تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




طلاق از همسرم بعد از 17 سال زندگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:شیدا 14
آخرین ارسال:پوینده
پاسخ ها 9

طلاق از همسرم بعد از 17 سال زندگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    من خانمی چهل و یک ساله هستم که هفده سال است ازدواج کرده ام و دو دختر چهارده ساله و یازده ساله دارم. از اول ازدواجم با شوهرم مشکل زیاد داشته ام و همه اش در اثر بدخلقی های اوست چون خانوادتا مرد ها بر سر زنشان داد میزنند و فحاشی میکنند البته نه معتاد است و نه الکلی حتی سیگار هم نمیکشد اما از اینکه حرفی خلاف میلش زده شود سریعا داد میرند و فحاشی میکند و اگر من جوابش را بدهم میگوید از خونه من گمشو بیرون . تا به حال تحمل کردم چون در ایران زندگی میکردیم و مجبور بودم به خاطر فرزندانم . اما الان دو سال است که به ترکیه آمدیم و جدیدا به خاطر کمر درد دو ماه است استراحت مطلق میکند بعد از اینکه دو ماه ازش پرستاری کردم و تمام کارهای خانه را خودم انجام دادم به من گفت که" از اول اشتباه کرده و نباید با من ازدواج میکرده همانطور که چند وقت پیش کف بین بهش گفته ". و این به خاطر این بود که من بهش گفتم لب تاب را جایی بگذار که من هم بتوانم مسابقه فوتبال را ببینم. و در آخر هم گفت تو جاه طلبی و همه چی را برای خودت میخواهی. من از آن روز نه با او صحبت کردم و نه با او در یک اتاق خوابیدم البته بسیار پیش آمده که با او صحبت نکنم چون مشکلاتمان ریاد بوده ولی هر دفعه یکی از ما اشتی میکرد ولی من دیگر نمیتوانم و خیلی داغون شدم و احساس میکنم دیگر طاقت تحمل ندارم و میخواهم در اسرع وفت طلاق بگیرم. و احساس میکنم تا به حال هر چه توهین و تحقیر میخواسته انچام داده و من به خاطر شرایط ایران و اینکه درآمد درستی نداشتم و نمیتوانستم حتی یک آلونک اجاره کنم تحمل میکردم حالا که اینجا میتوانم کار کنم و زندگیم را اداره کنم چرا بمانم به نظر شما کار من درست است یا نه؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. طلاق از همسرم بعد از 17 سال زندگی  سپاس شده توسط **شادی**,golpesar,n.h

  3. ارسال:2#
    n.h آواتار ها
    سلام دوست عزیز به تالار خوش اومدین
    انشالله با همکاری شما و همیاری مشاورین محترم مشکلتون حل میشه.
    اختلاف که در زندگی زناشویی امری طبیعیه اما تا حدودی واگر به نظر برسه از تعادل خارج شده باید اول به دنبال ریشه ی اختلافات گشت و برطرف کرد وگرنه جدا شدن آخرین راه حله.
    چند تاسوال وجود داره که ممکنه به راهنمایی بیشتر بهتون کمک کنه اینکه
    همسرتون چند سالشونه؟
    از نظر خانوادگی و تحصیلی با هم یکسان هستید یا خیر؟
    رفتار بدی که به نظر شما همسرتون دارند از ابتدای ازدواجتون بوده یا از مقطع خاصی از زندگی مشترکتون شروع شده؟
    رابطه ی ایشون با خانواده ی شما چطوره؟
    نحوه ی آشنایی و ازدواجتون چطور بوده؟
    اگه امکانش هست به این سوالات پاسخ بدین تا مشاورین بهتر بتونن راهنمایی کنن.
    باتشکر
    روزی دانشجویی به استادش گفت:من تا وقتی که خدا را نبینم او را نمی پرستم.
    استاد رفت و ته کلاس ایستادو در حالیکه پشت دانشجو به او بود پرسیدکه،آیا من را می بینی؟او گفت:استاد!وقتی که پشتم به شما باشد نمی بینم.
    استاد گفت:تا وقتی که به خدا پشت کنی او را نخواهی دید.
    پاسخ با نقل و قول

  4. طلاق از همسرم بعد از 17 سال زندگی  سپاس شده توسط **شادی**,elnaz.t,fateme7393,golpesar,m1392,nafas966,PARSABARZEGAR,کوثر حبیبی

  5. ارسال:3#
    جزیره آواتار ها
    باسلام
    به همیاری خوش اومدین
    آیاشمااز عواقب روحی و روانی طلاق آگاه هستید؟
    آیادرحال حاضرفرزندانتان باشمازندگی میکنند؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. طلاق از همسرم بعد از 17 سال زندگی  سپاس شده توسط **شادی**,golpesar,m1392

  7. ارسال:4#
    سلماء آواتار ها
    سلام خانم عزیز
    منم یکی از عضو های این سایت هستم و چیزی از مشاوره نمیدونم
    فقط میخوام بگم نظر خودم رو بگم .منم بچه ی طلاقم ،درسته مامانم با طلاق از زندگی بدی که داشته،راحت شده ولی من الان دارم سیلی کار اونا رو میخورم،در سنی هستم که باید ازدواج کنم ولی بخاطر اینکه بچه یطلاقم،یه خواستگار درست و حسابی ندارم، بیشتر دوستام همیشه مسخره ام میکردند که بچه ی طلاقم ،شما گفتید دو تا دختر دارید ،بخاطر اونا همه ی تلاشتون رو بکنید کار به طلاق نرسه ،بخدا بچه ی طلاق بودن خیلی خیلی سخته ،تو رو خدا فقط به خودتون فکر نکنید ،به دخترهاتون هم فکر کنید که در اینده چه مشکلاتی سر راهشون قرار میگیره
    پاسخ با نقل و قول

  8. طلاق از همسرم بعد از 17 سال زندگی  سپاس شده توسط **شادی**,clinical psychologist,fateme7393,golpesar,m1392,Maryam313,mehrdad539,n.h,مهرسا62,کوثر حبیبی

  9. ارسال:5#
    piroo آواتار ها
    با سلام
    به همیاری خوشآمدید
    مطلب شما رو با دقت خوندم و واقعا قبول دارم که شرایط سخت هست ولی می خواستم این سوال را بپرسم که آیا همه جوانب این کار خود را سنجیدید و سبک و سنگین کرده اید. می خواستم بدانم تا حالا شده در زمانی که رفتارش خوب هست و می دانید کهزمان خوبی هست با او بدون هیچ تنش و به ارامی و با نرمش زنان و مهربونی و عطوفت صحبت کرده اید و ازش در مورد این رفتارش پرسیده ایدو وآیا از او پرسیده ای که مگه در من چه دیدی یا چی کم گذاشتم که مستحق این رفتار هستم این چیزهایی که می گم راباید با همون نرمش زنونه و با مهربونی گفته شود.
    باز هم خوب سر کارهایی که می خواهیدانجام دهید فکر کنید. باز هم اگر سوالی داشتید در خدمتم.
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  10. طلاق از همسرم بعد از 17 سال زندگی  سپاس شده توسط **شادی**,fateme7393,golpesar,m1392,Maryam313,کوثر حبیبی

  11. ارسال:6#
    سلام
    شرایطتونو کاملا درک میکنم اما فکر طلاق اصلا نباید در دایره تصورات شما بگنجه چون شما یک مادر ایرانی هستی و یک مادر ایرانی فداکاری و ایثار و از خودگذشتگی سرلوحه همه ی تصمیماتشه شما 2 دختر در بحرانی ترین شرایط سنی دارین و میدونین با این کارتون چه تاثیر بدی در روحیه اونا در حال حاضر و در ازدواج و مسائلی از این قبیل در آینده میزارید؟؟؟
    من نمیگم شرایط زندگیتونو به خاطر بچه ها تحمل کنید ،ولی این توقعو ازتون دارم که تمام تلاشتونو برای بهتر شدن شرایط زندگیوتون و بهبود روابطتتون بکنید در وهله اول به خاطر آرامش خودتون و بعد به خاطر دخترانتون...
    بهترین قلبهادر پیشگاه خداوند متعلق به کسانیست که بی هیچ توقعی مهربانند...
    پاسخ با نقل و قول

  12. طلاق از همسرم بعد از 17 سال زندگی  سپاس شده توسط **شادی**,golpesar,m1392,Maryam313,نرگس,کوثر حبیبی

  13. ارسال:7#
    **شادی** آواتار ها
    سلام خانم شیدای عزیز
    بهمیاری خوش اومدین...

    قبل از هر صحبتی ازتون میخوام به این حدیث توجه کنین:
    سه‌ گروه‌ از زنانند که‌ خداوند عذاب‌ قبر را از آنان‌ برطرف‌ کرده‌ و با فاطمه‌زهرا(س‌) در قیامت‌ محشور خواهند شد؛ یکی‌ از آن‌ سه‌ گروه‌ زنانی‌ هستند که‌بر بداخلاقی‌ همسرشان‌ صبر می‌کنند.

    صدالبته منظور مجوزی برای بداخلاقی همسرتون یا اجباری برای تحمل کردن شما نیست ولی همین که بدونین این 17 سال حداقل اجری معنوی بردین که زندگیتون رو به این شکل حفظ کردین آرامش خاطری هست براتون.

    اینکه اعتیاد یا عوامل دیگه دخالتی تو رفتارهای پرخاشگرانه همسرتون نداره پیش آگهی خوبی برای حل مشکل شماست...
    ما با ازدواج کردن فقط با شخص ازدواج نمیکنیم بلکه با تمام خصوصیات ریز و درشت منفی و مثبتش پیوند ازدواج میبندیم پس باید تو زندگی مشترک سعه صدر پیشه کرد...

    شما تو این 17 سال از پس مدیریت زندگیتون براومدین پس بنظر میرسه چیزی که الان شما رو ترغیب به طلاق میکنه صرفا بداخلاقی همسرتون نیست بلکه فراهم شدن شرایط زندگی مستقل برای شماست...
    شاید اگه همچنان تو شرایط قبلی و ایران بودین عنوان تاپیکتون رو طلاق انتخاب نمیکردین بلکه راهکارهایی برای درمان یا کنار اومدن با مشکلات همسرتون انتخاب میکردین اما الان همین که راه فرار از این زندگی رو پیش روتون باز میبین تاثیر زیادی تو دور زدن مشکلات و تصمیمتون برای طلاق گذاشته...

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا 14 نمایش پست ها
    نه معتاد است و نه الکلی حتی سیگار هم نمیکشد اما از اینکه حرفی خلاف میلش زده شود سریعا داد میرند و فحاشی میکند و اگر من جوابش را بدهم میگوید از خونه من گمشو بیرون
    درسته نمیشه همیشه مطابق میل افراد حرف زد و رفتار کرد اما میشه حرف یا رفتار خلاف میل رو آنچنان با لطافت و ظرافت زد که حداقل واکنشهای منفی رو در پی داشته باشه...
    این خلاف میلش حرف زدن رو میشه با چند مثال و جزئی تر برامون توضیح بدین؟

    و اینکه با توجه به سن , فشارهای اجتماعی و کاری , و حتی نوع مزاج و وضعیت سلامت جسمانی و روحی همسرتون چقدر بهش حق میدین گاهی تندخو باشه؟اصلا این حق رو برای ایشون قائل هستین؟
    ویرایش توسط **شادی** : 2014_07_05 در ساعت 11:07
    پاسخ با نقل و قول

  14. طلاق از همسرم بعد از 17 سال زندگی  سپاس شده توسط fateme7393,golpesar,m1392,Maryam313,mehrdad539,n.h,نرگس

  15. ارسال:8#
    درود بانو

    با سپاس از بانو شادی گرامی

    شوربختانه بانوان ایرانی توی این مسئله دارای ضعف های فراوانی هستند.بجرات میتوانم بگم بنده با 30 سال سن و دارای همسر و فرزند از بسیاری از بانوان ایرانی بهتر میتوان با یه مرد ارتباط برقرار کنم!!و با سیاست رفتار کنم به صورتی که هم حرفم را زده باشم و هم با مهربانی گفته باشم بدون ماراحتی و عصبانیت.

    ما مردها افرادی هستیم منطقی برعکس شما بانوان که احساساتی هستید لطفا از ظرافت های زنانه ای که خداوند در وجودتان نهفته است استفاده کنید بانو شما زن هستید و قدرت بسیار زیادی دارید ما مردا در موراد احساسی کم میاریم چون نقطه ضعف ما محسوب میشه.

    حالا دوتا کار میتوانید انجام بدید

    1.بحث کردن منطقی با ما مردای بی منطق که ذاتا افراد منطقی هستیم و ساخته شدیم برای بحث های طولانی
    2.استفاده از ظرافت های زنانه و خلاء های احساسی ما آقایون ما مردا عاشق اینیم بهمون محبت کنن بهمون اعتماد بنفس بدن مثل بادکنک بادمون کنن سعی کن جلوش خیلی از خانوادت تعریف نکنی همیشه جوری رفتار کن که فکر کنه اولویت اول زندگی شماست و تکیه گاه اصلی شما

    خودمانی
    بگم (گولش بزن)


    استقبال از شوهر، چرا؟

    اما اگر احساسات را تحریک کردید، طبیعتا مرد هم با بعد احساساتیش با شما ملاقات خواهد کرد و نتیجه روشن است، از آنجا که شما در احساسات قوى تر هستید، مى توانید مهره بازى را به نفع آرامش خود و زندگى جابجا نمائید


    زن یکى از زیباترین مظاهر لطف و رحمت الهى است که با خلقتش آسایش و آرامش به عالم هستى اهداء گشته است.
    زن با بهترین نقش و اساسى ترین جایگاه، پا در عرصه گیتى نهاد تا متانت و طماءنینه که سرمایه و هستى مردان است را مفهوم بخشیده و مرد را ناخودآگاه تا بسوى بالاترین ارزش ها و کمالات همراهى نماید و با این افتخار بهشت را به بهترین بودن خویش زینت داده و افتخار آن را داشته باشد که به کلمات مباهات آمیز پیامبر خدا و ائمه معصومین علیهم السلام آمده تا بفرمایند: بهشت زیر پاى مادران است و قدر و منزلت زن و مادر را از بهشت هم بالاتر ببرند.
    زن موجودى است که بخش زیادى از ابعاد روحى او بواسطه عاطفه شکل گرفته و به تعبیر حضرت امیرالمومنین علیه السلام شبیه گُل مى باشد، بسیار لطیف و حساس.
    با این وجود، بایستى در مقام ارتباط با او، شرایط لطافت و عطوفت ملاحظه شود، چنانچه عطوفت لازم صورت نگیرد ممکن است صدمه دیده و آرام آرام پژمرده و ضایع گردد.طبیعتا اولین مخاطب زن، همسر و شوهر او مى باشد که باید نسبت به این لطافت، توجه کافى بنماید. این وظیفه اختصاص به مردان دارد.بهتر است در ابتدا در رابطه با روحیات مردان هم سخنى به میان آوریم .غالب مردان بر عکس زنان که از لطافت طبع و ظرافت برخوردارند،از یک طبع دقیق و حساس منطقى برخوردار هستند.به عبارت دیگر اگر ما سازمان روحى انسان را به منطق و عاطفه تقسیم نمائیم، در مردان، منطق و در خانم ها، عطوفت و عاطفه غالب است.
    منطق مرد بواسطه ارتباط مناسب اجتماعى ،رشد و قوت یافته، در مقابل، عطوفت و مهربانی خانم ها از همان دوران کودکی که عروسک بازی می کنند، زبانزد است، اگر دنیا را به مردان واگذار کنیم ، خشن و خشک و خاکستری خواهد شد ، این عشق و لطافت زنانه است که به دنیا رنگ می بازد.حال با توجه به این عطوفت و لطافت زن، مرد چگونه باید با او ارتباط داشته باشد تا این لطافت صدمه نبیند؟ تا خودش و فرزندان سیراب محبت شوند؟
    اینجا نقش زن در ارتباط دیگران با خودش، بسیار اساسى است، خانم های محترم، شما مى توانید دو نقش متضاد را بازى کنید، یک نقش تحریک بُعد احساسى مرد است، سپس نتیجه را ملاحظه کنید یک نقش هم تحریک بُعد منطقى مرد ،سپس نتیجه آنرا هم ببیند!
    اگر احساسات را تحریک کردید، طبیعتا مرد هم با بعد احساساتیش با شما ملاقات خواهد کرد و نتیجه روشن است، از نجا که شما در احساسات قوى تر هستید، مى توانید مهره بازى را به نفع رامش خود و زندگى جابجا نمائید

    اگر چه در مرد، منطق حاکم است ولیکن احساسات او هم ضعیف نیست. اگر منطق را تحریک کردید، طبیعتا بایستى انتظار منطقى هم از او داشته باشید. او با منطقش سخن مى گوید و با منطقش از شما سوال مى کند و... و شما در مقابل منطق مرد، با توجه به آن ساختار روحى که داشتید، ضعیف و ممکن است بدون جواب باشید. اما اگر احساسات را تحریک کردید، طبیعتا مرد هم با بعد احساساتیش با شما ملاقات خواهد کرد و نتیجه روشن است، از آنجا که شما در احساسات قوى تر هستید، مى توانید مهره بازى را به نفع آرامش خود و زندگى جابجا نمائید


    حال چه کنیم و عواطف مرد را چگونه تحریک نمائیم؟

    ابتدا مراقب اولین لحظات حضور مرد در منزل باشید، ظاهر آراسته شما مى تواند در بدو ورود همسرتان، شما را در تحریک احساسات موفق نماید. براى همین حقیقت هست که دین مبین اسلام دستور مى دهد در ابتداى ورود، زن با آراستگی کامل، درب منزل را به روى همسر باز کند و اثاثیه را از دست او بگیرد، در خارج کردن لباس به او کمک کند و... اینها براى چیست؟
    براى اینکه مردى که در بیرون خانه بوده به جهت انجام وظیفه اجتماعى منطق غالب بوده و اگر بخواهد با همان منطق وارد زندگى شخصى و خانواده شود، نتیجه مقبولى نخواهد داشت.
    لذا در لحظه ورود باید ساختار روحى مرد از منطق به احساسات عوض شود تا اولا خستگى او بر طرف شود ثانیا با عطوفت و مهربانى با شما و فرزندان ارتباط برقرار نماید تا زندگى شما با همسرتان زیباتر و دلپذیرتر باشد.
    بنابراین ملاحظه بدو ورود و تحریک احساسات، هنر شماست که با رعایت پوشش ظاهرى و آراستگى و خوش برخوردى خود مى توانید این هنرمندى را از خود نشان دهید.
    زن هنرمند زنى است که بتواند احساسات شوهر خود را در هر حال تحریک و به راهکارهاى آن مسلط باشد.اگر از منطق هم باید استفاده کرد در هاله اى از احساسات باشد تا موفق باشد.و انصافا زیباترین هنر زن، همین هنر خواهد بود که در سایه آن سایر زیبائی هاى ظهور یافته و جلوه کند.
    بنابراین خانم هاى محترم و مسلمان بایستى به این هنر بیشتر از سایر امور و مسائلى که امروز بصورت کاذب به عنوان نقش زن بیان مى شود توجه و عنایت داشته باشند.
    فراموش نکنید: سلام و گفتگوى گرم، آراستگى، چیدمان خانه به عنوان پناهگاه و محل امن، بوی خوش غذا و ... هنرمندى شماست.
    منبع: تبیان
    برگرفته از: عصر ايران

    رازهای موفقیت در زندگی زناشویی(در گوشی با خانمها)

    مثلا همین مورد لب تاپ میتونستی خیلی راحت با یه ناز و عشوه زنونه این موضوع رو حلش کنی میزفتی بغلش میکردی یه نازش میکردی میگفتی هرچی همسری .....................(اینجاش دیگه خصوصیه و مربوط به متاهلین)

    زندگی های مشترک بخاطر نبود عشق و علاقه نیست که منجر به طلاق میشه بلکه بخاطر نداشتن مهارت های لازم زندگیه متاهلیه که منجر به جدایی دوطرف میشه.

    بعد از جواب به سوالات دوستان یه سوالی داشتم ممنون میشم جواب بدید :
    خصوصیات مثبت و منفی خودتان و شوهرتان را همراه با توضیحات بنویسید لطفا کوتاه نباشه تا بیشتر با شما و ایشون آشنا بشیم
    پاسخ با نقل و قول

  16. طلاق از همسرم بعد از 17 سال زندگی  سپاس شده توسط m1392,Maryam313

  17. ارسال:9#
    عزیزم سلام

    امیدوارم مثل این 17 سال زندگی بازم انرژِی برای مدیریت خونت داشته باشی. من راهکار خاصی ندارم فقط میخواستم یه نکته رو یادآوری کنم.

    چند وقت پیش خواهرم که 35 سالشه بعد از بیست سال زندگی سخت و تحمل مشکلات زیاد درحالی که به نظر نمیومد مشکل خاصی تو زندگیش داشته باشه برای اولین بار لب به شکایت از شوهرت باز کرد . اونم فقط با من. اون میگفت در حالی که بدون رضایتش و درحالی که شوهرش 13 سال ازش بزرگتر بود توی 15 سالگی ازدواج کرده. شوهرش قیافه ی خوبی هم نداشته ( چاق و کوتاه قد) برخلاف خود خواهرم. حالا در حالی که خواهرم بعد از گذرنودن مشکلات اولیه دوشادوش همسر و بعد از بزرگ کردن سه تا بچه انتظار آسایش نسبی داره شوهرش وارد دوره میانسالی میشه و با داشتن بیماری قند و از دست دادن بینایی یکی از چشم ها و ناراحتی قلبی و... خواهرم یه مدتی مجبور میشه به شدت ازشون مراقبت کنه.توی اون مدت براشون سخت میگذشت چون از اونجایی که شوهرش بازنشست میشه مشکلات مالی رو هم باید به اینها اضافه کرد.

    توی اون شرایط شوهر خواهرم طی یه دعوایی که باش داشت بش میگه که بره گمشه خونه باباش و غیره و غیره....

    خواهرم تمام مدت زندگی صورتشو با سیلی سرخ میکرده و هیچکس حتی ذره ای از مشکلاتشون رو احساس نکرده حتی بچه هاشون حتی من که خیلی باش صمیمیم ... اون عادت داشت همه چی رو مسکوت نگه داره و کوتاه بیاد . اما این براش خیلی سنگین بود که بعد از اینهمه سال پاداشش این باشه....خیلی بش فشار میومد. من بش دلداری میدادم و گفتم شاید بیماری به شوهرت داره فشار میاره و افسرده شده که میبینه اینقدر ناتوان شده و تو داری ازش پرستاری میکنی.

    درست بود. شوهرش از دست بیماری خودش خسته بود اما سر خواهرم خالی کرد. خواهرم مثل همیشه صبر و حوصله بخرج داد و بعد شوهرش توی آشتی بش میگه که بخاطر رژیم سختی که رعایت میکنه عصبی بوده و ازش عذرخواهی میکنه....


    میخواستم بگم فرصت بدید شاید همسرتون عصبانی بوده. به قول معروف تو دعوا که حلوا خیرات نمیکنن. میدونم براتون گذشت سخته اما اگه این حرفی که زده حرف دلش نبوده زیاد خودتون رو آزار ندید. نشنیده بگیرید. حالا شده بخاطر دخترای گلتون.
    پاسخ با نقل و قول

  18. طلاق از همسرم بعد از 17 سال زندگی  سپاس شده توسط m1392,Maryam313,rahe shab

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •