تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شنيدن صداي اشياو.. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ك.ف
آخرین ارسال:ك.ف
پاسخ ها 89

صفحه‌ها (9): صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 56789 آخرینآخرین

شنيدن صداي اشياو..

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:61#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    سلام

    خانم ک.ف و آقای و.ک شما اینجا هستین که از مشاورین راهنمای بگیرین پس اینهمه حالت تدافعی گرفتن عجیب هست

    یک بار هم که شده احساساتتون رو کنترل کنید و به صحبت ها با منطق و عقل گوش کنید و نتیجه بگیرید

    قرار نیست اینجا بیاید و نظرات خودتون رو بگید

    اگر قرار بود طبق خواسته ی خودتون حرکت کنید چه نیازی بود که اینجا موضوعتون رو مطرح کنید ؟ مشاورین همیاری خیلی دارن در مورد شما سعه ی صدر به خرج میدن و باز هم پاسخ شمارو میدن

    چند بار باید به شما گوشزد کنن که کارتون اشتباه بوده و در ادامه هم دارین روند اشتباهی رو طی میکنید؟؟؟

    در ادامه ی صحبت ها به حرف مشاورین گوش کنید و انقدر کارهاتون رو توجیه نکنید

    نشانه ی یک خانم که میتونه با سخت ترین شرایط سازگار بشه یکی اش این هست که با خانواده ی خودش سازگاریش رو حفظ کنه و تابع خواسته های خانواده اش باشه

    شما که عنوان میکنی خانواده مارو درک نمیکنن و سبک فکریشون قدیمی هست، از کجا معلوم فردا روزی نگی که مثلا طرف مقابلم درکم نمیکنه و خودخواهه؟

    در حال حاضر توی همین تاپیک هم دارین با حرف های منطقی و دلسوزانه ی مشاورین سرسختانه برخورد میکنید و حرف ، حرف خودتونه و کاملا مشخصه که نه فردایی از خود گذشتگی از خودتون نشون میدین و نه این رابطه عشق واقعیه

    این حرف گوش نکردن ها رو تموم کنید و اگر به صلاح خودتون علاقه دارین به حرف ها گوش کنید و راه کار ها رو اجرا کنید

    موفق باشید
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  2. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط clinical psychologist,elnaz.t

  3. ارسال:62#
    سلامي دوباره..سلام خانوم حبيبي..ماحالت تدافعي نميگيريم.اماهمانطوركه گفتم موضوع ماراجب درمان همسربودنه راجب قانوني بودن ازدواج ما..شماازكجاميدونيدكه عشقي وجودنداره؟آيااين ازخودگذشتي نيست كه بااين وجودكه ميدونم همسرم.دچارمشكل هستن اين مشكل ممكنه شدت پيداكنه باعث بشه به من هم آسيب بزنن بازهم باهاشون موندم؟خانوم حبيبي آياعشق به اين معنانيست كه نگران دلواپس طرفت بشي براي خوب شدن طرف مقابلت هركاري ازدستت برميادانجام بدي آياعشق اين نيست كه وقتي طرف مقابلت ناراحته توهم ناراحت باشي باشادي اون شادبشي بالبخنداون لبخندبزني باگريه ي اون گريه كني آيااين عشق نيست كه بخواي طرفت تاابدمال خودت باشه همه جوره باهاش كناربياي؟آياعشق اين نيست كه همسرم به خاطرمن شروع به درس خوندن كنه براي كنكورسال بعدكه قبولي اينجاروبياره؟راجب عشق ماديگه قضاوت نكنيدچون من هم خودتم مدتي فكرميكردم عاشق نيستم اماوقتي علائم عشقوخوندم وقتي يكي دوروزازايشون دوربودم نگرانشون شدم هرلحظه تماس ميگرفتم ببينم حالشون خوبه يانه وقتي باگريشون گريه كردم بالبخندشون لبخندفهميدم عاشقم واقعا..آقاي صالحي شماچراجوابي نميديدگفتيدپيگيرمشاورمون هستيد..بازهم ازهمتون متشكرم..بابط گوش دادن حرفاتون هم بايدبگم ماگوش ميكنيم امانه جدايي نه صيغمون غيرقانونيه اماتوحرفاي شماعمقي وجودداره كه شايدمتوجه نشده باشيدخودتون ماعمق حرفاتونوب رداشت ميكنيم الان هم كلي تغييركرديمووضعمون خيلي بهترشدن..آياميدونيدعلت اينكه همسرم قبول كردن برن پيش مشاور چي بوده؟شماازروش خوبي استفاده كرديدباحرفايي كه بهشون ميزنيدحس روكم كني ايشونوروشن كرديدالان ايشون براي اينكه بخ همتون نشون بدن كه ميتونن خوب شن حتي بدون مشاورقرارشده تواين ي سال خودش تلاش كنه چون به گفته خودشون ي مدت چهارماهي خوب شده بودن..اگه تواين ي سال خوب نشدن قرارشده كه سال بعدبيان بريم پيش مشاور..راستي آياازنظرشمااين عشق نيست كه توحوادث خطرناك مثلاآتيش سوزي ياسيلو...ازجون خودت حاضرباشي بگذري فقط همسرتونجات بدي؟راجب درمان همسرم بازهم كمك كنيدجدايي راهكارمانيست جدايي ايشونوبدترميكنن خودشون ميگن الان كه بامن هستن ازقبل خيلي بهترن..آقاي صالحي همواره منتظرجواب شماهستيم باتشكرازهمه دوستان..
    پاسخ با نقل و قول

  4. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط و.ك

  5. ارسال:63#
    وبايداينم بگم معذرت بابط حرفم معذرت اماشماخانوم حبيبي وكساني كه اين حرف شماروموردسپاس قراردادن بايدبگم مشاوراني هستين كه زودخسته ميشين وبراي درمان بيمارتون فقط يك روشوپيش ميگيرينوتوهمون يك روش اصرارميورزيدوبعدش كه ميبينيدبيمارتون همچنان سر حرف خودشون هستن اينگونه باهاشون برخوردميكنيد..به نظرمن يك مشاوره خوب مثل آقاي برزگر وآقاي صالحي وآقاي عزيزي هستند كه براي دذمان بيمارشون وقتي ميبينن ازيك راه نميتونن به سرانجام برسن يك راهه ديگه روپيش ميگيرن وبابيمارشون اينگونه برخوردنميكنن..ازطرفي هم حرف شماخانوم حبيبي وآقاي كلينيك روانشناسان باالناز جون فقط جدايي بود همين يك درمانوپيش گرفتيداما منم گفتم جدايي كارسازنيست چون ازوقتي ايشون بابنده آشناشدن وضعشون خيلي بهترشده خودشون ميگن اگه ازهم جداشيم وضعشون بدترميشه حتي امتحان كرديم اين روش شماروامابه اين نتيجه رسيديم نه تنهاحال ايشون بدترميشه بلكه حال من هم بدترميشه چون ايشونودوست دارم ..من ازجناب برزگر صالحي وعزيزي تشكرميكنم كه براي درمان همسرم راه هاي مختلفي پيش ميگيرن ودرضمن عشق ماروباوركردن مثل شمانگفتن كه ماعاشق نيستيم..وهمچنين ازشون متشكرم كه بانوعي ديگربه نوشته هاي مانگاه كردند ودارن مارودرك ميكنن
    پاسخ با نقل و قول

  6. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط و.ك

  7. ارسال:64#
    آقاي برزگر آقاي صالحي آقاي عزيزي منتظرجواب شماهستيم
    پاسخ با نقل و قول

  8. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط و.ك

  9. ارسال:65#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ك.ف نمایش پست ها
    وبايداينم بگم معذرت بابط حرفم معذرت اماشماخانوم حبيبي وكساني كه اين حرف شماروموردسپاس قراردادن بايدبگم مشاوراني هستين كه زودخسته ميشين وبراي درمان بيمارتون فقط يك روشوپيش ميگيرينوتوهمون يك روش اصرارميورزيدوبعدش كه ميبينيدبيمارتون همچنان سر حرف خودشون هستن اينگونه باهاشون برخوردميكنيد..به نظرمن يك مشاوره خوب مثل آقاي برزگر وآقاي صالحي وآقاي عزيزي هستند كه براي دذمان بيمارشون وقتي ميبينن ازيك راه نميتونن به سرانجام برسن يك راهه ديگه روپيش ميگيرن وبابيمارشون اينگونه برخوردنميكنن..ازطرفي هم حرف شماخانوم حبيبي وآقاي كلينيك روانشناسان باالناز جون فقط جدايي بود همين يك درمانوپيش گرفتيداما منم گفتم جدايي كارسازنيست چون ازوقتي ايشون بابنده آشناشدن وضعشون خيلي بهترشده خودشون ميگن اگه ازهم جداشيم وضعشون بدترميشه حتي امتحان كرديم اين روش شماروامابه اين نتيجه رسيديم نه تنهاحال ايشون بدترميشه بلكه حال من هم بدترميشه چون ايشونودوست دارم ..من ازجناب برزگر صالحي وعزيزي تشكرميكنم كه براي درمان همسرم راه هاي مختلفي پيش ميگيرن ودرضمن عشق ماروباوركردن مثل شمانگفتن كه ماعاشق نيستيم..وهمچنين ازشون متشكرم كه بانوعي ديگربه نوشته هاي مانگاه كردند ودارن مارودرك ميكنن
    سلام
    شما دوست دارید چیزی که میخواید رو بشنوید و مطمئن باشید کسی حرفهایی که شما دوست داشته باشید را نمیزنه
    این تاپیک اگر تا 100 صفحه هم بره هیچ چیز عوض نمیشه چون اون اقا باید حضوری برند پیشه روان پزشک و شما هم باید از راهش وارد بشی
    همه دوستان در رابطه با موضوع تاپیک گفتند باید مراجعه حضوری باشه
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  10. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط elnaz.t,کوثر حبیبی

  11. ارسال:66#
    بازهم سلام..گفته ي شمادرست اما اينطورنيست ما نميخوايم چيزي روكه مشنويم طبق خواسته خودمون باشيم امااگه ماهم نظرات خودمونونگينم اين كه مشاوره نميشه مشاوره به صورت گفتوگويه ودوطرفه است مشاور راه حل ميده بيمارهم حرفاشوميزنه..آقاي برزگرآقاي صالحي وآقاي عزيزي چطورنوشته هاي مارومتوجه شدن مارودرك كردن والان هم ازروشي ديگركه تاثيرداره به مامشاوره ميدن
    پاسخ با نقل و قول

  12. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط و.ك

  13. ارسال:67#
    (جناب مشاورگفته ي شمانادرسته مانميخوايم اوني روكه دوست داريم بشنويم اماشماانتظارداريدمشاوره يك طرفه باشه دوست داشتيدهمون اول كه راهتونوگفتيدماهم گوش ميداديم ..امامشاوره اينطوري نيست مشاوره به صورت متقابله مشاوردرمان ميگه بيمارهم جواب ميده..جدايي راهكارمانيست وايشون هم فعلاروانشناس نميان..امروزبه امضاتون نگاه كردم نوشته بوديد كه خوبي هاي مردم روببينيدبدي هاي آنهاروناديده بگيريد امااين راه حلي كه شماداريدميگيديعني من فقط بدي هاي همسرموببينم بنابرهمون هاازش جدابشم وخوبياشوناديده بگيرم..آقاي برزگرآقاي صالحي آقاي عزيزي خواهشانظرتون روبگيدمنتظرهستيم فكركنم شماتنهاكساني هستيدكه متوجه نوع نوشته هاي ماشديد شماروش ديگري رودرپيش گرفتيدواقعاازتون ممنون هستم دوستان..
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:68#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام دوست عزیز خانم ک. ف

    خوب هستین ؟؟ چه خبر

    دوست عزیز شناخت در ازدواج با حضور در خانواده فرد و از نزدیک آشنا شدن با فرد و خانواده فرد و همچنین زیز نظر داشتن رفتارها و نگرشهای فرد و خانواده و همچنی نحوه حل کردن مشکلات خانواده و تعاملاتشان حاصل میشود . % از نزدیک و رودرو شناخت حاصل میشود. %

    من و شما در حاصل صحبت هستیم ما دونفر علاوه بر اینکه صحبتهای همدیگر را میشونیم باید چهره و حرکات غیرکلامی همیدگر را ببینمی تا بدانیم که من یا شما چه میگوییم . شناخت هم باید با حضور فیزیکی در کنار هم حاصل شود .

    شما در صحبتهای خود این نکته را تاکید داشتید که ما باهم صادق هستیم و به ایشان اعتماد دارم و همه چیز را بهم گفته ایم اما نکته ای که بیان نمودین این بود که دوماه هست از مشکل ایشان باخبر شده اید و این دوتا حرف باهم متناقض و متضاد هستند و باهم نمیخوانند ؟؟!!!!!!

    اول اینکه چرا ایشان از روز اول به شما موضوع را نگته اند ؟؟ چرا بعد از ای مدت گفته اند ؟؟ ایا خجالت کشید دلیل میشود که ما برای ازدواج که صداقت رکن و اساس آن هست از همدیگر چیزی را مخفی کنیم ؟؟

    بنظرتان مواردی دیگر هم میتواند باشد که از شما مخفی شده اشد با توجه به این که این مورد اساسی و مهمی از شما پنهان شده بود؟؟
    دوست عزیز حضور فیزیکی و نزدیک به همین شناخت ها منجر میشود که فرد از ما به هر دلیلی نتواند چیی مخفی کند و ما با آگاهی بیشتری بتوانیم تصمیم بگیریم .

    دوست عزیز این نکته را یکبار دیگر بیان میکنم و شما توجه کنید :

    هر کسی حق ازدواج دارد و میتواند ازدواج کند اما افرادی که ازدواج کردن با آنها توصیه نمیشود و من هم سه مورد آنها را بیان کردم برای ازدواج میتوانند گزینه های همانند خودشان پیداکنند و ازدواج کنند .

    خوب دوست عزیز ما به افراد در مورد اشخاص و افرادی که به نوعی دچار مشکلی هستند آگاهیهای لازم را میدهیم و بعد انتخاب و تصمیم گیری را به عهده خود ایشان میگذاریم . خوب شما دوست عزیز هم باید انتخاب کنید که آیا میتوانید همیشه در آتش بمانید و زندگی کنید ؟؟؟/

    شما این ارتباط را ازخانواده خود به دلیل قدیمی بودن مخفی کرده اید و این قدیمی بودن هم من از شما سوال کردم که منظور شما چیه ؟؟
    و اینکه خواهر چه چه واکنشی نشان دادند که شما منصرف شدین از گفتن موضوع به ایشان ؟؟
    خوب با اینکه این موضوع را مخفی کرده اید چگونه میخواهید خانواده خود را راضی کنید و بگویید که من چندین ماه یا سال هست که موضوع را از شما مخفی مردم و با ایشان در ارتباط بوده ام و صیغه هم بوده ام ؟؟؟

    ایشان سعی میکنند که درس بخوانند و در شهر شما وارد دانشگاه شوند درست . اما چه تضمینی میدهند که قبول شوند ؟//و چه تضمینی میدهند که در شهر شما قبول شوند؟؟

    اگر قبول نشدند و وارد دانشگاه نشدند چه ؟؟؟؟ آن وقت چه میشود؟؟؟

    دوست عزیز گفتین که اگر من از ایشان جدا بشوم ایشان بدتر میشوند خوب شما میخواهید ایشان را خوب کنید ؟؟؟ یعنی برای ایشان نقش یک پرستار را میخواهید ایفا کنید ؟؟؟ و عشق را ایثار و فنا شدن میدانید ؟؟/

    شما منتظر هستید و امیدوارید که ایشان در آینده خوب شوند و و اگر شما از ایشان جدا شوید این اتفاق نخواهد افتاد و ایشان بدتر میشوند و حس میکنید کسی ایشان را به جز خود شما درک نمیکند درسته ؟
    دوست عزیز شما یک انسان هستین و این حس نوع دوستی شما تحسین برانگیز هست اما نه زمانی که شما خود را در آتش بیندازید و برای فرد دیگر بسوزید و خاکستر شوید تا دیگری بتواند گل و سرسبز شود.

    در مورد توضیح اون روانشناس که گفتن عشق دوبعد دارد و از دو دید میتوان نگاهش کرد باید بگوییم ایشان در مورد خود عشق صحبت کرده اند و این را باید من به شما بگوییم که عشق و دوست داشتن و دلبستگی نه وابستگی باید بعد از عقد دائمی ایجاد شود و نه قبل از عقد دائمی. چرا که قبل از عقد دائمی باید شناخت حاصل شود و بدانیم که با چه فردی قرار است ازدواج کنیم و بعد از عقد دائمی عاشق شوی.


    سوالات را یکی یکی پاسخ دهید و بدون پاسخ نگذارید.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  15. شنيدن صداي اشياو..  سپاس شده توسط elnaz.t

  16. ارسال:69#
    سلام به همه ي عزيزان

    از اونجايي كه حس كردم بعضي سوال هارو خانم ك.ف نميتونن پاسخ دقيق بدن خواستم با كسب رخصت از مشاورين گرامي به اين سوالات پاسخ بدم


    جناب برزگر:
    از اونجايي شروع ميكنم كه گفتي اين دوتا حرفتون باهم در نتاقض هستن خب درسته ما با هم صادق بوديم(البته بجز مواردي كه ايشون بهم نگفته بودن ولازم هم نبود بگن اما خودم مجبورشون كردم بگن كه توي
    تاپيك قبلي بيان شدن..بگذريم) منظور حرف شما اين بوده اگه ما صادق بوديم پس چرا من بهشون نگفتم كه يه سري مشكلات رواني و رفتاري دارم خب مسئله اينه اصلا خودم هم نميدونستم كه ممكنه بعضي
    تفكراتم بعضي رفتارهام و بعضي كارهام يه بيماري باشه و فكر ميكردم هر انساني اين مسائل رو داره واسه همين واسم عادي بود و چيزي به ايشون نميگفتم اما دوماه اخير به خاطر اختلافاتي كه بين منو ايشون بود
    اين علائم شدت گرفت و اتفاقا منم همون حدودا يه سري نوشته و مقاله راجع به روانشناسي ميخوندم كه متوجه شدم ممكنه بعضي رفتار اخلاق و كارهاي من نشان دهنده ي يك بيماري رواني و يا يك بيماري رواني باشه اون موقع بود كه به ايشون اطلاع دادم وگرنه خودم هم نميدونستم خجالتي هم كه هميشه حرفشو زدم واسه ايشون نبوده يعني درمورد مسائل رفتاري جلوي ايشون خجالت نداشتم اگر هم حرفي از خجالت زدم
    واسه ديگران بوده..

    شك شما نسبت به اين كه مسائلي ديگه هست و من نگفتم به نظرم درسته اما تا جايي كه احساس كردم و نياز دونستم اطلاعات دادم اگه ميدونستم بيماري رواني دارم از همون اول ميگفتم !
    اين حرف شما هم درسته كه حضور فيزيكي در كنار همديگه حتي حركت هاي كوچك اعضاي صورت و بدن هر كدوم نشان دهنده ي علائمي هست اما اين علائم واسه بزرگواراني مثل شما كه شناخت كاملي از
    علم روانشناسي و رفتارشناسي دارن قابل درك هست خيلي كه من و اين خانم بتونيم تشخيص بديم رفتارهاي ناهنجار يكديگرو تشخيص ميديم ! تا قبل از اين كه متوجه وجود بيماري هاي رواني بشم تمام حركات ايشون و خودمو عادي ميدونستم اما حالا كه شناخت كمي دارم به بعضي از رفتارها و حركات ايشون اين شكو دارم كه ممكنه نشان دهنده ي يك بيماري باشه ! حتي گاهي اوقات تو يك سري شرايط اينو كاملا حس كردم
    كه ايشون چندين برابر من به مشاوره احتياج دارن پس اينطوري نيست كه ما از نظر تفكر و رفتارو روان خيلي فرق داشته باشيم با هم

    سوال بعدي كه بايد جواب بدم اينه كه چطور به خونواده هامون بگيم كه اين همه مدت با هم بوديم: خب در اين مورد ما قبلا حرف هامونو زديم و از اونجايي كه ممكنه به خاطر دلايل ساده اي خونواده هامون اين ارتباط
    چندساله ي مارو نپذيرن مجبور ميشيم بگيم كه تو محيط هايي مثل دانشگاه با هم اشنا شديم كه واسشون منطقي باشه اگر هم احساس كرديم ارتباط چندساله ي مارو ميپذيرن كه چه بهتر بهشون ميگيم

    واسه درسو دانشگاه هم به نظرم حرف زدن نميخواد حداقل واسه من يه مسئله ي خيلي ساده هست به توانايي هاي درسي و علمي خودم اعتقاد دارم كه ميتونم درسته كه يكي دوسال به خاطر چالش هاي شديدي
    كه برام پيش اومد خيلي افت كردم اما سابقه ي درخشاني واسه درس خوندن دارم واسه همين قبولي من تو دانشگاه هاي شهر ايشون اونقدرا هم كه فكر ميكنيد سخت نيست

    حرف هاي شما درسته اگه بخوايم با همين اطلاعاتي كه به شما داديد درموردرابطمون تصميم بگيريم ايشون نقش پرستار رو دارن !
    اما حرف هايي كه گفته نشده اينه كه اواخر ارديبهش امسال اختلافات و درگيري هاي بسيار شديدي بين منو اين خانم تا اوايل تير ادامه داشت و حتي ايشون ميخواستن جدا بشن اين كارو هم كردن تا چندروزي جدا بوديم
    بعد دوباره برگشتيم تو اين مدت هم من هم ايشون تنش ها و چالش هاي زيادي داشتيم مخصوصا من به قدري تنش و چالش داشتم كه تو يه هفته بالاي نه كيلو وزن كم كردم ! و داشتم توي اتيش جهنمي كه اين خانم
    برام درست كرده بود نابود ميشدم شايد كلمه ي سوختن تو اين مواقع ي توصيف واسه حس هاي دروني باشه اما واقعا من سوختن ذره به ذره بدنمو حس ميكردم و ايشون هم اون موقع بجز يه سري مسائل جزئي
    به قول شما گل و سرسبز بودن... حتي هنوز هم كه هنوزه گاهي اوقات كه درمورد اون ماجراها مينويسم ي فكر ميكنم بدنم ميلرزه اشك تو چشمام حلقه ميزنه ....... پس نميشه گفت تمام صبوري ها انتظار كشيدن هاي خانم ك.ف حس نوع دوستيه
    حالا نميخوام اينطوري خانم ك.ف رو تحقير كنم با حرف هام اتفاقا خيلي هم دوسش دارم اميدوارم بهش برنخورده باشه اين حرفام اما خب يه سري حقيقت بود به خاطر اين كه مشاورين گرامي اطلاع داشته باشن مجبور
    به ياد آوري و بازگويي شدم......

    باز هم تشكر فراوان...گاهي اوقات اينقدر دوستان درگير اين تاپيك هستن و با پاسخ هاشون به ما لطف ميكنن كه واقعا شرمنده ميشم كه وقتشونو گرفتم...صميمانه ممنونم از همه ي شما عزيزان

    روز خوش
    پاسخ با نقل و قول

  17. ارسال:70#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط ك.ف نمایش پست ها
    وبايداينم بگم معذرت بابط حرفم معذرت اماشماخانوم حبيبي وكساني كه اين حرف شماروموردسپاس قراردادن بايدبگم مشاوراني هستين كه زودخسته ميشين وبراي درمان بيمارتون فقط يك روشوپيش ميگيرينوتوهمون يك روش اصرارميورزيدوبعدش كه ميبينيدبيمارتون همچنان سر حرف خودشون هستن اينگونه باهاشون برخوردميكنيد..به نظرمن يك مشاوره خوب مثل آقاي برزگر وآقاي صالحي وآقاي عزيزي هستند كه براي دذمان بيمارشون وقتي ميبينن ازيك راه نميتونن به سرانجام برسن يك راهه ديگه روپيش ميگيرن وبابيمارشون اينگونه برخوردنميكنن..ازطرفي هم حرف شماخانوم حبيبي وآقاي كلينيك روانشناسان باالناز جون فقط جدايي بود همين يك درمانوپيش گرفتيداما منم گفتم جدايي كارسازنيست چون ازوقتي ايشون بابنده آشناشدن وضعشون خيلي بهترشده خودشون ميگن اگه ازهم جداشيم وضعشون بدترميشه حتي امتحان كرديم اين روش شماروامابه اين نتيجه رسيديم نه تنهاحال ايشون بدترميشه بلكه حال من هم بدترميشه چون ايشونودوست دارم ..من ازجناب برزگر صالحي وعزيزي تشكرميكنم كه براي درمان همسرم راه هاي مختلفي پيش ميگيرن ودرضمن عشق ماروباوركردن مثل شمانگفتن كه ماعاشق نيستيم..وهمچنين ازشون متشكرم كه بانوعي ديگربه نوشته هاي مانگاه كردند ودارن مارودرك ميكنن
    سلام

    بنده تا به حال هنوز به شما مشاوره ندادم که بخوام خسته بشم یا نشم

    و فقط یه توصیه ی دلسوزانه بهتون کردم که بهترین نتیجه از از این تاپیک و وقت گذاشتن دوستان ببرید

    ولی گویا شما دوست دارین که صحبت های دیگران رو بد تفسیر کنید و در جهت دلخواه خودتون نتیجه بگیرید

    به هر حال بازم امیدوارم در این مسیر تصمیم اشتباه نگیرید و موفق بشید
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (9): صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 56789 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •