تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بازی مشاعره مشروط زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:جزیره
آخرین ارسال:سلماء
پاسخ ها 94

صفحه‌ها (10): صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 678910 آخرینآخرین

بازی مشاعره مشروط

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:71#
    piroo آواتار ها
    سلام ای شب معصوم!
    سلام ای شبی که چشم‌های گرگ‌های بیابان را
    به حفره‌های استخوانی ایمان و اعتماد بدل می‌کنی
    و در کنار جویبارهای تو، ارواح بیدها
    ارواح مهربان تبرها را می‌بویند
    من از جهان بی‌تفاوتی‌ فکرها و حرف‌ها و صداها
    می‌آیم
    و این جهان به لانه‌ی ماران مانند است
    و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی‌ست
    که همچنان که ترا می‌بوسند
    در ذهن خود طناب دار ترا می‌بافند.

    نفر بعدی با زن
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  2. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,تیرا,ترنم خانووم,سلماء

  3. ارسال:72#
    سلماء آواتار ها
    زن خوب فرمانبر پارسا

    کند مرد درویش را پارسا


    نفر بعد با " صفا "
    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  4. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,تیرا,ترنم خانووم

  5. ارسال:73#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    از صفای ضریح دم نزنید

    حرفی از بیرق و علم نزنید

    گریه های بلند ممنوع است

    روضه ممنوع، سینه هم نزنید

    کربلا رفته ها کنار بقیع

    حرفی از صحن و از حرم نزنید

    زائری خسته ام نگهبانان

    به خدا زود می روم، نزنید

    کودکی داد زد کنار بقیع

    تازیانه به مادرم نزنید



    غربت ما بدون خاتمه است

    مادر ما همیشه فاطمه است



    کاش درهای صحن وا می شد

    شوق در سینه ها به پا می شد

    کاش با دست حضرت مهدی

    این حرم نیز با صفا می شد

    کاش با نغمه ی حسین حسین

    این حرم مثل کربلا می شد

    در کنار مزار امّ بنین

    طرحی از علقمه بنا می شد

    چار تا گنبد طلایی رنگ

    چار تا مشهد الرضا می شد



    این بقیعی که این چنین خاکیست

    رَشک پروازهای افلاکیست



    در هوایش ستاره می سوزد

    سینه با هر نظاره می سوزد

    هشت شوال آسمان لرزید

    دید صحن و مناره می سوزد

    این حرم مثل خانه ی زهراست

    که در اینجا دوباره می سوزد

    این حرم مثل خیمه ی زینب

    که در اوج شراره می سوزد

    سالها بعد قدری آن سو تر

    چند قرآن پاره می سوزد

    نفر بعد با یقین
    ویرایش توسط کوثر حبیبی : 2014_08_02 در ساعت 01:54
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  6. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری,تیرا,ترنم خانووم,جزیره,سلماء

  7. ارسال:74#
    ترنم خانووم آواتار ها
    شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد



    بنده طلعت آن باش که آنی دارد




    شیوه حور و پری گر چه لطیف است ولی



    خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد




    چشمه چشم مرا ای گل خندان دریاب



    که به امید تو خوش آب روانی دارد




    گوی خوبی که برد از تو که خورشید آن جا



    نه سواریست که در دست عنانی دارد




    دل نشان شد سخنم تا تو قبولش کردی



    آری آری سخن عشق نشانی دارد




    خم ابروی تو در صنعت تیراندازی



    برده از دست هر آن کس که کمانی دارد




    در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز



    هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد




    با خرابات نشینان ز کرامات ملاف



    هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد




    مرغ زیرک نزند در چمنش پرده سرای



    هر بهاری که به دنباله خزانی دارد




    مدعی گو لغز و نکته به حافظ مفروش



    کلک ما نیز زبانی و بیانی دارد


    نفر بعدی با "
    خواهر"





    قربونت برم خـــدا ... چقدر غریبی رو زمین
    پاسخ با نقل و قول

  8. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,تیرا,جزیره,سلماء

  9. ارسال:75#
    سلماء آواتار ها
    هرکس که ندارد به جهان نعمت خواهر -- افسوس که تنها بود و بی کس و یاور

    در موقع تنگی و بلا محنت و سختی -- یک خواهر دلسوز به از یک صف لشکر

    هم رونق کاشانه و هم نعمت ورحمت -- دلسوز برادر بود و حامی مادر

    خواهر اگر از درد و غم خویش صبور است -- حاضر نبود خار رود پای برادر

    چون شمع شود آب و به اطراف دهد نور -- پروانه صفت بر جگر خود زند آذر

    دوران خوشی با پدرش هست چه کوته -- کوتاه تر از عمر گل و میوه نوبر

    تحت قدم مادر اگر باغ بهشت است -- از قول محمد(ص) تو بخوان ارزش مادر

    در روی زمین نزد پدر مثل ندارد -- یک موی سرش با همه دنیاست برابر

    هر کس دل خواهر شکند رحم ندارد -- بی رحم شفاعت نشود در صف محشر

    از بس که بها داده خدا بر زن و دختر -- نازل شده در منزلتش سوره کوثر

    خواهی شوی آگاه ز دلسوزی خواهر -- یادی تو ز زینب کن و شاهنشه بی سر

    هر لحظه کنم شکر به درگاه الهی -- زیرا که خدا داده به من دختر و خواهر



    نفر بعد با " گندم زار "
    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  10. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,تیرا,ترنم خانووم

  11. ارسال:76#
    ترنم خانووم آواتار ها
    گفته بودم زندگي زيباست

    گفته و ناگفته اي بس نكته ها كاينجاست

    آسمان باز

    آفتاب زر

    باغهاي گل

    دشت هاي بي در و پيكر

    سر برون آوردن گل از درون برف

    تاب نرم رقص ماهي در بلور آب

    بوي خاك عطر باران خورده در كهسار

    خواب
    گندمــزارها در چشمه مهتاب

    آمدن رفتن دويدن

    عشق ورزيدن

    در غم انسان نشستن

    پا به پاي شادماني هاي مردم پاي كوبيدن

    كار كردن كار كردن

    آرميدن

    چشم انداز بيابانهاي خشك و تشنه را ديدن

    جرعه هايي از سبوي تازه آب پاك نوشيدن

    گوسفندان را سحرگاهان به سوي كوه راندن

    همنفس با بلبلان كوهي آواره خواندن

    در تله افتاده آهوبچگان را شير دادن

    نيمروز خستگي را در پناه دره ماندن

    گاه گاهي

    زير سقف اين سفالين بامهاي مه گرفته

    قصه هاي در هم غم را ز نم نم هاي باران شنيدن

    بي تكان گهواره رنگين كمان را

    در كنار بان ددين

    يا شب برفي

    پيش آتش ها نشستن

    دل به روياهاي دامنگير و گرم شعله بستن

    آري آري زندگي زيباست




    نفر بعدی با "
    بــــرادر"
    قربونت برم خـــدا ... چقدر غریبی رو زمین
    پاسخ با نقل و قول

  12. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,تیرا,سلماء

  13. ارسال:77#
    جزیره آواتار ها
    برادرپشت برادر برادرزاده هم پشت
    درخت بی برادرکی کندرشد؟
    بعدی با میخانه
    پاسخ با نقل و قول

  14. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,تیرا,سلماء

  15. ارسال:78#
    سلماء آواتار ها
    ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی

    خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا میکنی

    از تیر کجتابی تو آخر کمان شد قامتم

    کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا میکنی

    ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را

    با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا میکنی

    با چون منی نازک خیال ابرو کشیدن از ملال

    زشت است ای وحشی غزال اما چه زیبا میکنی

    امروز ما بیچارگان امید فردائیش نیست

    این دانی و با ما هنوز امروز و فردا میکنی

    ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن

    در گوشه میخانه هم ما را تو پیدا میکنی

    ما شهریارا بلبلان دیدیم بر طرف چمن

    شورافکن و شیرین سخن اما تو غوغا میکنی

    "شهریار "




    نفر بعدی با "راهزن "
    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  16. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,تیرا,جزیره

  17. ارسال:79#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد ---------- شعری بخوان که با او رطل گران توان زد
    بر آستان جانان گر سر توان نهادن ---------- گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
    قد خمیده ما سهلت نماید اما ---------- بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد
    در خانقه نگنجد اسرار عشقبازی ---------- جام می مغانه هم با مغان توان زد
    درویش را نباشد برگ سرای سلطان ---------- ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد
    اهل نظر دو عالم در یک نظر ببازند ---------- عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد
    گر دولت وصالت خواهد دری گشودن ---------- سرها بدین تخیل بر آستان توان زد
    عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است---------- چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد
    شد
    رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست---------- گر راه زن تو باشی صد کاروان توان زد
    حافظ به حق قرآن کز شید و زرق بازآی ---------- باشد که گوی عیشی در این جهان توان زد

    با کلمه ی قبرستان
    ویرایش توسط کوثر حبیبی : 2014_08_06 در ساعت 00:54
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  18. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری,تیرا,سلماء

  19. ارسال:80#
    ترنم خانووم آواتار ها
    نمیخواهم کسی با یار دلبندم سخن گوید

    اگرچه قاصدمن باشد و پیغام من گوید

    نمیخواهم به
    قبرستان رود این یار دلبندم


    که ترسم مرده ای برخیزد وبا او سخن گوید.....


    نفر بعدی با "
    بیکار"

    قربونت برم خـــدا ... چقدر غریبی رو زمین
    پاسخ با نقل و قول

  20. بازی مشاعره مشروط  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,تیرا,سلماء

صفحه‌ها (10): صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 678910 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •