تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




هر کاری میکنم بازم رابطه ام بانامزدم خراب میشه چکار کنم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مونیکا
آخرین ارسال:samin66
پاسخ ها 6

هر کاری میکنم بازم رابطه ام بانامزدم خراب میشه چکار کنم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    من مدتو3 سال از اشناییم با نامزدم میگذره. و حدود یکماه هست که باهم به توافق رسیدیم که نامزد کنیم . در طول این 3 سال مشکلات بین فردی زیادی داشتیم که بیشتر اوقات باعث بحث میان ما میشد.
    نامزدم همیشه از من میخواست ادم محکمی باشم و احساسات بخرج ندم اما این مشکل بعد از سه سال هنوز هم هست.
    برای اینکه بهتر بتونیید منرا راهنمایی کنید مثالی میگم. نامزد من هر یک ماه یکبار میاد خونه و در شهر دیگری کار میکند و ما ماهی یکبارفقط دوساعت همدیگرو میبینیم و در طول ماه فقط با تلفن یا چت باهم در ارتباطیم. نامزد من با خانواده اش خیلی اختلاف داره و هربار که همدیگرو میبینیم قبل از دیدارمون با خانواده اش دعوا کرده و وقتی باهم هستیم بیشتر با سکوت یا اخم اون میگذره و اگه من هم کاری کرده باشم که باب میلش نباشه که این سکوت تبدیل به اعتراض یا ایراد میشه
    چندبار هم بهش گفتم که لاقل وقتی همدیگرو میبینیم خیلی چیزارو فراموش کن و بذار بهمون خوش بگذره اما میگه نمیتونم
    همین باعث میشه من ناراحت بشم و رفتارم تغیر کنه وشروع کنم به غر زدن و یا بیشتر تماس تلفنی بگیرم و این باعث میشه نامزدم تصور کنه احساسی یا وابسته ام
    ازم میخواد تحملم بیشتر باشه اما نمیتونم با این رفتار تحمل کنم
    مشکل دیگه اینکه بخاطر پس زمینه ای که از سالها قبل از خانواده من داره ینی خانواده منو کاملا میشناسه دایمگبمن میگه مستقل از خانواده ات باش. برای خودت باش. بیشتر از اوقاتت استفاده کن. سفر برو و ... و کلا مستقل باش.
    ولی منگچون هم به خانواده ام وابسته ام وهم خانواده ام کمی حساسن نمیتونم اینقدر که اون میخواد مستقل باشم
    ی مشکل دیگه هم که دارم اینه که یکی از اشنایان من واسطه این اشنایی بوده و ایشان ده سالداز من بزرگتر هستند و خانم هستند و از نامزدم هم بزرگترند و مستقل از خانواده خودش زندگی میکنند نامزدم خیلی ازش طرفداری میکنه و من جرات ندارم از اون خانم حرفی یا گله ای کنم فورا به من میگه خودخواه هستی چرا دستشو نمیگیری چرا با وجودی که ماشین داری میری براش خرید کنی . نمیدونم چکار کنم تاحالا بخاطر اینکه به این خانم کمک نکردم چندبار باهم دعوا کردیم. نامزدم اصلا نظر بدی به ایشون ندارن و مثل خواهر بزرگتر برای هردوی ماست ولی شده ی معضل برای رابطعه ما
    من از شما میخوام کمکم کنید احساسم کم بشه و نامزدم به من وابسته تر بشه و باعث شه بیشتر به من محبت و توجه کنه و دایم در فکر مشکلاتش نباشه و
    ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    سلام مونیکای عزیز

    به همیاری خوش اومدی عزیزم

    میتونم بپرسم نامزدیتون به چه صورتیه؟ عقد کرده هستین؟

    چند سالتونه؟

    و اختلاف سنی تون با نامزدتون چند ساله؟

    مشکل همسرتون با خانواده اش در مورد چه موضوعی هست ؟ یا در ارتباط با زندگی شما هم هست؟

    اینکه ایشون بهتون پیشنهاد میدن که مستقل باشین و مسافرت برین و ..... منظورشون این هست که تنها اینکارو بکنید؟

    در مورد اینکه به اون فامیلتون هم کمک کنید آیا شما رو مجبور به این کار میکنه یا ازتون درخواست کینه؟

    شما چرا کمک نمیکنید؟
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  3. هر کاری میکنم بازم رابطه ام بانامزدم خراب میشه چکار کنم  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,samin66

  4. ارسال:3#
    باسلام و تشکر
    من 30 و ایشان 32
    ما هنوز عقد نکردیم

    من از اختلاف ایشان با خانواده شان خبر ن ارم چون هر زمان که میپرسم جوابش سکوه هست یا اینکه چیزی نیست اگه میشد میگفتم

    ایشان میگویند یا تنها مسافرت برو یا اینکه بامن مسافرت بیا . اینقد به خانواده وابسته نباشم . خودم تصمیم بگیرم و این در صورتی هست که من خودم تنام تصمیمات زندگیمو میگیرم. منگشاغلم اما ایشان از من انتظار ارد که من علاوه بر کارم ساعات اضافی را کلاس خصوصی داشته باشم در صورتی که من ونامزوم اصلا نیاز مالی نداریم
    چرا با مادرت خرید میری تمام لباسهایی که میپوشی طبق سلیقه مادرت هست چرا از ماشینت استفاده نمیکنی و با تاکسی و اژانس رفت و امد میکنی از تمکاناتت استفاده نمیکنی
    من اگر کاری هم انجام نمیدم مثلا رانندگی نمیکنم چون دوست دارم با ارامش باشم رانندگی برام استرس زا هست. اگه با مادرم خرید میرم چون برای خرید لباس باید یکی بامن باشه تنها که نمیشه بیرون رفت و ب لازمه وقتی ی جایی برای پرو لباس میری ی خانم باهات باسه ببخشید که راحت مینویسم اما خواستم منطق خودمو از کارام بگم که با منطق نامزدم خیلی فاصله داره
    در مورد اون خانم هم ایشان اصرار دارند که بهشون کمک کنم اجباری در کار نیست اما ایشان فکر میکنن من وری تربیت شدم که خودخ اهم و از همه دوری میکنم تا مبادا منفعتم به خطر بیفتد درصورتیکه اینطور نیست شرایط زندگی خانوارگی من طوری هست که نمی توتنم بیشتر ازین به اطرافیانم رسیدگی کنم
    دایم مثل پدرهایی که با بچه هایشان رفتار میکنند بامن رفتار میکند
    دوست دارو من مانند او یا الگوهای رفتاری ذهنی او رفتار کنم
    و این داره منو زده میکنه
    ممنونم از توجه شما
    پاسخ با نقل و قول

  5. هر کاری میکنم بازم رابطه ام بانامزدم خراب میشه چکار کنم  سپاس شده توسط کوثر حبیبی

  6. ارسال:4#
    samin66 آواتار ها
    سلام دوست عزیز؛
    برای بنده هم چند تا سوال پیش اومده:
    اینکه از اول آشنایی شما، برخورد ایشون اینجوری بوده؟ اگه آره پس چه جوری سه سال با هم بودید؟
    نظر خانواده هاتون درباره این آشنایی چیه؟
    و اینکه چقدر درباره خانواده ایشون اطلاعات دارید؟
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  7. هر کاری میکنم بازم رابطه ام بانامزدم خراب میشه چکار کنم  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,niloofarabi,کوثر حبیبی

  8. ارسال:5#
    سلام
    از اول اشنایی به دلیل شرایطی که اشنایی ا داشت و اختلاف سلیقه هامون و تفاوت تربیتی ما که خانواده من از خانواده ایشون از نظر اجتماعی و مالی و فرهنگی بالاتر است باهم اختلاف داشتیم
    اما به دلیل اینکه ایشان خیلی به من علاقه داشتند و علاقه شون هم برمیگرده با چند سال قبل از صحبت جدی در مورد ازدواج تا الان خیلی مسایل دا باهم حل کردیم.
    خانواده مون با ما کاری ندارند یعنی همه چیز به عهده خودمون هست
    من خودم هم دوست ندارم از مسایل بین ما خانواده ها مطلع باشند
    قبل از نامزدی ده سال پیش خانواده های همدیگرو میشناختیم
    مشکل عمده ما بر سر عدم قاطعیت من هست من ادم دل نازک و دل رحمی هستیم و ایشان میگویند که باید حتی در برخورد با من هم قاطع و بعضی اوقات خشن و محکم باشی اما من نمیتونم خیلی تمرین میکنم اما ی جاهایی از دستم در میره و مهربون میشم
    پاسخ با نقل و قول

  9. هر کاری میکنم بازم رابطه ام بانامزدم خراب میشه چکار کنم  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392

  10. ارسال:6#
    samin66 آواتار ها
    هر مردی دوست دارد که همسری داشته باشد که قاطع و با عزم راسخ باشد و توانایی مدیریت یک خانواده را داشته باشد. اما گاهی این مورد در بعضی مردان، تشدید میشود و بیش از اندازه دوست دارند که همسرشان این گونه باشد. افراط و تفریط در همه زمینه ها، امری نادرست هست. دلایلی مختلفی وجود دارد که بعضی مردان در این امر زیاده روی می کنند. یکی از این دلایل ممکن است این باشد که این مرد خانوم هایی را دیده (حتی ممکن است خواهر یا مادر یا یکی از نزدیکانش) که به علت نداشتن استقلال مشکلاتی در خانواده برایشان ایجاد شده و یا حتی برعکس. خانوم هایی را دیده که به علت استقلال و قاطعیت زیاد مشکلات بسیاری را کنار زده اند. و اینگونه در ذهن مرد شکل گرفته که اگر همسر بنده اینگونه باشد خیلی خوب است و این مورد را مرد؛ آنقدر در ذهنش پرورش داده که حالت افراطی گرفته است.
    بهتر است گام اول را از خودتان شروع کنید. با خودتان روراست باشید و رفتارتان را کامل مورد بررسی قرار دهید و ببینید آیا کاملا حق را به خودتان می دهید! ببینید آیا در طول سالیان (حتی زمانی که با این آقا آشنا نبودید) این زود رنجی برایتان مشکل ساز شده بود یا نه و تا چه اندازه. وقتی این مسئله کامل برایتان روشن شد با ایشان صحبت کنید. البته دقت کنید که صحبت کردن شما حتما یک زمان درست باشد. یعنی مثلا وقتی که ایشان یا حتی خود شما عصبانی یا نارحت از موضوعی هستید در این باره صحبت نکنید. موقع مناسب را انتخاب کنید و سپس با ایشان صحبت کنید. صحبتی کاملا منطقی. بگویید که با خودتان فکر کردید و متوجه شدید که بله تا حدودی حق را به وی می دهید اما یه جاهایی هم حق باشماست. بگویید سعی میکنم تغییر کنم البته در جاهایی که فکر میکنید حق با خود شماست نه نامزدتان. سپس نمونه هایی که حق با ایشان هست و همچنین موارد برعکس را با هم صحبت کنید و قبل صحبت هم به همدیگر قول دهید که بسیار منطقی برخورد میکنید و از عصبانیت و بخث های بیخود پرهیز می کنید.
    بگویید که من هم زندگیم را دوست دارم و تمایل دارم مشکلاتش را با گفتگوی منطقی حل کنم و حتی لازم شد به یک مشاور حضوری مراجعه میکنیم.
    ان شالله موفق باشید.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  11. هر کاری میکنم بازم رابطه ام بانامزدم خراب میشه چکار کنم  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,niloofarabi

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •