تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بازی مشاعره مشروط زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:جزیره
آخرین ارسال:سلماء
پاسخ ها 94

صفحه‌ها (10): صفحه 4 از 10 نخستنخست ... 23456 ... آخرینآخرین

بازی مشاعره مشروط

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    سلماء آواتار ها
    مادر بزرگ نگو برام که پیر و ناتوون شدی

    نگو یه روز بهار بودی روز دیگه خزون شدی


    مادر بزرگ نازنین چشم و چراغ خونه ای

    هنوز مثل جوونی هات رنگ گلای پونه ای

    یه تار موت و به خدا به صد تا دنیا نمی دم

    یه شب روی حصیر باشم با تو به فردا نمی دم

    مادر بزرگ مادربزرگ قربون جانماز تو

    تو گوشمه صدای اون راز تو و نیاز تو

    مادربزرگ مهربون چشم و چراغ خونه ای

    هنوز مثل جوونی هات رنگ گلای پونه ای

    نفر بعدی با " پرواز"
    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,مهرسا62,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,تیرا,ترنّم

  3. ارسال:32#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    پرواز رو گفته بودیم سلماء جان

    منم آن مرغ آن مرغی که دیریست

    به سر اندیشه ی پرواز دارم

    سرود ناله شد در سینه ی تنگ

    به حسرت ها سرآمد روزگارم
    با کلمه ی شقایق



    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  4. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری,تیرا,ترنّم,جزیره

  5. ارسال:33#
    جزیره آواتار ها
    اهل کاشانم.
    پیشه‌ام نقاشی است :
    گاه‌گاهی قفسی می‌سازم با رنگ، می‌فروشم به شما
    تا به آواز شقایق که در آن زندانی‌ست
    دل تنهایی‌تان تازه شود
    نفر بعد با کلمه محراب
    پاسخ با نقل و قول

  6. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,تیرا,ترنّم,سلماء

  7. ارسال:34#
    ویونا شاکری آواتار ها
    در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
    از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد


    با کلمه ی سجاده
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  8. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,کوثر حبیبی,تیرا,ترنّم,جزیره,سلماء

  9. ارسال:35#
    جزیره آواتار ها
    من مسلمانم
    قبله ام یک گل سرخ
    دشت سجاده من
    من وضوباتپش بنجره هامیگیرم
    نفربعدباکلمه شب قدر
    پاسخ با نقل و قول

  10. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,کوثر حبیبی,تیرا,ترنّم,سلماء

  11. ارسال:36#
    سلماء آواتار ها
    دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب، آب حیاتم دادند
    چه مبارك سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر كه این تازه براتم دادند

    نفر بعدی با " لعل "
    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  12. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,کوثر حبیبی,تیرا,ترنّم

  13. ارسال:37#
    جزیره آواتار ها
    اگردشنام فرمایی وگرنفرین ثناگویم
    جواب تلخ میزیبدلب لعل شکرخارا
    نفربعدبا عبادت
    پاسخ با نقل و قول

  14. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,کوثر حبیبی,تیرا,ترنّم

  15. ارسال:38#
    ترنّم آواتار ها
    تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است
    ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
    .
    .
    ...
    ماه عبادت است و من با لب روزه دار از این
    قول و غزل نوشتنم، بیم گناه کردن است
    شهریار

    بعدی با
    "روسری"
    پاسخ با نقل و قول

  16. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,کوثر حبیبی,تیرا,سلماء

  17. ارسال:39#
    تیرا آواتار ها
    دست‌هایت روسری را از وسط تا می‌کند
    این مثلث در مربــع سخت غوغـــا می‌کند


    مثل یک منشور در برخورد با نور سفید
    روسری، رویِ سرِ تو رنگ پیدا می‌کند


    سبز، قرمز، سرمه‌ای، فرقی ندارد رنگ‌ها
    صورت ِ تـــو روسری‌ها را چـه زیبا می‌کند !


    می‌شود هر تار مو یک «شب» ولی یک روسری
    ایــن همه شب را چطوری در دلش جا می‌کند؟


    باد می‌ریزد بــه دورت حسرتِ تلـــخ مرا
    باد روزی روسری را از سرت وا می‌کند





    کلمه بعد :
    جانماز







    پاسخ با نقل و قول

  18. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,کوثر حبیبی,ترنّم,جزیره,سلماء

  19. ارسال:40#
    ترنّم آواتار ها
    شاعر شعر قبل: رامین عرب نژاد
    بسیار زیبا بود . . .

    به جای زاهدان با
    جانماز و شانه در مسجد
    نشستم با شراب و شاهد و پیمانه در مسجد

    نشستم با همه بدنامی ام نزدیک محرابی
    بنا کردم کنار منبری میخانه در مسجد

    موذن گفت حد باید زدن این رند مرتد را
    مکبر گفت می آید چرا دیوانه در مسجد

    دعاخوان گفت کفر است و جزایش نیست کم از قتل
    به جای ختم قرآن خواندن افسانه در مسجد

    همه در خانه ی تو خانه ی خود را علم کردند
    کمک کن ای خدا من هم بسازم خانه در مسجد

    اگر گندم بکارم نان و حلوا می شود فردا
    به وقت اشکباری چون بریزم دانه در مسجد

    اگر من آمدم یک شب به این مسجد از آن رو بود
    که گفتم راه را گم کرده آن جانانه در مسجد

    دلم می خواست می شد دور از این هوها ، هیاهوها
    بسازم زیر بال یاکریمی لانه در مسجد

    شاعر : علیرضا قزوه

    بعدی با "قم"(
    شهر قم)
    پاسخ با نقل و قول

  20. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,کوثر حبیبی,تیرا,جزیره,سلماء

صفحه‌ها (10): صفحه 4 از 10 نخستنخست ... 23456 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •