شما تاثیر بگذاره.
    افرادی که در این سن تمایل به ازدواج ندارند معمولا آدم های بی مسئولیتی هستند که از پذیرفتن مسئولیت در زندگی میترسند و از این امر سر باز میزنند.
    و مطمئنا ازدواج کردن با فردی که پذیرفتن مسئولیت یک شخص دیگه(همسر) برایش سخت هست و مسئولیت پذیرفتن را یاد نگرفته سخت و حتی غیر ممکن خواهد بود.
    به چنین ازدواج های میگن ازدواج سفید.چیزی که متاسفانه در جوامع غربی در حال افزایش هست.به این صورت که زن و مرد بدون هیچگونه قرارداد رسمی با هم زیر یک سقف ازدواج میکنند و حتی رابطه جنسی هم دارند و معمولا کسانی که شرایط ازدواج رسمی را ندارند دست به چنین کاری میزنند.پدیده ای که در ایران هم درباره اش هشدار هایی داده شده که در حال شیوع هست.
    در رابطه با اینکه گفتید هیچکدوم به هم خیانت نکردیم شما چقدر از ایشون شناخت دارید که چنین حرفی را میزنید؟
    اینکه گفتن اگر بخوای باهات ازدواج میکنم ولی افسرده و گوشه نشین میشم حرف خیلی عجیبی هست.چراکه کسی که دیگری را دوست داره تمام سعی خودش را میکنه که بهش برسه.این جور رابطه باید برای چنین کسی نگرانی ایجاد کنه چراکه شما ممکنه هر لحظه نسبت به اون آقا بی علاقه بشید و چون مسئولیتی نسبت بهش ندارید با کسی دیگه ازدواج کنید.و ایشون باید تمام تلاش خودش را بکنه تا با شما ازدواج کنه تا خیال خودش را راحت کرده باشه.اینکه تمایلی به ازدواج نداره اصلا با علاقه داشتن به کسی همخوانی نداره.
    و نکته بعدی اینکه این آقا چطور تضمینی میخوان به شما بدن که هر لحظه این رابطه بهم نخوره؟تعهد زبانی هیچ تضمینی براش نیست
    این نکته ها را بهش بگید و بگید که مشکل مالی برای همه هست و خداوند هم خودشون فرمودند (عامیانه بخواهم بگم)که به خاطر ترس از مشکلات مالی از ازدواج فرار نکنید که خداوند از فضلش شما را بی نیاز خواهد کرد.
    همه که اول زندگی خانه و ماشین ندارند.از پدر و مادر خودتان هم بپرسید مطمئنا این گفته من را تایید خواهند کرد.
    و در آخر اینکه یکم رویه جمله آخرتون که بلد کردم بیشتر فکر کنید.
    موفق و سربلند باشید
    مرسي از راهنمايي شما دوست عزيز اينكه من گفتم خيانت نكرده چون صادقه و تا حالا دروغي بهم نگفته از ظهر كه از سركار ميايم تا شب پيش هميم هميشه گوشي و تبلتش دست منه همه رمزهاشو دارم. مشكل مالي هم منظورم بدهي نبود همون نداشتن خونس كه الان واقعا معضل بزرگيه در مورد اينكه بي مسئوليته نه نيست چندبار كه كمك خواستم پشتم بوده و بهم كمك كرده . يه موردي كه هست اينكه اون تو رشته خودش بهترينه و ميشه گفت يكي از برترينهاي ايرانه شايد يه دليلش اينه كه ازدواج مانع پيشرفتش ميشه يا مانع رفتنش به خارج از كشور براي ادامه تحصيل
    رو قسمتي كه بلد كرديد خيلي فكر كردم نه ميتونم جدا شم نه ميتونم ادامه بدم ميترسم شكست بخورم و تو اين سن نتونم تحمل كنم
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:8#
    نقل قول نوشته اصلی توسط سوشا نمایش پست ها
    مرسي از راهنمايي شما دوست عزيز اينكه من گفتم خيانت نكرده چون صادقه و تا حالا دروغي بهم نگفته از ظهر كه از سركار ميايم تا شب پيش هميم هميشه گوشي و تبلتش دست منه همه رمزهاشو دارم. مشكل مالي هم منظورم بدهي نبود همون نداشتن خونس كه الان واقعا معضل بزرگيه در مورد اينكه بي مسئوليته نه نيست چندبار كه كمك خواستم پشتم بوده و بهم كمك كرده . يه موردي كه هست اينكه اون تو رشته خودش بهترينه و ميشه گفت يكي از برترينهاي ايرانه شايد يه دليلش اينه كه ازدواج مانع پيشرفتش ميشه يا مانع رفتنش به خارج از كشور براي ادامه تحصيل
    رو قسمتي كه بلد كرديد خيلي فكر كردم نه ميتونم جدا شم نه ميتونم ادامه بدم ميترسم شكست بخورم و تو اين سن نتونم تحمل كنم
    سلامی دوباره به شما دوست عزیز
    بیاید یه تکلیفی با هم انجام بدیم.خصوصیات مثبت ایشون را در یک سمت و خصوصیات منفی ایشون و احتمالاتی که ممکنه در صورت اتفاق افتادن پیامد بدی برای شما داشته باشه را در یه سمت دیگر برگه بنویسید (مثل بهم زدن این رابطه در هر زمان و تاثیرش بر روی شما)و از صفر تا 10 بهش نمره بدید.خصوصیات منفی ای که نمره بالایی گرفتند مطمئنا نیاز به بررسی بیشتر و خوب فکر کردن روش دارند.
    در پایان ببینید کفه ترازو به کدوم طرف سنگینی خواهد کرد؟
    فقط درخواستی که از شما دارم این هست که احساس و تصمیمات احساسی را بگذارید کنار.این را درک میکنم که شما نسبت به ایشون وابسته شدید ولی این را هم در نظر داشته باشید که شما قراره تصمیمی بگیرید که مستقیما بر آینده شما تاثیر گذار خواهد بود.
    اینکه در گفته هاتون اشاره کردید که میترسند ازدواج مانع پیشرفتشون بشه باید این را در نظر داشته باشید که خیلی ها هستند که بعد از ازدواج و با راهنمایی ها و کمک همسرشون پیشرفت چشمگیرتری داشتند تا قبل از ازداوج و بنده به شخصه این جور موفقیت ها و پیشرفت ها را که به قیمت پشت کردن به زندگی شخصی خودمان باشد را قبول ندارم.هدف ما از پیشرفت و موفقیت داشتن یک زندگی بهتر هست. ما درس میخوانیم،کار می کنیم و پول در میاریم تا زندگی بهتری داشته باشیم.باید دید موفقیت و پیشرفت از نظر ایشون چی معنا میشه.پیشرفت در زندگی و کار با ازدواج و تشکیل خانواده هیچ تضادی نداره و توجیه قابل قبولی ندارد.
    در قسمتی از حرفهاتون اشاره کردید که بعد از سرکار تا شب پیش هم هستید.یعنی شما در حاله حاضر بدون اطلاع خانواده با هم زندگی می کنید؟
    در رابطه با مسکن هم این برمیگرده به سلامت معنوی و اعتقادات شما که آیا به خداوند و فضل او امیدوار هستید یا خیر؟چراکه خداوند خودشان فرموده اند که از بیم مشکلات مالی از ازدواج نترسید که من شما را از فضل خودم بی نیاز خواهم کرد.البته این را هم یادآور میشم که باید یکسری مسائل را هم به عنوان یک مسلمان رعایت کرد که باز هم این برمیگرده به اعتقادات شما، چراکه رابطه داشتن به این نحو به هیچ وجه از نظر دین و همچنین عرف پذیرفته نیست.
    مطلب بعدی اینکه ما در حال حاضر با حدس و گمان و شاید نمی توانیم پیش بریم.اینکه شاید به خاطر فلان علت ازدواج نمی کنند حدس و گمان هست.
    شما باید این نکته را به ایشون یادآور بشید که یک مرد اگر تا اخر عمر هم مجرد باقی بمانه مطمئنا مشکلات کمتری در جامعه خواهد داشت تا یک دختر.باید قبول کرد که در کشور ما مردها آزادی بیشتری دارند تا خانم ها و شما هم از این قضیه مستثنی نیستید.
    مطمئن باشید ایشون اگر قلبا به شما علاقمند باشند با شما ازدواج خواهند کرد. ولی اگر شما را به چشم یک دوست و همصحبت می بینند من سرانجام خوبی برای این رابطه نمی بینم.
    نگرانی شما در رابطه با شکست خوردن در این سن را درک میکنم اما گاهی وقت ها مجبوریم بین بد و بدتر بد را انتخاب کنیم.
    این شما هستید که باید دست به انتخاب بزنید و مسئولیت انتخاب خودتان را هم بر عهده بگیرید.
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2014_07_02 در ساعت 14:49
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  13. راضي كردن به ازدواج  سپاس شده توسط محسن عزیزی,سوشا

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •