تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج


نظرسنجی: تنهایی، بیماری یا آرامش؟



تنهایی، آرامش یا بیماری؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:jj_fokoli
آخرین ارسال:clinical psychologist
پاسخ ها 9

تنهایی، آرامش یا بیماری؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    jj_fokoli آواتار ها
    سلام
    من چند ساله که توی 1 خونه با خونوادم زندگی میکنم ولی یک اطاق جدا جایی از خونه که صدا نمیره نشستم. روزی 1 ساعت هم خونوادم رو نمیبینم.
    من قبلا ورزش رزمی خیلی خشن در سطح حرفه ای کار میکردم و مقام کشوری هم دارم. و حتی یک بار با پدرم توی اون سنین پایین درگیر شدم و خونوادم رو حتی به مدت 2 روز از خونه انداختم بیرون. الان 4-5 سال میشه که من اطاقم رو جدا کردم. نمیدونم چرا اینجوری شدم. الانم به تنهایی عادت کردم. خیلی هم دوس دارم این فضا رو. من خیلی زود عصبانی میشم. ولی همیشه توی خودم میریزم. چون اصلا جالب نمیشه اگه خشمم رو نشون بدم. من کلا توی عمرم 2 بار از خشونت استفاده کردم که 1 بارش هم توی سربازی بود.
    این رو هم بگم که من رفتارم بیرون از خونه خیلی اجتماعیه. شما نمیتونید باور کنید من با چه انسان های غیر قابل تحملی صحبت میکنم که همه ازشون فرارین(کسایی که اختلال روانی یا جسمانی دارند) و اصلا هم ناراحت نمیشم و مثل 1 فرد معمولی میمونن واسم.
    نمیدونم چرا لج کردم و توی خونه با همه بد رفتاری میکنم. رفتارهای مادرم واسم غیر قابل تحمله. با پدرم همیشه با دعوا صحبت میکنم. حالا به نظرتون من مشکلم چیه و باید چکار کنم؟ البته این رو بگم که من از این وضعیت راضیم. چون نمیخوام کسی عصبانیم کنه.
    من حتی توی کوچه رفیقم یک بار یکی بهم کتک زد ولی ترسیدم بزنمش.
    پاسخ با نقل و قول

  2. تنهایی، آرامش یا بیماری؟  سپاس شده توسط نرگس

  3. ارسال:2#
    با سلام و عرض ادب
    امکانش هست بفرمایید این حس تنهایی و لذت بردن ازش حدودا کی در شما شکل گرفت؟
    در رابطه با اینکه گفتید ورزش رزمی کار کردید و سابقه درگیری هم داشتید یکی از اختلافاتی که بین روان شناسان هست همین بحث پالایش پرخاشگری به صورت قابل قبول و مورد تایید در جامعه است. مثل رفتن به یک رشته رزمی برای کنترل خشم و بروز ان به شکل قابل قبول که بعضی از روان شناسان معتقدند که شرکت در ورزش های رزمی و خشن به جای تعدیل کردن آن باعث پرخاشگری و خشم بیشتر میشه.
    مطمئنا یکی از دلایل درگیری شما در سنین پایین با پدر هم میتونه تاثیر گرفتن شما از این رشته رزمی باشه.
    من به شخصه با رفتن بچه ها به رشته های رزمی مخالفم!
    در رابطه با عصبانیت شما باید یکم تلاش کنید تا آستانه تحمل خودتان را بالاتر ببرید که برای این کار هم توصیه هایی در دین و در روان شناسی شده که به وقتش با هم مرور خواهیم کرد.
    اینکه سعی میکنی بریزی تویه خودت و خشمت را بروز ندی که باعث آسیب رسیدن به کسی نشه را درک میکنم و این نشان از وجدان اخلاقی بالای شما داره اما یادتان باشه که خود خوری کردن و ریختن تویه خودت بالاخره یک روزی کاسه صبرت را لبریز میکنه و مثل فنری می ماند که اون را ارام ارام جمع کنی و یهو ولش کنی.
    توصیه من به شما در این زمینه این هست در چنین شرایطی سعی کنید محیط را ترک کنید.چراکه اولویت ما این هست که به خودت و کسی آسیبی وارد نکنی.
    می تونید برای چند ساعتی برید بیرون و قدم بزنید و درباره علت های ایجاد بحث و جدل فکر کنید و ببینید یه عواملی در ایجادش نقش داشته و چقدر تو و چقدر اطرافیان در ایجاد ان نقش داشتید.
    پیاده روی خیلی در این زمینه موثر هست.
    اگر امکانش هست بیشتر توضیح بدید که در چه مواردی با پدر و خانواده درگیری و بحث و جدل دارید.
    در رابطه با اجتماعی بودن هم باید بگم که یکی از ملاک های سلامت روان داشتن حضور فعال در اجتماع و گروه های اجتماعی هست که در این مورد بهتون توصیه میکنم با دقت بیشتری این گروه ها را انتخاب کنید. توانایی رابطه برقرار کردن با دیگران خیلی خوب هست اماافراد نرمال و از نظره جامعه مورد تایید.
    مطمئنا این افرادی که شما نام بردید دارای روابط اجتماعی قوی ای نیستند و مشارکت قوی ای در جامعه ندارند و گروه اول من را یکم نگران میکنه.
    در رابطه با متن آخرتون هم باید بگم این خیلی خوبه که دوست ندارید با کسی درگیر بشید چراکه ما انسان هستیم و حیوان نیستیم که سره قلمرو و جفت و غذا و... بخوایم باهم درگیر بشیم. امروزه هم عصر، عصره گفتگو هست.
    اما یادتان باشد که این باعث نشه نتونید در آینده حق خودتون را از دیگران بگیرید.
    من علت اون دعوا را نمیدانم ولی باید سعی کنید اگر کسی چیزی را به شما تحمیل میکنه و یا خواسته ای از شما داره که قابل قبول نیست با گفتگو حلش کنید و اگه اون کسی که با شما درگیر شدند و کتکتون زدند ادم مریضی هستند که آزار دارند باید ولش کنی به حال خودش
    چون آدم مریض اسمش روشه.
    در رابطه با احساس لذت حاصل از این تنهایی نیاز به بررسی بیشتر هست ولی بر اساس تاپیک دیگه ای که از شما دیدم مطمئنا افسردگی در شما وجود داره و افسردگی تنهایی را با خودش به همراه داره و در نتیجه احساس لذت ناشی از این تنهایی.
    یکی از خصوصیات افراد دارای تیپ شخصیتی درون گرا هم همین لذت بردن از تنهایی هست.
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2014_07_07 در ساعت 23:29
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  4. تنهایی، آرامش یا بیماری؟  سپاس شده توسط jj_fokoli,m1392,SHAB,نرگس,کوثر حبیبی

  5. ارسال:3#
    jj_fokoli آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    امکانش هست بفرمایید این حس تنهایی و لذت بردن ازش حدودا کی در شما شکل گرفت؟
    بنده بعد از اون دعوا اینجوری شدم. و بعدشم روی هر دختری که میومد توی زندگیم حساس بودم. آخرشم که میرفتن. با این که با خیلیا رابطه داشتم ولی باز مشکل داشتم با این که یکیشون بره. منم چون زیاد سر و صدا میکردم توی نت و کل و خنده و این جور چیزا اومدم بالا. حالا هم عادت کردم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    اگر امکانش هست بیشتر توضیح بدید که در چه مواردی با پدر و خانواده درگیری و بحث و جدل دارید.
    من مثلا مادرم ازم میپرسه کار آموزی چی شد؟ من مثلا آروم میگم رفتم باید برم فلان جا. بعد میگه فلان جا برو! میگم نمیشه اونجا. استادم گفته نه. بعد میگه وووووی! منم عصبانی میشم میگم به تو چه آخه؟ چیکار داری؟
    با پدرم کمتر بحثم میشه. ولی همیشه با پرخاشگری جوابشو میدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    در رابطه با اجتماعی بودن هم باید بگم که یکی از ملاک های سلامت روان داشتن حضور فعال در اجتماع و گروه های اجتماعی هست که در این مورد بهتون توصیه میکنم با دقت بیشتری این گروه ها را انتخاب کنید. توانایی رابطه برقرار کردن با دیگران خیلی خوب هست اماافراد نرمال و از نظره جامعه مورد تایید.
    مطمئنا این افرادی که شما نام بردید دارای روابط اجتماعی قوی ای نیستند و مشارکت قوی ای در جامعه ندارند و گروه اول من را یکم نگران میکنه.
    من نگفتم با اینها رابطه دارم. فقط گفتم مشکلی ندارم باهاشون حرف بزنم تا اعتماد به نفسشون حفظ بشه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    در رابطه با احساس لذت حاصل از این تنهایی نیاز به بررسی بیشتر هست ولی بر اساس تاپیک دیگه ای که از شما دیدم مطمئنا افسردگی در شما وجود داره و افسردگی تنهایی را با خودش به همراه داره و در نتیجه احساس لذت ناشی از این تنهایی.
    یکی از خصوصیات افراد دارای تیپ شخصیتی درون گرا هم همین لذت بردن از تنهایی هست.
    از اتفاق 17 سالم بود رفتم روانشناس واسه این موضوع و همین رو بهم گفت. البته اون موقع کنترل خشم رو هم بهم گفت. الان کنترل دارم. ولی اون حس داغون افسردگی از بین نرفته.
    راستی اون دعوا هم واسه این بود که با رفیقم بودیم و دم در خونه یکی از دوستان ایستادیم ساعت 11 شب. بعد یکی اومد شروع کرد کتک زدن. شکه شدیم جفتمون. تازه یه کمی که کتک زد یه دختره جیغ میزد ولشون کن. چیکارشون داری؟ منم اروم زدم سر شونش گفتم چی شده؟ بابا اومدیم دم خونه رفیقمون. نگو که زنش بوده و فکر کرده ما بهش چیزی گفتیم.
    در رابطه با کاسه صبرم بگم که بله. ولی خیلی دیر لبریز میشه. ولی اگه اینجوری بشه نمیدونم دیگه چیکار میکنم. هیشکی رو نمیشناسم.
    پاسخ با نقل و قول

  6. تنهایی، آرامش یا بیماری؟  سپاس شده توسط نرگس

  7. ارسال:4#
    سلام و ضمن تشکر از پاسخگویی شما به سوالات
    باید خدمتتون عرض کنم که بحث کنترل خشم شما یک موضوع هست که میشه با یکسری راهکارها سعی کرد که بیشتر کنترلش کرد اما در رابطه با افسردگی شما و با توجه به تاپیکی که من ازش شما دیدم پیشنهاد میکنم شما کماکان با روان شناس خودتون در ارتباط باشید و به ایشون مراجعه کنید
    بنده طبق حرفهای شما و تاپیک دیگه شما متوجه شدم که از نظر روابط اجتماعی فرد خیلی اجتماعی ای نیستید.
    و دوری گزین هستید و از این تنها بودن هم لذت می برید.
    پس شما باید سعی کنید شبکه اجتماعی خودتان را گسترش بدید.
    اینکه با افرادی که گفتید میتونید خوب ارتباط بگیرید خیلی خوبه اما در کنارش اولویت این هست که با سایر افراد نرمال ارتباط بگیرید
    کسایی که شما بهشون اشاره کردید مطمئنا افرادی هستند که حضور فعالی در جامعه ندارند و یه جورایی در این زمینه با شما مشترک هستند.
    برای حضور در اجتماع هم راه های زیادی هست که من معمولا به افراد حضور در کلاس ها و فعالیت های گروهی را پیشنهاد میکنم.مثل ثبت نام در یک کلاس فنی و حرفه ای که مورد علاقه خودتون هم باشه و یا فعالیت پاره وقت در جایی که مربوط به رشته و تخصص شما باشه.
    شما میتونید کم کم سعی کنید در حرفه ای که مرتبط با رشته تون هست فعالیت داشته باشید حتی به صورت پاره وقت و حقوق کم.
    اینکه شما بتونید به استقلال مالی برسید در حل مشکلاتتون موثر خواهد بود.
    و همانطور که گفتم کماکان با روان شناس خودتون در ارتباط باشید. چراکه همه ما گاهی وقت ها نیاز داریم حرفهامون را به کسی که بدون قضاوت به اونها گوش میکنه بگیم.
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  8. تنهایی، آرامش یا بیماری؟  سپاس شده توسط jj_fokoli,m1392,SHAB,نرگس

  9. ارسال:5#
    jj_fokoli آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    سلام و ضمن تشکر از پاسخگویی شما به سوالات
    باید خدمتتون عرض کنم که بحث کنترل خشم شما یک موضوع هست که میشه با یکسری راهکارها سعی کرد که بیشتر کنترلش کرد اما در رابطه با افسردگی شما و با توجه به تاپیکی که من ازش شما دیدم پیشنهاد میکنم شما کماکان با روان شناس خودتون در ارتباط باشید و به ایشون مراجعه کنید
    بنده طبق حرفهای شما و تاپیک دیگه شما متوجه شدم که از نظر روابط اجتماعی فرد خیلی اجتماعی ای نیستید.
    و دوری گزین هستید و از این تنها بودن هم لذت می برید.
    پس شما باید سعی کنید شبکه اجتماعی خودتان را گسترش بدید.
    اینکه با افرادی که گفتید میتونید خوب ارتباط بگیرید خیلی خوبه اما در کنارش اولویت این هست که با سایر افراد نرمال ارتباط بگیرید
    کسایی که شما بهشون اشاره کردید مطمئنا افرادی هستند که حضور فعالی در جامعه ندارند و یه جورایی در این زمینه با شما مشترک هستند.
    برای حضور در اجتماع هم راه های زیادی هست که من معمولا به افراد حضور در کلاس ها و فعالیت های گروهی را پیشنهاد میکنم.مثل ثبت نام در یک کلاس فنی و حرفه ای که مورد علاقه خودتون هم باشه و یا فعالیت پاره وقت در جایی که مربوط به رشته و تخصص شما باشه.
    شما میتونید کم کم سعی کنید در حرفه ای که مرتبط با رشته تون هست فعالیت داشته باشید حتی به صورت پاره وقت و حقوق کم.
    اینکه شما بتونید به استقلال مالی برسید در حل مشکلاتتون موثر خواهد بود.
    و همانطور که گفتم کماکان با روان شناس خودتون در ارتباط باشید. چراکه همه ما گاهی وقت ها نیاز داریم حرفهامون را به کسی که بدون قضاوت به اونها گوش میکنه بگیم.
    منظور بنده رو متوجه نشدین. من نگفتم فقط با اینها ارتباط دارم که! بنده گفتم حتی میتونم با اینها هم ارتباط برقرار کنم. مقلا توی محیط دانشگاه که هستم همه بهم احترام میزارن و همه طرفم میان. منم احترام متقابل میزارم بهشون. فرقی نمیکنه کی باشه. دوستان زیادی دارم. حتی توی محله ای هم که هستیم همه بهم احترام میزارن.
    پاسخ با نقل و قول

  10. تنهایی، آرامش یا بیماری؟  سپاس شده توسط m1392,SHAB,نرگس

  11. ارسال:6#
    jj_fokoli آواتار ها
    باید بگم که همین الان 1 رفتار خشونت آمیز نشون دادم و غذا رو با بهونه گیری الکی ریختم توی چاه فاضلاب و 1 لگد هم به خواهر کوچیکم رو چون رفت توی فاضلاب غدا رو دید و در گوش بابام یه چیزی گفت و ادا در آورد واسم زدم و بابام اگه دستش روم بلند میشد تا سر حد مرگ میزدمش. یه وقتایی فکر این میاد توی سرم که کل اعضای خونواده رو سلاخی کنم و بکشم. این فکرم هم خیلی جدیه. و صحنه توی دهنم زیاد اومده. مثل همین الان. نمیدونم چرا اینجوری میکنم. تصمیم جدی دارم واسه تیکه تیکه کردنشون.
    پاسخ با نقل و قول

  12. تنهایی، آرامش یا بیماری؟  سپاس شده توسط نرگس

  13. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط jj_fokoli نمایش پست ها
    باید بگم که همین الان 1 رفتار خشونت آمیز نشون دادم و غذا رو با بهونه گیری الکی ریختم توی چاه فاضلاب و 1 لگد هم به خواهر کوچیکم رو چون رفت توی فاضلاب غدا رو دید و در گوش بابام یه چیزی گفت و ادا در آورد واسم زدم و بابام اگه دستش روم بلند میشد تا سر حد مرگ میزدمش. یه وقتایی فکر این میاد توی سرم که کل اعضای خونواده رو سلاخی کنم و بکشم. این فکرم هم خیلی جدیه. و صحنه توی دهنم زیاد اومده. مثل همین الان. نمیدونم چرا اینجوری میکنم. تصمیم جدی دارم واسه تیکه تیکه کردنشون.
    سلام دوست عزیز قرار شد از این بعد سعی کنی آستانه تحملت را بالا ببری خودت تویه حرفهات گفتی خواهر کوچیکم.خب خواهر شما مطمئنا از شما کوچیکتره و پختگی و درک و فهم شما را نداره.به نظر میرسه در حاله حاضر ما باید رویه کنترل خشم شما کار کنیم بعد رویه سایر موارد. بببین اولین گام اینه که خودت اراده کنی و بخوای که روی خشمت کنترل داشته باشی. که فکر میکنم این تمایل را داری و خودت هم از چنین رفتارهایی ناراحتی.مرحله دوم این هست که شما باید ببینی علت ایجاد درگیری و اختلاف چیه. بشین و با خودت یه مروری بکن و ببین که چه چیزی باعث شد شما غذا را بریزی دور و به دنبال آن خواهر کوچیکه شما این غذاهای دور ریخته را ببینه و بره به پدرت بگه و....اینها مثل دانه های زنجیر به هم وصله و شما باید سعی کنی این دانه های زنجیر را از هم پاره کنی که اتفاقات بعدش رخ نده.بزرگترین اشتباه شما سرکوب کردن خشمتون هست.همانطور که وقتی یک فنر را آرام آرم فشار بدید و یهو ولش کنید چند متر پرت میشه خشم هم اگر کم کم سرکوب بشه ناگهان مثل یک آتشفشان فوران خواهد کرد و به تمامی آدم های دور و بر و به ویژه خودتون اسیب خواهد زد.من نمیدونم دلیل دور ریختن غذا توسط شما چی بود. اما اگر غذا بد بود، یا شما دوست نداشتید میتونستید به طرز بهتری این نارضایتی خودتون از غذا را اعلام کنید.بهترین راه بروز خشم و عصبانیت به صورت کلامی هست. البته نه اینکه برید فحش و بد و بیراه بدید، نه. بلکه برید با فردی که باعث عصبانیت شما شده صحبت کنید و عصبانیتتون و دلیل اینکه ازش خشمگین هستید را اعلام کنید و البته با لحنی مناسب.صحبت کردن در همان لحظه ی عصبانیت میتونه مشکلات را افزایش بده. به همین دلیل تاکید کردم در مواقع عصبانیت برید بیرون و قدم بزنید و از محیط و محرک هایی که باعث عصبانیت شما میشه برای دقایقی دوری کنید و بعد با کسی که شما را عصبانی کرده صحبت کنید. اینکه میگم با لحنی مناسب و آرام صحبت کنید به این خاطر هست که وقتی شما داد میزنید طرف مقابل هم تن صداش را بالاتر میبره تا شما حرفهاش را بشنوید و در واقع میخواد حاکمیت خودش را به شما ثابت کنه و در نتیجه کار به بحث و جدل میکشه.مطمئن باشید وقتی با مثلا پدرتون آرام صحبت کنید ایشون هم آرام با شما صحبت خواهند کرد. راه حل دیگه این هست که حالت خودتون را عوض کنید. مثلا اگر نشسته اید بلند شید و راه برید اگر ایستاده اید بنشینید و یه وقفه ای را ایجاد کنید و یا یک لیوان آب سرد بخورد و از یک تا ده بشمارید و یا چند نفس عمیق بکشید.نکته بعد اینکه باید قبول کنیم که ما در بعضی مواقع مقصر هستیم و یا حداقل در ایجاد تنش نقش داریم. بنابراین سعی کنید نقش خودتون و سهم خودتون در ایجاد اون تنش و عصبانیت را پیدا کنید و ان را بپذیرید.روش دیگه ای که خیلی جواب میده این هست که یک دفترچه داشته باشید و اتفاقاتی که باعث عصبانیت و خشم شما میشه را در آن بنویسید و یه بار از روش بخوانید و سعی کنید ازش درس بگیرید تا در دفعات بعد اگر چنین شرایطی پیش اومد که ممکنه باعث عصبانیت شما بشه ازش جلوگیری کنید.راه حل بعد این هست که به پیامد خشم و عصبانیتت فکر کن.اینکه میگی گاهی وقت ها دلم میخواد سلاخی کنمشون یکم به این حرفت فکر کن. ممکنه بود پدرت سره کتک زدن خواهرت باهات درگیر میشد و تو خدایی نکرده باهاش درگیری فیزیکی پیدا میکردی و این وسط برای پدرت اتفاقی می افتاد.مطمئنا اگر چنین اتفاقی می افتد پیامد های خیلی بدی برات داشت. و خب خداروشکر پدرت از این موضوع آگاهی داشت که باهات درگیر نشد چون ممکن بود برعکس برای تو این وسط اتفاقی بیوفته.پس به پیامد چنین کارهایی هم فکر کن. تو جوون هستی و جوون ها معمولا از آنجایی که حس استقلال قوی ای درونشون شکل میگیره خیلی وقتها با خواسته های والدینشون مخالفت می کنند و لج بازی میکنند. اما یادت باشه که مطمئنا برای آینده ات برنامه هایی داری و از دست دادن کنترلت میتونه برات سرانجام بدی داشته باشه. ممکنه فردا روز در جامعه سره هرچیزی با کسی درگیر بشی و براش ناخواسته اتفاقی بیوفته که میتونه آینده ات را نابود کنه. پس به پیامد خشم و عصبانیتت هم فکر کن.نکته بعدی سعی کنید انرژی حاصل از عصبانیت خودتان را صرف کاره دیگه ای بکنید و به اصطلاح تغییر مسیر بدید بهش.مثلا وقتی احساس میکنید میخواید با کسی درگیر بشید یا جر و بحث کنید به جاش انرژی خودتون را صرف انجام کارهای شخصی و عقب ماندتون بکنید.اتاقتون را مرتب کنید، کتاب بخونید، ورزش کنید و...در آخر هم سعی کنید رابطه خودتان را با خداوند بهتر کنید و به خداوند توکل کنید و توصیه ها و احادیثی که در رابطه با خشم هست را مطالعه کنید که میتونه بهتون کمک کنه

    به عنوان مثال:
    حضرت محمد(ص):ما تَجَرَّعَ عَبدٌ جُرعَةً اَفضَل عِندَ اللّه مِن جُرعَةِ غَيظٍ كَظَمَها اِبتِغاءَ وَجهِ اللّه ؛

    انسان هيچ جرعه اى ننوشيد كه نزد خدا از جرعه خشمى كه براى رضاى خدا فرو خورد بهتر باشد.
    ----------------------------------------------------------------------------------------------

    اِنَّ الغَضَبَ مِنَ الشَّيطانِ وَاِنَّ الشَّيطانَ خُلِقَ مِنَ النّارِ وَاِنَّما تُطفَأُ النّارُ بِالماءِ فَاِذا غَضِبَ اَحَدُكُم فَليَتَوَضَّ؛

    خشم از شيطان و شيطان از آتش آفريده شده است و آتش با آب خاموش مى شود، پس هرگاه يكى از شما به خشم آمد، وضو بگيرد.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------

    اَلصَّرعَةُ كُلُّ الصَّرعَةِ الَّذى يَغضبُ فَيَشتَدُّ غَضَبُهُ وَيَحمَرُّ وَجهُهُ وَيَقشَعِرُّ شَعرُهُ فَيَصرَعُ غَضَبَهُ؛

    كمال دليرى آن است كه كسى خشمگين شود و خشمش شدّت گيرد و چهره اش سرخ شود و موهايش بلرزد، امّا بر خشم خود چيره گردد

    ------------------------------------------------------------------
    اَلا وَ اِنَّ الغَضَبَ جَمرَةٌ فى قَلبِ ابنِ آدَمَ، اَما رَأيتُم اِلى حَمرَةِ عَينَيهِ وَ انتِفاخِ اَو داجِهِ؟! فَمَن اَحَسَّ بِشَى ءٍ مِن ذلِكَ فَليَلصَق بِالارضِ؛

    بدانيد كه خشم پاره آتشى در دل انسان است. مگر چشمان سرخش و رگ هاى گردنش را [هنگام خشم] نديده اند. هر كس چنين احساسى پيدا كرد، روى زمين بنشيند.
    ------------------------------------------------------------------------------------------------

    امام علی علیه السلام:
    مَن غاظَكَ بِقُبحِ السَّفَهِ عَلَيكَ، فَغِظهُ بِحُسنِ الحِلمِ عَنهُ؛

    هر كس با زشتىِ سبكسرى تو را خشمگين كرد تو با زيبايى بردبارى او را به خشم آور.
    --------------------------------------------------------------------------------------------------

    خَيرُ النّاسِ مَن اِن اُغضِبَ حَلُمَ وَ اِن ظُلِمَ غَفَرَ وَ اِن اُسى‏ءَ اِلَيهِ اَحسَنَ؛

    بهترين مردم كسى است كه اگر او را به خشم آورند، بردبارى نمايد و چنانچه به او ظلم شود، ببخشايد و چون به او بدى شود، خوبى كند.
    ----------------------------------------------------------------------------------------------

    إِذَا اختَشَمَ المُومِن أَخَاهُ فَقَد فَارقَهُ ؛
    به خشم درآوردن و شرمنده ساختن دوست، مقدمه جدایی از اوست.-

    --------------------------------------------------------------------------------------------

    امام صادق علیه السلام:
    مَن کَفَّ غَضَبَهُ سَتَرَ اللهُ عَورَتَهُ؛

    کسی که جلوی خشمش را بگیرد خداوند نقصها و کاستی های او را می پوشاند.

    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2014_07_08 در ساعت 23:19
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  14. تنهایی، آرامش یا بیماری؟  سپاس شده توسط jj_fokoli,m1392,SHAB,نرگس

  15. ارسال:8#
    jj_fokoli آواتار ها
    این همه موارد درست. من خیلی بررسی کردم چرا اینجوری خشمگین میشم. ولی به نتیجه ای نرسیدم. به خدا من درسم خوبه. به جرات میگم توی رشته تحصیلی خودم بهترینم توی اون دانشکده. به خدا همه بهم احترام میزارن. نمیدونم چرا با خونوادم اینجوریم. خونوادم من رو خیلی دوس دارن. نمیدونم دقیقا چی میشه که سر خونوادم خالیش میکنم. زندگیم داره از هم میپاشه. غداهای مامانم حرف نداره. یهو نمیدونم چی شد و چرا بهونه گرفتم.
    پاسخ با نقل و قول

  16. تنهایی، آرامش یا بیماری؟  سپاس شده توسط m1392,SHAB,نرگس

  17. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط jj_fokoli نمایش پست ها
    این همه موارد درست. من خیلی بررسی کردم چرا اینجوری خشمگین میشم. ولی به نتیجه ای نرسیدم. به خدا من درسم خوبه. به جرات میگم توی رشته تحصیلی خودم بهترینم توی اون دانشکده. به خدا همه بهم احترام میزارن. نمیدونم چرا با خونوادم اینجوریم. خونوادم من رو خیلی دوس دارن. نمیدونم دقیقا چی میشه که سر خونوادم خالیش میکنم. زندگیم داره از هم میپاشه. غداهای مامانم حرف نداره. یهو نمیدونم چی شد و چرا بهونه گرفتم.
    سلام
    اینکه میگید در رابطه با عوامل بروزش و علتش به نتیجه ای نرسیدم بالاخره یه دلیلی داشته.حالا از جانب شما یا از جانب دیگران
    و همانطور که گفتم شما نیازه چندین جلسه پیش روان شناس بالینی مراجعه کنید تا علت این خشمگین شدن و از دست دادن کنترل ریشه یابی بشه
    موفق و موید باشید
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  18. تنهایی، آرامش یا بیماری؟  سپاس شده توسط jj_fokoli,m1392,SHAB

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 2014_12_13, 11:48
  2. از خودم بيزار شدم.نداشتن اعتماد به نفس، تنبلی و ترسویی، وسواس فکری...
    توسط نيلوفر در انجمن طرح مشکلات فردی(روانشناسی فردی)
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 2014_03_29, 17:39
  3. روابط فرا زناشویی، نابودگر کانون خانواده
    توسط anahid در انجمن مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_02_26, 11:02
  4. روابط فرا زناشویی، نابودگر کانون خانواده
    توسط anahid در انجمن مقالات آموزشی روانشناختی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_02_26, 11:02
  5. تحمل درد جدایی، یکبار برای همیشه گریه کن!
    توسط ویونا شاکری در انجمن مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_02_10, 09:06

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •